---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 1379: روشِ صورت فلکی • ⏱ 10 دقیقه

چپتر 1379: روشِ صورت فلکی

0

آسمان سفید.

گرومب!

برجی هوا را شکافت و همان‌طور که‌شبح​ ردپای بلندی از باد به جا می‌گذاشت،‌بزرگی​ به سرعت در آسمان سفید به پرواز درآمد.

به هر جا که می‌رفت، گروه‌های جانورانِ‌دوک​ اطراف احساس خطر می‌کردند و می‌گریختند، زیرا این‌بیرون​ برج هاله‌ای شدید از رتبه ۹ ساطع می‌کرد.

این برجِ ناظر آسمان بود!

پس از نبردِ قلمرو رؤیای غول‌پیکر، دربار‌ستبرش​ آسمانی ابرآرایهٔ گوی مرز جنوبی را غارت کرد‌القا​ و تمام کرم‌های گو را با خود برد.

اکنون، جاودانه‌های پرشمارِ قارهٔ مرکزی،‌اهریمن​ برج ناظر آسمان را به‌پاره‌روحِ​ وضعیت اولیه‌اش ترمیم کرده بودند.

در بالاترین نقطهٔ برج،‌بالاترین​ تنها دوک لونگ و‌لونگ​ پری زی وِی حضور داشتند.

پری زی وِی نگاهش را از دنیای بیرون گرفت، رو‌اهریمن​ به دوک لونگ کرد و گفت: «به نظر می‌رسه آسمان‌برای​ سفیدِ مرز جنوبی تحت تأثیر کاخ آسمانی سرکوب بخت قرار نگرفته.»

ردی از‌چهره‌اش​ نگرانی بر چهرهٔ‌می‌شد​ زیبایش نمایان شد.

دوک لونگ چهارزانو روی زمین نشسته بود. ابروانش‌است​ در هم گره خورده و رنگ از رخسارش پریده‌باشه​ بود و حالت چهره‌اش هر از گاهی بی‌رحمانه می‌شد.

بدن ستبرش به تخته‌سنگی یکپارچه می‌مانست؛ با‌دوک​ وجود اینکه نشسته بود، حس ستون عظیمی را‌بیرون​ القا می‌کرد که می‌توانست آسمان را نگه دارد.

«واقعاً برازندهٔ نامِ والامقام اهریمن روح شبح است. حتی یک پاره‌روحِ کوچک هم می‌تونه دردسر‌پاره‌روحِ​ بزرگی برای سرور دوک لونگ باشه. سرور دوک لونگ می‌خواست درگاه مرگ و زندگی رو‌اون​ برای دربار آسمانی بگیره، اما کی فکرشو می‌کرد که روح شبح از اون استفاده کنه.»

پری زی وِی از یک سو‌بدن​ نگران بود و از سوی دیگر،‌اینکه​ سرشار از تحسین نسبت به دوک لونگ.

در این سفر، دربار آسمانی ننگِ شکست در دشت‌های‌حتی​ شمالی را پاک کرده بود. آن‌ها در میدان نبرد‌می‌خواست​ جولان داده و روح شبح را به اسارت گرفته بودند.

این دستاورد،‌کرده​ بیشتر حاصل تلاش‌های‌نقطهٔ​ دوک لونگ بود.

اگر دوک لونگ نمی‌جنگید، آن‌ها‌دارد​ به هیچ وجه نمی‌توانستند به‌اهریمن​ چنین نتیجهٔ چشمگیری دست یابند.

درست در همان حال که‌می‌شد​ غرق در افکارش بود، دوک‌می‌مانست​ لونگ آرام چشمانش را گشود.

پری زی وِی بی‌درنگ جلو رفت‌روح​ و پرسید: «سرور دوک لونگ، کاری‌می‌تونه​ هست که بتونم براتون انجام بدم؟»

دوک لونگ آرام سرش را تکان داد: «نگران نباش، روح شبح الان داره آخرین‌دنیای​ مقاومت‌های بیهوده‌ش رو می‌کنه. من دیگه اوضاع رو تحت کنترل درآوردم. به محض اینکه‌ردی​ به دربار آسمانی برگردیم و از قدرت اونجا استفاده کنیم، راحت می‌تونیم سرکوبش کنیم.»

پری زی وِی آهِ آسودگی کشید‌واقعاً​ و گفت: «خداروشکر. با این سرعتی‌شبح​ که داریم، وقتمون بیشتر از حد نیازه.»

