---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 1921: غارتِ قاره مرکزی • ⏱ 11 دقیقه

چپتر 1921: غارتِ قاره مرکزی

0

فانگ یوان چنان سریع فرمان عقب‌نشینی داد‌شوان​ که جاودانه‌های پنج منطقه گمان کردند کشتارِ‌داشت​ پیشین، خواب و خیالی بیش نبوده است.

«فانگ یوان داره چیکار می‌کنه؟»

«همایش مسیر پالایش قاره‌بینگ​ مرکزی هنوز در جریانه،‌جانوران​ چرا هیچ کاری نمی‌کنی!»

«تو والامقام‌نگهبانیِ​ اهریمن کوچکی، آبروی‌پیش​ خودت رو نبر.»

ابرنیروهای چهار منطقه با اضطرابی شدید زبان به شکایت‌خانهٔ​ گشودند؛ آن‌ها می‌خواستند فانگ یوان حمله را آغاز کند‌جنایات​ و نقشِ پیش‌قراولِ نبرد را برایشان بر عهده بگیرد.

اما فانگ یوان که همواره در برابر دربار آسمانی‌غار​ ایستاده بود، اکنون ناپدید گشته بود؛ او در خفا به‌خانهٔ​ سر می‌برد و هیچ اثری از وی به چشم نمی‌خورد.

با گذشت روزها، نیروهای چهار منطقه رفته‌رفته کینهٔ او را به‌شدند​ دل می‌گرفتند. آن‌ها نظاره‌گرِ تداومِ همایش مسیر پالایش قاره مرکزی بودند، جایی‌فریاد​ که انواع نخبگان مسیر پالایش در رقابت به مراحل بالاتر راه می‌یافتند.

شمار مکان‌های آزمون در قاره مرکزی نیز به شدت‌زیادی​ کاهش یافت. اکنون دربار آسمانی چندین جاودانهٔ قاره مرکزی‌دررفت​ را برای نگهبانی از هر منطقه مستقر کرده بود.

در این شرایط، فانگ یوان بار دیگر فرمان داد‌خانهٔ​ و جاودانه‌های مختلفی از جمله بای نینگ بینگ، بینگ‌جنایات​ یوان و جاودانه‌های غار-بهشتِ بلای جانوران وارد عمل شدند.

قاره مرکزی، رشته‌کوه شوان وو.

جاودانه‌ای زن از خانهٔ انسِ جان که نگهبانیِ این مکان‌عمل​ را بر عهده داشت، پیش از فرار فریاد زد: «بای‌داشت​ نینگ بینگ، تو جنایات زیادی مرتکب شدی، بالاخره تقاص پس می‌دی!»

بای نینگ بینگ‌مکان​ پوزخندِ سردی زد:‌فرار​ «چه زود هم دررفت.»

رشته‌کوه شوان وو نقطهٔ منابعِ عظیمی برای خانهٔ‌جاودانه‌ای​ انسِ جان به شمار می‌رفت؛ وسعت شگرفی داشت و‌فریاد​ به عنوان گنجینه‌ای شناخته‌شده از مواد جاودان شهرت داشت.

بای نینگ بینگ در حالی که غارت آن‌بینگ​ مکان را آغاز می‌کرد، با خود اندیشید: «تعلل‌رشته‌کوه​ کردن دردسرسازه، باید سریع دست به کار بشم.»

قاره مرکزی، درهٔ حبس.

جنگجوی هجوم فولاد‌مکان​ به اطراف نگاهی‌فرار​ انداخت و گفت: «همین‌جاست.»

جنگجوی پروانهٔ یخبندان که‌عمل​ او را همراهی می‌کرد،‌جاودانه‌ای​ فریاد زد: «باز شو!»

با به‌کارگیریِ حرکت‌دیگر​ کشنده، آرایه‌ای پیش‌بای​ رویشان پدیدار گشت.

دگرگونی!

آن دو جاودانهٔ رتبه هفت از غار-بهشتِ بلای جانوران، بی‌درنگ چیره‌دستانه‌ترین روش خود را‌می‌دی​ به کار گرفتند. یکی به غولی با سرِ گاو و بدنِ انسان بدل گشت‌مواد​ و دیگری به انسان‌-پروانه‌ایِ کوچکی تبدیل شد که از خود انرژیِ یخبندان ساطع می‌کرد.

