چپتر 3157: شرکت کهکشان
0با شنیدن صدای زن نیمهاژدها که ناگهان کسی را صدا زد، تمام افراد حاضر درباز میدان ناخودآگاه مسیر نگاه او را دنبال کردند و به گروهی صد نفره خیره شدند.نمیشد از قضا، این گروه صد نفره همان گروه غریبهای بود که پیشتر همه دربارهاش صحبت میکردند.
این گروه صد نفره به وضوح نُه متخصص رده خدا در اختیار داشت. افزون بر این، هفت تن از این متخصصان رده خدا، جزو اشکال حیاتتعداد برتر بودند. به جز گروههای متعلق به دو قدرت سلطهگر، هیچیک از دیگر گروههای حاضر یارای برابری با این گروه صد نفره را نداشتند. با وجود این،مورد هیچکس موفق به شناسایی آنها نشده بود. از این رو، همه حدس میزدند که این گروه احتمالاً به قدرتی خارج از قلمرو خدای ستاره متروک تعلق دارد.
قلمرو خدای ستاره متروک، یک قلمرو خدای باز بود؛ بنابراین بازیکنانِ قلمرو خدای اعظم میتوانستند با پذیرش محدودیتهایی بر قدرتشان، به آن سفرشمارشان کنند. با وجود این، چنین محدودیتهایی در دنیای مینیاتوری باستانی اعمال نمیشد؛ از این رو، حضور بازیکنانی از خارجِ قلمرو خدای ستاره متروکقدرتها در این مکان غیرممکن نبود. صرفاً کمتر بازیکنی از قلمرو خدای اعظم به خود زحمت میداد تا قدم در یک دنیای مینیاتوری باستانی بگذارد.
لیو ووشنگ با گیجی به شیآنها فنگ نگاه کرد و پرسید: «لیدرخارج گیلد شعلۀ سیاه، اونا رو میشناسید؟»
با اولین قدمی که لیو ووشنگ در این میدان گذاشت، حیرت سراسرمتروک وجودش را فرا گرفت. هرچند از پیش میدانست که قلمرو خدای دیگر قدرتچنین بیشتری دارد، اما گمان نمیکرد شکاف میان آنها تا این حد عظیم باشد.
متخصصان رده خدای رده ۶ در قلمرو خدای خودشان بهشدت کمیاب بودند؛ آنقدر کمیاب کهعظیم شمارشان حتی به صد نفر هم نمیرسید. با وجود این، تنها تعداد متخصصان رده خدایِمرز قلمرو خدای ستاره متروک که در همین میدان حضور داشتند، از مرز صد نفر عبور میکرد.
نباید فراموش کرد که بازیکنان با ورود به دنیای مینیاتوری باستانی، ناچار بودند همهچیز را از سطح ۱۰۰ و رده ۳ از نو آغازحتی کنند. به همین دلیل، بیشتر قدرتها معمولاً تنها بخش کوچکی از نیروهایشان را به این دنیا اعزام میکردند. این موضوع بهویژه در مورد متخصصانبخش رده خدای رده ۶ صدق میکرد. حتی پنج سوپر گیلد بزرگ نیز هریک تنها دو یا سه متخصص رده خدا را به میدان آورده بودند.
اما در اینجا، رهبریِ تکتک گروههایآنها ستاره متروک بر عهده دستکم دوخارج یا سه متخصص رده خدا بود...
در میان این گروهها، گروه اژدهای درخشان بیش از ۲۰ متخصص ردهمتروک خدا در اختیار داشت. این رقمی بود که پنج سوپر گیلد بزرگکنند حتی در صورت اتحاد با یکدیگر نیز یارای برابری با آن را نداشتند.
بنابراین، با دیدن رفتارِ سراسر احترامِ گروههای مختلف نسبتبیشتری به گروه تازهوارد، لیو ووشنگ باید احمق میبود تا متوجهکمیاب جایگاه والای این تازهواردان در قلمرو خدای ستاره متروک نشود.
با وجود این، به نظروجودش میرسید یکی از این افرادمیدانست برجسته با شی فنگ آشنایی دارد.
شی فنگ دستش را برای زن نیمهاژدها که اومیزدند را صدا زده بود تکان داد و به لیودارد ووشنگ گفت: «آره، اونی که الان حرف زد رو میشناسم.»
طبیعتاً شی فنگ زن نیمهاژدها رااحتمالاً میشناخت. هر چه باشد، طرف مقابلمتروک کسی نبود جز ماریا از اتحاد برج.
پس حرفهایش حقیقت داشت!
