---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2974: خون خدای باستان • ⏱ 11 دقیقه

چپتر 2974: خون خدای باستان

0

شهر صد‌سلاح​ جریان، هتل‌ابدی​ نور شمع:

پس از خروج از تالار تله‌پورت، شی‌بود​ فنگ شتابان خود را به هتل رساند‌بسیار​ و با چهره‌ای رنگ‌پریده روی زمین وا رفت.

همان‌طور که انتظار می‌رفت، استفاده مکرر از آن هنوز برایم سنگین است. احتمالاً در دو روز آینده‌غیرقابل​ باید دور مبارزه را خط بکشم. با نگاه به دستان لرزانش در زیر شنل، آه عمیقی کشید.‌اجرا​ در عین حال، احساس خوشحالی کرد و با خود اندیشید: خداروشکر چیزی نفهمیدند. وگرنه آبروریزی بزرگی می‌شد.

تکنیک مانای نابودی مقدس قدرتمند بود، اما نقص‌هایش نیز به چشم می‌خورد. فشار بسیار عظیمی‌استقامت​ بر استقامت و تمرکز کاربر وارد می‌کرد و اصلاً چیزی نبود که بازیکنان در رده‌هرچند​ ۳ بتوانند به کار گیرند. حتی استفاده از آن در رده ۴ نیز کمی زیاده‌روی بود.

هرچند شی فنگ هنگام مبارزه با شوارتولد رفتاری عادی از خود نشان داده بود و حتی برای دفع اژدهای برنزی از مهارت بلع مقدس استفاده کرد، اما این موفقیت تماماً مدیون بدن مانای‌دست​ افسانه‌ای او و مهارتِ بی‌نظیرِ سلاح زمستان شب ابدی بود. در غیر این صورت، حتی اگر موفق به استفاده از بلع مقدس می‌شد، نمی‌توانست آسیبی به اژدهای برنزی وارد کند و در عوض،‌غنائم​ مانند مگسی با یک ضربه کشته می‌شد. علاوه بر این، فشاری که بلع مقدس بر بدنش وارد می‌کرد به سطوح غیرقابل تصوری می‌رسید و حتی ممکن بود به ذهن و روحش آسیب برساند.

اگر مدت‌ها پیش به تسلط کامل بر تکنیک نابودی‌نقص‌هایش​ مقدس دست نیافته بود، در همان لحظه‌ای که اولین‌کاربر​ بلع مقدس را اجرا کرد، احتمالاً از هوش می‌رفت.

با وجود این، همان چند ثانیه مبارزه با اژدهای برنزی تقریباً او را فلج کرده بود. ذهنش نیز در‌می‌رسید​ وضعیت ضعیفی قرار گرفته بود و تنها به لطف اراده قوی‌اش دوام آورده بود. در نهایت، حتی مجبور شد‌ثانیه​ برای حفظ وجهه خود و زیرو وینگ، به روش پردردسرِ جمع‌آوری غنائم با استفاده از قلمرو مانا متوسل شود.

هرچند این بار بیش از حد به خودم فشار آوردم، اما با توجه به واکنش آن دو نفر، فعلاً نباید به حرف‌هایم شک کنند. با یادآوری چهره‌های مشتاق Galaxy Past و لین یائویوئه، بارقه‌ای از امید در چشمان شی فنگ پدیدار گشت. حالا تنها کاری که باید بکنم این است که از آن‌ها بخواهم آن آیتم‌ها را برایم فراهم کنند. سپس می‌توانم برای کسب میراث خداکش اقدام کنم. تا زمانی که میراث کامل خداکش را به دست آورم، وقتی به سایر جهان‌های فرعی دسترسی پیدا کنیم، اعتماد به نفس کافی برای رویارویی با آن کله‌گنده‌های دنیای بیرونی را خواهم داشت.

جهان فرعی کنونی که در‌غیر​ آن حضور داشت، با جهان‌آسیبی​ فرعیِ دوران زندگی قبلی‌اش متفاوت بود.

در آن زمان، از آنجا که خیلی زود به یک خدای شمشیر رده ۶ تبدیل شده بود، توسعه جهان فرعی‌اش را‌اصلاً​ به میزان قابل توجهی سرعت بخشید و به آن اجازه داد تا بسیار زودتر به دنیای وسیع‌ترِ قلمرو خدا دسترسی پیدا‌مهارت​ کند. در همین حال، وقتی این اتفاق افتاد، قدرت‌های سایر جهان‌های فرعی تقریباً کل جهان فرعی آن‌ها را تصرف کرده بودند.

