چپتر 1458: تجارت قارچهای درخشان
0در پهنهٔفرود وسیع دریایتعظیم شرقی، امواج میخروشید.
باد و امواج به سوی جزیرهای بیناممبلغ میتاختند. هنوز غروب فرانرسیده بود، اما آسمانبقیهش از پیش در تاریکی فرو رفته بود.
تونگ هوا همانطور که در پرواز بود، سر بالا آوردمکثی و با دیدن ابرهای سیاهی که در آسمان بر فرازشاول سایه افکنده بودند، حس کرد طوفانی در شرف وقوع است.
با وجود آشفتگیِ درون، چهرهای آرام داشت. او به سرعت بربدهیِ فراز جزیرهٔ بینام به پرواز درآمد و شخصی را دید که درهمهش بلندترین نقطهٔ جزیره ایستاده و به دریا و آسمان چشم دوخته است.
تونگ هوا به سویتعظیم جاودانه فرود آمد، تعظیمجاودانهٔ کرد و گفت: «منتظرتان گذاشتم.»
جاودانهٔ مرموزعمدی برگشت ودرست چهرهاش نمایان گشت.
پیرمردی بود با بینی کشیده و چشمانی باریک. لبخندی زد وعمدی با آرامش گفت: «مهم نیست. پری تونگ هوا، باید بهت تبریکبرمیگردونم بگم. شنیدم تمام قارچهای درخشانت رو توی آسمان زرد گنجینه فروختی.»
این جاودانهٔ پیر، رن شیوبعداً پینگ، جاودانهای رتبه هفت ازتوافقمون مسیر بردگی در دریای شرقی بود.
پری تونگ هوا سر تکان دادمنتظرتان و مقدار زیادی سنگ جوهر جاوداننمایان به رن شیو پینگ تحویل داد.
رن شیو پینگ آنها را بررسی کردمبلغ و سپس با مکثی عمدی گفت: «پری،بقیهش اگه درست شمرده باشم، مبلغ یکم کمه.»
پری تونگ هوا با چهرهای درهمکشیدهتحویل سر تکان داد: «اول بیشترش رواگه بهت برمیگردونم، بقیهش رو بعداً پس میدم.»
رن شیو پینگ سر تکان داد: «خیلی عاقلانهست. طبق توافقمون،توافقمون هر چی بدهیِ باقیموندهت کمتر باشه، سود کمتری میدی. بههمین نظر میرسه به همین زودی میتونی همهش رو پس بدی.»
پری تونگفرود هوا پوزخندتعظیم زد: «معلومه.»
او پیش از این مصیبتی را پشت سر گذاشته بود و بازسازی روزنهٔ جاودانش بهبعداً منابع مالی زیادی نیاز داشت، از این رو مجبور به قرض گرفتن شد. رن شیوهمین پینگ یکی از وامدهندگان بود که بیشترین مقدار سنگ جوهر جاودان را در اختیارش گذاشته بود.
اما توافق او با رنجاودان شیو پینگ، سختگیرانهترین توافق بامکثی بالاترین نرخ سود نیز بود.
در ابتدا، پری تونگ هوا در وضعیت وخیمی قرار داشت،توافقمون اما باورش سخت بود که فانگ یوان تمام قارچهای درخشان اوزودی را خرید و بدین ترتیب، او بخشی از سرمایهاش را بازیافت.
با بازگرداندن بخش عمدهٔ بدهیگفت به صورت یکجا، بحران اوبرگشت تا حد زیادی تسکین یافت.
اکنون پری تونگ هوا برایشمرده بازگرداندن مابقی بدهی و سوددرهمکشیده آن، فشار چندانی حس نمیکرد.
پس از پایان معامله، پری تونگ هوا دیگربررسی تمایلی به ماندن نداشت. او قصد رفتن داشتمبلغ که رن شیو پینگ گفت: «پری، صبر کن.»
پری تونگ هوا کمی اخم کرد و باعاقلانهست سردی گفت: «چیکار داری؟ اگه میخوای سنگ جوهر جاودانِمیدی بیشتری قرض بدی، شرمنده، ولی دیگه چیزی قرض نمیگیرم.»
رن شیو پینگ لبخند زد: «نگران نباش پری، موضوع این نیست. من یه میراثپیرمردی حقیقیِ ناقص در اختیار دارم که مال یه قدرتمند بزرگِ مسیر چوب در گذشتههای دوره.تمام مگه نمیخوای قارچهای درخشان رو اصلاح کنی؟ مطمئنم این میراث حقیقی کمک بزرگی بهت میکنه.»
