---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

مهمان‌ خانه‌ دار

چپتر 890: نصفِ یک ایزدکُش • ⏱ 5 دقیقه

چپتر 890: نصفِ یک ایزدکُش

0

لکس پیش‌تر فهمیده بود که هرچه اندوخته، لزوماً به نفعش نیست. قبلاً فکر می‌کرد به دست آوردنِ خاصیت‌های بیشتر مفید‌پیش​ است، و هرچند تا حدی این‌طور بود، اما بهایش هم به همان اندازه سنگین بود. بدترین قسمتش این بود که‌چسبیدن​ لکس آن‌قدر خاصیت‌های مختلف داشت که در حالِ حاضر حتی نمی‌توانست از مزایایی که باید به او می‌دادند، بهره‌برداری کند.

پس حالا بدونِ اینکه هیچ مزیتی به دست بیاورد، گرفتارِ بهای آن‌ها شده بود. انگار‌باهاش​ صد ماشینِ دنده‌ای خریده بود و بانک هم صورت‌حسابش را با یک مهلتِ پرداخت برایش‌مصیبت‌های​ فرستاده بود، اما او حتی نمی‌دانست چطور پاهایش را تکان دهد، چه برسد به رانندگی!

راستش را بخواهید، او داشت تزکیه‌اش را بدونِ راهنماییِ درست یا روشمند پیش می‌برد و اغلب‌رانندگی​ با فرصت‌های شگفت‌انگیزی روبه‌رو می‌شد، بنابراین نمی‌شد او را بابتِ اینکه همیشه سعی می‌کرد آن‌ها را بقاپد،‌همیشه​ سرزنش کرد. اما به نظر می‌رسید گاهی بهتر است به‌جای چسبیدن به آن فرصت‌ها، از خیرشان بگذرد.

وقتی آواتار می‌خواست دربارهٔ مسئلهٔ الوهیتش صحبت کند، لکس با جدیت به او گوش‌تکان​ می‌داد. نمی‌دانست چرا این‌قدر به آواتار ایمان دارد؛ با وجودِ اینکه مدام تحقیر می‌شد،‌شگفت‌انگیزی​ انگار چیزی در اعماقِ وجودش به حتی یک کلمه از حرف‌های او هم شک نداشت.

«اگه هر کسِ دیگه‌ای بودی، تو رو به مسیرِ الوهیت راهنمایی می‌کردم. یه راهِ ازپیش‌تعیین‌شده و روشمند هست که می‌تونی‌پیش​ باهاش از تزکیهٔ خودت به تزکیهٔ الوهیت تغییرِ مسیر بدی. مزایایی که تو مسیرِ الوهیت به دست میاری فوق‌العاده‌ست. نه‌تنها‌چسبیدن​ می‌تونی قدرتت رو با سرعتی بی‌رقیب بالا ببری، بلکه می‌تونی از مصیبت‌های سنتی‌ای که باید تجربه‌شون می‌کردی هم در امان بمونی.

«علاوه بر این، در مقایسه با یه تزکیه‌گرِ معمولی، یه ایزد همیشه قدرتمندتره و قابلیت‌های خیلی متنوع‌تری داره. کُشتنشون هم سخت‌تره‌میاری​ و عمرِ طولانی‌تری دارن. در نگاهِ اول، به نظر می‌رسه فقط مزایای بی‌پایان داره و هیچ ایرادی توش نیست. اما حقیقت‌قابلیت‌های​ اینه که برای آدمِ فوق‌العاده بااستعدادی مثلِ تو، مسیرِ الوهیت یه قلاده‌ست که جلوت رو می‌گیره تا به استعدادِ واقعیت نرسی.

«اول از همه، به‌عنوانِ یه ایزد، نیروی حیاتت به‌طورِ جدایی‌ناپذیری به مؤمنانت گره می‌خوره. یعنی مهم نیست چقدر قوی باشی، اگه کسی مؤمنانت رو‌می‌برد​ هدف بگیره و همه‌شون رو بکُشه و عقیدهٔ مرتبط با تو از بین بره، در خطرِ مرگِ حتمی یا دست‌کم افتِ شدیدِ قدرت قرار می‌گیری!‌می‌خواست​ دلیلش اینه که ایزدها انرژی رو به روشِ عادی جذب نمی‌کنن. اونا انرژیِ ایزدی رو جذب می‌کنن که از طریقِ مؤمنانشون به سمتشون هدایت میشه.

«رشدِ تو هم به رشدِ عقیده یا عقایدِ مرتبط باهات گره می‌خوره. همچنین ناگزیر خودت‌دهد​ رو به دام می‌ندازی، چون یه ایزد فقط می‌تونه جاهایی سفر کنه که عقیده‌اش اونجا وجود‌بنابراین​ داره، یا تو مناطقِ خاصی که پر از انرژیِ ایزدیه تا بتونه وجودش رو حفظ کنه.

