چپتر 3613: این برادر بزرگ کمی قوی است
0شی فنگ نگاهی به اعضای عمارت اژدها-ققنوس که پشت سر Fiery Heart ایستاده بودند انداخت و پرسید: «چرا فقط هفده نفرید؟ بقیه کجان؟»
تعداد بازیکنانی که Fiery Heart با خود آورده بود، با چیزی که پیشتر به او گفته بود کاملاً تفاوت داشت.
Fiery Heart با تردید به شی فنگ نگاه کرد و گفت: «داداش شعله سیاه، اینطرف یه مشکلی پیش اومد. ولی بازم کل مبلغی که توافق کردیم رو میپردازم. به بقیه بازیکنا هم میگم بهمون ملحق بشن تا جای خالی بقیه پر بشه. مطمئنم میتونیم تو چشمبهمزدنی یه گروه ۵۰ نفره جمع کنیم.»
Fiery Heart میتوانست تشخیص دهد که شی فنگ میخواهد هرچه سریعتر راهی معبد مخروبه شود. پیش از این، گروه او با احتساب خودش ۴۵ عضو داشت و میتوانست بهراحتی چهار بازیکن دیگر را جذب کند تا همراه با شی فنگ یک گروه ۵۰ نفره تشکیل دهند. اما حالا که ۳۲ بازیکن کم داشتند، تکمیل گروه بسیار بیشتر طول میکشید. بنابراین، نگران بود که مبادا شی فنگ تصمیم بگیرد آنها را کنار بگذارد و بهتنهایی عازم معبد مخروبه شود.
شی فنگ با خونسردی به Fiery Heart گفت: «نیازی نیست. با نفرات کمتر سریعتر پیش میریم. همین الان راه میافتیم.»
پس از گفتن این حرف، شی فنگ از غار بیرون رفت. این اقدام او باعث نگرانی Fiery Heart و همتیمیهایش شد. با وجود این، آنها همچنان بهسرعت به دنبالش شتافتند.
در همین حال، با دیدن خروج گروه شی فنگ، Crying Blade و سایر اعضای عمارت اژدها-ققنوس مات و مبهوت ماندند.
Crying Blade با خود گفت: «Fiery Heart دیوونه شده؟»
Crying Blade با دیدن اینکه تنها گروه Fiery Heart همراه با شی فنگ در حال رفتن هستند، به چشمان خود شک کرد.
میتوان گفت گروه ۵۰ نفره، استاندارد ایدهآلی برای بازیکنانی بود که قصد سفرحرف به معبد مخروبه را داشتند. در این اندازه، گروه تنها باید با گلههاییحال از هیولاها روبهرو میشد که از نظر تعداد تقریباً با آنها برابر بودند.
اما اگر گروه بزرگتر میبود، باید با گلههایی از هیولاها میجنگید که چندین برابر بزرگتر بودند. و اگر گروه کوچکتر بود، هر هیولای نسبتاً قدرتمندی که با آنکند روبهرو میشدند، برای حمله به آنها منتظر نیروی کمکی نمیماند. این موضوع بهنوبه خود باعث میشد گروه بسیار بیشتر با حملات هیولاها مواجه شود و پیشروی آنها بهشدتهمین کند گردد. علاوه بر این، اگر گروه نمیتوانست هیولاهای سر راهش را بهسرعت از پای درآورد یا از دستشان خلاص شود، خطر جذب هیولاهای بیشتر آنها را تهدید میکرد.
به همین دلیل، گروههای ۵۰ نفره به استاندارد ایدهآلی برای بازیکنانی تبدیل شدند که عازم معبد مخروبه بودند.بهراحتی حتی زمانی که متخصصان رده ۶ با سطح بالای ۲۰۰ میخواستند چند تن از دوستانشان را تا معبدنگران مخروبه اسکورت کنند، پیش از حرکت ابتدا بازیکنان بیشتری را استخدام میکردند تا یک گروه ۵۰ نفره تشکیل دهند.