پری تونگ هوا مشکوکدرست شد: «از کجا فهمیدی دارمکمه قارچهای درخشان رو اصلاح میکنم؟»
رن شیو پینگ خندید: «توجاودان این موضوع رو پنهان نکردی، منمعمدی با یه پرسوجوی ساده راحت فهمیدمش.»
چهرهٔ پری تونگ هوابقیهش درهمکشیده بود و باعاقلانهست آن آبوهوای وحشتناک همخوانی داشت.
شلپ! شلپ! شلپ!
بادهای شدیدی وزید و امواجشمرده بر ساحل جزیرهٔ بینام کوبیدهدرهمکشیده شد و تلاطم عظیمی پدید آورد.
حق با رن شیو پینگ بود. تونگ هوا سرمایهگذاریِ بیش از حدیاگه برای اصلاح قارچهای درخشان انجام داده بود که موجب فروپاشیِ مالیاش گشتبعداً و او را مجبور کرد برای حفظ وضعیت مالی خود، منابع قرض بگیرد.
اگر به خاطر این موضوع نبود،میدم او با بنیان خود میتوانست هزینههایباقیموندهت بازسازی روزنهٔ جاودان را تأمین کند.
پس از مدتی سکوت،تعظیم پری تونگ هوا پرسید: «منظورتمرموز کدوم قدرتمند بزرگِ مسیر چوبه؟»
رن شیو پینگ لبخنددرست زد: «جاودانهٔ مسیر چوب، کویکمه وو زی. اسمش رو شنیدی؟»
پری تونگ هوا کمی غافلگیر شد: «اون واقعاً یه قدرتمند بزرگِعمدی مسیر چوب با سطح تزکیهٔ رتبه هشته. اما تو تاریخ، بهبرمیگردونم خاطر قدرت نبردش معروف بود و مدیریت روزنهٔ جاودانش تعریفی نداشت.»
رن شیو پینگ سر تکان داد و با لحنی مطمئن گفت: «پری، اینطور نیست. تو این برداشت رو داری چون قدرت نبردِ کوی وو زی بیشمعلومه از حد خیرهکننده بود و تواناییش تو مدیریت روزنهٔ جاودان رو زیر سایه برد. حقیقت اینه که اون کاملاً چشمگیر بود. بدون بنیانِ روزنهٔ جاودان، قدرتباورش نبرد تا حدودی بیمعنیه. تازه، حتی اگه مدیریتش خوب نبوده باشه، بازم یه جاودانهٔ رتبه هشت از مسیر چوب بوده. قطعاً برات خیلی مفیده، این غیرقابلانکاره.»
تونگ هوا تحت تأثیر قرار گرفت و با خود اندیشید: (من پیش از این برای اصلاح قارچهای درخشانباریک با مشکلاتی روبهرو بودم، دلیلش سطح تبحرِ مسیر نورِ من نبود، بلکه مسیر چوب بود. اگه بتونم ایناین میراث حقیقیِ ناقص رو به دست بیارم، احتمالاً تو این مشکل کمکم میکنه و اصلاح قارچهای درخشان موفقیتآمیز میشه!)
با این فکر، تونگ هوا پیش ازمبلغ آنکه از رن شیو پینگ بپرسد، مکثیبقیهش کرد: «قیمت میراث حقیقیِ کوی وو زی چقدره؟»
رن شیو پینگ با خود فکرتحویل کرد «ماهی طعمه رو قاپید»، اما بهدرست زبان آورد: «زیاد نیست، اصلاً زیاد نیست.»
دو طرف به مذاکره پرداختند، اما سرانجام، پری تونگطبق هوا میراث حقیقیِ کوی وو زی را از رننظر شیو پینگ خرید و جزیرهٔ بینام را ترک کرد.
به محضفرود رفتن او،تعظیم طوفان آغاز گشت.
هم آسمان و همدرست دریا به یک رنگِیکم تیره و کدر درآمده بودند.
تَرَق!
رعدی بلند وبرمیگردونم آذرخشی مارمانند در سراسرخیلی آسمان و زمین درخشید.
در این لحظه، نورتعظیم آذرخش بر چهرهٔ رنجاودانهٔ شیو پینگ بازتاب یافت.
او لبخند میزد،اگه گویی نقشهاش با موفقیتمبلغ به سرانجام رسیده بود.
«موفق شدم.»
«تونگ هوا فریبِ آوازهٔ کوی وو زی را خورد. میراثتوافقمون حقیقی او در واقع کمک چندانی به این زن نمیکند. بهویژهزودی پس از آنکه من بخشهایی از اطلاعات حیاتیاش را بیرون کشیدم.»
