---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 1804: شکستن مرز به سوی روح برهوت • ⏱ 13 دقیقه

چپتر 1804: شکستن مرز به سوی روح برهوت

0

درونِ روزنهٔ جاودانِ فرمانروا.

آرایهٔ مسیر روح‌رقیق‌تر​ از پیش به‌درستی‌بین​ چیده شده بود.

این آرایه با شعاعی‌ضعیف‌تر​ در حدود سه لی،‌تبدیل​ در هوا شناور بود.

آرایه درخششی تاریک و دلگیر از خود‌بعد​ ساطع می‌کرد. شکل آن به نانِ تختِ‌همچنان​ عظیمی با لبه‌های ستبر و مرکزی نازک می‌مانست.

بادهای وهم‌آلود در سراسرِ آرایه وزیدن گرفت‌بسیار​ و دمای درونش را به‌شدت کاهش داد،‌تکنیکِ​ اما همه‌چیز در بیرونِ آرایه عادی بود.

فانگ یوان پیش از آنکه احساس رضایت کند، آرایه را چندین بار با حس الهی‌اش بررسی‌فرمانروایش​ کرد و در دل اندیشید: «این آرایه از یک حرکت کشندهٔ مسیر روح اصلاح شده است؛‌چندانی​ بسیار پایدارتر از آن حرکت کشنده است و می‌توان آن را بسیار روان‌تر و ظریف‌تر کنترل کرد.»

این تکنیکِ منحصربه‌فردِ تزکیهٔ روح بود که در میراث حقیقیِ‌به‌سرعت​ فرقهٔ سایه ثبت شده بود؛ تکنیکی که به روحِ انسان‌رفته‌رفته​ اجازه می‌داد مرزها را بشکند و به سطحِ روحِ برهوت برسد!

بر پایهٔ این حرکت کشندهٔ تزکیهٔ روح‌بعد​ و تبحرش در مسیر آرایه، فانگ یوان‌همچنان​ آن را بهبود بخشید و کامل کرد.

همه‌چیز مهیا بود. فانگ‌کشندهٔ​ یوان روحِ صدمیلیون‌نفره‌اش را‌پایدارتر​ به درونِ آرایه فرستاد.

هستهٔ روحِ یک هیولای برهوت در چنگ روحِ‌همچنان​ فانگ یوان بود و هنگامی که روح به‌فرمانروایش​ مرکز آرایه رسید، هستهٔ روح را در هم شکست.

هستهٔ روح از پیش پردازش‌متلاشی​ شده بود و اکنون آرایه‌به‌سرعت​ آن را به‌شدت ضعیف‌تر می‌کرد.

هستهٔ روح متلاشی گشت‌بگیرد​ و به مِهی تبدیل شد‌رقیق‌تر​ که به بیرون شناور گشت.

آرایه به‌سرعت به کار افتاد و‌است​ باعث شد مه، روحِ صدمیلیون‌نفرهٔ فانگ‌ظریف‌تر​ یوان را کاملاً در بر بگیرد.

در طی چند ساعتِ بعد،‌به‌کلی​ این مه رفته‌رفته رقیق‌تر شد‌باقی​ تا اینکه به‌کلی از بین رفت.

روحِ صدمیلیون‌نفرهٔ فانگ یوان همچنان در شکل اولیهٔ‌تبدیل​ خود باقی مانده بود؛ درست مانند ظاهرِ کالبدِ‌بگیرد​ جاودانِ فرمانروایش، توپر و زنده به نظر می‌رسید.

با وجود این، احساساتی که‌چند​ فانگ یوان در درونش داشت،‌اینکه​ با گذشته تفاوت شگرفی می‌کرد.

روحِ فانگ یوان به‌کشندهٔ​ دستانش نگریست و اندیشید:‌پایدارتر​ «پس روح برهوت این است؟»

او به‌وضوح حس می‌کرد که اگرچه تغییر‌رفت​ چندانی در شکل ظاهری‌اش ایجاد نشده، اما‌ظاهرِ​ قدرت عظیمی در درونش در حالِ جوشش است.

این قدرت در‌اکنون​ حالتِ پیشینِ او‌گشت​ حتی قابل‌تصور هم نبود.

روحِ صدمیلیون‌نفره می‌توانست در دنیای واقعی مداخله کند، اما حتی اگر جانوران وحشیِ‌رفت​ عادی به آن حمله می‌کردند، در معرض خطر قرار می‌گرفت. با این حال،‌می‌رسید​ قدرتِ روحِ برهوت در مقایسه با روحِ صدمیلیون‌نفره، تفاوتِ زمین تا آسمان داشت.