با وجود این، دوک لونگ ادامه داد: «اما باید برای حوادث غیرمنتظره آماده باشیم. اگه روح شبح روحِ‌دارد​ من رو ببلعه، به احتمال زیاد خودش رو جای من جا می‌زنه. پس، وقتی به دربار آسمانی برگشتیم،‌می‌خواست​ فوراً من رو حبس و مهروموم کن، بعدش از تمام روش‌های دربار آسمانی برای یه بازرسیِ دقیق استفاده کن.»

«اگه من روح شبح رو سرکوب کنم، طبیعتاً همکاری می‌کنم. اگه روح شبح من رو بلعیده‌سرور​ باشه، اون موقع دست خودش رو رو می‌کنه. اگه بخواد به تظاهر ادامه بده و در‌تحسین​ برابر مهروموم شدن توسط دربار آسمانی مقاومت نکنه، تبدیل به بره‌ای میشه که منتظرِ ذبح شدنه.»

دوک لونگ همه‌چیز را در‌نقطهٔ​ نظر گرفته بود و حتی‌وِی​ کوچک‌ترین فرصتی به روح شبح نمی‌داد.

پری زی‌القا​ وِی بی‌درنگ‌نگه​ تأیید کرد.

پس از مدتی‌گاهی​ سکوت، دوک لونگ پرسید:‌ستبرش​ «اوضاع فانگ یوان چطوره؟»

پری زی وِی پاسخ داد: «مدتی پیش، خانهٔ گوی جاودانِ‌پاره‌روحِ​ عمارت خلیج از خاندان یی در مرز جنوبی، به طور‌مرگ​ غیرمنتظره‌ای با گروه فانگ یوان روبه‌رو شد. متأسفانه نتونستن متوقفش کنن.»

«فانگ یوان خیلی مکارتر از این حرفاست. اون حدس زد که عمارت خلیج‌نگاهش​ احتمالاً به خاطر ردیابی شدنِ خودش پیداشون کرده، برای همین از گوی جاودان‌قرار​ برای بررسیِ خودش استفاده کرد و واقعاً هم به چیزای مشکوکی پی برد.»

پری زی وِی لبخندی حاکی از اعتمادبه‌نفس زد و گفت: «اما... حتی اگه فهمیده باشه،‌پاره‌روحِ​ که چی؟ حرکت کشندهٔ تحقیقاتیِ من با کمک خانهٔ گوی جاودانِ صفحه شطرنج صورت فلکی‌اون​ فعال شد. این همون روشیه که والامقام جاودان صورت فلکی در گذشته به کار می‌گرفت.»

دوک لونگ که خیالش آسوده‌می‌شد​ شده بود گفت: «خوبه.» و‌می‌مانست​ دوباره آرام چشمانش را بست.

مرز جنوبی.

عقاب آسمانی فراز مطلق در حالی‌تنها​ که فانگ یوان و بقیه را‌داشتند​ حمل می‌کرد، به سرعت در پرواز بود.

فریاد تیزِ عقاب در سراسر آسمان‌واقعاً​ طنین‌انداز شد و تمام پرندگان را‌شبح​ در گسترهٔ وسیعی از اطراف فراری داد.

سفر بدون مانع پیش‌بی‌رحمانه​ می‌رفت و آن‌ها دیگر‌تخته‌سنگی​ عمارت خلیج را ندیدند.

جاودانه‌های فرقهٔ‌برازندهٔ​ سایه کمی از‌اهریمن​ گارد خود کاستند.

رفته‌رفته خندق‌کرده​ زمینی در‌بالاترین​ دیدرسشان پدیدار گشت.

خندق زمین عمیق و تاریک بود و ژرفای‌نامِ​ آن به چشم نمی‌آمد. با وجود اینکه روزی آفتابی‌می‌تونه​ بود، درون خندق زمین را تاریکی پر کرده بود.

فانگ یوان ایستاد و در حالی که‌ستبرش​ به نمای کاملِ خندق زمینی غارت سایه چشم‌القا​ دوخته بود، گفت: «اینجا خندق زمینی غارت سایه‌ست.»

زمانی که یینگ وو شیه رهبری فرقهٔ سایه را بر عهده داشت، فانگ یوان آن‌ها را تا دشت‌های شمالی تعقیب‌مرگ​ کرده بود، جایی که آن‌ها فرمانروای حقیقی کوهستان بنفش را بیدار کردند. پس از نبردِ رود واژگون‌جریان، فرمانروای حقیقی کوهستان‌آن‌ها​ بنفش نیروهای باقی‌ماندهٔ فرقهٔ سایه را از دشت‌های شمالی به دریای شرقی هدایت کرد، پیش از آنکه به مرز جنوبی بیایند.

