چپتر 3231: شکل حیات ویژه
0شی فنگ در حالی که اجازه میداد انرژی ابدی و متراکمِ اتاقتغییر او را در بر بگیرد، با دقت شروع به بازسازی آرایه جادوییتمام طبیعی کرد؛ آرایهای که تماماً از اصول عملکرد عناصر مختلف تشکیل شده بود.
اگرچه شی فنگ پیش از این در قلمرو پرتگاه طبقهبندیشده، آرایهای جادویی بر اساس اصول عملکرد مانای تاریکی ساخته بود، اما آناستادان آرایه تنها به یک نوع مانا محدود میشد. در مقایسه، پیچیدگی آرایه جادویی طبیعی دستکم ده برابر بیشتر بود. حتی پس از۷۱٪ ۹۹ بار مراجعه به شبیهسازی ساختمان صد پالایش و صدها بار اصلاح اشتباهاتش، شی فنگ همچنان نمیتوانست آن را به درستی انجام دهد.
با اینکه میدونم چطور باید عناصر مختلف رو بچینم، اما قراربچینم دادنشون تو جای مدنظرم کاملاً یه داستان دیگهست. اگه به خاطر ایننمیتونستم محیط نبود، حتی نمیتونستم چیدن یکدهم این عناصر رو هم تموم کنم.
همانطور که عناصر مختلف مانا را میچید و شکلگیری تدریجی آرایه جادویی را در بدنیکسان مانای خود تماشا میکرد، قطرات عرق یکی پس از دیگری از پیشانیاش میچکید. کار فعلیاشمیشدند صد برابر دشوارتر از راه رفتن روی طنابی بر فراز صخرهای دههزار متری به نظر میرسید.
هر نوع مانا، ویژگیها و اصول عملکرد خاص خود را داشت. بنابراین، باید هر یک از آنهاچنین را با روش متفاوتی دستکاری میکرد. برای رسم کامل آرایه جادویی، او باید پیوسته بین روشهای مختلف دستکاری۷۱٪ جابهجا میشد. او نمیتوانست صرفاً عناصر مختلف را به طور همزمان و با یک روش یکسان دستکاری کند.
این بدان معنا بود که باید در هر ثانیه بیشجابهجا از بیست بار روش دستکاری خود را تغییر میداد. حتیبیست استادان بزرگ جادو نیز در برابر چنین چالشی ناامید میشدند.
در همین حال، او باید این تغییرات پیوسته را در تمام طول فرآینددادنشون رسم آرایه جادویی حفظ میکرد. اگر در این فرآیند حتی کوچکترین اشتباهی مرتکبتموم میشد، آرایه جادویی فرو میریخت و باید همهچیز را از نو شروع میکرد...
۷۱٪... ۸۳٪... ۹۵٪...
وقتی شی فنگ تنها ۵٪یکسان تا تکمیل آرایه جادویی فاصله داشت،بیست در کنترل خود بسیار محتاطتر شد.
بهترین نتیجهای که پیشتر به دست آورده بود، ۹۴٪ بود. او هرگز نتوانستههمزمان بود از مرز ۹۵٪ عبور کند. به همین دلیل، چارهای نداشت جز اینکه ازچالشی صدمین و آخرین فرصت شبیهسازی خود برای درک عمیقتر این آرایه جادویی استفاده کند.
۹۶٪... ۹۷٪... ۹۸٪...
با حس کردن اینکه آرایه جادوییرسم در آستانه تکمیل است، شی فنگ حتیطور نفس کشیدن را هم فراموش کرد. ......
اگر محیط ساختمان صد پالایش را ترک میکرد، دشواری رسم آرایه جادوییتغییر طبیعی دو برابر میشد. بنابراین، در صورت شکست در این تلاش، او درطول بهترین حالت میتوانست نرخ تکمیل بدن مانای افسانهای خود را به ۱۱۸٪ برساند.
اگرچه نرخ تکمیل ۱۱۸٪ به خودی خود نتیجهای باورنکردنی بود و حتی از بدن مانای حماسی ۱۲۰٪ نیز برتری داشت،بیست اما اگر میخواست پس از رسیدن به رده ۶ آینده بهتری داشته باشد، بهترین کار این بود که بدن مانای افسانهایفرو خود را به کمال برساند. این بدان معنا بود که باید مدت زمان قابل توجهی را در رده ۴ باقی میماند.
