چپتر 1703: کنارهگیری موقت از کانون توجه
0ابرهای سفید از کنارش میگذشتند و بادنساخته در گوشهایش زوزه میکشید؛ فانگ یوان بادائوی سرعتی شگرف در پهنهٔ آسمان پرواز میکرد.
هنوز ردِ خونی گوشهٔ لبانش بهجناح چشم میخورد؛ در نبردِ شدیدِ پیشین درمیکوشیدند برابر خبرگانِ رتبه هشت، بیگزند نمانده بود.
بهویژه در پایانِ کار، پس از آنکه نقشهاش برای کشتن ژو شیونگپیش شین با موفقیت همراه شد، سه رتبه هشتِ باقیمانده تصمیم به عقبنشینیمیرفت گرفتند؛ آنها با همکاری یکدیگر، آرایهٔ فانگ یوان را در هم شکستند.
فانگ یوان این آرایه را نساخته بود. فرقهٔ سایه مدتهادائوی پیش با بهرهگیری از نشانهای دائوی طبیعیِ منطقه، آن را برپاقدرتِ کرده بود؛ این در حقیقت یک ابرآرایهٔ طبیعی به شمار میرفت.
این ابرآرایهٔ جاودان قدرتِ عظیمی داشت و بیشباهت بهسایه همان آرایهای نبود که فانگ یوان برای به دامکرده انداختن شیا چا و همراهانش به کار گرفته بود.
این آرایهٔ جاودان معمولاً بدونِ هیچ ردِ آشکاری پنهاناهریمنی میماند. فرقهٔ سایه آن را بنا کرده بود تا دراما زمانِ مناسب، سازمانِ «سرکشی» بتواند پایگاهی برای خود داشته باشد.
ده فرقهٔ بزرگ باستانی در قارهٔ مرکزی، هر یک قلمروِ خویش را در اختیار داشتند و بیشترینمنطقه منابع را به خود اختصاص داده بودند. نیروهای جناح حق، جاودانههای تنها و جاودانههای اهریمنی، همگی با چنگشیا و دندان میکوشیدند تا در لابهلای شکافِ قدرتِ این ده فرقهٔ بزرگ باستانی به بقای خود ادامه دهند.
اما ساختارِ فرقه با ساختارِ خاندان تفاوت داشت؛ آنها تنها بر استعدادهامنطقه تمرکز میکردند. بسیاری از نوابغِ تزکیه کمبودی در استعداد نداشتند، بلکه ازبیشباهت کمبودِ منابعِ تزکیه رنج میبردند و همین امر عاملِ درجا زدنشان میشد.
با گذشت زمان، این افراد بهطورآرایه طبیعی درگیریهای فراوانی با ده فرقهٔبهرهگیری بزرگ باستانیِ قارهٔ مرکزی پیدا کردند.
فرقهٔ سایه با درکِ این موضوع، مخفیانه جاودانههایی را کههمگی از ده فرقهٔ بزرگ باستانی ناراضی بودند گردِ هم آوردساختارِ و سازمانی غیرمتمرکز و بهشدت پنهانی به نام «سرکشی» تأسیس کرد.
سازمانِ سرکشی نیز همانند اتحاد زامبیها، شاخهای از فرقهٔفرقهٔ سایه به شمار میرفت. این رابطه، بیشباهت به رابطهٔبرپا میانِ ده فرقهٔ بزرگ باستانی و دربار آسمانی نبود.
فرقهٔ سایه امیدهایی به سازمانِ سرکشی بستهپیش بود، اما با وجودِ تمامِ تلاشها برای پنهانحقیقت ماندن، این سازمان حریفِ پری زی وِی نشد.
اکنون دیگر اثری از سازمانِ سرکشی باقی نماندهفرقهٔ بود و پری زی وِی نقشِ اصلی رامنطقه در ریشهکن کردنِ کاملِ آن ایفا کرده بود.
از همان زمان که فانگ یوان خود را نشان دادهمگی و حوزههای رقابتِ همایش مسیر پالایشِ قارهٔ مرکزی را بهساختارِ ویرانی کشاند، به تعقیبکنندگانِ احتمالیِ دربار آسمانی نیز اندیشیده بود.
این ابرآرایه،همکاری برگِ برندهٔآرایهٔ او محسوب میشد.
با احساسِ خطر و پی بردن بهپیش وخامتِ اوضاع، بدونِ آنکه به جای دیگریکرده برود، مستقیماً به این مکان گریخته بود.