«هرچند گفتنِ همچین چیزی خیلی خوش‌بینانه‌ست، اما ایزدها هم برای رشدشون یه سقف دارن که بعد از‌راهنماییِ​ اون، مهم نیست عقیده‌شون چقدر رشد کنه، از نظرِ بنیادی قوی‌تر نمیشن. با اینکه اون سقف خیلی‌کرد​ ازت دوره و هیچ تضمینی نیست که اصلاً بهش برسی، اما دست‌کم استعدادِ رسیدن بهش رو داری.

«مهم‌تر از اون، کسی با فرصت‌هایی که تو داری، قطعاً‌می‌کردم​ پتانسیلِ این رو داره که از ایزدانِ هم‌سطحِ خودش پیشی‌بدی​ بگیره. اساساً هیچ دلیلی نداره که دست به چنین تغییری بزنی.

اما مسئله اینه که همین حالا هم دو ردِّ مجزا از الوهیت تو وجودت هست و هر دو اون‌قدر قوی هستن که حس‌پیش​ بشن. این یعنی دو عقیدهٔ جداگانه حولِ تو یا کارات در حالِ شکل‌گیریه و تنت مقداری از انرژیِ ایزدیِ مربوطه رو دریافت کرده و‌وقتی​ داره پوسته‌ای از الوهیتِ تو رو می‌سازه. خوشبختانه، انگار کسی یا چیزی تمامِ انرژیِ ایزدی رو جذب کرده و نذاشته تو تنت ذخیره بشه.

با وجودِ داشتنِ خاصیتِ الوهیت، اگه انرژیِ ایزدیِ مهارشده از یه عقیدهٔ خاص تو تنت ذخیره بشه، مثلِ‌راستش​ سمی تو وجودت عمل می‌کنه. این انرژی مستقیماً با انرژیِ روحیِ تنت درگیر می‌شه و تو رو تو‌بقاپد​ خطرِ بزرگِ انحرافِ تزکیه قرار می‌ده! واسه همین پیشنهادم اینه که هر دوی اینا رو از تنت بیرون بکشی.

اما نگران نباش. بیرون کشیدنشون به این معنی نیست که از مزایاشون محروم می‌شی. در عوض، می‌تونی حتی بهتر از الان ازشون‌اغلب​ استفاده کنی! الوهیت از تو به یه شیءِ شاخص یا نمادین منتقل می‌شه که بعد می‌تونی باهاش پیوند برقرار کنی. این اشیا‌وقتی​ هم‌گام با رشدِ عقیده قوی‌تر می‌شن و اگه عقیده به سطحِ کافی برسه، می‌تونن به سلاح‌ها یا ابزارهای فوق‌العاده قدرتمندی تبدیل بشن!

حالا که حرف از پیوندها شد، ما تا الان بحث دربارهٔ پیوندهات رو کاملاً از قلم انداختیم. این موضوع دلیلی داره. معمولاً، اشیا‌نه‌تنها​ و موجوداتی که باهاشون پیوند داری، مستقیماً قدرتِ خودت رو بالا نمی‌برن. با اینکه تو چند پیوندِ... غیرعادی داری، به نظر می‌رسه در‌کُشتنشون​ موردِ تو هم همین‌طور باشه. توصیه نمی‌کنم تا پیش از رسیدن به سطحِ جاودان، با اشیا یا موجوداتِ بیش از حدی پیوند برقرار کنی.

با این حال... هنوز چیزایی هست که باید دربارهٔ پیوندهات بررسی کنیم. من... تو، اِه، پیوندی که با نیلوفرِ بذرِ جهان داری...‌روشمند​ پیوندِ کاملاً غیرعادی‌ایه، بماند که تو حالتِ ناقصی هم قرار داره. اگه بتونیم بررسیش کنیم، یا اگه بتونی جزئیاتش رو برام توضیح‌فرصت‌ها​ بدی، چه‌بسا بتونیم ازش استفاده کنیم تا خیلی سریع قدرتت رو جهشِ چشمگیری بدیم. حتی می‌تونه تو مهار کردنِ ایزد هم کمک کنه.

در موردِ فنریر هم همین‌طوره. راستش، فنریرها به‌طورِ خاص در برابرِ ایزدان قدرتمند‌پاهایش​ هستن، پس اگه به‌اندازهٔ کافی قوی باشه، می‌تونه بی‌نهایت مفید واقع بشه. هرچند، از‌فرصت‌های​ اونجا که معبد روی پیشرفتِ انسان‌ها تمرکز داره، نمی‌تونم تو تقویتِ فنریر کمکت کنم.

راستش، اگه ذاتِ گنجینهٔ اژدهای تو به اژدهایانِ واقعی نزدیک شده و مقداری از‌راستش​ هالهٔ اونا رو جذب کرده باشه، اون هم می‌تونه مفید باشه. تقریباً انگار همین‌نمی‌شد​ الان هم خودت به‌تنهایی نیمی از راهِ تبدیل شدن به یه ایزدکُش رو رفتی!»

ناولها | novelha.net