روحِ فانگ یوان با هیجان از‌است​ آرایه بیرون پرید و اندیشید: «بگذار‌ظریف‌تر​ در یک نبرد واقعی امتحانش کنم.»

فانگ یوان از پیش تدارکات‌به‌کلی​ را دیده بود؛ هیولای برهوتی‌باقی​ در همان نزدیکی محبوس بود.

هیولای برهوت تازه آزادی‌اش را به دست آورده‌تبدیل​ بود که دید روحِ سیاهِ متمایل به آبی،‌بگیرد​ با جثهٔ یک انسان بالغ، به سویش پرواز می‌کند.

هیولا وحشیانه غرید و‌بگیرد​ با دهانی باز به سمتِ‌رقیق‌تر​ روحِ فانگ یوان یورش برد.

روحِ فانگ یوان در آخرین لحظه ناگهان‌بسیار​ به بالا پرواز کرد، از گازِ هیولای برهوت‌منحصربه‌فردِ​ جاخالی داد و بر فراز سرش قرار گرفت.

سپس پای راستش را‌اینکه​ بالا برد و همچون تبری‌اولیهٔ​ آن را به پایین کوبید.

گرومب!

با برخورد ضربه، صدای بلندی طنین‌انداز شد‌بعد​ و هیولای برهوت که به اندازهٔ یک تپه‌اولیهٔ​ بود، زمین خورد و آسیب سنگینی متحمل شد.

روحِ فانگ یوان در حالی‌اصلاح​ که مشت و لگد می‌پراند، به‌روان‌تر​ تعقیبش پرداخت و فریاد زد: «دوباره!»

هیولای برهوت فاقد هوش بود و با توجه‌همچنان​ به جثهٔ بزرگش، تنها می‌توانست منفعلانه کتک بخورد،‌فرمانروایش​ در حالی که فانگ یوان حملاتش را جاخالی می‌داد.

حملاتِ روحِ برهوت تماماً به هدف می‌نشست. پس از‌بیرون​ مدتی کتک خوردن، هیولای برهوت ناله‌ای سر داد و‌ساعتِ​ با از دست دادنِ ارادهٔ نبردش، پا به فرار گذاشت.

روحِ فانگ یوان تعقیبش‌بگیرد​ نکرد؛ او بعداً ترتیبِ‌رفته‌رفته​ دستگیریِ آن را می‌داد.

هیجانِ خفیفی در‌حرکت​ افکارِ روحِ فانگ‌است​ یوان پرسه می‌زد.

«من واقعاً‌رفته‌رفته​ قدرتِ یک هیولای‌به‌کلی​ برهوت را دارم!»

«با افزودنِ تکنیک‌های رزمی‌ام،‌ضعیف‌تر​ هیولاهای برهوتِ عادی در‌تبدیل​ نبردِ تن‌به‌تن حریفم نمی‌شوند.»

«با وجود این، روحِ انسانی‌ام می‌توانست شناور بماند، اما پس‌اینکه​ از شکستن مرز و رسیدن به روح برهوت، دیگر قادر‌ظاهرِ​ به پرواز نیستم و باید به کرم‌های گو تکیه کنم.»

روحِ فانگ یوان می‌توانست در طول نبرد‌بسیار​ به اطراف پرواز کند، زیرا روح حاویِ‌تکنیکِ​ گوهای جاودانِ مختلف و همچنین جوهر جاودان بود.

برخی از جانوران روح می‌توانستند‌به‌کلی​ پرواز کنند، اما برخی دیگر‌باقی​ قادر به این کار نبودند.

در سوابقِ میراث حقیقیِ فرقهٔ سایه آمده بود که وقتی‌به‌سرعت​ روحِ انسان مرزها را می‌شکست و به روح برهوت می‌رسید،‌رفته‌رفته​ نمی‌توانست پرواز کند. زیرا انسان‌ها ذاتاً قادر به پرواز نبودند.

روحِ یک مرد پردار متفاوت‌چند​ بود و می‌توانست پرواز کند،‌اینکه​ اما مردمان پردار انسان‌های خالصی نبودند.

حتی روحِ شبح که به اوجِ تزکیهٔ روح‌پایدارتر​ رسیده بود نیز نمی‌توانست پرواز کند و در‌تزکیهٔ​ نبردِ کوه یی تیان مجبور بود روی زمین بایستد.

