---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 717: شهر ممنوعه • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 717: شهر ممنوعه

0

تراکم مانا‌جسدخوار​ در اینجا‌۷۰۰,۰۰۰/۷۰۰,۰۰۰​ بسیار بالاست.

با ایستادن در میان مه، شی فنگ ناگهان‌دسترسی​ احساس کرد ذهنش شفاف و سبک شده است.‌به‌هیچ‌وجه​ او می‌توانست رنگ‌های واقعی مه را تشخیص دهد.

در قلمرو خدا، هنگامی که بازیکنان در مکان‌هایی با تراکم مانای بالا‌کشتن​ قرار می‌گرفتند، ذهنشان شفاف می‌شد و انرژی بیشتری احساس می‌کردند. این امر‌سپس​ به میزان قابل‌توجهی به بهبود نرخ تکمیل مهارت و تکنیک‌های مبارزه‌شان کمک می‌کرد.

با چنین تراکم مانای بالایی، اثربخشیِ این منطقه دست‌کمی از شراب صد توت‌هیولاها​ نداشت. اگر بازیکنان در اینجا مبارزه می‌کردند و سطحشان را بالا می‌بردند، سرعت پیشرفتشان‌آورد​ دست‌کم پنج تا شش برابر می‌شد. حیف که دسترسی به این منطقه آسان نبود.

وقتی شی فنگ رابط سیستم را باز کرد، متوجه شد که به‌هیچ‌وجه‌به‌راحتی​ نمی‌تواند با دنیای بیرون ارتباط برقرار کند. همچنین مردگان متحرکی را دید‌اطراف​ که در خیابان‌های بی‌جان شهر پرسه می‌زدند. خوشبختانه، سطحشان چندان بالا نبود.

SYSTEM

[روح دردمند] (مردگان متحرک، رتبه نخبه)

سطح ۶۰

HP: ۴۵۰,۰۰۰/۴۵۰,۰۰۰

SYSTEM

[غول جسدخوار] (مردگان متحرک، نخبه ویژه)

سطح ۶۰

HP: ۷۰۰,۰۰۰/۷۰۰,۰۰۰

تعداد این ارواح دردمند و غول‌های جسدخوارِ نیمه‌شفاف‌جسدخوارِ​ که در شهر پرسه می‌زدند، چندان زیاد نبود. یک‌لول​ گروه سطح ۶۰ به‌راحتی از پس این هیولاها برمی‌آمد.

چه برای ارتقای سطح و چه برای‌غول‌های​ بهبود نرخ تکمیل مهارت، لول اپ با‌برمی‌آمد​ کشتن هیولاها در اینجا بسیار سودمند بود.

پس از بررسی اجمالی محیط اطراف، شی فنگ طومار انزوا را بیرون‌رابط​ آورد و آن را به کار گرفت. سپس با احتیاط از پشت‌بام پایین‌متحرکی​ رفت و به سمت کاخی که روی نقشه مشخص شده بود، حرکت کرد.

شهر از مدت‌ها پیش مرده بود. شی فنگ مجسمه‌های گوناگونی را می‌دید که فضای خیابان‌های شهر را وهم‌آلود‌اطراف​ کرده بودند. این مجسمه‌ها همگی همان شهروندانی بودند که گرفتار نفرین شده بودند. با وجود این، بعید بود‌پیش​ که کشتن آن مردگان متحرک بتواند نفرین را باطل کند. شی فنگ باید مشکل را از ریشه حل می‌کرد.

بر اساس شناخت شی فنگ از امپراتوری‌غول‌های​ جانور تندر، تنها یک نفر قدرت آن‌برمی‌آمد​ را داشت که تمام شهر را نفرین کند.

امپراتور تندر، کایزر!

امپراتور کایزر یک قدیس شمشیر رده ۵ بود. او تنها‌نبود​ یک قدم تا تبدیل شدن به خدای رده ۶ فاصله‌ارتباط​ داشت. متأسفانه، این فاصله با وجود نزدیکی، بسیار دست‌نیافتنی بود.

برای بازیکنان، ارتقا از کلاس رده ۵ به رده ۶ نیازمند فرصت‌های استثنایی، شانس و قدرت فراوان بود. این مسیر برای یک NPC به‌مراتب دشوارتر بود. برای نمونه، در گذشته، حتی نگهبان طلای سیاه، کایت، با آن پتانسیل عظیمش تنها توانسته بود به رده ۵ ارتقا یابد. رسیدن به قلمرو رده ۶ برای او عملاً غیرممکن بود.

طبق افسانه‌ها، امپراتور کایزر برای دستیابی‌ارواح​ به زندگی ابدی، تمام امپراتوری‌اش را برای‌هیولاها​ انجام یک عمل ممنوعه بسیج کرده بود.

