چپتر 1096: غرور بیحد و مرز
0با ظهور دوبارهی سد جادویی و بنفشرنگ دراستراتژیستی اطراف شهرک جنگل سنگی، اعضای هیجانزدهی گیلد بلکواترچنین مات و مبهوت به اطراف خود خیره شدند.
سد جادویی تنهاشمار قدرت مبارزه آنهاخارقالعاده را کاهش نمیداد.
مهمتر از آن، این سد مانع از خروج آنها ازباقی شهرک جنگل سنگی میشد. از سوی دیگر، زیرو وینگ میتوانست پیوستهمیافتاد نیروهای کمکی بفرستد تا ارتش آنها را ذرهذره از بین ببرد.
در این لحظه، رنگ از رخسار Abandoned Wave نیز پرید؛ او به شی فنگ که با چهرهای مبدل بر فراز ابلیسک ایستاده بود، خیره شد.
تا زمانی که سد جادویی پابرجا بود، هیچیک از نیروهایش نمیتوانستند شهرک را ترک کنند. علاوهچنین بر این، غنائم لانسلوت تا دو ساعت پس از ظهور اولیه، در حالت بیصاحب باقی میماندند.جنگ اگر بازیکنانی که این آیتمها را در دست داشتند کشته میشدند، غنائم از جنازهشان به زمین میافتاد.
دو ساعت زمان، برای رسیدن نیروهایخارقالعاده کمکی زیرو وینگ و نابودی کاملوجود آنها، بیش از حد نیاز بود.
...
یوان تیهشین که از شهرک سایمو ناظر این نبرد بود، با دیدن این صحنه،کند رگهای از ترس نسبت به شی فنگ در وجودش رخنه کرد و گفت: «چهافتاد نقشه مکارانهای! با این وضع، کار بلکواتر، تدفین آسمانی و پانتئون واقعاً تمام است.»
اکنون که به این موضوعبهره فکر میکرد، شی فنگ شخصیتیوجود به شدت رعبآور به شمار میرفت.
او نه تنها ازمیرفت قدرتی خارقالعاده بهره میبرد،میبرد بلکه استراتژیستی بینظیر نیز بود.
با وجود رویارویی با ارتش قدرتمند بلکواتر، شی فنگ توانسته بود آنها را ذرهذره فرسوده کند و به چنین روزی بیندازد. حتی کهنهکاریبرای مانند یوان تیهشین که پیش از این در جنگهای بیشماری شرکت کرده بود، از تواناییهای شی فنگ به وحشت افتاد. از ابتدا تاکار انتها، این جنگ تحت کنترل شی فنگ قرار داشت. زمانی که اعضای بلکواتر متوجه این موضوع شدند، دیگر کار از کار گذشته بود.
اکنون، بلکواتر دیگر برتری عددی نداشت. ازاستراتژیستی متخصصانِ باکیفیتتر نیز بیبهره بود. آنها حتیکند برتری محیطی را نیز از دست داده بودند.
Purple Jade پرسید: «عمو یوان، حالا که زیرو وینگ تو این جنگ پیروز شده، بازم میخوایم بریم سراغ شعلۀ سیاه؟»
او کوچکترین علاقهای به این جنگ نداشت. با وجود این،استراتژیستی با دیدن این نبرد، عزمش برای به چالش کشیدن شعلۀبیندازد سیاه و مبارزه با او، بیش از پیش راسخ شد.
یوان تیهشین با خنده پاسخ داد: «معلومهاولیه که میریم. یا بهتره بگم، دقیقاً چونآیتمها زیرو وینگ برده، دلیل محکمتری برای دیدنش داریم.»
هرچند زیرو وینگ فاتح اینمیبرد نبرد شده بود، اما شهرکرویارویی جنگل سنگی ویرانهای بیش نبود.
زیرو وینگ نمیتوانست تنها با درآمدهای شرکت تجاری نور شمع به حیات خود ادامه دهد. در این لحظه، گیلد به شدت نیازمند منبع درآمد جدیدی برای کسبتواناییهای سکه بود. در غیر این صورت، خیلی زود دچار رکود میشد؛ اتفاقی که به هیچ وجه نباید رخ میداد، به ویژه در این برهه که متخصصان گیلدهایمیخوایم بزرگ یکی پس از دیگری به سطح ۴۰ میرسیدند. اگر زیرو وینگ توان مالی لازم برای تأمین مرکبهای اعضای گیلدش را نداشت، قطعاً از سایر گیلدها عقب میماند.
