---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

مهمان‌ خانه‌ دار

چپتر 400: پاک‌کنندهٔ تاریخ • ⏱ 1 دقیقه

چپتر 400: پاک‌کنندهٔ تاریخ

0

لکس پس از خرید «پاک‌کنندهٔ تاریخ»، لحظاتی‌پرسید​ در سکوت عمیق فرو رفت و به‌زندگی​ عواقب تصمیمی که در پیش داشت اندیشید.

پاک کردن بخش‌هایی از تاریخ و زدودن ردپای رویدادها‌موجود​ شوخی‌بردار نبود. اما شرایط به گونه‌ای رقم خورده بود که‌گویی​ چارهٔ دیگری برای حفظ امنیت مهمان‌خانه و مهمانانش باقی نمی‌گذاشت.

او به موجود کهنسال و خاموشی که روبه‌رویش‌رقم​ ایستاده بود نگاه کرد؛ موجودی با سیمایی رنج‌کشیده که‌مهمانانش​ گویی تمام سنگینی اعصار گذشته را بر دوش می‌کشید.

لکس با لحنی جدی و پر از همدردی پرسید: «اگر‌امنیت​ تنها به عنوان یک روح و شبح بتونی به زندگی‌نگاه​ ادامه بدی، آیا باز هم انتخاب می‌کنی که زنده بمونی؟»

آن موجود چشمانش را بست؛ گویی دردناک‌ترین پرسشی را که‌عنوان​ در تمام عمرش شنیده بود از او پرسیده بودند. با این‌زنده​ حال، پاسخی بود که سرانجام ناچار بود به آن لب بگشاید.

ناولها | novelha.net