---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 441: تکامل دوم • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 441: تکامل دوم

0

پس از آنکه سیستم، گروه زیرو وینگ را از قلمرو خدا بیرون انداخت، شی‌است​ فنگ به‌طور خودکار به فضای خواب خود منتقل شد. او به‌طور کامل از بازی خارج‌سایر​ نشده بود و همچنان می‌توانست در اینترنت جستجو کند و با دوستانش در ارتباط باشد.

با فراخوانی لیست دوستان سیستم، شی فنگ متوجه شد که هیچ‌یک‌اجباری​ از دوستانش در قلمرو خدا حضور ندارند و همگی در حالت‌بحث​ خروج به سر می‌برند. تک‌تک آن‌ها در فضای خواب اختصاصی خود بودند.

با تعجب با خود‌پدیده‌ای​ گفت: «هیچ‌کس تو قلمرو‌فرصت​ خدا نیست؟ اینجا چه خبره؟»

شی فنگ کاملاً گیج شده بود،‌فرصت​ چرا که این اولین باری بود‌وارد​ که با چنین پدیده‌ای روبرو می‌شد.

پیش از آنکه فرصت کند اعلان اضطراری را بخواند، از بازی بیرون‌بزرگی​ انداخته شده بود. اکنون نه می‌توانست وارد قلمرو خدا شود و نه‌ناگهانی​ راهی داشت تا با کسی تماس بگیرد و درباره‌ی اعلان پیشین پرس‌وجو کند.

در پی این اتفاق، شی فنگ به امید کسب اطلاعات بیشتر با Aqua Rose و دیگران تماس گرفت.

متأسفانه Aqua Rose و بقیه نیز وضعیت مشابهی داشتند؛ سیستم آن‌ها را هم بلافاصله پس از دریافت اعلان، از بازی بیرون انداخته بود.

شی فنگ آهی کشید و‌پیش​ گفت: «مثل اینکه چاره‌ای جز‌انداخته​ چک کردن انجمن‌های رسمی ندارم.»

معمولاً اطلاعات حیاتی در انجمن‌های رسمی منتشر نمی‌شد. با‌نشان​ وجود این، اخراج اجباری آن‌ها از بازی نشان می‌داد‌ورود​ که قطعاً اتفاق بزرگی در قلمرو خدا رخ داده است.

همان‌طور که انتظار می‌رفت، پس از ورود به‌نمی‌شد​ انجمن‌های رسمی متوجه شد که بحث داغی میان‌داده​ همه درباره‌ی این اخراجِ ناگهانی در گرفته است.

با این حال، نکته‌ی عجیب اینجا بود که سایر بازیکنان اعلان خود را دو‌وارد​ ساعت پیش دریافت کرده بودند، در حالی که این پیام تنها چند ثانیه پیش از‌دیگران​ آغاز عملیات خروج اجباری توسط سیستم خدای اصلی، برای گروه شی فنگ ارسال شده بود.

شی فنگ زمان را محاسبه کرد و دید تقریباً مو‌به‌مو با هم مطابقت دارند. با‌داشت​ خود گفت: «دو ساعت پیش؟ مگه همون موقع نبود که گرگ سایه زرشکی رو کشتم؟‌بقیه​ نکنه کشتن گرگ سایه باعث شده سیستم خدای اصلی تکامل دوم قلمرو خدا رو استارت بزنه؟»

با کمی تأمل، شی‌منتشر​ فنگ به این نتیجه رسید‌نشان​ که این احتمال بسیار بالاست.

پیش‌تر، هنگامی که گروهش وارد سرزمین‌حیاتی​ ستاره سقوط‌کرده شده بودند، به‌طور تصادفی‌نشان​ سیستم مبارزه آزاد را فعال کرده بودند.

احتمالاً سیستم خدای اصلی از گروه آن‌ها به‌عنوان یک نمونه‌ی آزمایشی استفاده کرده بود. پس‌شود​ از مشاهده‌ی اینکه آن‌ها توانستند گرگ سایه زرشکی با رتبه لرد کمیاب را به راحتی‌گرفت​ از پای درآورند، سیستم خدای اصلی تصمیم گرفته بود تکامل دوم قلمرو خدا را آغاز کند.