حالا که به اوضاع نگاه می‌کرد، احتمال زیادی وجود‌نیمه‌شفاف​ داشت که آن عمل ممنوعه با نفرینی که اکنون‌کشتن​ پایتخت امپراتوری را فرا گرفته بود، ارتباط داشته باشد.

لعنتی! شهر که از‌دست‌کم​ قبل ویران شده، پس‌دسترسی​ چرا هنوز نگهبان داره؟!

شی فنگ روی سقف ساختمانی در یک خیابان مانده‌برای​ به کاخ ایستاده بود و نگاهش روی نگهبانان مکانیکیِ‌اطراف​ مستقر در دو طرف دروازه کاخ قفل شده بود.

SYSTEM

[نگهبان جانور تندر] (لرد اعظم)

سطح ۲۰۰

HP: ؟؟؟؟؟؟/؟؟؟؟؟؟

سطح نگهبانان جانور تندر بیش از حد بالا بود، از این رو شی فنگ نمی‌توانست مقدار HP آن‌ها را ببیند. با وجود این، از یک چیز اطمینان داشت؛ HP آن‌ها به طرز سرسام‌آوری بالا بود.

در حالت عادی، لردهای اعظم شش نوار HP داشتند. اما جانوران تندر دارای ده نوار بودند.

علاوه بر این، در‌۷۰۰,۰۰۰/۷۰۰,۰۰۰​ مجموع هشت نگهبان جانور‌جسدخوارِ​ تندر در آنجا حضور داشتند...

قدرت امپراتوری جانور تندر،‌دست‌کم​ شی فنگ را در‌دسترسی​ بهت و حیرت فرو برد.

شی فنگ پیش از این به امپراتوری‌های زیادی‌برمی‌آمد​ سفر کرده بود. با وجود این، اولین بار‌اجمالی​ بود که چنین نگهبانان مکانیکی قدرتمندی را می‌دید.

کاخ نیز توسط یک آرایه جادویی محافظت می‌شد. شی‌نیمه‌شفاف​ فنگ برای ورود به کاخ، یا باید آرایه جادویی‌کشتن​ را نابود می‌کرد یا از دروازه اصلی وارد می‌شد.

گزینه اول، یعنی‌ویژه​ نابود کردن آرایه‌ارواح​ جادویی، کاملاً غیرمنطقی بود.

حتی یک خدای رده ۶ نیز برای نابود کردن‌آسان​ آرایه جادویی با چنین مانای متراکمی به مشکل برمی‌خورد،‌دنیای​ چه رسد به شمشیرزن رده ۱ مانند شی فنگ.

اما ورود از‌نیمه‌شفاف​ دروازه اصلی نیز‌به‌راحتی​ دور از ذهن بود.

حتی کلاس رده ۴ سطح ۲۰۰ نیز جرئت نمی‌کرد هم‌زمان هشت لرد اعظم سطح ۲۰۰‌برای​ را تحریک کند. شی فنگ تنها شمشیرزنی رده ۱ و سطح ۳۷ بود. مدت‌ها پیش‌سپس​ از آنکه به دروازه‌های کاخ برسد، نگهبانان جانور تندر او را به دیار نیستی می‌فرستادند.

شی فنگ به استفاده‌۷۰۰,۰۰۰/۷۰۰,۰۰۰​ از اهریمنی رده ۳ به‌نیمه‌شفاف​ عنوان طعمه فکر کرده بود.

با وجود این، به دلیل اختلاف سطح،‌حیف​ ممکن بود به جای دور کردن نگهبانان،‌باز​ نفرت آن‌ها را به سمت خودش جذب کند.

یعنی باید به همین راحتی تسلیم‌به‌راحتی​ بشم؟ شی فنگ کلافه بود. او به‌سودمند​ امید یافتن راه‌حلی، اطرافش را بررسی کرد.

پس از مدتی تماشا‌۷۰۰,۰۰۰/۷۰۰,۰۰۰​ از روی پشت‌بام، شی فنگ‌نیمه‌شفاف​ ناگهان متوجه موضوع جالبی شد.

نامردگان بسیاری در خیابان‌های مقابل کاخ پرسه می‌زدند. با وجود این،‌گروه​ حتی یک روح دردمند نیز به فاصله ۲۰۰ یاردی دروازه‌های کاخ‌اجمالی​ نزدیک نمی‌شد و تنها چند غول در آن حوالی پرسه می‌زدند.

در این میان، هرگاه چند غول یا روح دردمندِ گذری سعی‌وقتی​ می‌کردند به دروازه‌ها نزدیک شوند، نگهبانان جانور تندر بی‌درنگ آن‌ها را از‌همچنین​ بین می‌بردند. تنها همان چند غولِ خاص از آسیب در امان بودند.

