---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 1414: تغییر مالک میراث حقیقی • ⏱ 7 دقیقه

چپتر 1414: تغییر مالک میراث حقیقی

0

رقصنده هونگ یون در اصل مسیرِ ابر را تزکیه می‌کرد، اما‌آیندگان​ به لطف والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح، فراگیری روش‌های جستجوی روح آسان‌پرسید​ گشته بود؛ به طوری که تقریباً هر جاودانه‌ای بر آن‌ها تسلط داشت.

اکنون، با جستجوی روحِ هان لی،‌جانِ​ او از تجربیات این جوان و‌می‌زد​ همچنین اتفاقاتِ درون آرایهٔ گو آگاه شد.

رقصنده هونگ یون زمزمه کرد: «جالبه!» سپس هان‌سرپیچی​ لی را چنگ زد و به زیر صحرا‌آیندگان​ رفت، و خیلی زود به غار زیرزمینی رسید.

غار تقریباً فروریخته بود، اما رقصنده‌گوشه‌ای​ هونگ یون دریافت که آرایهٔ گوی‌گشوده​ کوچکی در گوشه‌ای از غار قرار دارد.

وقتی مقابلش رسید، مسیری به درون‌پوزخند​ آرایهٔ گو گشوده شد. جانِ آرایه‌منتقل​ درون آن بود و گفت: «ارباب!»

البته جانِ آرایه‌مقابلش​ داشت هان لی‌جانِ​ را صدا می‌زد.

رقصنده هونگ یون که تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت: «عجب جانِ‌مالک​ آرایهٔ قدرتمندی! آرایهٔ گو پیش‌تر از هم پاشیده بود، اما موفق شد‌باهاش​ دوباره آن را سر هم کند. بی‌شک این کارِ جانِ آرایه است.»

رقصنده هونگ یون با شادمانیِ فراوان خندید: «به‌دارد​ این ترتیب، میراث حقیقی ژن یوان زی هم‌ارباب​ دست‌نخورده باقی مونده. هاها، این فرصت جاودان مال منه!»

برقی در چشمانش درخشید. او هان لی را بالا نگه داشت‌آیندگان​ و گفت: «پسرجون، من جونتو نجات دادم، در عوض تو هم‌پرسید​ این میراث حقیقی رو تمام و کمال به من تحویل میدی.»

هان لی‌وقتی​ چشمانش را‌مسیری​ گشود: «باشه.»

رقصنده هونگ یون برگشت و رو‌می‌خوای​ به جانِ آرایه گفت: «شنیدی که، جانِ‌اصلی​ آرایه. اربابت همه‌چیز رو به من داد.»

جانِ آرایه مردد بود: «این...»

رقصنده هونگ یون اندکی‌کنی​ اخم کرد: «چیه؟ می‌خوای‌اصلی​ از دستورات اربابت سرپیچی کنی؟»

جانِ آرایه سکوت کرد.

رقصنده هونگ یون پوزخند زد: «جانِ آرایه، مالک اصلی تو ژن یوان زی‌اصلی​ بود. اون میراث حقیقی رو ساخت تا به آیندگان منتقل بشه. حالا که‌بی‌درنگ​ هان لی شرایط رو برآورده کرده تا ارباب جدیدت بشه، می‌خوای باهاش مخالفت کنی؟»

جانِ آرایه‌فروریخته​ بی‌درنگ گفت:‌گوی​ «البته که نه.»

رقصنده هونگ یون پرسید:‌کنی​ «پس به حرف‌های ارباب‌اصلی​ جدیدت هان لی گوش میدی؟»

جانِ آرایه‌وقتی​ دوباره بی‌درنگ پاسخ‌گشوده​ داد: «گوش می‌دم.»

رقصنده هونگ یون فشار آورد: «در این صورت،‌سرپیچی​ هان لی داره تو رو به من میده‌آیندگان​ تا لطفم رو جبران کنه. می‌خوای مقاومت کنی؟»

جانِ آرایه مدتی سکوت کرد.‌کوچکی​ حس می‌کرد مشکلی وجود دارد،‌مقابلش​ اما نمی‌دانست آن مشکل چیست.

در نهایت، آهی کشید‌کنی​ و گفت: «نمی‌شه انکارش‌اصلی​ کرد، تو ارباب جدید منی.»

رقصنده هونگ یون گفت: «هاهاها، همینه. بدون‌آرایه​ هیچ مقاومتی تسلیمم شو.» با گفتن این حرف،‌گرفته​ جوهر جاودانش را به درون آن تزریق کرد.