با در نظر گرفتن این‌پیش​ شرایط، شی فنگ واقعاً نمی‌دانست طوفان‌اکنون​ احساسات درونش را چگونه بیان کند.

اکنون که قلمرو خدا وارد فرآیند دومین ارتقای‌اجباری​ سیستمی شده بود، بازیکنان چاره‌ای نداشتند جز اینکه‌انتظار​ برای ورود مجدد تا روز بعد صبر کنند.

بسیاری از بازیکنان در انجمن‌ها،‌معمولاً​ نارضایتی و کلافگی خود را نسبت‌اجباری​ به این ارتقای جدید ابراز می‌کردند.

پس از اولین ارتقا، سیستم طعم واقعی مبارزه را به بازیکنان چشانده بود. درجه سختی‌شود​ کلی بازی جهش عظیمی یافته و عواملی چون ماجراجویی، لول اپ با کشتن هیولاها و ارتقای‌متأسفانه​ سطح را برای تمام افراد حاضر در قلمرو خدا به شدت تحت تأثیر قرار داده بود.

با وجود این، تنها مدت کوتاهی پس از ارتقای اول،‌انداخته​ دومین ارتقای سیستمی نیز کلید خورده بود. بی‌شک پس از این‌پرس‌وجو​ ارتقا، درجه سختی بازی اکثر بازیکنان را در شوک فرو می‌برد.

این ارتقا باعث‌حیاتی​ سردرد شی فنگ‌وجود​ هم شده بود.

تکامل دوم قلمرو خدا بسیار زودتر از موعد رخ داده بود. بر‌نشان​ اساس خط زمانی اصلی، این اتفاق نباید تا چند ماه دیگر به وقوع‌همه​ می‌پیوست و او در این لحظه هیچ آمادگی‌ای برای رویارویی با آن نداشت.

در واقع، درست همان‌طور که حدس زده بود، با پایان دومین ارتقای سیستمی، سیستم مبارزه آزاد به بازی‌کسی​ اضافه می‌شد. در نبردهای آینده، تسلط بازیکنان بر مهارت‌هایشان به شدت به چالش کشیده می‌شد و کوچک‌ترین اشتباهی‌داشتند​ می‌توانست به قیمت آسیب رساندن به نیروهای خودی تمام شود. این موضوع به‌ویژه در مورد مهارت‌های محیطی صدق می‌کرد.

پس از تکامل دوم قلمرو خدا، بسیاری از‌اضطراری​ بازیکنان به جای کشته شدن به دست هیولاها،‌کسی​ با مهارت‌های اشتباه خودشان یکدیگر را به گورستان‌ها می‌فرستادند.

به همین دلیل، تا مدت‌ها پس از‌اخراج​ این ارتقا، بسیاری از بازیکنان هنگام مبارزات‌است​ گروهی بسیار محتاطانه و دست‌به‌عصا عمل می‌کردند.

علاوه بر این، پس از‌معمولاً​ تکامل دوم، درجه سختی سیاه‌چال‌ها‌اخراج​ نیز به‌طور چشمگیری افزایش می‌یافت.

با وجود این، هرچند تکامل دوم بازی را‌فرصت​ چالش‌برانگیزتر و واقع‌گرایانه‌تر می‌کرد، اما این ارتقای سیستمی‌راهی​ یک مزیت بزرگ هم برای بازیکنان به همراه داشت.

و آن چیزی نبود جز بهبود در‌اعلان​ نحوه‌ی کسب تبحر. پس از تکامل دوم،‌راهی​ سبک مبارزاتی بازیکنان نیز دستخوش تحولی عظیم می‌شد.

دیگر نیازی نبود بازیکنان برای استفاده از مهارت‌هایشان اوراد جادویی بخوانند یا نام مهارت را فریاد بزنند. بلکه‌ورود​ از این پس، مهارت‌ها تنها با حرکات فیزیکی فعال می‌شدند. هر مهارت مجموعه‌ای از حرکات استاندارد و مختص به‌ثانیه​ خود را داشت. تا زمانی که بازیکنان حرکات مربوطه را به‌درستی اجرا می‌کردند، می‌توانستند مهارت دلخواهشان را فعال کنند.

