چپتر 3325: چپتر ۳۹۹ - برش روحخراش
0با دیدن پرش شننبود چیلین از طبقه دوم، شرکتکنندگانمیآمد ذخیره در آرنا جا خوردند.
«چی؟! قرارهوقتی با معاون فرماندهقدم چیلین شروع کنیم؟!»
«اگه قراره معاون فرمانده چیلین ممتحن اول باشه، کی جرئت میکنه تست بده؟ شنیدم لرد شهر [زرهچالش خدای شیطانی] با رتبه افسانهای رو برای نبرد شهری پیش رو بهش داده. اگه این زره رومیبینیم پوشیده باشه، جون سالم به در بردن از یه حرکتش هم غیرممکنه، چه برسه به ده تا...»
«نفر اول تازهواردها واقعاًمانند بدشانسه. با این وضع، یهسایر سال تمام باید نیمکتنشین بشه.»
وقتی همه دیدند شن چیلین قدم بهجانشینی رینگ شبیهسازی گذاشت و دستگاه شبیهسازی را پوشید،مانند نتوانستند از همدردی با شی فنگ خودداری کنند.
شن چیلین نابغهای شناختهشده در شهر دریاچه ستاره بود. از نظر استانداردهای مبارزه، او رقیبی سرسخت برای کسب جایگاهستاره اول در میان معاونان فرمانده متعدد لژیون دریاچه ستاره به شمار میرفت. با در نظر گرفتن قطعه تجهیزات افسانهایکرده که شن چیلین از لرد شهر دریافت کرده بود، حتی فرمانده سابق لژیون نیز در نبرد شبیهسازیشده حریف او نمیشد.
در واقعیت، اگر حضور ناگهانی Red Frost نبود، شن چیلین محتملترین گزینه برای جانشینی فرمانده سابق لژیون دریاچه ستاره به حساب میآمد.
بنابراین، ایفای نقش ممتحن توسط شخصی مانند شن چیلین مضحک بود. درخود مقایسه با به چالش کشیدن سایر معاونان فرمانده، هرکسی که تست پایهمیبینیم خود را از شن چیلین میگرفت، با دشواری بسیار بیشتری روبهرو میشد.
...
هاهاها! شانس در خونهمدیدند رو زده! حالا میبینیم داداشدستگاه بزرگم چطور به حسابت میرسه!
با دیدن ورود شی فنگ به همان رینگ شبیهسازیِ برادر بزرگترش، حال شن چیتیان به طرز چشمگیری بهتر شد. اگرچه برادر بزرگترش پیشتر قول داده بود که شی فنگ را ادب کند، اما پس از کسب مقام اول در گزینش توسط شی فنگ، کموبیش از این ایده دست کشیده بود. با وجود اینکه برادر بزرگترش معاون فرمانده لژیون دریاچه ستاره بود، همچنان نمیتوانست دردسر زیادی برای چنین تازهوارد بااستعدادی ایجاد کند، بهویژه حالا که فرمانده Red Frost و لرد شهر به شی فنگ توجه نشان میدادند. در بهترین حالت، برادر بزرگترش میتوانست در طول نبردهای شهری دردسرهایی برای شی فنگ بتراشد یا او را در جایگاه عضو جایگزینِ یک گروه نبرد تکخال قرار دهد.
با وجود این، تمام اینها با تصمیمگیری Red Frost تغییر کرد. اکنون، شی فنگ حتی نباید به پیوستن به یک گروه نبرد عادی فکر میکرد، چه رسد به یک گروه نبرد تکخال.
...
Thousand Scars نگاهی به رینگ شبیهسازی انداخت، آهی کشید و گفت: «چه حیف. برنامهم برای جلو زدن ازش تو نبردهای شهری دیگه عملی نیست.»