«تعدادِ نشان‌های دائو مسیر روح بر روی‌رفت​ روح به‌شدت افزایش یافته، در واقع از‌ظاهرِ​ مرز ده هزار نشانِ دائو گذشته است!»

پیش از این، روحِ فانگ یوان نشان‌های‌مِهی​ دائو مسیر روحِ معدودی داشت، با وجود‌صدمیلیون‌نفرهٔ​ اینکه تا سطحِ روحِ صدمیلیون‌نفره تزکیه شده بود.

دلیلش این بود که فانگ یوان از دو سرزمین مقدسِ تزکیهٔ روح، یعنی کوه دانگ هون‌باقی​ و درهٔ لوئو پو استفاده کرده بود. اگر او از روش‌های دیگرِ تزکیهٔ روح بهره می‌گرفت،‌شگرفی​ مجبور می‌شد برای انباشتنِ همین سطح از بنیان، نشان‌های دائو را بر روی روحش افزایش دهد.

کالبدِ فیزیکی حاملِ‌حرکت​ نشان‌های دائو بود؛‌است​ روح نیز همین‌طور.

تنها مسیر روح نبود که می‌توانست نشان‌های‌رفت​ دائو را بر روی روح بیفزاید، مسیرهای‌ظاهرِ​ دیگر نیز قادر به این کار بودند.

مانند مسیر زمان.

شیا چا، جاودانهٔ رتبه هشتِ مرز جنوبی، روشی دفاعی بر روی روح خود ترتیب داده بود. روح‌مانده​ او با شبکه‌ای شکل‌گرفته از نشان‌های دائو مسیر زمان پوشیده شده بود. این لایهٔ دفاعی در زندگی‌نگریست​ قبلی، هنگامی که فانگ یوان روح او را جستجو می‌کرد، مشکلات بسیاری برایش به وجود آورده بود.

با شکستن مرز و شکل دادن‌است​ به یک روح برهوت، اکنون فانگ‌ظریف‌تر​ یوان می‌توانست به تزکیهٔ روحش ادامه دهد.

این مسیر بسیار‌رقیق‌تر​ طولانی‌تر و گسترده‌تر از‌رفت​ تزکیهٔ روحِ انسانی بود.

روحِ ده برهوت، روحِ‌ضعیف‌تر​ صد برهوت، روحِ هزار‌تبدیل​ برهوت، روحِ ده هزار برهوت...

روحِ برهوتِ فانگ یوان شروع به تزکیه کرد، همزادِ مسیر‌اینکه​ زمان بر روی استنتاج‌ها متمرکز شد، در حالی که بدن‌ظاهرِ​ اصلیِ فانگ یوان به تحقیق بر روی همزادِ اژدهامردم ادامه داد.

با وجود اینکه خودش این‌اصلاح​ همزاد را خلق کرده بود،‌می‌توان​ این بدن همچنان ارزش تحقیقاتی داشت.

روحِ همزادِ اژدهامردم در اصل ظاهرِ‌بین​ کالبدِ جاودانِ فرمانروای فانگ یوان را داشت‌مانند​ و از بنیانِ روحِ سی‌میلیون‌نفره برخوردار بود.

با این حال، در حال حاضر ظاهر آن تغییر شگرفی‌به‌سرعت​ کرده بود. روح اکنون درست شبیه به بدنِ اژدهامردم به‌رفته‌رفته​ نظر می‌رسید؛ با دم اژدها، شاخ‌ها، فلس‌ها و مردمک‌های عمودیِ اژدها.

علاوه بر این، نشان‌های دائو مسیر روح بر روی‌رقیق‌تر​ این روح تا اعداد تک‌رقمی کاهش یافته و بنیان‌درست​ روح تنها در حدِ روحِ چند ده انسان بود.

این نتیجهٔ پالایشِ فانگ یوان‌اصلاح​ بود و دقیقاً همان چیزی بود‌روان‌تر​ که می‌خواست به آن دست یابد.

ارواحِ شکافته‌شده همگی روح‌هایی انسانی بودند. هنگام ورود به بدنِ‌باقی​ یک اژدهامردم، آن کالبد تنها می‌توانست به تسخیرِ روحِ انسانی درآید‌وجود​ و آن موجودیت نمی‌توانست کاملاً یک اژدهامردم در نظر گرفته شود.