هنگامی که شی فنگ کار روی هسته آرایه جادویی را آغاز کرد، ناگهان تغییری در اصول عملکرد عناصر مختلف مانا رخ داد.نبود در نتیجه، برای همگام شدن با این تغییرات مجبور شد تعداد روشهای دستکاری خود را در هر ثانیه از ۲۴ به ۳۰ روشراه افزایش دهد. با وجود اینکه از مدتها پیش از این تغییرات آگاه بود، اما وقوع آنها همچنان او را در تنگنا قرار داد.
باید... موفق بشم!
شی فنگ با درک اینکه آرایه جادویی ۹۹٪معنا تکمیل شده است، تمرکز خود را برای همگامنیز شدن با تغییرات بیش از پیش افزایش داد.
بوووم!
رنگ از رخسار شی فنگ پریده واینکه به سفیدی مرگ درآمده بود و چهرهجای خستهاش او را چندین سال پیرتر نشان میداد.
...
سیستم: تبریک! بدن مانای افسانهای شما به نرخ تکمیل ۱۲۰٪ رسیده است. شما به یک شکل حیات ویژه تبدیل شدهاید.
سیستم: شما به یک شکل حیات ویژه تبدیل شدهاید. حداکثر سرعت واکنش شما ۵۰٪ افزایش یافته، فیزیک ۱۰۰٪ افزایش یافته، استاندارد تمرکز یک سطح ارتقا یافته، نرخ بازیابی استقامت و تمرکز ۲۰۰٪ افزایش یافته و تمام ویژگیهای پایه ۵۰٪ افزایش یافتهاند.
...
شکل حیات ویژه؟!
با دیدن اعلاننمیتوانست سیستم، شی فنگدهد مات و مبهوت ماند.
پیش از این، رتبه حیات او تنها معادل استاندارد هیولاهایروشهای گونه باستانی بود که با نام شکل حیات برتر نیزبیش شناخته میشد. این حد نهایی برای اکثر بازیکنان نیز بود.
اما در مورد شکلهای حیاتیکسان ویژه، این سطح از پیش متعلقبیست به قهرمانان و والکریهای ششبال بود.
پس از غافلگیری کوتاهی، شی فنگ حس کرد که مانایجابهجا اطرافش رفتهرفته در حال تراکم و تبدیل شدن به حالتبیست جامد است. وضعیت روانیاش نیز به طرز چشمگیری بهبود یافته بود.
با وضعیت فعلیام، احتمالاً میتوانمانجام حتی در برابر هیولاهای افسانهایباید رده ۵ واقعی هم ایستادگی کنم.
شی فنگ با لبخندی بر لب، مشتهایش را گره کردروشهای و چند ضربه ساده به هوا زد؛ ضرباتی که چندینبیش پستصویرِ رویهمافتاده و شکافهای فضایی در مسیر خود بر جای گذاشتند.
در میان پاداشهای متعددی که با تبدیل شدن به یک موجود ویژه به دست آورده بود، افزایش ویژگیهای پایه احتمالاً ناامیدکنندهترین مورد به شمار میرفت. افزایش ۵۰حفظ درصدیِ ویژگیهای پایه شاید رقم بزرگی به نظر میرسید، اما در عمل تنها معادل پوشیدن یک قطعه تجهیزات افسانهای ناقصِ اضافه بود که چیزی جز ویژگیهای پایهدلیل ارائه نمیداد. این پاداش بهتنهایی برای ایجاد یک جهش کیفی در قدرت او کافی نبود و ویژگیهای پایهاش همچنان در سطح هیولاهای میتیک برتر همسطحِ خودش باقی میماند.
با وجود این، ماجرای افزایش سطح تمرکز و رسیدن مانایش به حالت جامد، کاملاً متفاوت بود. این دو پیشرفت، اوبیست را به آستانهی ورود به رده ۵ رسانده بود. اکنون، حتی بدون استفاده از قدرت اژدهای باستانی برای ارتقای شمشیرمرتکب زمستان شب ابدی به رتبهی افسانهای، باز هم میتوانست بخشی از تواناییهای یک بازیکن رده ۵ را به نمایش بگذارد.
خلاصه بگویم، شی فنگ همین حالا هم ۸۰ درصد از قدرت زندگی قبلیاش را بازیابیمدنظرم کرده بود. هرچند هنوز به نقطه اوج خود نرسیده بود، اما در وضعیتی شبهاوج قرارشکلگیری داشت؛ دستاوردی که بسیار مهمتر از یک افزایش ساده در ویژگیهای پایه به شمار میرفت.