ژو شیونگ شین با به کارگیری حرکت کشندهٔ قفس شایعه، فانگ یوانبهرهگیری را به دام انداخته و غرق در شادمانی شده بود، اما هرگز تصورقدرتِ نمیکرد که این ماجرا از همان ابتدا، کمینگاهِ خودِ فانگ یوان بوده باشد.
ابرآرایهٔ جاودان انتظارات فانگ یوان را برآورده ساخت؛ با فعال شدنِچنگ آن، ارتباطِ قفس شایعه با دنیای بیرون بیدرنگ قطع شد وخاندان پس از آن، این میدان نبرد جاودان به کلی در هم شکست.
در ادامه، آرایهٔ جاودان حتی توانست سه رتبه هشت را بهمدتها اندازهٔ یک نفس زمان متوقف کند تا فانگ یوان فرصتِ حیاتیِطبیعی لازم برای از پای درآوردنِ ژو شیونگ شین را به دست آورد.
سرانجام، فانگ یوان با بهرهگیری از آرایهٔ جاودان به نبرد با سه رتبه هشتِ باقیمانده پرداخت،ابرآرایهٔ اما انرژیِ آرایهٔ جاودان دیگر رو به اتمام بود. این گونه آرایههای جاودان که با استفادهگرفته از نشانهای دائوی طبیعی شکل میگرفتند، نقطهضعفی نیز به همراه داشتند؛ محیطِ پیرامونِ آنها قابلِ تخریب بود.
سه رتبه هشتِ قارهٔ مرکزیاین با آگاهی از این موضوع، موفقپیش شدند آرایهٔ جاودان را نابود سازند.
با نابودیِ آرایهٔ جاودان، فانگنیروهای یوان نیز همانند ژو شیونگهمگی شین دچارِ پسزنیِ نیرویِ خود شد.
ماهیتِ حرکات کشندهٔ جاودان همین بود؛ هرچه قدرتمندترنساخته بودند، در صورتِ در هم شکستن، پسزنیِ سهمگینتریطبیعیِ به همراه داشتند. آنها در حقیقت شمشیرهایی دولبه بودند.
اما فانگ یوان از پیشسایه آمادگیِ ذهنی داشت و ماننددائوی ژو شیونگ شین غافلگیر نشد.
سه رتبه هشتِ قارهٔ مرکزی ازآرایه این فرصت بهره نبردند، چرا که عزمِنشانهای خود را برای عقبنشینی جزم کرده بودند.
از آنجا که فانگ یوان دیگر میدانجاودانههای نبرد جاودان یا آرایهٔ جاودانی برای سدلابهلای کردنِ راهشان در اختیار نداشت، آنها توانستند بگریزند.
او از قدرت نبردِ مرحلهٔ اوجِ رتبه هشت برخوردار بود و میتوانست این سهنشانهای نفر را شکست دهد، اما کشتنِ آنها بسیار دشوار بود. مگر آنکه میتوانست آنها رابیشباهت به دام بیندازد یا مانند زمانِ کشتنِ ژو شیونگ شین، از فرصتی استثنایی بهره جوید.
در حالتِ عادی، فانگ یوان برای حفظِ قدرت نبردِ ردهبالایِدائوی رتبه هشتِ خود، به مهر لوئو پو، قیچی بهاری، بالاپوشِجاودان زمستانی، شمشیر قلب مشت پنج انگشت و روشهای دیگر تکیه میکرد.
او برای ارتقای این تعداد ازآرایه گویِ جاودان زحماتِ فراوانی کشیده بودبهرهگیری و این کارها صرفاً برای سرگرمی نبود.
اما زمانی که به میمونِ سالِجناح ازلی دگرگون میشد، قدرت نبردش تادندان مرحلهٔ اوجِ رتبه هشت ارتقا مییافت.
این تفاوتِ چشمگیر،یکدیگر ریشه در نشانهایاین دائوی او داشت!
در کشمکش بر سرِ میراث حقیقی نیلوفر سرخ، فانگ یوان نه پیروز شد و نه شکست خورد.طبیعی در رقابت بر سرِ کاخ اژدها، او بازندهٔ میدان بود. اما پس از آن، حرکتِ فرمِ آسمان اوهیچ را ناامید نکرد و سرانجام توانست مکانِ پنهانِ گویِ جاودانِ حیاتی را در درونِ غار-بهشتِ بلای جانوران بیابد.
در این مدت، فانگ یوان همچنین ازنساخته قلمرو رؤیا بهره گرفته بود تا سطحدائوی تبحرِ خود را در مسیر دگرگونی ارتقا بخشد.
