چپتر 1848: دود نورانی رؤیایی
0کاخی عظیم بهاکنون رنگ ارغوانی و طلاییبرخلافِ در آسمان شناور بود.
حرکت کشندهٔدشمنان جاودان —دارد دودِ نورانیِ رؤیایی!
همزادِ اژدهامردم این خانهٔ گویِ جاوداناسارت را به کار گرفت و حجمپیشتر عظیمی از دودِ غلیظ پدید آورد.
دودِ غلیظ به هر سو که میرفت، همهچیز را میبلعید. فانگ یوان برای آزمایش،میگرفت جانورِ سالِ ازلی را به آنجا کشاند. هیولا نتوانست مقاومت کند و در حالیداد که غرش میکرد، مغلوبِ دودِ غلیظ شد و بیهیچ رد و نشانی ناپدید گشت.
همزادِ اژدهامردم اراده کرد: «جمع شو.» دودِبرخلافِ مسیرِ رؤیا همچون پیتونی که به غارِدشمنان خود بازگردد، به درونِ کاخِ اژدها پس کشید.
هر آنچه دود بلعیدهدارد بود نیز به طورتنها طبیعی واردِ کاخِ اژدها شد.
این همان حرکت کشندهٔ مسیرِ رؤیا بود که فانگ یوان در زندگیِ پیشینِ خود به چشمهمین دیده بود. در آن دوران، کاخِ اژدها دودِ غلیظی پدید آورده بود که برجِ ناظرِ آسمانماهیت را میخورد و میپوساند؛ حتی با وجود اینکه برج به حالتِ شبح درآمده بود، همچنان آسیب دید.
مهارتی یگانه برای چیرگی بر جهان؛ در این برههآنی از زمان، دنیای جاودانهها و حتی دربارِ آسمانی، هیچتهاجمیِ راهی برای مقابله با روشهای مسیرِ رؤیا در چنته نداشتند.
تأثیرِ مسیرِاما رؤیا آنیشخصاً و بیدرنگ بود.
اما اکنون که فانگ یوان شخصاً آن را به کار میگرفت،قدرت دریافت که دودِ نورانیِ رؤیایی برخلافِ تصورِ پیشینِ او، یک حرکت کشندهٔاختیار تهاجمیِ مسیرِ رؤیا نیست، بلکه برای به اسارت گرفتنِ دشمنان کاربرد دارد.
همانطور که پیشتر رخ داد، کاخِ اژدها تنها با استفاده ازهمانطور همین یک حرکت، جانورِ سالِ ازلی را که از قدرت نبردِ رتبهکاخ ۸ برخوردار بود، اسیر کرد و بهآسانی در درونِ کاخ سرکوب نمود.
کاخِ اژدها یک خانهٔ گویِ جاودانِ مسیرِ بردگی بود؛ بابیدرنگ وجودِ در اختیار داشتنِ گویِ جاودانِ نشانِ رؤیا از مسیرِبلکه رؤیا در رتبه ۸، ماهیت و ریشهٔ آن تغییری نکرده بود.
حرکت کشندهٔ دودِ نورانیِ رؤیایی در اصل برای یاری رساندن به قابلیتِاسارت بردگیِ کاخِ اژدها طراحی شده بود؛ به این صورت که ابتدا هدفنبردِ را اسیر و گرفتار میکرد و سپس او را به بردگی میکشید.
افزون بر دودِ نورانیِ رؤیایی،همانطور کاخِ اژدها از دو حرکت کشندهٔقدرت دیگرِ مسیرِ رؤیا نیز بهره میبرد.
یکی از آنها «مکاشفهٔ رؤیا» نام داشت که ازکاربرد تأثیراتِ مسیرِ خرد برخوردار بود و به جاودانه اجازهنبردِ میداد در خواب، رؤیا ببیند و به مکاشفاتی دست یابد.