اما حالا که Fiery Heart با کمتر از ۲۰ بازیکن در گروه راه افتاده بود، حتی اگر در نهایت به معبد مخروبه میرسیدند، نباید بیش از دو یا سه نفر از آنها زنده میماندند.
در میان بهت و حیرت Crying Blade، عضوگیری Crimson Mist برای گروه ۱۰۰ نفرهاش به پایان رسید.
Crimson Mist فرمان داد: «همه راه بیفتید!»
Crimson Mist با دیدن اینکه بیش از نیمی از گروهش را بازیکنان رده ۵ با سطح بالای ۲۰۰ تشکیل میدادند، بیدرنگ فرمان حرکت صادر کرد. بلافاصله، گروه ۱۰۰ نفره از غار بیرون تاختند.
...
رشتهکوه مخروبه، منطقه داخلی:
پس از حدود ۳۰۰۰ یارد پیشروی، Fiery Heart و دیگران بهسرعت متوجه حضور هیولاهای بسیاری در اطراف خود شدند. با گذشت زمان، هیولاهای بیشتری نیز در حال تجمع بودند که همگی سطح ۱۹۰ و بالاتر داشتند. در میان آنها چندین هیولای افسانهای رده ۵ نیز به چشم میخورد.
یک کشیش رده ۵ با سطح ۱۹۲، درحالیکه بانگرانی اخم به هیولاهایی که سایهبهسایه تعقیبشان میکردند نگاه میکرد،خروج پرسید: «قضیه این هیولاها چیه؟ چرا هنوز بهمون حمله نمیکنن؟»
گروه آنها تنها ۱۸ عضو داشت. از نظر منطقی، هر هیولای افسانهای رده ۵ که با آن روبهرو میشدند باید بیدرنگ به آنها حملهدنبالش میکرد. این موضوع میتوانست خبر خوبی برای گروهشان باشد، چرا که یک متخصص رده ۶ آنها را رهبری میکرد. هرچند بیشتر از یک گروهگلههایی ۵۰ نفره مورد حمله قرار میگرفتند، اما اگر با حوصله هیولاهای سر راهشان را از پای درمیآوردند، همچنان میتوانستند بهسلامت به معبد مخروبه برسند.
با وجود این، با اینکه سه هیولای افسانهای آنها را کشف کرده بودند، هیچکدامسریعتر حمله نکردند. در عوض، این هیولاها صرفاً آنها را تعقیب میکردند و منتظر نیرویکند کمکی بودند. اگر این وضعیت ادامه مییافت، گروه آنها در نهایت با نابودی مواجه میشد.
Fiery Heart با چهرهای درهمکشیده گفت: «حواس پنجگانه هیولاهای رشتهکوه ویران سرکوب نشده. شعاع درکشون خیلی بزرگتر از ماست، برای همین باید گروه Crimson Mist رو حس کرده باشن و دارن قدرتشون رو برای مقابله با همه ما جمع میکردن. الان تنها گزینههای ما اینه که یا از گروه Crimson Mist فاصله بگیریم و با اون هیولاها درگیر بشیم یا همین الان وایسیم و بذاریم گروه Crimson Mist ازمون رد بشه.»
با وجود این، علیرغم چیزی که به زبان آورد، Fiery Heart احساس میکرد هر دو گزینه برای گروهشان وحشتناک است.
اگر تصمیم میگرفتند از گروه Crimson Mist فاصله بگیرند، باید با هیولاهایی معادل یک گروه ۵۰ نفره روبهرو میشدند. بدتر از آن، سه تا از این هیولاها در رتبه افسانهای قرار داشتند. در صورت انتخاب مبارزه با این هیولاها، بدون شک نبرد سختی در پیش داشتند.
اما اگر تصمیم میگرفتند منتظر بمانند تا گروه Crimson Mist عبور کند، هرچند میتوانستند توجه هیولاها را به سمت گروه Crimson Mist معطوف کنند، اما این کار قرار گرفتن آنها در معرض انرژی مرموز رشتهکوه ویران را افزایش میداد.