با رها شدنِ حرکات‌عمل​ کشندهٔ جاودان، آرایه پس از‌خانهٔ​ اندکی مقاومت در هم شکست.

جنگجوی هجوم فولاد غرق در‌جمله​ شادمانی گفت: «خارهای جنوبی، کل این‌بلای​ دره از مواد جاودان پر شده.»

جنگجوی پروانهٔ یخبندان حتی از این هم‌بلای​ مستقیم‌تر عمل کرد؛ او خارهای جنوبی را‌جاودانه‌ای​ منجمد ساخت و به سرعت غارتشان کرد.

قاره مرکزی، ساحل رود سرخ.

جاودانه‌های قاره مرکزی‌وارد​ که به آنجا رسیدند،‌شوان​ از خشم لبریز بودند.

آن‌ها دیر رسیده بودند‌مختلفی​ و تنها ویرانه‌هایی بر‌بینگ​ جای مانده را می‌دیدند.

تمام سنگ‌های سرخ و سوزانی‌غار​ که در ساحل انباشته شده‌عمل​ بود، به یغما رفته بود.

غارتی تمام‌عیار!

فانگ یوان پیش از این در سکوت انتظار‌جاودانه‌ای​ می‌کشید، اما به محض آنکه دست به کار‌فرار​ شد، جهان را در بهت و حیرت فرو برد.

جاودانه‌های او تقریباً با تمام قوا‌بای​ مستقر شده بودند و حتی جاودانه‌های‌جانوران​ مویین نیز به میدان اعزام گشتند.

آن‌ها که از فانگ یوان فرمان می‌گرفتند، به جای‌وارد​ حمله به مکان‌های ثبت‌نام که تحت محافظتِ شدید قرار‌نگهبانیِ​ داشتند، نقاط منابع با دفاعِ ضعیف‌تر را هدف گرفتند.

هر بار که به نقطهٔ منابعی نفوذ می‌کردند، آن را تا قطرهٔ‌بالاخره​ آخر غارت می‌کردند. پس از غارت نیز با استفاده از حرکات کشنده،‌شگرفی​ آن مکان را چنان ویران می‌ساختند که دیگر امیدی به بازسازی‌اش نباشد.

در یک چشم به هم زدن، سراسر‌شوان​ قاره مرکزی به آتش کشیده شد و‌داشت​ انواع نقاط منابعِ بزرگ غارت و نابود گشتند.

هر بار که فانگ یوان در‌بای​ تسخیرِ منطقه‌ای موفق می‌شد، نتایج پیروزی‌اش‌جانوران​ را در آسمان زرد گنجینه منتشر می‌کرد.

جاودانه‌های پنج‌بای​ منطقه به‌بینگ​ همهمه افتادند.

«فانگ یوان‌نگهبانیِ​ چطور این‌همه‌داشت​ زیردست داره!»

«این‌همه جاودانه، اون‌وارد​ از یه ابرنیروی معمولی‌شوان​ هم خیلی فراتر رفته.»

«چقدر قدرت رو مخفی کرده؟!»

پس از فروکش کردنِ‌بینگ​ حیرتشان، حسرت و تحسین‌جانوران​ وجودشان را فرا گرفت.

زیردستان فانگ یوان قدرت نبرد متفاوتی داشتند، اما حتی ضعیف‌ترینِ جاودانه‌ها‌شدی​ نیز می‌توانستند پیروز شوند. قاره مرکزی به خاطرِ همایش مسیر پالایش،‌می‌رفت​ دفاعِ این نقاط منابع را بیش از حد کاهش داده بود.

بسیاری از جاودانه‌های قدرتمند با خود‌رشته‌کوه​ اندیشیدند: «وقتی این جاودانه‌های انسانِ دگرگونه می‌تونن‌مکان​ با موفقیت غارت کنن، چرا من نتونم؟»

و بسیاری از جاودانه‌های ضعیف‌تر نیز به فکر فرو‌غار​ رفتند: «بیشترِ چیزای خوب رو اون خبره‌ها برمی‌دارن، ولی‌جاودانه‌ای​ منم می‌تونم از ته‌مونده‌شون چیزی گیر بیارم، مگه نه؟»

بدین ترتیب، درست مانند زندگیِ پیشین،‌بهشتِ​ جاودانه‌های چهار منطقه، به‌ویژه جاودانه‌های اهریمنی و‌شوان​ تزکیه‌گرانِ تنها، دیگر نتوانستند صبر پیشه کنند.