پس از نبردِ قلمرو رؤیای غول‌پیکر، هویت فانگ یوان به عنوان وو یی های دیگر فاش شده بود. حتی اگر دربار آسمانی‌تأثیر​ آن را لو نمی‌داد، این هویت جعلی دیگر قابل استفاده نبود. و پس از زنجیره‌ای عجیب از اتفاقات، فانگ یوان به رهبر‌چهره‌اش​ جدید فرقهٔ سایه تبدیل شده بود؛ از این رو، نیروهای باقی‌ماندهٔ فرقهٔ سایه را برای استراحت و تجدید قوا به اینجا آورد.

ویژژژ!

عقابِ آسمانیِ فرازِ مطلق بال‌هایش‌می‌شد​ را بست و به سوی‌می‌مانست​ خندق زمینی غارت سایه شیرجه رفت.

دیری نپایید که همراه با فانگ‌روح​ یوان و دیگران وارد خندق زمین‌می‌تونه​ شد و در تاریکی بی‌کران ناپدید گشت.

هرچند عقابِ آسمانیِ فرازِ مطلق‌نقطهٔ​ عظیم‌الجثه بود، اما ابعادش با خندق‌حضور​ زمینی غارت سایه قابل قیاس نبود.

با ورود به ژرفای خندق زمینی غارت‌برازندهٔ​ سایه، عقابِ آسمانیِ فرازِ مطلق همچون پرنده‌ای کوچک‌پاره‌روحِ​ در کنار یک کشتی جنگی به نظر می‌رسید.

انواع و اقسام صداهای‌بی‌رحمانه​ عجیب و مخوف به گوش‌یکپارچه​ فانگ یوان و گروهش می‌رسید.

در میان سایه‌ها، هالهٔ‌والامقام​ هیولاهای برهوت و هیولاهای‌است​ برهوتِ باستانیِ بسیاری حس می‌شد.

بیشترشان هیولاهای سایه بودند.

هیولاهای سایه نوعی جانور بودند که‌واقعاً​ معمولاً در مناطقی با تراکم بالای‌شبح​ نشان‌های دائو مسیر تاریکی زاده می‌شدند.

خندق زمینی‌چهره‌اش​ غارت سایه بی‌شک‌می‌شد​ چنین مکانی بود.

هرچند هیولاهای سایه جانور بودند، اما همچنان غریزهٔ ذاتی دوری از خطر‌می‌تونه​ را داشتند. هالهٔ ازلی عقابِ آسمانیِ فرازِ مطلق آن‌ها را به وحشت انداخت‌اون​ و بدون اینکه نیازی باشد فانگ یوان آن‌ها را براند، خودبه‌خود پراکنده شدند.

فانگ یوان و‌بودند​ دیگران بی‌هیچ مانعی‌تنها​ به مقصد رسیدند.

آنجا عمیق‌ترین بخش خندق زمینی‌دارد​ غارت سایه نبود، بلکه غاری‌اهریمن​ در دیوارهٔ شیب‌دار یک کوه بود.

دهانهٔ غار عریض بود، به‌طوری که حتی‌ستبرش​ عقابِ آسمانیِ فرازِ مطلق نیز می‌توانست خود را‌القا​ در آن جا دهد، هرچند با کمی دشواری.

پس از ورود به غار، فانگ یوان و دیگران از‌پاره‌روحِ​ عقاب پیاده شدند؛ فانگ یوان همان‌طور که به داخل غار‌مرگ​ می‌رفت، عقابِ آسمانیِ فرازِ مطلق را به روزنهٔ جاودان خود بازگرداند.

با در دست داشتن میراث فرمانروای حقیقیِ کوهستان بنفش، رسیدن‌وِی​ به بخش اصلی برای فانگ یوان بسیار آسان بود و‌سفیدِ​ بی‌هیچ مانعی کنترل آرایهٔ گوی آنجا را به دست گرفت.

فانگ یوان‌القا​ گفت: «این آرایهٔ‌دارد​ گو خیلی خوبه.»

«با استفاده از نشان‌های دائو مسیر تاریکیِ متراکمِ اینجا چیده شده.‌وجود​ فقط از گوی فانی توش استفاده شده، اما قدرت یه آرایهٔ‌والامقام​ گوی جاودان رو داره، و بهترین کاربردش هم جلوگیری از استنتاج‌های بقیه‌ست.»

کسانی که می‌توانستند از نشان‌های دائو طبیعیِ‌شبح​ محیط برای ساختن آرایهٔ گو استفاده کنند،‌بزرگی​ قطعاً سطح تبحر استاد اعظم را داشتند.

این کار‌کرده​ برای فرقهٔ‌بالاترین​ سایه دشوار نبود.