دلیلش این بود که برخلاف جهان فرعی آن‌ها، سایر جهان‌های فرعی بسیار زودتر به قلمرو اعظم خدا دسترسی پیدا کرده بودند. زمانِ‌روحش​ در اختیارِ این قدرت‌های دنیای بیرونی برای توسعه خود، بیش از ده برابر آن‌ها بود. پایه‌ای که این قدرت‌های دنیای بیرونی برای خود‌قرار​ ساخته بودند، بسیار برتر از قدرت‌های جهان فرعی آن‌ها بود. به تعبیری، جهان فرعی آن‌ها شبیه نوزادی بود که با بزرگسالان رقابت می‌کرد.

خوشبختانه، به لطف سرکوبِ قدرت جهان، آن‌ها توانستند نفس‌نیز​ راحتی بکشند و رفته‌رفته دنیای از دست رفته خود را‌می‌کرد​ پس بگیرند. هرچند، این روند سه سال به طول انجامید...

با وجود اینکه جهان فرعی کنونی او از ده سال پیش در‌عوض​ حال توسعه بود، اما در چشم سایر جهان‌های فرعی، صرفاً نوزادی کمی‌ممکن​ بزرگ‌تر به حساب می‌آمد. هنوز هم چیزی جز یک طعمه آسان نبود.

از این رو، پیش از آنکه این جهان فرعی به قلمرو اعظم خدا دسترسی پیدا‌عظیمی​ کند، باید تدارکات لازم را می‌دید. در غیر این صورت، بازگشت به دوران اوجش که‌زیاده‌روی​ هیچ، حتی رسیدن به رده ۶ نیز به احتمال زیاد به یک رؤیا تبدیل می‌شد.

دلیل این امر آن بود که ارتقا به رده ۶ نیازمند مقدار زیادی کریستال‌های هفت رنگ بود.‌غیرقابل​ این در حالی بود که کریستال‌های هفت رنگ حتی در قلمرو اعظم خدا نیز کالایی کمیاب و‌اجرا​ ارزشمند محسوب می‌شد. همچنین یکی از عوامل اصلی محدودکننده بازیکنان برای رسیدن به رده ۶ به شمار می‌رفت.

اندکی پس از اینکه شی فنگ وارد‌اما​ هتل شد و روی زمین نشست، بانویی زیبا‌استقامت​ با لباس فرم مشکی به او نزدیک شد.

بلیکیانا، متصدی پذیرش NPC، پس از نگاهی کنجکاو به شی فنگ پرسید: «رئیس، حالتون زیاد خوب به نظر نمی‌رسه. می‌خواید یه کشیش خبر کنم؟»

شی فنگ سرش را تکان داد و گفت:‌اما​ «نیازی نیست. یکم استراحت کنم حالم جا میاد. تو‌تمرکز​ این مدتی که نبودم چند تا مشتری اومدن هتل؟»

اکنون که ده سال از توسعه قلمرو خدا می‌گذشت، هوش NPCها هیچ تفاوتی با بازیکنان نداشت. تنها چیزی که NPCها را از بازیکنان متمایز می‌کرد، نیاز آن‌ها به پیروی از پروتکل‌های خاصی بود. به دلیل همین هوشمندی، بسیاری از بازیکنان حتی با NPCها در قلمرو خدا دوست می‌شدند. بازیکنان حالا قلمرو خدا را به چشم یک دنیای واقعی می‌دیدند.

بلیکیانا لیست دقیقی را به دست شی‌اما​ فنگ داد و گفت: «در مجموع دو‌عظیمی​ نفر اومدن. الانم توی اتاق‌های معمولی اقامت دارن.»

با دیدن لیست،‌زمستان​ لبخند تلخی بر‌صورت​ لبان شی فنگ نشست.

در ابتدا فکر می‌کرد از آنجایی که هتل در نزدیکی تالار تله‌پورت قرار دارد، بازیکنان زیادی برای‌تمرکز​ استراحت به اینجا خواهند آمد. گذشته از این، بازیکنان با استراحت در هتل نه تنها می‌توانستند خیلی سریع‌تر‌عادی​ از شر انرژی‌های بیگانه در بدنشان خلاص شوند، بلکه امکان ذخیره اثر مثبت تجربه دوبرابر را نیز داشتند.

با این حال، حتی پس از گذشت این مدت طولانی، هیچ بازیکنی به هتل سر نزده بود. دو مشتری هتل نیز هر دو NPC بودند...

با دیدن چهره شی فنگ که‌بود​ هر لحظه رنگ‌پریده‌تر می‌شد، بلیکیانا با نگرانی‌بسیار​ پرسید: «رئیس، براتون یه لیوان آب بیارم؟»

شی فنگ سرش‌زمستان​ را تکان داد و‌اگر​ گفت: «نه، من خوبم.»

مثل اینکه تا یه‌نابودی​ فداکاری‌هایی نکنم، نمی‌تونم کسی‌اما​ رو به اینجا بکشونم.