دیگری «رؤیا در رؤیا» بود؛ قابلیتی که اجازه میداد قلمروهای رؤیا در درونِ قلمروهای رؤیایِ دیگر بنا شوند. درستنیست مانند زمانی که همزادِ اژدهامردم در حالِ کاوشِ قلمروِ رؤیا بود و به وو شوای تبدیل شد، در حالی کهسرکوب خودِ وو شوای برای دستیابی به مکاشفات، به رؤیای دیگری فرو رفته بود؛ این همان قدرتِ رؤیا در رؤیا بود.
اما قلمروِ رؤیایی که پیشتر کاخِدریافت اژدها را در بر گرفته بود،اسارت از قدرتِ خودِ نشانِ رؤیا نشئت میگرفت.
فانگ یوان اندکی تأمل کرد؛همانطور در موقعیتِ کنونیِ او، دودِ نورانیِقدرت رؤیایی بیشترین کاربردِ عملی را داشت.
با وجودِ اینکه مکاشفهٔ رؤیا حرکتی بس ژرف بود، اما برایهمانطور فعالسازی نه تنها جوهرِ جاودان، بلکه ارادهٔ آسمان را نیز میبلعید!بهآسانی به بیان دیگر، این حرکت کشنده نیازمندِ مشارکتِ ارادهٔ آسمان بود.
در مورد وو شوای، او از تقدیرِ آسمانی برخوردار بود و اژدهامردم مقدر شده بودند کهبرخلافِ بر مسندِ قدرتِ مطلق تکیه زنند. از این رو، ارادهٔ آسمان به اژدهامردم یاری میرساند؛ استفادهقدرت از این حرکت برای او مانعی نداشت، چرا که از هدایت و یاریِ دائوی آسمانی بهرهمند میشد.
اما فانگاما یوان قادر بهمیگرفت چنین کاری نبود.
فانگ یوان اهریمنی برونجهانی بود که ارادهٔ آسمان همواره او را سرکوب کرده و هدفاسیر قرار میداد. او در تمامِ این مسیر، دشمنِ خونیِ ارادهٔ آسمان بود و حتی حرکتاصل کشندهای به نامِ «فروپاشیِ ارادهٔ آسمان» در اختیار داشت که مختصِ نابود کردنِ ارادهٔ آسمان بود.
با این اوصاف، چگونهنیست میتوانست انتظار داشته باشد کهکاربرد ارادهٔ آسمان به یاریاش بشتابد؟
در خصوصِ «رؤیا در رؤیا»، اینچنته حرکت کشنده به جای موجوداتِ زنده،اکنون قلمروهای رؤیا را هدف قرار میداد.
با فعالسازیِ آن، لایهای عمیقترمیگرفت از یک قلمروِ رؤیا درنیست درونِ قلمروِ رؤیایی دیگر شکل میگرفت.
اما ایندشمنان قابلیت چهدارد سودی داشت؟
این حرکت، امکانِ دستکارینیست و تغییر در قلمروهایدشمنان رؤیا را فراهم میکرد.
در آن دوران، وو شوای با بهرهگیری از همین قابلیت، قلمروِ رؤیایِ کاخِ اژدها را دستکاری کرد و رؤیایی در درونِاسارت رؤیا آفرید. هنگامی که همزادِ اژدهامردمِ فانگ یوان در حالِ کاوشِ آن بود، پیوسته با چنین رؤیاهایی روبهرو میشد. بیتردید، اینبردگی امر قلمروِ رؤیا را بسیار پیچیدهتر میکرد و سبب میشد کاوشگر بهآسانی در آن گم شده و تسلیمِ قلمروِ رؤیا گردد.
اما این حرکتاکنون برای فانگ یواندریافت چه کاربردی داشت؟
در آن بازهٔ زمانیِ کوتاه، افکارِ فانگ یوان حولِاستفاده محورِ کاوش در قلمروهای رؤیا میچرخید — او میتوانست بانمود دستکاریِ این قلمروهای رؤیا، رؤیایی در درونِ رؤیا خلق کند.