آن‌ها حمله به تمام‌داشت​ نقاط منابع در سراسر‌جنایات​ قاره مرکزی را آغاز کردند.

اوضاع در قاره‌وارد​ مرکزی به سرعت‌رشته‌کوه​ رو به فروپاشی رفت.

دربار آسمانی.

چهرهٔ پری‌بای​ زی وِی تیره‌غار​ و تار بود.

هرچند خویشتن‌داریِ شگرفی داشت، اما با دیدنِ‌فریاد​ تمام گزارش‌های رسیده مبنی بر غارتِ کاملِ‌می‌دی​ نقاط منابع، خشمی عمیق در درونش شعله‌ور گشت.

او دندان‌هایش را روی هم فشرد و‌شوان​ در حالی که نیتِ قتلی شدید و‌داشت​ غیرقابل‌کنترل از خود ساطع می‌کرد، غرید: «فانگ یوان...»

این همان مقصری بود که طمعِ همگان را برانگیخت و‌بهشتِ​ قاره مرکزی را به شکارگاهِ چهار منطقهٔ دیگر بدل ساخت؛ جایی‌جان​ که به راحتی غارت می‌شد و خسارات هنگفتی به بار می‌آورد.

چه پری زی وِی، چه‌غار​ دوک لونگ و چه چین‌عمل​ دینگ لینگ، همگی درمانده شده بودند.

قاره مرکزی بسیار پهناور بود و‌فرار​ در مرکزِ چهار منطقهٔ دیگر که‌بالاخره​ آن را احاطه کرده بودند، قرار داشت.

شمارِ جاودانه‌هایشان بسیار اندک بود؛ آن‌ها نمی‌توانستند‌شوان​ نیروهایشان را به تمامی نقاط منابع اعزام کنند‌پیش​ و با کمبودِ شدیدِ نیروی انسانی مواجه بودند.

این وضعیت، فرصتی برای‌مختلفی​ حمله در اختیار دزدان‌بینگ​ و راهزنان قرار داد.

چین دینگ لینگ‌نینگ​ آهی کشید و گفت:‌بلای​ «دل‌های مردم عوض شده.»

دوک لونگ با بی‌تفاوتی گفت: «واسه هدف بزرگمون باید قربانی بدیم. ما‌بالاخره​ روی همایش مسیر پالایش تمرکز می‌کنیم، می‌تونیم از خیر این مواد جاودان‌شگرفی​ بگذریم. وقتی گوی تقدیر ترمیم بشه، کاری می‌کنیم هزار برابر پس بدن.»

قاره مرکزی در‌وارد​ این زمان به‌رشته‌کوه​ شدت غارت می‌شد.

زمان‌بندی فانگ یوان بی‌نقص بود. او درست زمانی را انتخاب کرد که دربار آسمانی در حال افزایش استحکامات‌جاودانه‌ای​ دفاعی در مکان‌های پالایش گو بود؛ نخبگانی که ازدست‌دادنشان می‌توانست ضربهٔ سنگینی به توانمندی‌های قاره مرکزی وارد کند و‌زود​ نباید قربانی می‌شدند. علاوه بر این، در شرایط کنونی، مرگ آن‌ها لطمهٔ بزرگی به روند ترمیم گوی تقدیر می‌زد.

هدف فانگ‌بای​ یوان نیز‌بینگ​ بی‌نقص بود.

برای نمونه، مکان‌هایی مانند رشته‌کوه شوان وو به قدری پهناور بودند که طبیعتاً از دفاع‌پوزخندِ​ ضعیفی برخوردار می‌شدند. در مورد درهٔ حبس و ساحل رود سرخ نیز، از آنجا که در‌حالی​ زندگی پیشینِ خود آن‌ها را غارت کرده بود، به‌خوبی از ساختار و تدابیر دفاعی‌شان آگاهی داشت.