Thousand Scars از درگیری میان شن چیلین و شی فنگ آگاه بود. امکان نداشت شن چیلین این فرصت را برای انتقام گرفتن به خاطر برادر کوچکترش از دست بدهد. بنابراین، او قطعاً قصد داشت از ۱۰۰ درصد قدرت خود برای مقابله با شی فنگ استفاده کند.
بازیکنان در نبرد شبیهسازیشده به رده و سطح یکسانی محدود میشدند، اماخود باید از قدرت ذهنی خود برای تجسم سلاحها و تجهیزاتشان استفاده میکردند. بهداداش عبارت دیگر، هرچه قدرت ذهنی بازیکنی بیشتر بود، در موقعیت بهتری قرار میگرفت.
ناگفته نماند که استانداردهای مبارزه شن چیلین از پیش در سطح فراتر از قلمرو دامنهمانند قرار داشت. او فاصلهای تا برابری با متخصصان شبهطبقه-پنجم نداشت. در شرایطی که او از نظرشانس استانداردهای تجهیزات نیز برتری داشت، شانس زنده ماندن یک متخصص دارای لقب در برابرش صفر بود.
Death Omen با تحقیر گفت: «جای دلسوزی نداره. اگه اون روز شن چیتیان رو تحریک نکرده بود، الان تو این وضعیت نمیافتاد. خیلی احمقه که فکر میکنه فقط چون شعلۀ سیاه پشتشه، میتونه با یه ابرشرکت ریشهدار دربیفته. ابرشرکتهای مختلف نابغههای بیشماری زیر دستشون دارن. حتی اگه امروز شن چیلین حسابش رو نرسه، نابغههای دیگهای از شرکتهای دیگه هستن که روزگارش رو سیاه کنن.»
Thousand Scars در تأیید سر تکان داد. همزمان از اینکه به ابرشرکت پایمون پیوسته بود، احساس خوشحالی میکرد. در غیر این صورت، اگر نمیخواست اربابان جوانی مانند چن چیتیان را برنجاند، هرگز نمیتوانست درخواستهایشان را رد کند.
...
در این لحظه، چن چیتیان و Thousand Scars تنها کسانی نبودند که به شی فنگ توجهی ویژه داشتند. چند متخصصی که همراه شی فنگ وارد دنیای بزرگ شده بودند نیز با دقت چن چیلین و شی فنگ را زیر نظر گرفتند.
در یک سوی میدان شبیهسازی، چن چیلین با زرهی سنگین ایستاده بود وفنگ شمشیر بزرگ نقرهای-خاکستری رنگی را بر پشت حمل میکرد. او بدنی به بلندی پنججایگاه متر داشت؛ نشانهای آشکار از اینکه در قلمرو خدا از نژادی خارقالعاده برخوردار است.
در سوی دیگر، شی فنگ زره سبکی به رنگ مشکی پرکلاغی بر تن کرده و شمشیر بلندی شبیهکشیدن به زغال در دست داشت. در نگاه اول، شی فنگ شبیه به مسافری فقیر به نظر میرسید. اگرچهبزرگم قدش نزدیک به دو متر میرسید، اما در برابر هیکل پنج متری چن چیلین، تفاوتی با یک نوزاد نداشت.
آلیس، ساحره غرب، به زنی که با لباس ورزشی کنارش ایستاده بود نگاه کرد و گفت: «Purple Jade، شنیدم با معاون فرمانده Fused Blood حرف زدی تا لیدر گیلد شی رو برای انجام مأموریتهای شهری دعوت کنید، اما فکر نکنم دیگه صلاحیت اون مأموریتها رو داشته باشه.»
بازیکنان رده ۶ حتی در قلمرو خدای بزرگ نیز نادر بودند. از این رو، برخلاف شرکتکنندگان رده ۴ و ۵، لژیونهای مختلف شهر برای شرکتکنندگان رده ۶ ارزشروبهرو بسیار بیشتری قائل بودند. گواه این موضوع آن بود که اندکی پس از ورودشان به شهر دریاچه ستاره، معاونان فرمانده رده ۶ لژیون دریاچه ستاره تلاش کرده بودنداما تا آنها را در گروههای نبرد ویژه خود جذب کنند. به همین دلیل بود که کسب مقام اول در مسابقات انتخابی توسط شی فنگ، هرگز برای آنها اهمیتی نداشت.