از آنجا که این رؤیاهایِ تودرتو ساختهٔ خودِ فانگ یوان بودند وپیشتر به او تعلق داشتند، وی میتوانست منطقهٔ امنی در درونِ قلمروِ رؤیاسرکوب بنا کند تا در آن پناه گرفته و قوای خود را بازیابد.
اما مهمترینهیچ دستاورد، گویِ جاودانِروشهای نشانِ رؤیا بود!
این گویِ جاودان شباهتِ بسیاری به نشانِ جانورِ روح داشت که در اختیارِ فانگ یوان بود؛دارد اولی کرمِ گویی از مسیرِ رؤیا بود که تواناییهای مسیرِ بردگی را در خود داشت وجاودانِ دومی کرمِ گویی از مسیرِ روح بود که از قابلیتِ مشابهی در مسیرِ بردگی بهره میبرد.
فانگ یوان پیشتر از طریقِ جانِ اژدها،داد به کاربردِ دقیقِ این گویِ جاودانِ نشانِبرخوردار رؤیا در رتبه ۸ پی برده بود.
در آن دوران، هنگامی که دوک لونگ قصد داشت حرکتِ ریشهکنیِ اژدهامردم را بهتنها اجرا درآورد، وو شوای نیز از گزندِ آن در امان نبود. اما پس ازوجودِ تلاشها و آزمایشهای طاقتفرسا، به دستاوردهایی رسید و توانست مرگِ خویش را به تعویق بیندازد.
او با بهرهگیری از واپسینروشهای لحظاتِ عمرِ خویش، گویِ جاودانِبیدرنگ نشانِ رؤیا را فعال کرد.
او در این راه، نه تنها تمامِ جوهرِتصورِ جاودانِ رتبه ۸ خود را فدا کرد، بلکه احساسات،همانطور خاطرات و ارادههایش را نیز به پایِ آن ریخت.
پس از به انجام رساندنِ این تمهیدات، بدنش به شدت تکیده و نحیفرتبه شد و تنها ذرهای از روحش باقی ماند. در نهایت، بر تختِ اژدهایماهیت خویش تکیه زد و اندکی بعد، بهایِ سنگینِ این اقدام، جانش را گرفت.
او در پایان،تهاجمیِ حتی جانِ خویشاسارت را نیز فدا کرد.
او از هرراهی آنچه در توانچنته داشت، مایه گذاشت.
از این رو، در شرایطِ کنونی، بهایِ فعالسازیِ گویِ جاودانِ نشانِ رؤیااسارت بسیار گزاف بود! وو شوای به دستِ حرکتِ ریشهکنیِ اژدهامردم کشته نشد،نبردِ بلکه استفاده از نشانِ رؤیا بود که او را به کامِ مرگ کشاند.
فانگ یوان در دل ارزیابی کرد: «او جاودانهای از مسیرِ بردگی درنبردِ مرحلهٔ اوجِ رتبه ۸ بود؛ جانِ خود را فدا کرد تا نشانِداشتنِ رؤیا را فعال کرده و این قلمروِ رؤیایِ نشانِ رؤیا را پدید آورد.»
«در عصرِ کنونی، سرزمینِ متبرکی که کاخِ اژدها در آن پنهان شدهپیشتر بود از بین رفت. کاخ به اعماقِ دریا پناه برد و ننهسرکوب رونگ، ژانگ یین و دیگر سردارانِ اژدها را به زیرِ سلطهٔ خود درآورد.»
«هرچند که کاخ توانست چهار قدرتمند با قدرت نبردِ رتبه ۸ را به دست آورد،دریافت اما بنیانِ قلمروِ رؤیا به شدت تضعیف شد؛ به همین دلیل، هنگامی که همزادِ اژدهامردم درهمین حالِ کاوشِ آن بود، قلمروِ رؤیایِ کاخِ اژدها در برخی نقاط نشانههایی از ضعف بروز میداد.»
بارزترینِ این ضعفها در نمایشِمیگرفت «عمارتِ باد و ابر» ونیست «معبدِ آسمانِ سیاه» به چشم میخورد.