«قارچ درخشان گیاهی برهوت است؛ دگرگون ساختنِ گیاهی برهوت مگر بهچهرهاش این سادگیهاست؟ بهویژه که تونگ هوا به جای مسیر چوب، درنیست مسیر نور تزکیه میکند. او بدون سالها پژوهش چگونه میتواند کامیاب شود؟»
دشتهای شمالی،عمدی سرزمین متبرکدرست لانگ یا.
حس الهیِ فانگسنگ یوان به درونِ روزنهٔآنها جاودانِ فرمانروا نفوذ کرد.
حرکت کشندهٔبیشترش جاودان —بقیهش درخشش قارچ نورانی.
فانگ یوان حرکت کشندهٔ جاودانش را فعالگذاشتم کرد و در پیِ آن، پرتویی خیرهکنندهپیرمردی از نورِ زرد و نارنجی پدیدار گشت.
با تابشِ نور نارنجی بر قارچهای درخشانِ سبز،یکم روندِ دگرگونی آغاز شد. قارچهای درخشان بهسرعت رنگ میگرفتندخیلی و رفتهرفته رنگشان از سبز به سپیدیِ ناب میگرایید.
لحظهای بعد، حرکت کشندهٔ جاودان با موفقیتآنها به سرانجام رسید و فانگ یوان پیشِ رویباشم خود، تنها قارچهای درخشانِ یکدست سپید را میدید.
قارچهای درخشان با گذشته تفاوتبعداً داشتند؛ اکنون به جای پژمردگی،توافقمون نوری نیرومند از خود میپراکندند.
فانگ یوان با روشهای کاوشگرانهٔگفت خود به بررسی آنها پرداخت وچهرهاش سپس با خشنودی سر تکان داد.
«عالی است. دگرگونیِ قارچ درخشانشمرده کاملاً موفقیتآمیز بود. اکنون میتوانمدرهمکشیده کِشتِ گستردهٔ آن را آغاز کنم.»
سطح تبحرِ مسیر چوبِ فانگ یوان حتی از پری تونگ هوا نیز پایینتر بود. با وجود این، او نور خرد را برایبرمیگردونم یاری در اندیشیدن در اختیار داشت. افزون بر این، با در دست داشتنِ میراثهای فرقهٔ سایه و فرقهٔ لانگ یا، از دانشیپوزخند بنیادین و بسزا برخوردار بود. همچنین به شمارِ عظیمی از گوهای جاودان دسترسی داشت و حتی میتوانست گوهای بیشتری به امانت بگیرد.
به یُمنِ تمامیِ این دلایل،بعداً او توانست حرکت کشندهٔ جاودانِتوافقمون درخشش قارچ نورانی را خلق کند.
این حرکت، گوی جاودان پشتکار، گوی جاودان عشق به خود و گوی جاودان جوانهٔ چوب را بهچشمانی عنوان هسته به کار میگرفت و گوی جاودان میانوعده نقش مکمل آنها را ایفا میکرد. بدین ترتیب،گنجینه قارچهای درخشانِ سبز به قارچهای درخشانِ یکدست سپید دگرگون میشدند که برای محیطِ آسمان سازگاریِ کامل داشتند.
از میان آنها، گوی جاودان جوانهٔ چوب از فرقهٔ لانگ یا به امانت گرفته شده بود. گوهایخیلی پشتکار و عشق به خود نیز از همان ابتدا به فانگ یوان تعلق داشتند. گوی جاودان میانوعدهبدی را هم تازه پالایش کرده بود و جای شگفتی داشت که به این زودی کارآمد واقع شد.
پس از آن، فانگ یوان قارچهایتحویل درخشان را در آسمان نارنجیِ کوچکاگه و آسمان سفیدِ کوچک جای داد.
در آسمان نارنجیِ کوچک گسترهای از نورهایخیلی شفق وجود داشت که در میانِ آنها،باشه میوههایی به نام میوههای نورِ روان میروییدند.
در آسمان سفیدِ کوچکتعظیم نیز دشتی از گلهایجاودانهٔ رنگارنگِ ارباب به چشم میخورد.
با قرار گرفتنِ قارچهایدرست درخشان در آنجا، اینیکم دو مکان بهشدت درخشان شدند.
تحتِ این تأثیر، گسترهٔ نورهای شفق در آسمان نارنجیِ کوچکمکثی رو به فزونی گذاشت. هرچند این گسترش در ابتدا ناچیزاول مینمود، اما با گذشت زمان به تغییری شگرف بدل میگشت.
در آسمان سفیدِبرمیگردونم کوچک نیز، گلهای رنگارنگِخیلی ارباب جانی تازه گرفتند.