فانگ یوان همزادِ اژدهامردم را خلق کرد تا برای به دست آوردنِ خانهٔ‌باعث​ گوی جاودان، کاخ اژدها، تلاش کند. چه حرکات کشندهٔ مسیر دگرگونی و چه‌همچنان​ تسخیرِ روح، هیچ‌کدام نمی‌توانستند اطمینانی را که این همزاد به همراه داشت، فراهم کنند.

پس از پالایشی طاقت‌فرسا، فانگ‌چند​ یوان بدنِ اژدهامردم را با‌اینکه​ روحِ اژدهامردمیِ همسان پالایش کرد.

تنها به این‌حرکت​ شکل، یک اژدهامردمِ‌است​ کامل به شمار می‌آمد.

همزادِ رؤیای نابِ‌رقیق‌تر​ فانگ یوان تنها‌بین​ یک محصولِ نیمه‌کاره بود.

بدنِ فیزیکیِ همزادِ رؤیای ناب هیچ نقصی نداشت، اما روحش، روحِ‌کار​ انسانیِ فانگ یوان بود. با وجود اینکه همزادِ رؤیای ناب یک‌اینکه​ انسان به شمار می‌آمد، اما با شکافتِ روحِ فانگ یوان همخوانی نداشت.

پیش از آنکه شکافتِ روحِ فانگ یوان بتواند کاملاً به شکلِ بدنِ‌بین​ فیزیکی‌اش درآید و این دو واقعاً با یکدیگر همخوانی پیدا کنند، به‌زنده​ دوره‌ای طولانی برای انطباق و به‌کارگیریِ برخی روش‌های مسیر روح نیاز بود.

در واقع، زمانی که فانگ یوان تازه بدنِ جاودانِ فرمانروا را به دست آورده‌تکنیکِ​ بود، این بدن با روحش همخوانی نداشت. پس از دوره‌ای طولانی از تزکیه و‌بشکند​ به‌کارگیریِ روش‌های مسیر روح برای تنظیمِ روحش، به حالتِ کاملاً همخوانِ کنونی دست یافت.

اژدهامردمان، انسان‌های دگرگونه‌رقیق‌تر​ بودند و طبیعتاً بدنِ‌رفت​ فیزیکی‌شان ویژگی‌های منحصربه‌فردی داشت.

مردمان سنگی سرشار از نشان‌های دائو مسیر زمین بودند، مردمان برفی در مسیر یخ‌صدمیلیون‌نفرهٔ​ و برف تبحر داشتند، مویین‌ها از نشان‌های دائو مسیر پالایش بهره می‌بردند، مردمان دریایی به‌مانده​ مسیر آب تعلق داشتند و اژدهامردمان از بدو تولد، صاحبِ نشان‌های دائو مسیر بردگی بودند.

اژدهامردمان در مسیر بردگی استعدادی بی‌نظیر داشتند؛ آن‌ها‌رفته‌رفته​ پادشاهانی مادرزاد بودند که بسیار راحت‌تر از سایر‌باقی​ نژادها می‌توانستند بر دیگر موجودات زنده فرمانروایی کنند.

فانگ یوان با خود اندیشید: «تأثیرِ نشان‌های دائو‌پایدارتر​ مسیر بردگی نه تنها در مسائل خارجی، بلکه در‌میراث​ ساختار داخلیِ اژدهامردمان هم سود عظیمی به همراه داره.»

بر اساس استنتاج‌های فانگ یوان، به‌بین​ لطفِ نشان‌های دائو مسیر بردگی، ساختار اجتماعیِ‌مانند​ اژدهامردمان بسیار منسجم‌تر از سایر نژادها می‌گشت.

این انسجام ریشه در‌ضعیف‌تر​ عوامل بیرونی نداشت، بلکه‌تبدیل​ در وجودِ اژدهامردمان ذاتی بود.

از دیدگاه فانگ یوان، تأثیرِ نشان‌های‌ساعتِ​ دائو مسیر بردگی بر ساختار درونیِ اژدهامردمان،‌رفت​ بسیار چشمگیرتر از تأثیرات بیرونیِ آن بود!

برخلافِ سایر نژادها، به‌ویژه بشریت که‌است​ همواره درگیرِ جنگ‌ها و اختلافات داخلی‌ظریف‌تر​ بود، اژدهامردمان کاملاً با یکدیگر متحد بودند.

مسیر بردگی نیز در نبردهای فرسایشی تخصص داشت. هزینهٔ تزکیه در مسیر‌درست​ بردگی بالا بود، اما اگر تزکیه‌گر در آن به سطح مشخصی می‌رسید،‌گذشته​ می‌توانست یک‌تنه به مصافِ لشکری برود و بر دشمنانِ قوی‌تر غلبه کند.