این دو فرقه، بخشی از ده فرقهٔ بزرگِتنها باستانیِ قارهٔ مرکزی بودند و در یک میلیون سالکاخ پیش، یعنی در دورانِ نیلوفرِ سرخ، وجودِ خارجی نداشتند.
قلمروِ رؤیا قادر نبود آنها رااسارت به درستی به تصویر بکشد و ناچارداد بود به خاطراتِ همزادِ اژدهامردم اتکا کند.
این یک نقصِ آشکار بود وچنته نشان میداد که قلمروِ رؤیا در آنشخصاً زمان، به نهایتِ ظرفیتِ خود رسیده است.
«به بیانِ دیگر، با فدا کردنِ جاودانهای در مرحلهٔتهاجمیِ اوجِ رتبه ۸ همچون وو شوای، میتوانم چهار رتبهپیشتر ۸ و یک رتبه ۷ را به بردگی بکشم.»
اگر قلمرو رؤیای کاخ اژدها در حالت کامل خود قرار داشت، همزاد اژدهامردم حتی با بهبهآسانی کارگیری گشایش رؤیا نیز احتمالاً دچار تغییر میشد. از این رو، او باید مدیون چهار جاودانهٔرساندن رتبه ۸ دریای شرقی میبود که بخش عظیمی از قدرت قلمرو رؤیا را تحلیل برده بودند.
اگر نشان رؤیا بهتنهایی به کار میرفت، کاربر جانکاربرد خود را از دست میداد؛ چرا که این گوینبردِ جاودان تمام بنیان جاودانه را برای ایجاد قلمرو رؤیا میبلعید.
وسعت و قدرت قلمرو رؤیاروشهای به شرایط و جاودانهای بستگی داشتاما که برای خلق آن قربانی میشد.
البته، جاودانههای رتبه ۶ و ۷ از جوهر جاودانتهاجمیِ رتبه ۸ بیبهره بودند و در وهلهٔ اول اصلاًپیشتر نمیتوانستند گوی جاودان نشان رؤیا را به کار گیرند.
جاودانههای رتبه ۸ را نیز نمیشد بهداد این کار وادار کرد؛ آنها باید با میلاسیر و ارادهٔ خود دست به چنین کاری میزدند.
فانگ یوان با خود اندیشید: «این یعنی هر بار فعالسازی گویهمانطور جاودان نشان رؤیا، به قیمت جان یک جاودانهٔ رتبه ۸ تمام میشود؟»کاخ این بها بسیار سنگین بود و او تمایلی به امتحان کردنش نداشت.
«اما در آینده، وقتی سطح تبحر مسیر رؤیای من بالا برود، میتوانم با استفاده از گویبرخلافِ جاودان نشان رؤیا به عنوان هسته، حرکات کشندهای خلق کنم که نشان رؤیا را محدود کنندقدرت و نگذارند جاودانه را بهطور کامل تخلیه کند؛ به این ترتیب قلمروهای رؤیای محدودتری شکل خواهد گرفت.»
«اما ایناما کار همشخصاً فایدهٔ چندانی ندارد.»
فانگ یوان با خود اندیشیدهمانطور که گوی جاودان نشان رؤیاهمین بهتنهایی کاربرد زیادی برایش ندارد.
حتی اگر در آینده حرکات کشندهای میساخت که قلمروهای رؤیا را بدون کشتنِ جاودانهٔ کاربر خلق میکردند، فانگنبردِ یوان همچنان باید بنیان، جوهر جاودان و بنیان روح خود را فدا میکرد؛ اما از همه مهمتر، معنای حقیقییاری او نیز دگرگون شده و از بین میرفت. این بدان معنا بود که سطوح تبحر فانگ یوان سقوط میکرد.