او پیش از ورود به غار-بهشت، ابتدا با استفاده ازهمگی حرکتِ چهرهٔ آشنا تغییر قیافه داد و سپس با بهساختارِ کارگیریِ روشهای مسیر سرقت، تمامِ گوهای جاودانِ درونِ آن را ربود.
با وجودِ آنکه جانِ آسمانِ بلایاین جانوران از ذهنی هوشیار برخوردار بود، امابهرهگیری چگونه میتوانست حریفِ فانگ یوانِ حیلهگر شود؟
در این مرحله، فانگ یوان که دیگر هیچ دغدغهاینشانهای نداشت، بارِ دیگر هویتِ خویش را تغییر داد وشمار میراث حقیقی بلای جانوران را از آنِ خود کرد.
جانِ آسمانِ ترحمانگیزِ بلای جانوران بهطور کامل فریب خوردهسایه بود؛ حتی زمانی که غار-بهشتِ بلای جانوران به الحاق درآمد،حقیقت باز هم نتوانست به هویتِ واقعیِ فانگ یوان پی ببرد.
این غار-بهشتِ بلایداده جانوران، نقطهٔ عطفیجناح حیاتی به شمار میرفت.
در حالتِ معمول، یک بلای زمینی دویست و پنجاه نشانِ دائو به یک جاودانه میبخشید، مصیبتطبیعیِ آسمانی هفتصد و پنجاه نشان، مصیبت کبیر هفت هزار و دویست و پنجاه نشان، و مصیبت بیشماردام رقمی بسیار بالاتر، یعنی هشتاد و شش هزار و هفتصد و پنجاه نشانِ دائو به همراه داشت.
البته اینها تنها ارقامِ میانگین بودند؛ برخی ازبهرهگیری بلاها و مصیبتها سهمگینتر بودند و جاودانهها با پشتطبیعی سر گذاشتنِ آنها، نشانهای دائوی بیشتری به دست میآوردند.
جاودانههای رتبه هفت هر ده سال یکبار با یک بلایمدتها زمینی روبهرو میشدند، در حالی که جاودانههای رتبه هشت هرابرآرایهٔ ده سال یکبار با یک مصیبت آسمانی دستوپنجه نرم میکردند.
جاودانههای رتبه هفت هر پنجاه سال یکبار با یکاهریمنی مصیبت آسمانی مواجه میشدند، در حالی که جاودانههای رتبه هشتاما هر پنجاه سال یکبار با یک مصیبت کبیر روبهرو میگشتند.
جاودانههای رتبه هفت هر صد سال یکبار با یکفرقهٔ مصیبت کبیر مواجه میشدند، در حالی که جاودانههای رتبه هشتکرده هر صد سال یکبار با یک مصیبت بیشمار روبهرو میگشتند.
یک مصیبت بیشمار، هشتاد هزار نشان دائو به همراه داشت که بیش ازبرپا ده برابرِ دستاوردِ یک مصیبت کبیر بود. به همین دلیل بود که جاودانههایآرایهای رتبه هشت اغلب رتبه هفتها را سرکوب میکردند؛ تفاوت نشانهای دائویشان بسیار فاحش بود.
فانگ یوان غار-بهشتِ بلای جانوران را که پیشتر یک مصیبت بیشمار را پشت سر گذاشته بود، الحاق کرد. هرچند مالک اصلیِطبیعی غار-بهشت، یعنی جاودانهٔ بلای جانوران، پس از نخستین مصیبت بیشمار جان باخت، اما غار-بهشتِ بلای جانوران که از او به جامیماند مانده بود، پس از آن بلاها و مصیبتهای بسیاری را از سر گذراند و تا دومین مصیبت بیشمارش فاصلهٔ چندانی نداشت.
به بیان دیگر، اگر از سایر نشانهای دائو در غار-بهشتِهمگی بلای جانوران چشمپوشی میشد، تنها در زمینهٔ نشانهای دائوِ مسیرساختارِ دگرگونی، این غار-بهشت بیش از صد هزار نشان در خود داشت!
و خودِ فانگ یوان نیز از پیش، نزدیک به صد هزار نشان دائوِ مسیر دگرگونی داشت! اومنطقه در ابتدا پنجاه هزار نشان داشت، اما پس از کشتنِ بسیاری از خبرگانِ رتبه هفتِ دربار آسمانیانداختن در رود زمان و الحاق سرزمینهای متبرکِ متعدد، نشانهای دائوِ فراوانی از مسیرهای گوناگون به دست آورده بود.