نورهای شفق و گلهای رنگارنگِ ارباب، هر دو به نورِبرگشت شدید نیاز داشتند. قارچهای درخشانِ سپید و دگرگونشده میتوانستند درآرامش آسمان شناور بمانند و برای این مناطق بسیار سودمند بودند.
فانگ یوان پساگه از بررسیِ آنها،باشم احساس خشنودی کرد.
«تا زمانی که این دو منطقه توسعه یابند،بررسی با همین روند قادر خواهم بود نیازِ غذاییِمبلغ گوی نگرش و گوی شمشیر خرد را برطرف سازم.»
فانگ یوان سه گوی جاودانِ رتبه هشت در اختیار داشت. گوی «سالها چونکمتر آب رواناند» از آبِ رود زمان تغذیه میکرد و مشکلی برای تأمین خوراکشمعلومه وجود نداشت. اما رسیدگی به گوی نگرش و گوی جاودان شمشیر خرد دشوارتر بود.
در تمام این مدت، این موضوع مایهٔگذاشتم نگرانیِ فانگ یوان بود، اما اکنون سرانجامپیرمردی امیدی برای حل آن پیشِ روی خود میدید.
«افزون بر این، قارچ درخشان میتواند بهخودیِخود تکثیر شود. دردرهمکشیده آینده، هنگامی که مقیاسِ کِشتِ قارچهای درخشانم افزایش یابد، این کاربدهیِ به تجارتِ دیگری بدل خواهد شد که میتوانم به آن بپردازم.»
این امر کاملاً شدنی بود.
قارچ درخشانِ سپیدی که فانگ یوان دگرگون ساخته بود، ارزشِ تجاریِ بالاییباقیموندهت داشت و بسیار برتر از قارچ درخشانِ اصلی بود. اگر آن رابدی به فروش میرساند، توجه و اشتیاقِ فراوانی را به خود جلب میکرد.
فانگ یوان از پیش نقشه کشیده بود تا هر دو گونهٔ قارچ درخشان را پرورش دهد. اوچشمانی بخشی از قارچهای درخشانِ سبز را در دریای شرقیِ کوچک جای میداد و در عین حال، بیشترین تمرکزفروختی خود را بر روی قارچهای درخشانِ سپید میگذاشت. پس از تأمین نیازهای خود، مابقی را به فروش میرساند.
«بگذار حساب کنم.»
«برای رساندنِ قارچهای درخشان به مقیاسیتحویل که نیازهایم را برطرف سازد، بایداگه دو میلیون سنگ جوهر جاودان سرمایهگذاری کنم.»
«برای تبدیلِ آن به یک تجارتمیدم و فروش به دیگران نیز، باید ۱.۸کمتر میلیون سنگ جوهر جاودانِ دیگر سرمایهگذاری کنم.»
تغذیهٔ گوی جاودانِآمد رتبه هشت، بارِمنتظرتان بسیار سنگینی بود.
در مجموع، او به حدود چهار میلیون سنگ جوهرکمه جاودان نیاز داشت. اما در صورت موفقیت، انحصارِ این بازارطبق را در دست میگرفت که سودآوریِ بینظیری به همراه داشت.
طیِ دو تا سه سالِ آینده، بازارِ گوی سال با عرضهٔ بیش از حد روبهرو میشد.مبلغ حتی تا چهار یا پنج سالِ آینده نیز، تقاضا در بازارِ آسمان زرد گنجینه بهشدت کاهشکمتر مییافت؛ چرا که جاودانهها از پیش شمارِ فراوانی گوی سال در انبارهای خود ذخیره کرده بودند.
همین چندی پیش، فانگ یوان هیاهوی عظیمی بهعاقلانهست پا کرده بود و فروشِ گوی سال، بر بازارِمیدی گوی ماه و گوی روز نیز تأثیر گذاشته بود.
فانگ یوان در پیِ راهاندازیِگفت تجارتی تازه بود و قارچهایبرگشت درخشان انتخابِ شایستهای به شمار میرفتند.
البته، چشماندازِ این تجارت هرگز به پای گوی جسارت نمیرسید. پس از مدتی که او قارچهایمیدم درخشانِ دگرگونشده را به فروش میرساند، دیگران از جزئیاتِ کار آگاه میشدند و خودشان دست بهمیتونی اصلاحِ آن میزدند. این در حالی بود که تنها کوه دانگ هون میتوانست گوی جسارت تولید کند.
«در گامِ بعدی، محدودیتها را برمیدارمتحویل و سرعتِ زمان در روزنهٔ جاودانِاگه فرمانروا را به حالتِ عادی بازمیگردانم!»