جانِ آرایه مقاومتی نشان‌اخم​ نداد و به آسانی‌سرپیچی​ با جوهر جاودان پالایش گشت.

او هستهٔ این آرایهٔ گو بود و تا‌دارد​ زمانی که ذخیرهٔ جوهر جاودان کافی وجود داشت،‌ارباب​ می‌توانست آرایه را به جای جاودانه کنترل کند.

با تسلیم شدن جانِ آرایه به رقصنده هونگ‌اصلی​ یون، سایر کرم‌های گو نیز از او پیروی کردند‌کرده​ و آرایهٔ گوی جاودان به سرعت تغییر مالک داد.

رقصنده هونگ یون چندین گوی جاودان، شمار زیادی‌گفت​ گوی فانی و همچنین میراث حقیقیِ کاملِ مسیر آرایهٔ‌قدرتمندی​ ژن یوان زی را از جانِ آرایه دریافت کرد.

اکنون آرایهٔ جاودان بدون‌اخم​ هیچ پنهان‌کاری، کاملاً به روی‌کنی​ رقصنده هونگ یون گشوده بود.

رقصنده هونگ یون با صدای بلند‌گوشه‌ای​ خندید. او بی‌درنگ وارد نشد، بلکه دستش‌جانِ​ را به سوی هان لی تکان داد.

شلپ!

با صدایی نرم، هان لی به توده‌ای‌آرایه​ از گوشت تبدیل شد. او کاملاً مرده‌تأثیر​ بود و حتی روحش نیز نابود گشت.

در واقع هان لی بیدار نشده بود؛ رقصنده هونگ یون از روش‌های سطح جاودانِ‌اون​ خود استفاده کرده بود تا اراده‌اش را درون او القا کند و هان لی‌حرف‌های​ را به بازی بگیرد، تا او را وادار کند با واگذاری میراث حقیقی موافقت نماید.

تصاحب گوی‌فروریخته​ جاودان بسیار‌گوی​ دشوار بود.

اما هان لی فانی بود،‌سکوت​ در حالی که رقصنده هونگ‌ساخت​ یون یک جاودانه به حساب می‌آمد.

تفاوت میان جاودانه و فانی بسیار شگرف بود؛ رقصنده‌ارباب​ هونگ یون با قدرت خویش او را کاملاً سرکوب‌پیش‌تر​ کرد و هان لی به هیچ وجه توان مقاومت نداشت.

البته اگر فانی واقعاً صاحب‌چیه​ گوی جاودانی می‌بود، تصاحب آن برای‌پوزخند​ جاودانه کار آسانی به شمار نمی‌رفت.

در صورت بی‌احتیاطی، فانی گوی‌کوچکی​ جاودان را همراه با خود نابود‌مسیری​ می‌کرد و چیزی نصیب جاودانه نمی‌شد.

وضعیت رقصنده‌دستورات​ هونگ یون‌کنی​ بسیار خاص بود.

با وجود اینکه هان لی از آزمون سربلند بیرون آمد و وارث‌می‌زد​ میراث حقیقی شد، اما به دلیل حضور شیرِ بالدارِ شبحِ پنجه‌سبز، نتوانسته‌کارِ​ بود جانِ آرایه یا هیچ‌یک از دیگر کرم‌های گو را پالایش کند.

از این رو، کرم‌های گویِ‌چیه​ به‌جامانده از ژن یوان زی،‌سکوت​ همچنان آکنده از ارادهٔ او بودند.

این همان رخنه‌ای بود‌گوی​ که رقصنده هونگ یون‌دارد​ از آن بهره برد.

دلیل خاص دیگری‌سرپیچی​ نیز در میان‌پوزخند​ بود؛ جانِ آرایه.

گویِ جاودانِ جانِ آرایه، آفرینشِ بی‌همتای ژن یوان زی بود. او‌صدا​ جان‌های سرزمین و جان‌های آسمان را الگو قرار داد تا جانِ‌کند​ آرایه‌ای برای جاودانه‌ها خلق کند که در کنترل آرایه یاری‌رسان باشد.

گویِ جاودانِ جانِ آرایه، کرم گویی یک‌بارمصرف به شمار‌کنی​ می‌رفت؛ گوی جاودان پس از یک بار استفاده از‌بشه​ بین می‌رفت و در عوض، جانِ آرایه متولد می‌گشت.

در آینده، اگر جاودانه‌ای می‌خواست بار‌گوشه‌ای​ دیگر از گویِ جاودانِ جانِ آرایه‌گشوده​ بهره ببرد، باید گوی جدیدی پالایش می‌کرد.