با اتکا به برنامه‌ریزی‌های دقیق او، زیردستان فانگ یوان درصد موفقیت‌جان​ بسیار بالایی در حملات خود داشتند. سهولت در غارت و به چنگ‌تقاص​ آوردن غنائم عظیم، تمامی جاودانه‌های چهار منطقهٔ دیگر را نیز وسوسه کرد.

جاودانه‌های هر چهار منطقه به‌سرعت‌جمله​ دست به کار شدند تا نقاط‌بلای​ منابع مختلف را هدف قرار دهند.

قاره مرکزی تمامی نقاط منابع خود‌بهشتِ​ را رها نکرده بود و قدرتمندان‌رشته‌کوه​ از بسیاری از نقاطِ مهم محافظت می‌کردند.

بی‌درنگ انواع نبردها در همه‌جا شعله‌ور گشت. جاودانه‌ها با یکدیگر درگیر‌شدی​ می‌شدند و به‌محض اینکه می‌دیدند تسخیر یک نقطهٔ منابع بیش از حد‌وسعت​ دشوار است، خردمندانه از آن دست می‌کشیدند و به‌سوی مکان بعدی می‌شتافتند.

قاره مرکزی نقاط منابع بی‌شماری در خود‌شوان​ جای داده بود؛ پس چه دلیلی داشت که‌پیش​ خود را تنها معطوف به یک منطقه کنند؟

شی گان دانگ، جاودانهٔ مسیر خاک از صحرای‌بینگ​ غربی، جنگل سنگیِ چی زمین را ویران ساخت‌رشته‌کوه​ و مقدار زیادی سنگ‌های گردِ کون به دست آورد.

تائوئیست فراموش‌شده با موفقیت آبِ چشمهٔ ساحل‌بلای​ جان را ربود، با وجود اینکه یانگ فنگ،‌خانهٔ​ قدرتمندِ فرقهٔ روح باستانی، از آن محافظت می‌کرد.

شیائو هو چی، شیائو شی رانگ و پی شوی‌زیادی​ هان با همکاری یکدیگر در غارت خود موفق شدند،‌دررفت​ اما بر سر نحوهٔ تقسیم غنائم به جان هم افتادند.

قاره مرکزی غرق در درگیری‌شدند​ و نبرد بود؛ آشوبی مطلق‌انسِ​ فضا را پر کرده بود.

پری زی وی که در دربار‌بای​ آسمانی مانده بود، احساس می‌کرد هر‌جانوران​ روز برایش همچون یک سال می‌گذرد.

سرانجام، پیرمرد ژنگ یوان به سخن آمد:‌بلای​ «الان ارادهٔ انسانِ کافی جمع کردیم، می‌تونیم اولین‌خانهٔ​ حرکت کشندهٔ مسیر انسان رو به کار بگیریم.»

پری زی وی غرق در‌پیش​ شادی شد و بی‌درنگ از او‌شدی​ خواست تا دست به کار شود.

پیرمرد ژنگ یوان سر تکان داد. در‌شوان​ حالی که هاله‌ای عظیم و شگرف از بدنش‌پیش​ فوران می‌کرد، با دست‌وپایی لرزان از جای برخاست!

حرکت کشندهٔ‌بار​ جاودان —‌مختلفی​ اتحاد دل‌های مردم!

ارادهٔ انسانِ انباشته‌شده به‌سرعت مصرف‌غار​ گشت، تا جایی که تقریباً‌عمل​ چیزی از آن باقی نماند.

در همان زمان، هاله‌ای از نور،‌فرار​ جاودانه‌ها، استادان گو و حتی فانی‌های‌بالاخره​ قاره مرکزی را در بر گرفت.

این هاله تنها‌وارد​ یک لحظه درخشید، گویی‌شوان​ که توهمی بیش نبود.

اما طولی نکشید‌دیگر​ که مردم قاره مرکزی‌نینگ​ متوجه پدیده‌ای خاص شدند.

دل‌هایشان به یکدیگر پیوند خورده‌غار​ بود و می‌توانستند افکار و‌عمل​ احساساتِ هم را درک کنند.

ترس از قرار گرفتن در معرض حمله، اندوه و‌زیادی​ نفرتِ ناشی از مرگ دوستان و خانواده، نگرانی برای‌دررفت​ جانِ خود، و آرزوهایی که برای آینده در سر داشتند...