بدون معنای حقیقی، قلمرو رؤیا چیزی جز یک توهمِ توخالی نمیبود. دقیقاً به این دلیل که قلمروهای رؤیا دربردارندهٔ معنایبلکه حقیقی بودند، میشد از احساسات برای به دام انداختن افراد در درون آنها بهره گرفت. اگر استاد گو در کاوشنمود موفق میشد و از تداخل احساسات چشمپوشی میکرد، معنای حقیقی را به دست میآورد و سطوح تبحرش را ارتقا میبخشید.
«اما در آینده، زمانی که قلمروهای رؤیا در همهجا پدیدار شوند، میتوانم باگرفتنِ فدا کردنِ بخشی از سطح تبحرم، تلهای بسازم و علیه افراد کلیدی توطئهبرخوردار کنم. میتوانم آنها را به زیردستانم تبدیل کنم و دشمنانم را غافلگیر سازم.»
نشان رؤیا، دودِ نورِ رؤیایی، رؤیاپیشتر در رؤیا و مکاشفهٔ رؤیا، دستاوردهاینبردِ مسیر رؤیای او به شمار میرفتند.
برای فانگ یوان همهٔ آنها کاربردی نبودند، اما باعث شدند تواناییهای مسیر رؤیای او چندین برابر جهشقدرت یابد. بهویژه آنکه این حرکات کشنده بخشی از خانهٔ گوی جاودانِ کاخ اژدها بودند؛ به همین دلیل، فانگنکرده یوان میتوانست بهراحتی و بدون نیاز به تمرین چندانی، هر زمان که اراده کرد از آنها بهره ببرد.
او علاوه بر مسیرمقابله رؤیا، در زمینههای دیگرتأثیرِ نیز دستاوردهای شگرفی داشت.
بارزترینِ آنها چهار سردار اژدها بودند که ژانگ یین و ننه رونگ را نیزدشمنان شامل میشدند. فانگ یوان از اینکه قدرتمندانِ جدیدی با قدرت نبرد رتبه ۸ بهبهآسانی دست آورده بود، خشنود به نظر میرسید؛ آن هم نه یک نفر، بلکه چهار نفر!
تمام اندوختههای وو شوای و نژاد اژدهامردمشداد که برای آینده در کاخ اژدها پنهان شدهاسیر بودند، اکنون در تملک فانگ یوان قرار داشتند.
این میراثها عمدتاً به مسیر بردگی مربوطگرفتنِ میشدند. اما ارزشمندترینِ آنها به دیوار بلورین چیاناستفاده کون، قلهٔ سرزنش و مورچهٔ ارتشی اختصاص داشت.
در آن زمان، وو شوای بانوی عمارت خوشنویسی را سرکوب کرده و به بردگی کشیده بود و ازتهاجمیِ این طریق، خانهٔ گوی جاودانِ او، یعنی عمارت خوشنویسی را به چنگ آورد. وو شوای پی برد که دلیلِبهآسانی قدرتِ عظیمِ عمارت خوشنویسی این است که قطعات فراوانی از دیوار بلورین چیان کون در درون آن نهفته است.
دیوار بلورین چیان کون یک قلمروِ نهانِ آسمان و زمین بود که نامش در «افسانههایکاربرد رن زو» به ثبت رسیده بود، اما همواره وضعیتی تکهتکه و پراکنده داشت. قطعاتِ دیوارسرکوب بلورین چیان کون در عمارت خوشنویسی، تنها بخش کوچکی از دیوار اصلی به شمار میرفت.
برای مقایسه، ارزش قلهٔ سرزنش با دریای پالایشِ ناقص برابری میکرد. جانِ سرزمین لانگ یایِ موسفید قصد داشت قلمروِ نهانِ آسمان ووجودِ زمینِ دریای پالایش را خلق کند؛ او بهای گزافی پرداخت، اما در نهایت ناکام ماند. قلهٔ سرزنش از پیش تکمیل شده بود، بابهره این وجود تنها در سطح یک قلمروِ نهانِ آسمان و زمینِ ناقص قرار میگرفت و در ذاتِ خود، از دریای پالایش پستتر بود.