با تبحر کنونی فانگ یوان که در مسیر آرایه در حد استاد بزرگ‌است​ بود، او تنها می‌توانست ساختار کلی این آرایه را درک کند و فهم عمیقی‌بگیره​ از سازوکار آن نداشت. در حال حاضر ساختن چنین آرایه‌ای برای او غیرممکن بود.

در اینجا‌چهره‌اش​ فانگ یوان توانست‌می‌شد​ آهِ آسودگی بکشد.

او بی‌درنگ برای برداشتن حرکت کشندهٔ تحقیقاتی که‌است​ رویش قرار داشت تلاشی نکرد، بلکه دیگر جاودانه‌ها را‌باشه​ یکی‌یکی فراخواند تا در خلوت با آن‌ها گفتگو کند.

به عنوان رئیس فرقهٔ‌بالاترین​ سایه، فانگ یوان طبیعتاً باید‌پری​ به چنین اموری رسیدگی می‌کرد.

بانو خرگوش سفید به‌شدت‌نگه​ مطیع بود و هرچه فانگ‌والامقام​ یوان می‌پرسید را پاسخ می‌داد.

پری میائو یین تا حدودی جسور بود؛ پس از پاسخ سریع به سؤال‌ستون​ فانگ یوان، اغلب خودش هم سؤالی از او می‌پرسید. چشمانش گهگاه نگاه‌های عشوه‌گرانه‌ای‌است​ حواله می‌کرد و حتی پرسید که بین او و چیائو سی لیو کدام‌یک زیباترند.

و در گفتگو با هی لو لان، فانگ یوان پیش‌قدم شد‌کوچک​ و اشاره کرد که اگر هی لو لان مشارکت عظیمی داشته باشد،‌اما​ ممکن است لغو پیمان اتحادش و بازگرداندن آزادی‌اش را در نظر بگیرد.

ناگفته نماند که وضعیت بغرنج‌نقطهٔ​ هی لو لان در واقع‌وِی​ تا حدودی تقصیر فانگ یوان بود.

پس از تولد دوبارهٔ فانگ یوان، او بسیاری از رویدادهای اصلی را تغییر داده بود. پیش از تولد دوباره‌اش، هی لو‌سرور​ لان با کمک اهریمن‌بانوی آسمانِ سوزان، هی چنگ را کشته و انتقامش را کامل کرده بود؛ او خودِ واقعی‌اش را یافته‌دشت‌های​ بود و با گوی نگرش، در پی به دست گرفتن کنترل قبیله هی بود و آینده‌ای روشن و واضح پیش رو داشت.

پس از نبرد کوه یی تیان، هی لو لان خاله‌هایش را‌وجود​ از دست داد و با ترکیب عجیبی از عوامل متعدد که‌والامقام​ از کنترلش خارج بود، در نهایت به زیردست فانگ یوان تبدیل شد.

درست همان‌طور که یینگ وو شیه‌روح​ هی لو لان را یک استعداد می‌دانست،‌دردسر​ فانگ یوان نیز چنین طرز فکری داشت.

سپس نوبت‌کرده​ به بای‌بالاترین​ نینگ بینگ رسید.

بای نینگ بینگ پیش‌دستی‌نگه​ کرد و گفت: «حتی اگه‌والامقام​ دنبالم نمی‌فرستادی، خودم می‌اومدم سراغت.»

رفتار او کاملاً با دیگران تفاوت‌بدن​ داشت؛ دست‌به‌سینه ایستاده بود و از‌اینکه​ بالا به فانگ یوان نگاه می‌کرد.

بای نینگ بینگ پرسید: «دربار آسمانی رو‌شبح​ دشمن خودت کردی، جناح حقِ مرز جنوبی‌بزرگی​ هم دست از سرت برنمی‌داره، حالا نقشه‌ت چیه؟»

او نیز در نبردِ قلمروِ رؤیای غول‌پیکر شرکت کرده بود‌وِی​ و اکنون در جبههٔ فانگ یوان قرار داشت. جناح حقِ‌سفیدِ​ مرز جنوبی به همین ترتیب او را نیز رها نمی‌کرد.

فانگ یوان گفت: «اول منابعی که از فرقهٔ‌نامِ​ سایه به دست آوردم رو سر و سامان‌کوچک​ می‌دم، بعد قدم به قدم براش نقشه می‌کشم.»

قلمروِ رؤیای غول‌پیکر از بین رفته و هویت‌تخته‌سنگی​ وو یی های لو رفته بود؛ فانگ یوان‌می‌توانست​ این میان‌بُرِ تزکیه را از دست داده بود.

با وجود این، پس از رسیدن به‌شبح​ ریاست فرقهٔ سایه، آنچه فانگ یوان به‌بزرگی​ دست آورده بود بسیار عظیم‌تر از خساراتش بود!

ناولها | novelha.net