در این لحظه، علاوه بر لیو ووشنگ، Galaxy Past و ژوئو یالین نیز با شگفتی به شی فنگ خیره شدند. پیش از این، وقتی شی فنگ ادعا کرده بود که زیرو وینگ حتی از پنج سوپر گیلد بزرگ نیز قدرتمندتر است، با دیده شک و تردید به حرفش نگریسته بودند. اما اکنون، تماماً حرفهایش را باور داشتند.
با وجود این، در مقایسه با Galaxy Past و دیگران، کسانی چون Hidden Soul، Crimson Heart، Cleansed Rue و لین یائویوئه که از پیش ماریا را میشناختند، با دیدن این زن نیمهاژدها به مراتب بیشتر حیرتزده شدند. آنها گمان نمیکردند که اتحاد برج نهتنها قدرتی برخاسته از قلمرو خدای ستاره متروک باشد، بلکه این گیلد از چنین جایگاه والایی در آنجا برخوردار باشد.
در همین حین، در میان گروه اتحاد برج، مردیقلمرو میانسال با خون خالص الفی نگاهی به ماریا انداخت ومیتوانستند پرسید: «ماریا، این همون آدمیه که قبلاً دربارهاش حرف میزدی؟»
ماریا با چهرهای حیرتزده پاسخ داد: «اوهوم. خودشهمیدانست معاون گیلد فلندرز. تازه، میتونم چند تا ازباشد بومیهای قلمرو پرتگاه لایهای رو هم کنارش ببینم...»
با شنیدن حرفهای ماریا، مرد الفی که فلندرز نام داشت، نتوانست جلوی خودش را بگیرد و نگاهی دقیقتر به ظاهر نهچندان جلبتوجهکننده شیشمارشان فنگ انداخت. سپس درحالیکه گوشههای لبش به لبخندی کج میشد، گفت: «بومیهای قلمرو پرتگاه لایهای؟ جالبه. به نظر میاد این لیدر گیلد شعلۀ سیاهمعمولاً خیلی خارقالعادهتر از چیزیه که توصیفش میکردی. شاید ارزشش رو داشته باشه که شراکت بین دو تا گیلدمون رو بیشتر از قبل عمیق کنیم.»
متخصصان بیشماری در قلمروهای پرتگاه لایهای حضور داشتند. اگر تمام این متخصصان گرد هم میآمدند، میتوانستند به نیروییدارد عظیم بدل شوند که حتی در قلمرو خدای اعظم نیز باید روی آنها حساب باز کرد. دقیقاً بهبازیکنانی همین دلیل بود که قدرتهای مختلفِ قلمرو خدای اعظم، همگی چشم طمع به قلمروهای گوناگون پرتگاه لایهای دوخته بودند.
با وجود این، بیرون آوردن متخصصان از یک قلمرو پرتگاهی طبقهبندیشده کار فوقالعادهتعلق چالشبرانگیزی بود. بنابراین، بیشتر قدرتها تنها میتوانستند منتظر بمانند تا قلمرو پرتگاهی طبقهبندیشدهدنیای به طور کامل با قلمرو خدای بزرگ ادغام شود و سپس اقدام کنند.
پس از پایان صحبتهایش، فلاندرز گروه خود را به سمت شیگمان فنگ و دیگران هدایت کرد. این وضعیت باعث شد تا قدرتهای مختلفنفر حاضر در میدان، با احترام بیشتری به گروه شی فنگ نگاه کنند.
با دیدن نزدیک شدن فلاندرز به گروه شی فنگ، منگهائو لبخند تلخی زد و گفت: «داداش Gluttony، این دفعه گل هفت گناهتون حسابی تو دردسر افتاده. میترسم که... نتونم تو این قضیه کمکتون کنم.»
Gluttony با گیجی پرسید: «داداش منگهائو، یعنی اژدهای درخشان واقعاً هیچ کاری نمیتونه بکنه؟»
تنها دو قدرتنشده سلطهگر در قلمرو خدایقدرتی ستاره متروک مستقر بودند.
یکی اژدهایسراسر درخشان و دیگریگرفت اتحاد برج بود.
میتوان گفت این دو قدرت سلطهگر از نظر قدرت با هم برابر بودند. اگرچه این بار اتحاد برج رهبری عملیات را بر عهده داشت، اما برای Gluttony غیرقابل باور بود که اژدهای درخشان از اتحاد برج بترسد.
با دیدن گیجی در چهره Gluttony، منگهائو توضیح داد: «اگه پای فقط اتحاد برج در میون باشه، اژدهای درخشان طبیعتاً ترسی نداره. اما این بار اتحاد برج رهبری عملیات رو به عهده داره و دلیلش هم اینه که اونا رابطه نزدیکی با اون شخصیت بزرگ دارن. در افتادن با اتحاد برج شاید مشکلی نباشه، اما اگه تصادفاً اون شخصیت بزرگ رو عصبانی کنیم...»