مورچهٔ ارتشی، میراث حقیقی زاهد مورچهٔ سبز بود؛ پس از آنکه وو شوای آن را به ارث برد، به بهترین شکل ازبهآسانی آن بهره گرفت و در آن زمان به روش اصلیِ تهاجمیاش تبدیل شد. کافی بود جمعیت این مورچهها به حد مشخصی برسدابتدا تا قدرتی رعبآور پیدا کنند؛ به گونهای که میشد با اتکا به آنها، بهتنهایی در برابر گروهی از جاودانههای رتبه ۸ ایستادگی کرد.
و در نهایت، خودِ کاخ اژدها،چنته جانِ اژدها و سطح تبحر مسیر بردگیشخصاً در میان این دستاوردها به چشم میخوردند.
پس از آنکه همزاد اژدهامردم قلمرو رؤیابرخلافِ را پشت سر گذاشت، سطح تبحر مسیردشمنان بردگیاش مستقیماً تا مرزِ شبهاستادِ متعال اوج گرفت.
در آن دوران، سطح تبحر مسیر بردگی وو شوای تنها یک قدمنبردِ با مقام استادِ متعال فاصله داشت؛ هرچند او از موهبتِ استعداد ذاتیِ اژدهامردمنشانِ در مسیر بردگی برخوردار بود، اما نبوغ خودش نیز حقیقتاً رعبآور جلوه میکرد.
در درازای تاریخ، قهرمانان و نوابغ بیشماری پا به عرصهٔ شهرت گذاشته بودند. در رودِ طولانیِهمین تاریخ، ستارگان درخشان بیشماری با نوری خیرهکننده سوسو میزدند؛ حتی با وجود ده والامقام که با قدرتیریشهٔ بیبدیل بر فرازشان ایستاده بودند، این ستارگان هرگز رنگ و جلای منحصربهفردِ خود را از دست ندادند.
دستاوردها بیکران بود؛ فانگ یوانروشهای عملاً میراثِ تمامِ نژاد اژدهامردمبیدرنگ را به ارث برده بود!
هضم و جذباکنون این دستاوردها، بهدریافت سالیانِ درازی نیاز داشت.
فانگ یوان کمی احساس درماندگی میکرد؛ زمانشداد محدود بود و چارهای نداشت جز اینکه تنهااسیر روی مواردی تمرکز کند که برایش سودمندتر بودند.
او در حال حاضر قصد نداشت روی مورچهٔ ارتشی کار کند؛ این روش تنها یک مزیت فرعی بهنبردِ شمار میرفت، چرا که فانگ یوان همین حالا نیز از قدرت نبردِ کافی برای رویاروییِ یکتنه با گروهی ازیاری جاودانههای رتبه ۸ برخوردار بود. افزون بر این، ساختن یک ارتش از مورچهها از نقطهٔ صفر، منابع هنگفتی میطلبید.
دیوار بلورین چیان کون و قلهٔ سرزنش، بنیانهای مسیر اطلاعات محسوب میشدند و فانگمیگرفت یوان در این زمینه با کمبودِ روشهای کارآمد مواجه بود. پیش از این نیز،داد او لی شیائو بای را دقیقاً به همین منظور وارد غار-بهشت ادبیات ژرف کرده بود.
تنها چیزی که مایهٔ اندک حسرتِ فانگ یوان میشد، این بود که کاخ اژدها از روشهای دفاعیِهمانطور مسیر رؤیا بیبهره بود. اگر چنین روشهایی وجود داشت، در دنیای کنونی که مسیر رؤیا برای این دوراناختیار بسیار پیشرفته تلقی میشد، حتی از بالاپوشِ زمستانی و مهر محافظ جریان معکوس نیز قدرتمندتر و کارآمدتر میبودند!
اما با یادآوریِ زندگی پیشین، فانگ یوان میتوانست با اینهمین حقیقت کنار بیاید. اگر کاخ اژدها از چنین روشهای دفاعیِ مسیربردگی رؤیایی برخوردار بود، دوک لونگ هرگز نمیتوانست آن را تسخیر کند.