کشیش زن با عصبانیت گفت:تشخیص «چطور میتونه این کار روراهی بکنه؟! مگه متوجه رفتن ما نشد؟!»
گرچه هرگز به صراحت بیان نشده بود، اما گروههای مختلفی که از غار به سمت معبد ویران سفرخروج میکردند، میدانستند که هنگام پیشروی به سمت معبد باید فاصله کافی را از یکدیگر حفظ کنند. در غیراندازه این صورت، هیولاها آنها را به عنوان یک گروه واحد در نظر میگرفتند و هر دو گروه آسیب میدیدند.
از آنجایی که گروه آنها اولین گروهی بود که راه افتاد، Crimson Mist باید حداقل ده دقیقه قبل از حرکت با گروهش صبر میکرد تا مطمئن شود فاصله کافی بین دو گروهشان وجود دارد.
Fiery Heart با لبخندی تلخ گفت: «باید متوجه رفتن ما میشد، اما احتمالاً به اینجور چیزها اهمیتی نمیده.»
کسی که قادر بود یک گروه ۱۰۰ نفره را به سمت معبد ویران رهبری کند، طبیعتاً نگران رویارویی با هیولاهایی معادل یک گروه ۵۰ نفره نبود. حتی اگر این تعداد چندین برابر میشد، باز هم نباید مشکل بزرگی ایجاد میکرد. برای صرفهجویی در زمان، Crimson Mist طبیعتاً به نشان دادن ادب معمول به گروه کوچکی مانند آنها اهمیتی نمیداد.
Fiery Heart از طریق چت گروهی پرسید: «آقا شی فنگ، الان وایسیم؟ اگه به پیشروی ادامه بدیم، بعداً مجبور میشیم با هیولاهای بیشتر و بیشتری روبهرو بشیم...»
شی فنگ با آرامشنیست پاسخ داد: «بهشون محل نذارید.الان ما به پیشروی ادامه میدیم.»
آیا او کوچکترین نگرانیای نداشت؟ Fiery Heart از پاسخ بیتفاوت شی فنگ شگفتزده شد. او هرگز فکر نمیکرد شی فنگ آنقدر اعتمادبهنفس داشته باشد که Crimson Mist را به چالش بکشد.
هر بازیکنی که قادر بود به رده ۶ برسد، احمق نبود. آنها میدانستند چگونه قدرت خود وعضو حریفشان را به دقت بسنجند. بنابراین، این واقعیت که شی فنگ تصمیم گرفته بود به پیشروی ادامهمیکشید دهد، به این معنا بود که او به اندازه کافی برای مقابله با دشمنان فعلیشان قدرت داشت.
با درک این موضوع، Fiery Heart سکوت کرد و به همراه گروهش به پیروی از شی فنگ ادامه داد.
...
در همین حال، در گروه Crimson Mist...
با انتخاب دقیق Crimson Mist، گروه او عمدتاً از متخصصان رده ۵ با سطح بالای ۲۰۰ تشکیل شده بود. در مورد بقیه، اگرچه زیر سطح ۲۰۰ بودند، اما همگی قاتل، کماندار و شمشیرزنهای رده ۵ بودند؛ کلاسهایی که تحرک فوقالعادهای داشتند. در کمتر از سه دقیقه، گروه به فاصله ۱۰۰۰ یاردی گروه شی فنگ رسید. این همچنین محدودهی درک بازیکنان در رشتهکوه ویران بود.
متوقف نشدن؟
وقتی Crimson Mist دید گروه شی فنگ همچنان با سرعت ثابتی در جلو پیشروی میکند، کمی جا خورد.
یادداشت مترجم
یادداشت مترجم: در متن اصلی به اشتباه نام Crimson Sword به عنوان شخصیت ذکر شده بود که در واقع لقب Crimson Mist است. در ترجمه این موضوع اصلاح شده است.