از این رو، پس ازسایه الحاق غار-بهشتِ بلای جانوران، نشانهای دائوِطبیعیِ مسیر دگرگونیاش به دویست هزار رسید!
این رقم رعبآور بود.
جاودانههای رتبه هشتی که مسیر دگرگونی را تزکیه میکردند،اهریمنی برای به دست آوردن این تعداد نشان دائوِ مسیردهند دگرگونی، باید دو مصیبت بیشمار را پشت سر میگذاشتند.
بو چینگ جاودانهای در رتبه هشت بودآرایه که دو مصیبت بیشمار را از سرنشانهای گذرانده بود؛ دوک لونگ نیز چنین بود.
هنگامی که فانگ یوان به میمونِ سالِپیش ازلی دگرگون میشد، این نشانهای دائوِ مسیرکرده دگرگونی به نشانهای دائوِ مسیر زمان بدل میگشتند.
نباید فراموش کرد که پس از الحاق غار-بهشتِ شیا چا، فانگ یوان هفتاد هزار نشانطبیعیِ دائوِ مسیر زمان به دست آورده بود. در رود زمان نیز، با کشتن سه شونزیآرایهای و الحاق روزنههای جاودانشان، نشانهای دائوِ مسیر زمان او از مرز صد هزار عبور کرده بود.
دویست هزار به علاوهٔ صد هزار؛ فانگ یوان پساهریمنی از تبدیل شدن به میمونِ سالِ ازلی، در مجموعدهند سیصد هزار نشان دائوِ مسیر زمان در اختیار میداشت!
این امر چه معنایی داشت؟
اگر یک جاودانهٔ رتبه هشت مسیر زمان را بدون هیچ رویاروییِ بختیارانهٔمنطقه خاصی تزکیه میکرد، باید سومین مصیبت بیشمار را از سر میگذراند. امابیشباهت پس از گذراندن چنین مصیبت بیشماری، او به والامقامِ رتبه نه بدل میگشت.
البته، والامقامهای گویِ رتبه نه قطعاً بیش ازفرقهٔ سیصد هزار نشان دائو در اختیار داشتند؛ اینمنطقه رقم تنها یک نقطهٔ شروع به شمار میرفت.
با این وجود، از منظر نشانهای دائوِ مسیر زمان، فانگ یوان به سطح شبهوالامقامِ جاودانشکافِ رسیده بود. با در نظر گرفتن گویِ جاودانِ مسیر زمانِ رتبه هشت و بسیاری از حرکاتاستعداد کشندهٔ کارآمدِ مسیر زمان در رتبه هشت، قدرت نبرد او در حدِ اوج رتبه هشت بود.
پیشتر، هنگامی که فانگ یوان با لی هوانگ مبارزه میکرد، از مهر لوئو پو بهره گرفتطبیعیِ اما نتوانست شنلِ شعلهٔ خورشیدِ سرسبز را در هم بشکند. اما اکنون که فانگ یوان بهنبود میمونِ سالِ ازلی بدل میشد، مشتاقانه چشمانتظارِ تقابلِ قیچی بهاری و شنلِ شعلهٔ خورشیدِ سرسبز بود!
فانگ یوان با نگاهی ژرفسایه اندیشید: «اما رویارویی با دوکدائوی لونگ همچنان دشوار خواهد بود.»
عوامل بسیاری بر قدرت نبرد تأثیر میگذاشتند؛ نشانهای دائو یکمدتها جنبه، گوهای جاودان جنبهای دیگر، بنیانِ روزنهٔ جاودان عاملی دیگر،ابرآرایهٔ و تنوع روشها نیز بخشی از این معادلات قدرت بود.
فانگ یوان کمبودی در نشانهای دائو نداشت. در اختیار داشتن سه گویِ جاودانِ مسیر زمان نیز قابل قبول بود. اماساختارِ از منظر حرکات کشنده، او بسیار ضعیف عمل میکرد؛ هرچند حرکت کشندهٔ قیچی بهاری را بارها اصلاح کرده و قدرتشعاملِ را افزایش داده بود، اما هستهٔ آن دستنخورده باقی مانده بود. او تنها همین چند حرکت محدود را در چنته داشت.
اما در مورد دوک لونگ، فانگ یوان نبرد او را در برابرپیش فرمانروای حقیقیِ کوهستان بنفش به چشم دیده بود؛ چه در مسیر دگرگونی وجاودان چه در مسیر چی، او دستکم سیصد هزار نشان دائو در اختیار داشت.
دوک لونگ همچنین به یقینسایه بیش از سه گویِ جاودانِدائوی رتبه هشت در اختیار داشت.