در این میان، عمارت مخفی میتوانستخارقالعاده شهرها و بازارهایی را برای توسعهوجود در اختیار زیرو وینگ قرار دهد.
یوان تیهشین اصلاًعلاوه نگران به دست نیاوردناولیه طرح برج جادو نبود.
...
زمان به سرعت سپری میشد. در داخلبلکه شهرک جنگل سنگی، اعضای بلکواتر، تدفین آسمانی وکند پانتئون با ناامیدی تمام به ابلیسک یورش بردند.
در این زمان، Abandoned Wave که خودش نیز وارد میدان نبرد شده بود و در حین جنگ با اعضای زیرو وینگ فرمان میداد، فریاد زد: «تانکهای اصلی، راه رو برامون باز کنید! شفابخشان، حواستون به جون بچهها باشه! قاتلان، مخفیانه نفوذ کنید! اگه کریستال جادویی بالای برج رو نابود کنیم، میتونیم از اینجا بریم بیرون! هر کی بتونه اون کریستال رو بشکنه، یه آیتم حماسی بهش میدم!»
Peerless و Singular Burial نیز در تأیید تصمیم Abandoned Wave سر تکان دادند.
هر چه بود، آنها در مجموع ۲۶ آیتم از لانسلوت به دست آورده بودند. درچنین حالی که زیرو وینگ تنها توانسته بود دو آیتم تصاحب کند. اگر مجبور میشدند برایانتها خارج کردن این ۲۶ آیتم، یک آیتم حماسی بپردازند، این معامله قطعاً ارزشش را داشت.
با شنیدن این حرف،خارقالعاده همه بیدرنگ با جانفشانی وبینظیر تقلای بیشتری به مبارزه پرداختند.
در قلمرو خدای کنونی، هرچه سطح بازیکن بالاتر میرفت، به دست آوردنوجود سلاحها و تجهیزات باکیفیت دشوارتر میشد. بازیکنان معمولی همین حالا هم آیتمهایپیش طلای سیاه را مانند آیتمهایی خدایی میپرستیدند، چه رسد به آیتمهای حماسی.
برای آنها به عنوان اعضایلانسلوت نخبه انجمنهایشان، به دست آوردن یکمیماندند آیتم حماسی عملاً یک رؤیا بود.
در قلمرو خدا، چه در سیاهچالها و چه در ویرانههای باستانی، هرچه مکانیفرسوده خطرناکتر بود، دستیابی به سلاحها و تجهیزات باکیفیت آسانتر میشد. با وجود این، پیشنیازوحشت استانداردهای مبارزه فردی و ویژگیهای پایه برای ورود به این مکانها بسیار بالا بود.
آیتمهای طلای سیاه به هیچ وجه قابل قیاس با آیتمهای حماسیرویارویی نبودند. برای بازیکنان نخبهای چون آنها، یک آیتم حماسی میتوانست پیشرفتپیش چشمگیری به ارمغان بیاورد. این آیتم، بلیت ورودشان به دنیای متخصصان بود.
اکثر بازیکنان متخصصِ حاضر نیز واکنش مشابهی نشان داده بودند. به هر حال، حتیقدرتمند سوپر انجمنها نیز تنها تعداد محدودی آیتم حماسی به دست آورده بودند که همانهاکرده هم در اختیار تعداد بسیار کمی از متخصصان برتر و واجد شرایط قرار میگرفت.
Gentle Snow در حالی که با هجوم بازیکنان مقابله میکرد، کمی تحت فشار قرار گرفت و غرید: «چه روانیهای انتحاریای!» دشمن با تمام وجود قصد داشت ضربه را با ضربه پاسخ دهد. اگر شفابخشان به اندازه کافی او را درمان نمیکردند، خیلی وقت پیش در دریای بازیکنان غرق شده بود.
با وجود این، چنین روشمیبرد حملهای، مسیری را نیز بهرویارویی سوی ابلیسک باز کرده بود.
Abandoned Wave، Peerless و Singular Burial با رهبری صدها بازیکن نخبه، به داخل ابلیسک یورش بردند.
فضای داخلی ابلیسک از پلکانیقدرتی مارپیچ تشکیل میشد که تااستراتژیستی بالاترین نقطه سازه امتداد داشت.