جانِ آرایه از سطح مشخصی از هوش‌مالک​ برخوردار بود و همانند جان‌های سرزمین و جان‌های‌شرایط​ آسمان، توانایی دروغ‌گویی نداشت و کاملاً ساده‌لوح بود.

همین امر به رقصنده هونگ یون‌جانِ​ فرصت داد تا با دروغ و‌می‌زد​ فریب، جانِ آرایه را متقاعد سازد.

اگر جانِ آرایه‌ای در کار نبود و تنها مشتی کرم‌سکوت​ گو وجود داشتند، از آنجا که قادر به سخن گفتن‌شرایط​ با رقصنده هونگ یون نبودند، او نیز نمی‌توانست فریبشان دهد.

اما در نهایت، رقصنده هونگ‌کوچکی​ یون وارثِ میراث حقیقیِ مسیرِ‌مقابلش​ آرایهٔ ژن یوان زی شد.

ارادهٔ هزار دگرگونی آهی کشید و گفت: «ژن یوان زی یه جاودانه از اَبَرنیروی خاندان چه بود. کی فکرشو می‌کرد‌مخالفت​ به عنوان یکی از اعضای جناح حق، به جای اینکه میراث حقیقیش رو دوستی‌دستی تقدیم خاندانش کنه، اونو اینجا ول‌مشکل​ کنه. انگار شایعات پربیراه نبودن؛ ژن یوان زی آبش با خاندانش توی یه جوی نمی‌رفت و بقیهٔ جاودانه‌ها پسش زده بودن.»

رقصنده هونگ یون لبخندی زد و‌جانِ​ گفت: «همه‌ش به لطف شماست همسرم، وگرنه‌تحت​ چطور می‌تونستیم به چنین فرصت بادآورده‌ای برسیم.»

ارادهٔ هزار دگرگونی با لحنی بی‌تفاوت گفت: «هوم... بعد از اینکه تسوی‌مالک​ بو رو نجات دادیم و برگشتیم به صحرای مجسمه‌های بی‌شمار، میراث حقیقی رو‌مخالفت​ تحویل بدن اصلیم میدی. نگران هم نباش، سهم تو رو هم بهت میدم.»

رقصنده هونگ یون کمی احساس تلخ‌کامی کرد. می‌دانست که در صورت تحویل‌گشوده​ دادنِ میراث حقیقی، نیای هزار دگرگونی بخش اعظم و ارزشمند آن را برای‌پیش‌تر​ خود برمی‌دارد و معلوم نیست چه مقدار از آن نصیبِ خودش خواهد شد.

اما چاره‌ای‌دستورات​ جز تسلیم‌کنی​ آن نداشت.

در تمام این مدت، ارادهٔ‌گشوده​ هزار دگرگونی همراهش بود و‌البته​ همه‌چیز را زیر نظر داشت.

رقصنده هونگ یون از قدرت قابل‌توجهی‌می‌خوای​ برخوردار بود، اما در برابرِ وجودی در‌اصلی​ رتبه ۸، هیچ توانی برای مقاومت نداشت.

اندیشید: «اما از همون اولش هم اگه تنها بودم، تن‌مقابلش​ به چنین خطری نمی‌دادم. فقط به خاطر ارادهٔ همسرم بود‌تحت​ که تونستیم با میراث حقیقی ژن یوان زی روبه‌رو بشیم.»

با این طرز‌سرپیچی​ فکر، ذهن رقصنده هونگ‌مالک​ یون آرامش بیشتری یافت.

او دستاوردهایش را بررسی کرد؛ سه گوی جاودان به دست آورده‌صدا​ بود که دو تای آن‌ها، گوی جاودانِ مسیر آرایه بودند. هرچند‌کند​ تعدادشان اندک به نظر می‌رسید، اما همگی در رتبه ۷ قرار داشتند.

جانِ آرایه نیز خود‌اخم​ نیمی از یک گوی‌سرپیچی​ جاودان به حساب می‌آمد.

اگر آرایهٔ گو پیش از این‌گوشه‌ای​ یک بار فرو نپاشیده بود، دستاوردهای رقصنده‌جانِ​ هونگ یون از این هم فراتر می‌رفت.

پس از تغییر مکان، رقصنده هونگ یون در دل هان لی را‌منتقل​ به خاطر بی‌ارزش بودنش لعنت کرد؛ فانیِ حقیری که جرئت کرده بود‌گوش​ برای تصاحبِ میراث حقیقیِ یک جاودانه دندان تیز کند، واقعاً سزاوار مرگ بود!

ناولها | novelha.net