در طول تاریخ، هرگز‌عمل​ مردم قاره مرکزی این‌چنین عمیق‌خانهٔ​ به یکدیگر متصل نشده بودند.

جایگاهِ ادیبِ وارسته که در مکان پالایش گو پنهان شده بود،‌بلای​ لو رفت، اما او موفق شد انتقام خود را بگیرد و جاودانهٔ‌مکان​ قاره مرکزی را که از آن مکان محافظت می‌کرد، از پای درآورد.

ژنگ چینگ، جاودانهٔ گوشه‌نشینِ مرز جنوبی نیز شناسایی شد، اما‌عمل​ از آنجا که هیچ خصومتی با قاره مرکزی یا دربار‌داشت​ آسمانی نداشت، محترمانه از او خواستند که آنجا را ترک کند.

شن شانگ از طریق آسمان زرد گنجینه با فانگ یوان ارتباط برقرار کرد و گفت: «این‌سردی​ حرکت کشندهٔ مسیر انسان، اتحاد دل‌های مردم، واقعاً شگفت‌انگیزه.» مکان فعلی او نامشخص بود؛ فانگ یوان‌غارت​ تنها می‌دانست که او دریای شرقی را ترک کرده و چه‌بسا اکنون در قاره مرکزی باشد.

فانگ یوان که پیش‌تر تمام اطلاعاتِ درون حافظه‌اش دربارهٔ این‌انسِ​ حرکات کشندهٔ مسیر انسان را در اختیار او گذاشته بود، پرسید:‌شدی​ «چی فهمیدی؟ می‌تونیم این حرکات کشندهٔ مسیر انسان رو محدود کنیم؟»

شن شانگ آهی کشید: «واسه خنثی کردن این حرکات کشنده، ساده‌ترین راه اینه که ارادهٔ‌شدند​ انسان رو نابود کنیم. بدون ارادهٔ انسان به‌عنوان پایه و اساس، این حرکات کشندهٔ مسیر انسان‌شدی​ قابل استفاده نیستن. اما من استنتاج کردم که این اراده‌های انسان توی دربار آسمانی نگهداری می‌شن.»

فانگ یوان‌بای​ پرسید: «راه‌های‌بینگ​ دیگه چی؟»

شن شانگ دوباره آهی کشید: «پس فقط می‌تونیم حرکت کشنده رو مستقیماً رمزگشایی کنیم،‌می‌دی​ که اینم خیلی سخته و زمان زیادی می‌بره. اما نگران نباش، چون بهت قول‌مواد​ دادم، تمام تلاشم رو می‌کنم. منم دلم نمی‌خواد یه گوی تقدیرِ کامل رو ببینم.»

فانگ یوان‌جانوران​ با بردباری‌عمل​ به انتظار نشست.

با پدیدار شدنِ جاودانه‌های اتحاد جنوبی‌بای​ بر فراز کوه پای مویین، وو‌جانوران​ یونگ رهبری آن‌ها را در دست گرفت.

وو یونگ با صدای بلند اعلام کرد: «دنبال من بیاین! می‌ریم‌شدند​ تا سرزمین متبرک خطاناپذیر رو نابود کنیم. تمام نشان‌های دائوی موفقیت رو‌فریاد​ به چنگ میاریم و کاری می‌کنیم دربار آسمانی طعم شکست رو بچشه!»

جاودانه‌های اتحاد جنوبی که از روحیه‌ای بسیار بالا برخوردار‌زیادی​ بودند، یک‌صدا فریاد زدند: «ما پیروِ شما هستیم، سرور‌دررفت​ رئیس اتحاد!!» و به دنبال او به راه افتادند.

این خبر‌جانوران​ بی‌درنگ به گوش‌شدند​ دربار آسمانی رسید.

در حالی که برقی سرد در‌بای​ چشمان پری زی وی می‌درخشید، با‌جانوران​ چهره‌ای درهم‌کشیده گفت: «این وو یونگِ...»

فانگ یوان پس از دریافت این خبر، در نزدیکی کوه یی تیان پدیدار گشت‌جاودانه‌ای​ و با لبخندی بر لب گفت: «وو یونگ دست به کار شده. آسمانِ عمرِ‌بالاخره​ دراز هم قراره به‌زودی وارد عمل بشه. دیگه وقتشه که منم حرکتم رو بزنم.»

ناولها | novelha.net