پس از دومین تکامل، دیگر‌معمولاً​ نیازی نبود بازیکنان برای افزایش تبحر،‌اجباری​ با مهارت‌هایشان به هیولایی آسیب برسانند.

اکنون، با رسیدن به نرخ تکمیل ۵۰ درصدی در مهارت‌ها، ۱ امتیاز به تبحر بازیکنان افزوده می‌شد. افزون‌کسی​ بر این، میزان تبحرِ دریافتی متناسب با درصد نرخ تکمیلشان افزایش می‌یافت. به این ترتیب، حتی در صورت‌داشتند​ مبارزه با هیولاهای هم‌سطح یا دو تا سه سطح پایین‌تر، باز هم می‌توانستند تبحر خود را ارتقا دهند.

با افزایش‌پدیده‌ای​ تبحر، سطح مهارت‌هایشان‌پیش​ نیز بالا می‌رفت.

با در اختیار داشتن‌منتشر​ مهارت‌های سطح بالا، کشتن هیولاها‌نشان​ برای بازیکنان بسیار آسان‌تر می‌شد.

بی‌شک سازگاری با چنین سبک مبارزه‌ای در ابتدا برای بازیکنان چالش‌برانگیز بود. با وجود‌قطعاً​ این، پس از تطبیق یافتن با سیستم مبارزه آزاد، درمی‌یافتند که این سبک جدید‌گرفته​ به آن‌ها اجازه می‌دهد بخش بیشتری از قدرت مبارزه خود را به نمایش بگذارند.

اما خو گرفتن با این سبک مبارزه واقع‌گرایانه، کار آسانی نبود. در حالت‌اکنون​ عادی، هر فرد باید برای آشنایی با مهارت‌هایش، دوره طولانی‌مدتی از تمرینات ویژه‌کسب​ را پشت سر می‌گذاشت. اگر بازیکنی مهارت کافی نداشت، از قدرت مهارت‌هایش کاسته می‌شد.

شی فنگ به آرامی آه‌پیش​ کشید و با خود گفت:‌انداخته​ «باید واسه راه‌اندازی مرکز تمرین بجنبم.»

اندکی پس از دومین تکامل قلمرو خدا، مراکز تمرین‌نشان​ و دوجوهای هنرهای رزمی که در آن زمان رو‌ورود​ به افول بودند، یک‌باره به محبوبیتی چشمگیر دست می‌یافتند.

شی فنگ که کمی‌ندارم​ وقت آزاد داشت، اخبار‌نمی‌شد​ قلمرو خدا را مرور کرد.

او علاوه بر اخبار پادشاهی ستاره-ماه،‌می‌شد​ اطلاعات مربوط به چند پادشاهی همسایه و‌اکنون​ امپراتوری اژدهای سیاه را نیز بررسی کرد.

هیچ‌یک از امپراتوری‌های قلمرو خدا را نباید دست‌کم می‌گرفت. رقابت در یک امپراتوری، به مراتب نفس‌گیرتر از رقابت‌بگیرد​ در یک پادشاهی بود. پادشاهی ستاره-ماه در آن مقطع، تنها میزبان چهار یا پنج انجمن درجه یک بود که‌آهی​ با یکدیگر رقابت می‌کردند. برخی پادشاهی‌های کوچک‌تر نیز شاید تنها یک یا دو انجمن درجه یک در اختیار داشتند.

اما اوضاع در امپراتوری‌ها کاملاً متفاوت بود. آن‌ها نه تنها مناطق پهناوری را تحت سلطه داشتند،‌انتظار​ بلکه میزبان جمعیت بسیار بیشتری از بازیکنان نیز بودند. افزون بر این، از منابعی غنی و سرشار‌حالی​ بهره می‌بردند. تعداد انجمن‌های درجه یک حاضر در یک امپراتوری، به هیچ‌وجه با یک پادشاهی قابل‌قیاس نبود.