نگهبانان جانور تندر می‌بایست کاملاً بی‌طرف می‌بودند و‌برمی‌آمد​ هم بازیکنان و هم هیولاها را دشمن می‌پنداشتند.‌اجمالی​ پس چرا آن چند غول در امان بودند؟

این موضوع کنجکاوی شی فنگ را به شدت برانگیخت. او حتی اهریمنی‌به‌راحتی​ رده ۳ را احضار کرد و به آن دستور داد تا چند‌اطراف​ غول را از نقطه‌ای دیگر بگیرد و به سمت دروازه اصلی پرتاب کند.

نگهبانان جانور تندر،‌ویژه​ بدون استثنا تمام آن‌غول‌های​ غول‌ها را نابود کردند.

جالبه. همان‌طور که پرسه زدن آن چند‌حیف​ غول را در مقابل دروازه‌ها تماشا می‌کرد،‌باز​ لبخندی بر لبان شی فنگ نقش بست.

سپس به اهریمن رده ۳ دستور داد‌هیولاها​ پنهان شود و منتظر ماند تا آن‌بود​ چند غول از منطقه ممنوعه خارج شوند.

ثانیه‌ها و دقیقه‌ها به‌۷۰۰,۰۰۰/۷۰۰,۰۰۰​ سرعت سپری می‌شد. با وجود‌نیمه‌شفاف​ این، شی فنگ عجله‌ای نداشت.

برای شی فنگ که ماجراجویی‌ها و مأموریت‌های بسیاری‌جسدخوارِ​ را در قلمرو خدا پشت سر گذاشته بود،‌ارتقای​ صبر پایه و اساس موفقیت به شمار می‌رفت.

پس از گذشت بیش از یک ساعت، سرانجام یکی از غول‌ها از منطقه ممنوعه ۲۰۰ یاردی خارج شد. شی فنگ همچون عقابی که‌همچنین​ طعمه‌اش را شکار می‌کند، به اهریمن رده ۳ دستور داد تا غول را به چنگ آورد. غول هرچقدر هم تقلا و حمله می‌کرد،‌ارواح​ نمی‌توانست خود را از چنگال اهریمن رها کند. اهریمن با بر هم زدن بال‌های سیاهش، فاصله خود را با منطقه ممنوعه بیشتر کرد.

سپس اهریمن رده ۳ غول را پیش شی فنگ آورد؛ دستانش غول را محکم گرفته‌بررسی​ بود و مانع از حرکت این نخبه ویژه می‌شد. در همین حین، شی فنگ چشمان دانای‌روی​ کل را فعال کرد تا بررسی کند چه چیزی این غول را از بقیه متمایز می‌سازد.

این غول واقعاً توانسته‌۷۰۰,۰۰۰/۷۰۰,۰۰۰​ بود حتی نگهبانان جانور‌جسدخوارِ​ تندر را از حمله بازدارد.

غول از جسد یک انسان جهش‌ارواح​ یافته بود و همچنان لباس‌های اشرافی‌به‌راحتی​ دوران حیاتش را بر تن داشت.

در میان غول‌هایی که نگهبانان کشته بودند نیز اشراف‌زادگانی وجود داشتند. آیا ممکن بود این غول در زمان حیاتش‌بیرون​ رتبه بالاتری داشته باشد؟ پس از مدتی بررسی، شی فنگ نتوانست هیچ سرنخی پیدا کند. با این حال، باور‌نخبه​ نداشت که سیستم خدای اصلی بدون دلیلی موجه، او را وادار به انجام چنین مأموریت سطح بالایی کرده باشد.

مأموریتی در یک نقشه سطح ۶۰،‌به‌راحتی​ حتی اگر مأموریت افسانه‌ای هم باشد، باید‌سودمند​ توسط بازیکنان سطح ۶۰ قابل انجام باشد.

اما حتی بازیکنان سطح ۲۰۰ هم نمی‌توانستند از سد نگهبانان جانور تندرِ‌به‌راحتی​ پیش رویشان عبور کنند، چه رسد به بازیکنان سطح ۶۰. در کمترین حالت،‌طومار​ شکست دادن آن‌ها نیازمند گروهی ده‌نفره از بازیکنان رده ۴ سطح ۲۰۰ بود.

بی‌خیال. برای امتحان هم که شده می‌کشمش. در هر صورت، چند غول دیگه هم هست‌برای​ که بتونم روشون آزمایش کنم. در نهایت، پس از اینکه شی فنگ نتوانست هیچ ویژگی خاصی‌احتیاط​ در آن پیدا کند، به اهریمن رده ۳ دستور داد تا غول را از پای درآورد.

پس از مرگ، غول به توده‌ای از گوشت و مایعی سبز رنگ تبدیل‌سیستم​ شد. همچنین چند سکه نقره و چند آیتم دیگر از خود به جا‌دید​ گذاشت. غنائم آن هیچ تفاوتی با غول‌هایی که شی فنگ پیش‌تر کشته بود، نداشت.

«ها؟ این...»

ناولها | novelha.net