چپتر 3935: موجودات آشوب
0وقتی شی فنگ وارد گذرگاهبیندازد فضازمانی زرشکیرنگ شد، از آنچهسیستم میدید عمیقاً در شوک فرو رفت.
قلمرو بزرگ خدا!
او با سرعتی باورنکردنی داشت از قلمرو بزرگ خدای نژاد انسان دور میشد. سرعتش چنان زیاد بودحتی که قلمرو بزرگ و عظیم خدا در عرض چند ثانیه کوچک و ناپدید شد. چند دقیقه بعد،است از کنار قلمرو بزرگ خدای دیگری گذشت و پس از آن، این قلمرو نیز از دیدرسش محو گشت.
پس از عبور از بیش از صد قلمرو بزرگ خدا، شی فنگ به شکلیکشف مبهم انتهای گذرگاه فضازمانی زرشکیرنگ را دید؛ دری با ابعادی غیرقابل تصور. پیش ازمرگ آنکه بتواند نگاه بهتری به درِ قیرگون بیندازد، پورتال او را به درون خود کشید.
سیستم: شما مرز تهی را کشف کردهاید. دیگر نمیتوانید با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنید. نمیتوانید از بازی خارج شوید مگر اینکه مرگ دائمی را تجربه کنید.
صدای اعلان سیستم در گوش شی فنگ طنینانداز شد.قدمت با وجود این، همانطور که به منظره حیرتانگیز اطرافشساطعشده خیره شده بود، این پیام در ذهنش ثبت نشد.
گذرگاه فضازمانی زرشکیرنگ او را در گوشهای از دریای تهی سرگردان رها کرده بود و به هر طرف که نگاه میکرد، اجسادی در فضای تاریکشوید تهی شناور بود. دریای اجساد تا جایی که چشم کار میکرد امتداد داشت و از تکتک این اجساد، هیبت الهی ترسناکی ساطع میشد. با وجود قدمتطرف ظاهریشان، همچنان از ضعیفترینِ آنها هیبت الهی همتراز با خدایان باستانی ساطع میشد. حتی هیبت الهی ساطعشده از برخی از آنها، با خدایان اولیه رقابت میکرد.
همانطور که به این اجساد شناور خیره شده بود، ذهنسیستم شی فنگ از کار افتاد. جرئت نمیکرد تصور کند چه اتفاقیبرقرار در این مکان رخ داده که چنین صحنهای پدید آمده است.
موجودات در سطح خدای اولیه، در بالاترین نقطه قلمرو خدا قرار داشتند. حتیضعیفترینِ کشتن دیگر موجودات همسطح، برای موجودات در سطح خدای اولیه دشوار بود. بانمیکرد وجود این، موجودات بیشماری در سطح خدای اولیه در این مرز تهی مرده بودند.
پیش از آنکه شی فنگ بتواند این وضعیت را حلاجی کند، برکت محافظتی که اینوس بر اوحتی قرار داده بود، از بین رفت. بلافاصله پس از آن، هیبت الهی بیکران این اجساد در سطحاست خدای اولیه، چنان حسی به او داد که گویی کسی با چماق ضربه سنگینی به سرش کوبیده است.
اوضاع خراب است!درِ دیگر نمیتوانم اینجاپورتال بمانم! باید بروم!
شی فنگ دندانهایش را روی هم فشرد و در حالی که برای حفظ هوشیاریاش میجنگید،کردهاید طومار سرزمین ارتقای رده ۷ را بیرون کشید. سپس، ۱۰۰ میلیون واحد کریستال هفت رنگتجربه به آن تزریق کرد و به سرزمین ارتقای رده ۷ خدای اولیه پرتگاه تلهپورت شد.
مدت کوتاهی پس از اینکه شی فنگ به پرتویی از نور تبدیل گشت و به اعماق این منطقه تهی سفر کرد، دید که به سرعت بهنمیکرد سیارهای غولپیکر نزدیک میشود. با وجود این، پیش از آنکه بتواند به سیاره برسد، شبحی عظیمالجثه میان او و سیاره پدیدار گشت. در همان لحظه، احساس کرداینوس گویی زنجیرهای بیشماری به او قفل شده و به زور جلوی پیشرویاش را گرفتهاند، و در این وضعیت تنها میتوانست نزدیک شدن شبح عظیمالجثه را تماشا کند.