درست زمانی که همه در آستانه رسیدن بهحالت بالای برج بودند، ناگهان چهرهای سیاهپوش پیش رویشانداشتند ظاهر شد و مسیر حرکتشان را مسدود کرد.
به محض ظهور این شخص، Abandoned Wave و دیگران ناخودآگاه از حرکت ایستادند و با چشمانی پر از وحشت به او خیره شدند.
این شخص کسی نبود جز لیدر گیلدِ زیرو وینگ،بینظیر شعلۀ سیاه؛ مردی که به عنوان پادشاه شمشیر نیزبیندازد شناخته میشد و متخصص شماره یک پادشاهی ستاره-ماه بود.
اگر پیش از این جنگ بود، همه افراد حاضر تنها کمی نسبت به شعلۀ سیاه احساس احترام میکردند و قطعاًبیندازد از او نمیترسیدند. اما پس از مشاهده عملکرد ترسناک شعلۀ سیاه در این جنگ، حتی اگر کسی سعی نمیکرد آنگذشته صحنهها را به یاد بیاورد، با دیدن شمشیر بلند و آبیرنگ در دست او، قلبش بلافاصله از ترس به تپش میافتاد.
با وجود اینکه Abandoned Wave نیز به همان اندازه ترسیده بود، اما شرایط فعلی با قبل تفاوت داشت. او فریاد زد: «شعلۀ سیاه! فکر کردی میتونی تنهایی جلوی این همه آدم وایسی؟!»
نه تنها شعلۀ سیاه در حال حاضر در وضعیت ضعیفشده قرار داشت، بلکه Abandoned Wave کمی پیش او را سایلنت نیز کرده بود. مهمتر از همه، پلکانی که روی آن ایستاده بودند، فضای بسیار بیشتری نسبت به راهروی باریکِ پیش از اتاق مخفی زیرزمینی فراهم میکرد. آنها فضای کافی داشتند تا بیش از دوازده بازیکن همزمان به شعلۀ سیاه حمله کنند.
شی فنگ با دیدن چهرههای پرتنشمیبرد مخالفانش، شانهای بالا انداخت، خندید وقدرتمند گفت: «تا امتحان نکنم از کجا بدونم؟»
Peerless فریاد زد: «گستاخ!» و ناگهان مهارت یورش را روی شی فنگ اجرا کرد؛ او سپرش را بالا گرفت و به سمت شی فنگ هجوم برد.
دیگر بازیکنان مبارزه نزدیکِ گروه نیزساعت شروع به چرخیدن دور شی فنگاگر کردند تا او را محاصره کنند.
بلافاصله پس از آن، Singular Burial نیز تیرهای متعددی شلیک کرد تا مانع از جاخالی دادن شی فنگ به طرفین شود.
اگر شی فنگ ضعیف و سایلنت نشده بود،استراتژیستی شاید مجبور میشدند در برابرش محتاط باشند. اماچنین اکنون، هیچ دلیلی برای ترسیدن از او نداشتند.
شی فنگ بدون اینکه حتی تلاشی برای جاخالی دادن از جنگجوی سپردار که به سرعت نزدیک میشد بکند، تصمیم گرفت مستقیماً با Peerless درگیر شود.
دنگ!
همزمان با صدای برخورد فلز، Peerless احساس کرد که انگار با یک کامیون تصادف کرده است و بدن خرسمانندش ناخودآگاه چند قدم به عقب رانده شد.
همه از تعجب مبهوت ماندند.
Peerless یکی از برترین جنگجویان سپردارِ انجمن پانتئون بود، با این حال یک شمشیرزن که هم ضعیف و هم سایلنت شده بود، توانست او را به عقب براند.
Peerless که از درون نیز به شدت جا خورده بود، غرید: «تو!»
شاید دیگران نمیدانستند حمله شی فنگ چقدر قدرتمند است، اما Peerless این موضوع را به وضوح درک میکرد. مگر اینکه شی فنگ قدرتی معادل یک هایلرد همسطح خود میداشت، در غیر این صورت دستیابی به چنین نتیجهای برایش عملاً غیرممکن بود.
اما چگونه ممکن بود یکبهره بازیکن ضعیفشده، قدرتی معادل یکوجود هایلرد همسطح خود داشته باشد؟
یادداشت مترجم: در فصل ۹۳۹، اشاره شده بود که Peerless یک برزرکر است. اما در اینجا او یک جنگجوی سپردار معرفی شده است (احتمالاً نویسنده دوباره این موضوع را فراموش کرده است).