در این لحظه، او حتی میتوانست شمشیرکامل سوم، یعنی نابودی مقدس را بدون اینکههمزمان فشار سنگینی به ذهنش وارد شود، اجرا کند.
پس از حدود یک ساعت استراحت در اتاق نبرد، شی فنگبیست نگاهی به ساعت انداخت و با خود فکر کرد: ثبتنام برای مرحلهتغییرات مقدماتی رقابت تازهکارها باید تا الان شروع شده باشه. دیگه وقت رفتنه.
با خروج شی فنگ از اتاق نبرد، درِ اتاقهای وو شیائوشیائو و Midsummer همچنان بسته بود. مشخص بود که آن دو هنوز مشغول توسعهی بدن مانای خود هستند.
پس از حدود نیم ساعت انتظار، زمانِ قرارِ ملاقاتی که با وو شیائوشیائو و Midsummer گذاشته بود، فرا رسید. درست در همان لحظه، هر دو دختر از اتاقهایشان خارج شدند، در حالی که در چهرههایشان بیمیلی شدیدی برای دل کندن از اتاقهای نبرد موج میزد.
شی فنگ از رفتار آن دورسم تعجب نکرد. در عوض، لبخندی زدصرفاً و پرسید: «خب، چطور پیش رفت؟»
ساختمان صد پالایش در زندگی قبلیاش مکانی بود که متخصصان بیشماری آرزوی ورود به آن را داشتند.چنین از طرفی، هر کسی که فرصت ورود به این ساختمان را پیدا میکرد، ترجیح میداد تمام پنجهمهچیز روز را در آنجا بماند؛ حتی اگر خیلی زود هر ۱۰۰ فرصت شبیهسازی خود را مصرف کرده بود.
متأسفانه، به دلیل کمبود وقت، آنها چارهای نداشتند جز اینکه اقامت خود راهمزمان تنها به سه روز محدود کنند. خوشبختانه، همین سه روز هم برای بازیکنانچنین کافی بود تا توسعهی بدن مانای خود را به حد نهایی فعلیاش برسانند.
هرچند بازیکنان میتوانستند از زمان اضافی خود در ساختمان صد پالایش برای تمرین تکنیکهای مبارزه،مدنظرم مهارتها و طلسمهایشان استفاده کنند، اما میزان پیشرفتی که میتوانستند تنها در دو روز به دستتدریجی آورند، بسیار ناچیز بود. بنابراین، از دست دادن دو روز زمانِ تمرین، ضرر بزرگی محسوب نمیشد.
در همین حال، کاملاً مشخص بود که وو شیائوشیائو و Midsummer در طول این سه روز، رشد چشمگیری در ساختمان صد پالایش داشتهاند. در حال حاضر، مانایی که از بدنشان ساطع میشد به حالت کاملاً مایع درآمده بود؛ پیشرفتی عظیم نسبت به وضعیت قبلیشان. قدرت مانای آنها نیز به میزان قابلتوجهی افزایش یافته بود.
بر اساس تجربهاش، شی فنگ اطمینان داشت که وو شیائوشیائو و Midsummer با عبور از مرز ۱۱۵ درصد، به سطح نوابغ بیرقیب در پادشاهی رودخانه باستانی رسیدهاند.
با این وجود، وو شیائوشیائو و Midsummer پس از شنیدن سؤال شی فنگ، نگاهی به هم انداختند و با لبخند جواب دادند:
«رازه!»
...
یادداشت مترجم:
[۱] خب، دلیلی وجود دارد کهکامل چرا گفته میشود شی فنگ دارایطور رتبه حیات در سطح موجودات عالی است:
...
مرور از چپتر ۱۶۱:
از نظر رتبه حیات، موجودات اولیه برتری چندانی نسبتثانیه به موجودات عالی مانند نیمهاژدهایان نداشتند. حتی برخی از موجوداتناامید اولیه از نظر رتبه حیات، پایینتر از نیمهاژدهایان قرار میگرفتند.
با این حال، یک ویژگی وجود داشتپیوسته که در آن موجودات اولیه برتری غیرقابلانکارییکسان نسبت به موجودات عالی داشتند—قرابت با جهان!