طبق برآوردهای اولیه‌اش، حالا که دنیای باستانی مینیاتوری به تازگی باز شده بود، بعید به نظر می‌رسید‌غیرقابل​ بازیکنان برای تسهیل روند لول اپ با کشتن هیولاها از هزینه‌های هتل چشم‌پوشی کنند. بنابراین، کسب‌وکار هتل‌ها‌اجرا​ در این زمان باید پررونق می‌بود. این موضوع به‌ویژه برای هتلی نزدیک به تالار تله‌پورت صدق می‌کرد.

با وجود این، بازیکنان‌مقدس​ دنیای باستانی مینیاتوری بسیار بیشتر‌نیز​ از حد انتظار دست‌ودلباز بودند.

بازیکنان به جای اقامت در هتلی‌صورت​ یک ستاره، ترجیح داده بودند در‌عوض​ هتل‌هایی با رتبه بالاتر استراحت کنند...

۳۰,۰۰۰ طلای لازم برای ارتقای هتل نور شمع به وضعیت دو ستاره، در حال حاضر برای شی فنگ مشکلی محسوب نمی‌شد. او می‌توانست تنها با سپردن چند مأموریت به Galaxy Past و لین یائویوئه، بی‌درنگ این مبلغ را فراهم کند. هرچند این کار کمی به وجهه زیرو وینگ لطمه می‌زد، اما فداکاری لازمی بود.

با وجود این، هرچند شاید پول مسئله‌ای نبود، اما ۱۰,۰۰۰ امتیاز شهرت عمومیِ مورد نیاز برای رسیدن به وضعیت دو ستاره، یک مشکل اساسی به شمار می‌رفت. اگر هتلی می‌خواست شهرت عمومی خود را افزایش دهد، بازیکنان و NPCها باید در آن اقامت می‌کردند.

پس از آن، شی فنگ با کمک بلیکیانا به اتاق کنترل مرکزی هتل رفت. سپس از‌تمرکز​ متصدی پذیرش خواست تا با استفاده از سکه‌های طلای باقی‌مانده‌اش، ۳,۰۰۰ کریستال جادویی و مواد جادویی‌شوارتولد​ مختلفی را از تاجران بازیکن خریداری کند و با این کار، عملاً خود را ورشکست کرد.

شی فنگ در زندگی قبلی‌اش تنها یک‌اگر​ قدیس شمشیر رده ۶ نبود، بلکه یک‌مگسی​ استاد بزرگ جادو نیز به شمار می‌رفت.

هرچند او هیچ طرح آرایه جادویی در اختیار نداشت و نمی‌توانست تنها با تکیه‌بسیار​ بر حافظه‌اش آرایه‌های جادویی پیچیده سطح استاد بزرگ را بسازد، اما تا زمانی که‌حتی​ مواد کافی داشت، ساخت یک آرایه جادویی جمع‌آوری مانای سطح استاد برایش دشوار نبود.

پس از سه ساعت کار مداوم،‌آسیبی​ شی فنگ با رضایت به آرایه‌کشته​ جادویی که رسم کرده بود، نگاه کرد.

با وجود این آرایه جادویی، دیگر جذب بازیکنان و NPCها نباید مشکلی ایجاد می‌کرد.

آرایه جادویی باستانی «دنیای جادویی هفت ستاره»، یکی از رایج‌ترین آرایه‌های جادویی جمع‌آوری مانا در سطح استاد در قلمرو خدای بزرگ بود. هرچند حفظ‌ممکن​ آن روزانه هزینه سنگین ۶۰۰ کریستال جادویی در برداشت، اما می‌توانست تراکم مانای منطقه تحت پوشش را ۵۰٪ افزایش دهد و سرعت پاکسازی انرژی‌ضعیفی​ بیگانه را نیز ۵۰٪ بالا ببرد. در قلمرو خدای بزرگ، «دنیای جادویی هفت ستاره» یکی از آرایه‌های جادویی ضروری برای مسکن به شمار می‌رفت.

پس از حل مشکل مشتریان هتل، شی فنگ به اتاق مهمان پیشرفته‌اش‌می‌خورد​ بازگشت و آرایه جادویی دفاعی آن را فعال کرد. سپس با دقت‌رده​ سه آیتمی را که از اژدهای برنزی غارت کرده بود، بیرون آورد.

همان‌طور که به سه آیتم پیش رویش نگاه می‌کرد، شی فنگ‌ضربه​ نتوانست جلوی آه حسرت‌بار خود را بگیرد و با خود گفت: فکر‌آسیب​ نمی‌کردم این چیزها رو اینجا ببینم. این دنیای باستانی مینیاتوری واقعاً خارق‌العاده‌ست.

شی فنگ همان زمانی که آن‌ها را با قلمرو مانای خود برداشته بود،‌بسیار​ به هویت این سه آیتم پی برد. او همچنین با این سه آیتم‌گیرند​ به‌شدت آشنایی داشت. آن‌ها منبعی کمیاب بودند که قدرت‌های دنیای بیرون شدیداً خواهانشان بودند.