حرکات کشندهٔ جاودانِ دوک لونگ بیشمار و ژرففرقهٔ بودند، بهویژه حرکاتی نظیر پسکشیدنِ سهگانهٔ چی که شگردیبرپا الهی بود و هیچ دفاعی در برابرش کارساز نمیافتاد.
به واسطهٔ تمامی اینبودند عوامل، دوک لونگ از قدرتاهریمنی نبردِ شبهوالامقامِ جاودان برخوردار بود!
عنوانِ شبهوالامقامِ جاودان، واژهٔ «والامقام»شکستند را یدک میکشید و دستیابیسایه به آن بههیچوجه آسان نبود.
دقیقاً به همین دلیل بود که دوک لونگ توانست در برابر چشمانمنطقه تمامیِ جاودانههای دریای شرقی، خانهٔ گویِ جاودانِ کاخ اژدها را به چنگبیشباهت آورد؛ این امر نشان میداد که او تا چه حد قدرتمند است.
هرچند دریکدیگر این مسیر جراحاتیاین نیز برداشته بود.
با این حال، یک شبهوالامقامِ جاودانجناح همچنان یک والامقامِ جاودان نبود؛ تفاوتِ اینمیکوشیدند دو به دوریِ زمین تا آسمان بود.
فانگ یوان فاقد اعتمادبهنفس نبود و به خود ایمانی کاملسایه داشت، اما این اطمینان بر پایهٔ خودآگاهیِ بینقصش بنا شدهحقیقت بود! او بهخوبی میدانست که در واقعیت چقدر قدرت دارد.
از این رو، فانگ یوان تنها بهپیش این دلیل نسبت به دوک لونگ محتاطکرده بود که قدرت نبردش با او برابری نمیکرد!
با خود اندیشید: «این حرکت کشندهٔ مسیر انسان، یعنیسایه اتهام مردم، رفتهرفته قویتر میشه. با اینکه درک اندکی ازحقیقت مسیر انسان دارم، میتونم ببینم که اوضاع رو به وخامته.»
فانگ یواناختصاص اخمِ کمرنگیبودند بر چهره نشاند.
او از تبحرِ مسیر خردِ ژرفی برخوردار بود که حتی پری زیپیش وِی نیز جرئت نمیکرد آن را دستکم بگیرد. احساساتِ جاودانههای مسیر خردمیرفت معمولاً بیدلیل نبود و در بیشتر مواقع، نوعی پیشآگاهی به شمار میرفت.
«من نمیتونم اتهام مردم رو با استفاده از امپراتور یاما خنثیطبیعیِ کنم. هرچه دفعات حضورم تو قاره مرکزی بیشتر بشه و زمانعظیمی بیشتری اینجا بمونم، این حرکت کشندهٔ اتهام مردم هم قدرتمندتر میشه.»
«اما در حال حاضر، نبرد واقعی هنوز آغازفرقهٔ نشده؛ هرچند حوادث بسیاری تو قاره مرکزی رخمنطقه داده، اما تمامی اونا صرفاً درگیریهایی جزئی بودن.»
با اندیشیدن به این موضوع، فانگ یوان تصمیمتنها خود را گرفت: «پرورش یک لشکر تنها برایبقای یک نبرد... زمان اون رسیده که رهاشون کنم!»
در نبردِ پیشین با ژو شیونگ شین، فانگ یوان صبورانه انتظار کشید،پیش اما دوک لونگ هرگز ظاهر نشد. اکنون که ابرآرایهٔ جاودان نابود شدهمیرفت بود، فانگ یوان هیچ اطمینانی برای رویاروییِ تنبهتن با دوک لونگ نداشت.
راستش را بخواهید، امتناع دوک لونگ از حضور در میدان، فشارطبیعیِ و تهدیدی عظیم بر دوش فانگ یوان میگذاشت؛ او ناچار بود ردپایداشت خود را پنهان نگه دارد و خطراتِ احتمالی را به حداقل برساند.
چشمان فانگ یوان با برقی سرد درخشید: «در قدم بعدی، اجازهپیش میدم بای نینگ بینگ و بقیه همهجا آشوب به پا کنن.شمار الان باید سعی کنم پنهان بمونم؛ این نبردِ بزرگ تازه شروع شده!»
یادداشت مترجم: اطلاعات این بخش، صرفاً گمانهزنیهاجاودانههای و برداشتهای شخصیِ فانگ یوان است ولابهلای لزوماً حقایقِ قطعیِ داستان به شمار نمیرود.