شبح عظیمالجثه با نگاه به شی فنگ، با تعجب پرسید: «اینوسهمچنان تو رو فرستاده؟» سپس ادامه داد: «اینوس نباید جای خالی زیادیذهن براش مونده باشه. لابد خیلی بهت امید داشته که فرستادتت اینجا، کوچولو.»
همانطور که شبح عظیمالجثه صحبت میکرد، شی فنگ توانایی حرکت خود را بازیافت. با وجودکردهاید این، پیش از آنکه بتواند حرفی بزند، شبح عظیمالجثه دستش را تکان داد و در یکصدای چشم به هم زدن، هسته ممنوعه از داخل کیف شی فنگ در چنگال او ظاهر شد.
شبح عظیمالجثه گفت: «سرزمینی که پیش روته، یکی از سرزمینهای ارتقاست که بیشترین موجودات آشوب توش زندانی شدن. هنوز ۵۷۱۲ موجود آشوب معمولی، ۱۳۴ موجود آشوب قدرتمند و چهار موجود آشوب ردهبالا اینجا هستن.» سپس، هسته ممنوعهمنظره را بالا برد و ادامه داد: «از این هسته ممنوعه میتونی استفاده کنی تا قدرت یه موجود آشوب رو جذب کنی و جهان کاملش رو شبیهسازی کنی. هرچی موجود آشوب قویتر باشه، جهانش هم قویتره. جهانهای اینباستانی موجودات آشوب میتونه تو ساختن جهان خودت کمک بزرگی بهت بکنه، اما فقط یه شانس داری. دیگه بستگی به خودت داره که بتونی یه موجود آشوب مناسب برای شبیهسازی پیدا کنی و به اون مرحله برسی یا نه.»
پس از اینکه صحبتهای شبح عظیمالجثه به پایان رسید، او خطی از رونهای الهی را به داخلباستانی هسته ممنوعه تزریق کرد. لحظهای بعد، هسته ممنوعه به پرتویی از نور تبدیل گشت و به فضایآمده کیف شی فنگ بازگشت. در همان زمان، شی فنگ به سمت سیاره پشت سر شبح عظیمالجثه سقوط کرد.
…
پس از فرود در منطقهای بایر از سیاره،خود شی فنگ سرانجام هضم حرفهای شبح عظیم رادیگر به پایان برد و از شوک خارج شد.
«موجودات آشوب؟ ساخت جهانِ خودم؟» همانطور کهدرون به هسته ممنوعه در فضای کیفش نگاهکشف میکرد، زبان شی فنگ بند آمده بود.
با وجود اینکه کتابخانه بزرگ اطلاعات بسیار ناچیزی درباره موجودات آشوب داشت، اما او پیشتر مطالبی درباره آنها خوانده بود. آنها موجوداتی ترسناکذهن بودند که در تاریکترین اعماق دریای تهی میزیستند و قدرت هر کدامشان به قدری بود که حتی خدایان اولیه را نیز به دردسر میانداخت.مرده اما حالا، این سرزمین ارتقا از او میخواست تا قدرت یک موجود آشوب را برباید؛ کاری که دستکمی از بازی با دم شیر نداشت.
با وجود این، آنچه شی فنگ را بیشتر متعجب کردظاهریشان این بود که بازیکنان برای ارتقا به رده ۷، بایداولیه جهان اختصاصی خود را خلق میکردند. این خواسته عملاً غیرممکن بود.
هرچند بازیکنان با تسلط بر قوانین جهان میتوانستند «تجلی قانون» راشما اجرا کنند، اما جهان وهمآلودی که در این فرآیند شکل میگرفت، تنهابازی نوعی دامنه محسوب میشد و هیچ شباهتی به یک جهان واقعی نداشت.
یک جهان واقعی، درست مانند جهانهای بیشمارِ قلمرو خدا، باید از مجموعهای کامل و بینقصکردهاید از قوانین جهان تشکیل میشد. اگر بازیکنی قصد خلق چنین جهانی را داشت، باید تمامتجربه قوانین موجود در جهان را درک میکرد؛ دستاوردی که افراد فانی از پس آن برنمیآمدند.