کریستال محافظ مانا!

کریستال محافظ مانا یکی از دلایل اصلی قدرت بالای‌نقص‌هایش​ متخصصان دنیای بیرون بود. دلیلش این بود که هدف‌کاربر​ اصلی کریستال محافظ مانا، بهبود بدن مانای بازیکن بود!

دقیقاً! این آیتم می‌توانست‌موفق​ بنیادی‌ترین بدن مانای یک‌عوض​ بازیکن را بهبود بخشد!

تا زمانی که این کریستال‌های محافظ مانا با استفاده از یک آرایه جادویی پالایش‌عظیمی​ می‌شدند، امکان استخراج چند رشته از خون خدای باستانی از آن‌ها وجود داشت. در‌کمی​ همین حال، این چند رشته خون می‌توانست برای تقویت بدن مانای بازیکن به کار رود.

البته، هر بازیکن در طول عمر خود می‌توانست تنها یک رشته از خون خدای باستانی را مصرف کند. علاوه‌بدنش​ بر این، این خون می‌توانست بدن مانا را تنها تا رده حماسی پایه تقویت کند. هرچند اثرات آن به‌طور‌اجرا​ قابل‌توجهی ضعیف‌تر از خون خدای شیطانی در دنیای باستانی مینیاتوری بود، اما خون خدای باستانی همچنان شگفت‌انگیز به شمار می‌رفت.

از این گذشته، پس از اینکه بازیکنان بدن مانای خود را در‌می‌خورد​ رده ۳ می‌ساختند، دیگر نمی‌توانستند آن را جایگزین یا بازسازی کنند. حتی بازیکنانی‌بتوانند​ که موفق می‌شدند به رده ۶ برسند نیز از این قاعده مستثنی نبودند.

این کریستال‌ها خیلی بزرگن.‌موفق​ خدا می‌دونه چند تا رشته‌مانند​ خون می‌تونم ازشون استخراج کنم؟

پس از آن، همان‌طور که با چشمانی پر از‌نیز​ انتظار به سه کریستال محافظ مانای معلق در هوا نگاه‌می‌کرد​ می‌کرد، شی فنگ شروع به حکاکی یک آرایه جادویی کرد.

...

شهر جریان صدگانه، تالار تله‌پورت:

خیابان اصلی بیرون تالار تله‌پورت مملو از بازیکنان بود. پس از‌ضربه​ یک روز لول اپ با کشتن هیولاها، بسیاری از بازیکنان به‌روحش​ شهر بازگشته بودند و همگی با اشتیاق فراوان درباره دستاوردهایشان بحث می‌کردند.

با وجود این، در میان این‌بود​ جمعیت پرجنب‌وجوش، دو بازیکن شنل‌پوش در‌فشار​ سکوت به هتل نور شمع نزدیک شدند.

از این دو بازیکن شنل‌پوش، یکی مرد و دیگری زن بود. هرچند زن ظاهر خود را با شنل پنهان کرده‌سطوح​ بود، اما شنل نمی‌توانست اندام خیره‌کننده‌اش را بپوشاند. با یک نگاه می‌شد فهمید که این زن زیبارویی بی‌همتا است و‌وجود​ بسیاری از مردان جوانی که از آن حوالی می‌گذشتند، نمی‌توانستند جلوی خود را بگیرند و برمی‌گشتند تا به او نگاه کنند.

پس از نگاهی به هتل نور شمع،‌بود​ زن شنل‌پوش از مرد میان‌سالِ کنارش پرسید:‌بسیار​ «این همون جاییه که در موردش حرف می‌زدی؟»

مرد میان‌سال سرش‌اگر​ را تکان داد و‌کند​ گفت: «باید همین‌جا باشه.»

زن پیش از آنکه درهای هتل را هل دهد و وارد‌می‌خورد​ ساختمان شود، نگاهی طولانی به مرد میان‌سال انداخت و گفت: «امیدوارم‌بازیکنان​ بهم دروغ نگفته باشی! وگرنه خودت رو برای عواقبش آماده کن!»

...

یادداشت مترجم:

اصطلاح «قلمرو خدای بزرگ» عبارتی است که نویسنده در فصل ۷۱ معرفی می‌کند، اما من آن را پیشاپیش به عنوان‌مدت‌ها​ جایگزینی برای «دنیاهای مختلف قلمرو خدا» آورده‌ام. طبق برداشت من از این اصطلاح، «قلمرو خدای بزرگ» به شبکه دنیاهای فرعی‌قرار​ اشاره دارد، نه دنیای اصلی قلمرو خدا. البته مطمئن نیستم که دنیای اصلی هم در این شبکه قرار می‌گیرد یا نه.

ناولها | novelha.net