برخی مسیرها مانند مسیر خون، مسیر‌گشت​ فلز، مسیر شمشیر و امثال آن‌ها،‌افتاد​ قدرت نبرد فردیِ بالایی به همراه داشتند.

اما تنها مسیرهای معدودی از این ویژگیِ خاص برخوردار بودند‌اینکه​ که فرد بتواند یک‌تنه در برابر جمعیتی بجنگد و بر دشمنان‌کالبدِ​ قوی‌تر پیروز شود. برای نمونه، می‌توان به مسیر آرایه اشاره کرد.

زمانی که فانگ یوان فانی بود و در رقابتِ دربار امپراتوری‌روان‌تر​ می‌جنگید، روش‌های مسیر بردگی را به کار گرفت. چندی پیش نیز، از‌روحِ​ روش‌های مسیر آرایه برای اسیر کردنِ جاودانه‌های مرز جنوبی بهره برده بود.

فانگ یوان ناگهان متوجه نکته‌ای شد: «بی‌دلیل نبود که توی‌باقی​ زندگی قبلی، کاخ اژدها تونست دی زانگ شنگ رو به بردگی‌وجود​ بگیره. این خانهٔ گوی جاودان باید متعلق به مسیر بردگی باشه!»

فانگ یوان از‌اکنون​ جزئیاتِ درونیِ کاخ‌گشت​ اژدها اطلاعِ چندانی نداشت.

حتی اکنون نیز نمی‌دانست بای‌چند​ نینگ بینگ چگونه ناگهان به‌اینکه​ مالکِ کاخ اژدها بدل گشته بود.

اما این موضوع اهمیتی نداشت.

«حتی اگه همزادِ اژدهامردم‌اینکه​ به دردی نخوره، هنوز بای‌اولیهٔ​ نینگ بینگِ زنده رو دارم.»

همزادِ اژدهامردم تنها در سطحِ تزکیهٔ استاد گوی رتبه یک‌به‌سرعت​ قرار داشت و گامِ بعدی، ارتقای او به سطحِ جاودانه‌رفته‌رفته​ بود. مسیرِ او نیز به احتمالِ فراوان، مسیر بردگی می‌بود.

فانگ یوان پیش از این، روزنهٔ همزادِ رؤیای ناب را، هرچند‌به‌کلی​ با دشواری، مهروموم کرده بود. شکافتِ روح پیوسته در حالِ تزکیه‌فرمانروایش​ بود و فعالانه تغییر می‌کرد تا با بدنِ فیزیکی همخوان شود.

این دو شکافتِ روح شاید اندکی تزکیهٔ مسیر روح‌کشنده​ داشتند، اما این تزکیه تنها در سطحی ظاهری باقی‌حقیقیِ​ می‌ماند و هرگز به پایِ روحِ بدنِ اصلی نمی‌رسید.

چرا که نشان‌های دائو مسیرهای مختلف،‌بین​ با یکدیگر تضاد پیدا کرده و‌درست​ در کارِ هم تداخل ایجاد می‌کردند.

فانگ یوان در حالی که چشمانش‌گشت​ چون آتشی سوزان می‌درخشید، با خود اندیشید:‌باعث​ «کمی بیشتر تزکیه می‌کنم، بعدش وقتِ حمله‌ست.»

در دربار آسمانی،‌کاملاً​ پری زی وِی‌ساعتِ​ همچنان همه‌کاره بود.

در تالار بزرگ مرکزی.

پیامی به دستش‌رقیق‌تر​ رسید که گره از‌رفت​ ابروهای درهم‌کشیده‌اش باز کرد.

«عالیه، نیای کهن شوئه هو پیشنهاد‌گشت​ شاهزاده فنگ شیان رو پذیرفته و‌افتاد​ کمک‌های مالیِ ما رو دریافت می‌کنه!»

آسمانِ دیرزیستی قصد داشت تمامِ دنیای جاودانه‌های دشت‌های شمالی را یکپارچه سازد‌بین​ و در این راه عزمِ راسخی از خود نشان می‌داد؛ از این‌زنده​ رو، درگیری‌های شدیدی با جاودانه‌های تنها و اعضای جناح اهریمنی پیدا کرده بود.

بر همین اساس، پری زی وِی نقشه‌ای کشید و‌کشنده​ در اقدامی جسورانه، شاهزاده فنگ شیان را به دشت‌های‌حقیقیِ​ شمالی بازگرداند تا نیای کهن شوئه هو را متقاعد سازد.