Purple Jade با نگرانی به دختر بلوند و عروسکمانند کنارش نگاه کرد و گفت: «معاون فرمانده چیلین شاید قدرت خارقالعادهای داشته باشه، اما شی فنگ هم دستوپابسته نیست. راحت میتونه ده تا حرکت رو دووم بیاره.»
آلیس پس از نگاه به هیکل پنج متری چن چیلین، سرش را تکان داد و گفت: «دهچالش حرکت؟ به چن چیلین نگاه کن. حتی به خودش زحمت نمیده تجهیزات افسانهایش رو مخفی کنه. یهمیبینیم مربی رده ۳ مثل شی فنگ خیلی شانس بیاره بتونه حتی در برابر یه ضربه هم دووم بیاره.»
هرچند رده چن چیلین برای برابری با شی فنگ تا رده ۴ سرکوب شده بود، اما سطح تجهیزاتش برتری فاحشی نسبت بهزده شی فنگ داشت. چن چیلین نهتنها سراپا غرق در تجهیزات افسانهای ناقص بود، بلکه زره خدای شیطانی با رتبه افسانهای را نیز براما تن داشت. با چنین سطح تجهیزاتی، او حتی میتوانست در برابر متخصصان رده ۵ مبارزه کند، چه رسد به یک تازهکار رده ۴.
...
در میدان شبیهسازی...
چن چیلین درحالیکه به شمشیرزن نهچندان چشمگیرِ پیش رویش نگاه میکرد، گفت: «شی فنگ، شاید توی مسابقات انتخابی اول شدههرکسی باشی، اما امروز به همه نشون میدم که یه نابغه، صرفاً یه نابغهست. قبل از اینکه به یه قدرت واقعیورود تبدیل بشی، زیاد به خودت غره نشو! نگران نباش. زیاد بهت سخت نمیگیرم. فقط با یه حرکت کارتو تموم میکنم!»
با گفتن این حرف، چن چیلین شمشیر بزرگش را از پشت کشید و به سمت شی فنگ یورش برد. سپس، بهمحض اینکه درحالا فاصله مناسب قرار گرفت، تکنیک مبارزه برش طوفان را اجرا کرد و بیش از ۵۰ نور شمشیر را به سوی شی فنگ روانهمقام ساخت. سرعت حمله چن چیلین به قدری کوبنده بود که واکنش نشان دادن به حملاتش برای یک بازیکن متوسط رده ۴ کاملاً غیرممکن بود.
«یه حرکت؟»
شی فنگ با دیدن نورهای شمشیریرینگ که به سمتش میآمدند، با خونسردیهمدردی شمشیر بلند و زغالمانندش را تاب داد.
لحظهای بعد، نور سیاهی در میدان سوسو زد و بلافاصله صدای برخورد فلزشخصی به گوش رسید. سپس، پیکری دیده شد که تلوتلوخوران تا لبه میدان رفتبیشتری و درست در آخرین لحظه متوقف شد تا از حذف شدنِ فوری جلوگیری کند.
این پیکر، متعلق به کسی نبود جز چن چیلین پنج متری. اما درمیگرفت این لحظه، دیگر هیچ اثری از آن چهرهی مطمئن و ازخودراضی چن چیلین بهچطور چشم نمیخورد و در عوض، نگاهی مملو از سردرگمی جای آن را گرفته بود.
«معاون فرمانده عزیز،ناگهانی فکر نمیکنی زیادیگزینه خودت رو تحویل میگیری؟»
یادداشت مترجم
یادداشت مترجم: عبارت newcomer در دو چپتر قبل به عنوان rookie (تازهوارد) اصلاح شده است.