جای تعجب نداشت که تمام آن متخصصان طبقه ششم در گذشته از رسیدن به رده ۷ بازمانده بودند.حتی میزان سختی آن مضحک بود. پس از پی بردن به پیشنیازهای ارتقا به رده ۷، شی فنگ ناگهانموجودات فهمید که چرا در زندگی قبلیاش حتی «سه مطلق» نیز در رسیدن به این رده ناکام مانده بودند.
در قلمرو خدای برتر نژاد انسان، اکثر افراد برگزیدهای که توسط قدرتهای مختلف پرورش یافته بودند، برای تسلط بر تنها یک قانونذهن جهان باید چالشهای بیشماری را پشت سر میگذاشتند. هیولاهای پیر و چند صد ساله نیز در بهترین حالت تنها بر چند قانوندشوار پایه مسلط شده و آنها را به یک قانون پیشرفته تبدیل کرده بودند؛ آنها هنوز فاصله زیادی تا خلق جهان اختصاصی خود داشتند.
خوشبختانه، سیستم خدای اصلی بازیکنان را از تمام شانسهای رسیدن به رده ۷ محروم نکرده بود. بازیکنان همچنان میتوانستند با شبیهسازیِ جهانهای موجودات آشوب،خارج جهان خود را خلق کنند. این کار شبیه به کپی کردن یک آرایه جادویی بود، با این تفاوت که هزاران بار پیچیدگی بیشتری داشت. بارها وجود این، چنین روشی همچنان شانسی برای ارتقای بازیکنان به رده ۷ محسوب میشد و بینهایت آسانتر از خلق یک جهان از نقطه صفر بود.
تنها مشکل، یافتن یک جهان سازگار بود. هرچه باشد، اگرچه جهانهای واقعی و بینقص مجموعهای کامل از قوانین جهان راارتباط در خود داشتند، اما ترکیب این قوانین لزوماً در تمام جهانها یکسان نبود. برای مثال، قوانین در برخی جهانهای مینیاتوری ممکنشده بود به سمت یک عنصر خاص متمایل باشد و در نتیجه، آن جهان در تمام طول سال یخبندان یا سوزان باشد.
اگر بازیکنان جهانی را مییافتند که قوانینش باترسناکی عناصر تحت تسلط آنها همخوانی داشت، بدون شکخدایان کار بسیار آسانتری برای شبیهسازی پیش رو داشتند.
خوشبختانه بیش از ۵۰۰۰ موجود آشوب در این سرزمینقدمت ارتقا وجود دارد. هیچ محدودیت زمانیای هم برایم تعیینساطعشده نشده است. در غیر این صورت، واقعاً هیچ شانسی نداشتم.
با یادآوری حرفهای شبح عظیم درباره تعداد موجوداتخود آشوب حاضر در این سرزمین ارتقا، شی فنگدیگر در دل بابت پذیرش پیشنهاد اینوس خوشحالی کرد.
اگر او سرزمینهای ارتقای دیگری را برمیگزید، بدون شک گزینههای بسیار کمتری از میان موجوداتکردهاید آشوب در اختیار داشت. حتی در صورت استفاده از هر دو شانسِ طومار سرزمین ارتقایتجربه رده ۷ الهی پست خود، بعید میدانست بتواند سرزمین ارتقایی به این خوبی پیدا کند.
در حالی که شی فنگ غرق در افکارش برای یافتن یک موجود آشوب بود، زمین زیر پایش ناگهان به لرزهبرخی درآمد. پیش از آنکه فرصت واکنش داشته باشد، تمساحی دو سر به طول بیش از هزار متر در نزدیکی او ازداشتند دل خاک بیرون زد و هالهای از خود ساطع کرد که حتی از قدرت مادر نامیرا نیز به مراتب هولناکتر بود.
با استفاده از مهارت مشاهده رویالهی این جانور غولپیکر، شی فنگ نفسش درآنها سینه حبس شد: «سطح ۲۵۴؟ الهی برتر؟»
[تمساح آشوب] (موجود آشوب، الهی برتر)
سطح ۲۵۴
HP: ? ? ? ? ? ?
…
یادداشت مترجم:
[۱] موجودات در سطح خدای اولیه: این عبارت لزوماً به خدایانخود اولیه نژاد انسان اشاره ندارد، بلکه میتواند شامل موجودات در سطحبیرون خدای اولیه از سایر نژادها، مانند «اجداد مقدسِ» نژاد مقدس نیز باشد.