نیای کهن شوئه هو در ابتدا تمایلی به این کار‌باقی​ نداشت و بر موضعِ خود پافشاری می‌کرد، اما با اصرارهای‌می‌رسید​ همسرش، سرانجام با اکراه به همکاری با دربار آسمانی تن داد.

پری زی وِی با لبخندی حاکی‌گشت​ از اعتمادبه‌نفس گفت: «هرچند همکاریِ فعلیِ‌افتاد​ ما محدوده، اما در آینده این‌طور نمی‌مونه.»

با نگاهی‌صدمیلیون‌نفرهٔ​ به وضعیتِ‌بگیرد​ سراسرِ دنیا...

پیشرفتِ مهمی در دشت‌های شمالی حاصل شده بود، در‌کشنده​ حالی که دربار آسمانی از پشت‌پرده نیز آتش‌بیارِ معرکه می‌شد‌فرقهٔ​ تا در میانِ جناح حق صحرای غربی درگیری ایجاد کند.

در قاره مرکزی هیچ اتفاقِ خاصی جریان نداشت. در دریای شرقی، چند نیروی بزرگ، دشت‌کالبدِ​ صعود به آسمان را میانِ خود تقسیم کرده بودند. اما در خفا، دربار آسمانی تمامِ‌اگرچه​ توانِ خود را برای یافتنِ خانهٔ گوی جاودان، یعنی کاخ اژدها، به کار گرفته بود.

لبخند از روی لبانِ‌ضعیف‌تر​ پری زی وِی محو شد:‌بیرون​ «اما در مورد مرز جنوبی...»

اوضاع در‌صدمیلیون‌نفرهٔ​ مرز جنوبی‌بگیرد​ چندان امیدوارکننده نبود.

فانگ یوان در حالِ اخاذی از جناح حق مرز جنوبی بود و پری زی وِی‌منحصربه‌فردِ​ کاری برای توقفِ او از پیش نمی‌برد. در همین حال، اتحاد جنوبی شکل گرفته بود؛ هرچند‌برسد​ جایگاهِ رهبرِ اتحاد همچنان خالی بود، اما برج‌های فانوسِ خاندان تیه در همه‌جا قد علم می‌کردند.

هر دوی این اتفاقات،‌اینکه​ اخبارِ ناگواری برای دربار‌همچنان​ آسمانی به شمار می‌آمدند.

«فانگ یوان هم هست؛ اون تعدادِ زیادی از جاودانه‌های مرز جنوبی‌کار​ رو اسیر کرده و مواد جاودانِ بی‌شماری به جیب زده. از طرفی،‌به‌کلی​ تمامِ جاودانه‌های مسیر پالایشِ فرقهٔ لانگ یا رو هم زیرِ دستش داره...»

پری زی وِی با دقتی‌چند​ تمام، هرگونه اخبارِ مربوط به‌اینکه​ فانگ یوان را زیر نظر داشت.

اما فانگ یوان مخفی‌کشندهٔ​ شده بود و هیچ ردی‌کشنده​ از او به چشم نمی‌خورد.

پری زی وِی فشارِ سنگینی را روی دوشِ‌همچنان​ خود احساس می‌کرد؛ او ترجیح می‌داد فانگ یوان‌فرمانروایش​ همه‌جا آشوب به پا کند و مهارگسیخته بتازد.

اما در حال حاضر، حتی‌متلاشی​ کوچک‌ترین شایعه‌ای دربارهٔ وضعیتِ اخیرِ‌به‌سرعت​ فانگ یوان به گوشش نمی‌رسید.

«فانگ یوان داره چیکار می‌کنه؟»

«قدرتش چقدر بیشتر شده؟»

«کی و‌رفته‌رفته​ کجا دوباره‌اینکه​ پیداش میشه؟»

پرسشِ آخر، پری‌اکنون​ زی وِی را‌گشت​ چندان درگیرِ خود نکرد.

تقریباً نیمی از ماه‌بگیرد​ نگذشته بود که اطلاعاتی از‌رقیق‌تر​ یک نبرد به دستش رسید.

فانگ یوان ناگهان در رود‌اصلاح​ زمان ظاهر شده و به‌می‌توان​ نبرد با چهار شونزی پرداخته بود.

او تنها نبود؛ بلکه یک خانهٔ‌بین​ گوی جاودانِ رتبه هشت به شکلِ یک‌مانند​ کشتی را نیز با خود آورده بود!

ناولها | novelha.net