با شنیدن توضیح منگهائو، Gluttony بیشتر شوکه شد و پرسید: «اون شخصیت بزرگ؟»
یک قدرت سلطهگر در قلمرو خدایی که در آن مستقر بود، اقتداری تقریباً مطلق داشت. از طرفی، یک قدرت سلطهگر موجودیتی بودحتی که در دنیای واقعی نیز در اوج قرار داشت. در هر حال، قلمرو خدا یک بازی واقعیت مجازی ساده نبود، بلکه بازیای بودمعمولاً که میتوانست بقا و شکوفایی یک دنیای کامل را رقم بزند. تنها مسئله این بود که افراد زیادی از این راز خبر نداشتند.
بنابراین، برای Gluttony سخت بود تصور کند کسی وجود داشته باشد که بتواند یک قدرت سلطهگر مانند اژدهای درخشان را وادار کند تا اینگونه با احترام رفتار کرده و چنین ترس عظیمی از خود نشان دهد.
با شنیدن پرسش Gluttony، منگهائو به یک جادوگر زن سطح ۱۲۰ که در میان گروه اتحاد برج ایستاده بود نگاه کرد و زمزمه کرد: «احتمالاً تا الان درباره اون شخصیت بزرگ چیزایی شنیدی. اون شاهزاده چهارم ابرشرکت کهکشانه. دیر یا زود سازمان شما هم با ابرشرکت کهکشان تماس پیدا میکنه. ابرشرکت خدای سبزی که ازش حرف زدی، ممکنه همین الانش هم با ابرشرکت کهکشان ارتباط برقرار کرده باشه. در هر حال، گذرگاه دنیای شما قراره بهزودی باز بشه. امکان نداره تا الان هیچکس از دنیای شما با ابرشرکت کهکشان تماس نگرفته باشه.»
با شنیدن پاسخ منگهائو، دهان Gluttony از شدت شوک تقریباً باز ماند و گفت: «شاهزاده چهارم ابرشرکت کهکشان؟»
ابرشرکت کهکشان شاید برای بیشتر مردم دنیای او ناشناخته بود. با وجود این، در حال حاضر نامخودشان ابرشرکت کهکشان بیشترین نامی بود که توسط ابرقدرتهای آگاه از رازهای قلمرو خدا به زبان آورده میشد.فراموش این موضوع بهویژه برای کسانی که با مدیران اجرایی ابرشرکت خدای سبز آشنایی کامل داشتند، صدق میکرد.
باز شدن گذرگاه دنیا شاید از دید قدرتهای درجه یک و پایینتر، چیزی جز ادغامشکاف دو قلمرو خدا به نظر نمیرسید. با این حال، چیزی که این قدرتها نمیدانستند این بودداشتند که این ادغام تنها به قلمرو خدا محدود نمیشد، بلکه در دنیای واقعی نیز رخ میداد...
در واقع، زمین، سیارهای کهشناسایی در آن سکونت داشتند، رفتهرفتهاحتمالاً در یک دنیای بزرگتر ادغام میشد.
در همین حال، به محض اینکه زمینقدرتی با این دنیای بزرگتر ادغام میشد، ابرشرکت کهکشانباز به موجودیتی اجتنابناپذیر برای ابرقدرتهای مختلف تبدیل میگشت.
اما ابرشرکتسراسر کهکشان چقدرفرا قدرتمند بود؟
اگر ابرشرکت خدای سبز به گونهای توصیف میشد که قدرت داشت تمام ابرشرکتها را از ترس به لرزه درآورد، آنگاهبهشدت ابرشرکت کهکشان قدرتی داشت تا ابرشرکت خدای سبز را به راحتی مانند یک مورچه له کند. در هر حال، ابرشرکتهمهچیز کهکشان موجودیتی ترسناک بود که از پیش بخش کوچکی از فناوری یک تمدن با ابعاد بالاتر را به چنگ آورده بود.
...
یادداشت مترجم:
نویسنده تصمیم گرفته واژه «شرکت خدای سبز» (Green God Company، فصل ۱۱۳۱) را به «ابرشرکت خدای سبز» (Green God Corporation) تغییر دهد، بنابراین از این پس از عنوان ابرشرکت استفاده خواهم کرد. این کار باعث میشود زمانی که عبارت «ابرشرکتهای مختلف» ظاهر میشود، درک موضوع آسانتر باشد.