طبق آمار، دست‌کم هفت انجمن درجه یک در هر امپراتوری فعالیت‌اجباری​ می‌کردند. همچنین انجمن‌های درجه دوِ بسیاری حضور داشتند که با تکیه‌بحث​ بر سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ، به سطح انجمن‌های درجه یک ارتقا می‌یافتند.

در گذشته، امپراتوری اژدهای سیاه در مجموع‌پیش​ میزبان نُه انجمن درجه یک بود. این امپراتوری،‌شود​ چندین برابر قدرتمندتر از پادشاهی همسایه‌اش، ستاره-ماه بود.

در آینده، اگر شی فنگ می‌خواست جایگاهی‌اعلان​ برای خود در قلمرو خدا دست‌وپا کند،‌راهی​ تسلط بر پادشاهی ستاره-ماه به هیچ‌وجه کافی نبود.

با نگاهی گذرا به اخبار‌نمی‌شد​ روز قلمرو خدا، شی فنگ بار‌قطعاً​ سنگینی را روی شانه‌هایش احساس کرد.

زیرو وینگ با مشقت فراوان توانسته بود اقامتگاه انجمن خود را به دست آورد؛‌قطعاً​ با وجود این، چندین انجمن درجه یک در امپراتوری اژدهای سیاه از پیش اقامتگاه‌هایشان را‌حال​ برپا کرده بودند. از نظر سرعت توسعه، این انجمن‌ها فاصله چندانی با زیرو وینگ نداشتند.

افزون بر تأسیس اقامتگاه، انجمن‌های بزرگِ مختلف خرید املاک و مستغلاتِ درجه یک در چندین شهر‌راهی​ را نیز آغاز کرده بودند. این املاک شامل خانه‌های حراج، مراکز تجارت مجازی، بانک‌ها، رستوران‌های مجلل‌بقیه​ و مواردی از این دست می‌شد. در آینده، همین مکان‌ها به منبع اصلی درآمد انجمن‌ها بدل می‌شدند.

پس از گذشت چند سال از توسعه قلمرو خدا، مردم جهان آن را به عنوان خانه دوم بشریت پذیرفتند. بیشتر مردم سراسر جهان، نزدیک به نیمی از‌دیگران​ روز خود را در قلمرو خدا سپری می‌کردند. افزون بر این، گذر زمان در قلمرو خدا کندتر از دنیای واقعی بود. هر یک ساعت در واقعیت، با‌می‌داد​ دو ساعت در قلمرو خدا برابری می‌کرد. با توجه به میزان زمانِ تجربه‌شده، چه‌بسا عمر مردم در قلمرو خدا حتی از زندگی‌شان در دنیای واقعی نیز طولانی‌تر می‌شد.

در ساختار قلمرو خدا، شهرهای NPC با شهرهای تأسیس‌شده توسط بازیکنان تفاوت داشتند. اگر بازیکنان در شهرهای NPC اقامت می‌گزیدند، دیگر ترسی از درگیر شدن در کشمکش میان قدرت‌های بزرگ نداشتند. در نقطه مقابل، شهرهای تأسیس‌شده توسط بازیکنان همواره در معرض خطر نابودی بودند.

از همین رو، املاک و مستغلات در شهرهای NPC ارزش فوق‌العاده‌ای پیدا کرده بود. هیچ‌چیز به اندازه املاک این شهرها گران‌بها نبود.

شی فنگ هرچه بیشتر این اطلاعات را زیر و رو می‌کرد، بیشتر‌انداخته​ به ضرورتِ کسب حجم عظیمی از سکه‌های طلا پی می‌برد. در غیر‌اتفاق​ این صورت، چگونه می‌توانست با این انجمن‌های درجه یکِ ثروتمند رقابت کند؟

بی‌آنکه متوجه گذر زمان شود، بیش از‌اعلان​ نیمی از روز را صرف تحقیق درباره‌راهی​ انجمن‌های بزرگ در قلمرو خدا کرده بود.

ناگهان، همان‌طور که از کابین‌نمی‌شد​ بازی مجازی خارج می‌شد، صدای‌می‌داد​ زنگ درِ خانه‌اش به گوش رسید.

ناولها | novelha.net