---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2757: پانزده ثانیه! • ⏱ 10 دقیقه

چپتر 2757: پانزده ثانیه!

0

با ظهور تودلیا،‌مانع​ نفس در سینه‌ظریف​ همه حبس شد.

لرد قلمرو موجودی بود که قدرتش پهلو به پهلوی ورلد باس‌ها می‌زد.‌نه‌تنها​ گذشته از این، تودلیا لرد قلمرو رشته‌کوه مخروبه به شمار می‌رفت و‌می‌جنگیدند​ قدرت آن به احتمال زیاد با ورلد باس‌های دنیای بیرون برابری می‌کرد.

مو لینگشا با دیدن خواننده روح،‌مغزشان​ پوزخند تلخی زد و گفت: «پس‌اجرای​ وحشت سرزمین ممنوعه واسه آدما همینه؟»

او تازه متوجه شد چرا هیچ‌یک از‌به‌طور​ تیم‌های متخصص متعلق به ابرقدرت‌ها نتوانسته بودند‌تهی​ زنده از رشته‌کوه مخروبه جان به در ببرند.

در واقع،‌ناشی​ اگر زنده می‌ماندند‌حرکات​ جای تعجب داشت!

در این لحظه، نه‌تنها نیمی از اعضای گروهشان کشته شده بودند، بلکه باید‌نیمی​ با تعداد زیادی بلعنده روح نیز می‌جنگیدند. هرچند بلعنده‌های روح قدرت چشمگیری نداشتند،‌بلعنده‌های​ اما بیشتر اعضای باقی‌مانده گروه نیز نمی‌توانستند تمام قدرت مبارزه‌شان را به نمایش بگذارند.

بلعنده‌های روح آسیب ذهنی فوق‌العاده قدرتمندی وارد می‌کردند. حتی پس از اینکه بازیکنان خود را از قید و بندهای‌به‌طور​ ذهنی این هیولاها رها می‌ساختند، آسیب ذهنی همچنان پابرجا بود و بر مغزشان تأثیر می‌گذاشت. سردردهای ناشی از این‌طبقه​ آسیب، مانع از اجرای حرکات ظریف می‌شد و در نتیجه، استانداردهای مبارزه بازیکنان را به‌طور میانگین دو رده کاهش می‌داد.

اکنون، متخصصان قلمرو تهی تنها در حد قلمرو‌میانگین​ پالایش مبارزه می‌کردند و سطح مبارزه متخصصان قلمرو‌پالایش​ دامنه نیز به قلمرو تهی تنزل یافته بود.

از سوی دیگر، تمام بلعنده‌های روح از استاندارد مبارزه‌ای معادل طبقه‌به‌طور​ ششم برج آزمون برخوردار بودند. آن‌ها بی‌شک متخصصانی درجه‌یک محسوب می‌شدند‌دامنه​ و از نظر استاندارد مبارزه، دست‌کمی از متخصصان معمولی رده ۳ نداشتند.

با ورود یک لرد قلمرو به‌اگر​ این مهلکه، دیگر هیچ راهی برای‌نه‌تنها​ فرار و زنده ماندن گروه وجود نداشت.

در میان بازماندگان، تنها Lifeless Thorn، Solitary Nine، یان یا و Cleansing Whistle خونسردی نسبی خود را حفظ کرده بودند و با برنامه‌ای منظم، بلعنده‌های روحی را که برای سایر بازیکنان مزاحمت ایجاد می‌کردند، از پای درمی‌آوردند.

شی فنگ پس از اینکه بازیکن دیگری را از چنگال بلعنده‌های روح بیرون کشید، فریاد زد: «Nine، Thorn و یان یا! کمکم کنید باس رو ۱۵ ثانیه نگه دارم!»

با شنیدن فرمان شی فنگ، Illusory Words و Unyielding Heart لحظه‌ای به گوش‌های خود شک کردند.

آیا واقعاً در چنین وضعیتی قصد مبارزه داشتند؟ حریفانشان متشکل از‌لحظه​ چند صد بلعنده روح و یک لرد قلمرو بود. تنها کاری که‌نیز​ در این لحظه از دستشان برمی‌آمد و باید انجام می‌دادند، فرار بود.

قابلیت بازیابی نبرد در هیولایی هم‌رده تودلیا، به او اجازه می‌داد هر پنج ثانیه ۲٪ از HP خود را احیا کند. به بیان دیگر، این لرد قلمرو می‌توانست در عرض پنج ثانیه، ۴۱۰ میلیون HP بازیابی کند؛ این کار دقیقاً معادل از پای درآوردن یک گرند لرد هم‌سطح در هر پنج ثانیه بود. اگر قدرت آسیب‌رسانی گروه به این حد نمی‌رسید، حتی نمی‌توانستند HP تودلیا را به زیر ۹۸٪ برسانند.

این در حالی بود که از گروه آن‌ها کمتر‌رده​ از ۳۰ نفر زنده مانده بودند و تقریباً نیمی از‌تنزل​ همین افراد نیز به دلیل ضعف ذهنی، توانایی مبارزه نداشتند.

با در نظر گرفتن دفاع تودلیا که یک‌نتیجه​ میتیک برتر به شمار می‌رفت، حملات گروه در بهترین‌متخصصان​ حالت تنها می‌توانست قلقلکی برای این لرد قلمرو باشد.

Solitary Nine پس از بررسی سریع شرایط، سرش را تکان داد و گفت: «پونزده ثانیه؟ مشکلی نیست. اما پونزده ثانیه واقعاً تهِ توانمه.»

فشار ذهنی تودلیا بیش از حد قدرتمند بود؛ به‌طوری‌که حتی Solitary Nine نیز تا حدودی احساس درماندگی می‌کرد.

Lifeless Thorn درحالی‌که با چشمانی پر از هیجان به نزدیک شدن خواننده روح خیره شده بود، گفت: «خیالی نیست! اگه کم آوردی، خودم جورتو می‌کشم!»

پیش از این، کشتن هیولاها برای کسب تجربه، برای او به کاری طاقت‌فرسا و‌کاهش​ تکراری تبدیل شده بود. گذشته از این، هیچ‌یک از هیولاهایی که با آن‌ها مبارزه‌مبارزه‌ای​ می‌کرد، چالشی برای پیشرفت در اختیارش نمی‌گذاشتند. او آن‌ها را صرفاً برای ارتقای سطح می‌کشت.

با وجود این، پس از قدم‌اگر​ گذاشتن به رشته‌کوه مخروبه، سرانجام احساس کرد‌نیمی​ که در یک نبرد واقعی حضور دارد.

پیش‌تر، او تنها در مبارزه با متخصصان اوج می‌توانست آن حس هیجان‌انگیزِ معلق‌حرکات​ بودن مرگ و زندگی به یک تار مو را تجربه کند. اما اکنون، بلعنده‌های‌تنها​ روح دقیقاً همان حس را به او منتقل می‌کردند. این وضعیت برایش بی‌نظیر بود.

در مورد تودلیا نیز باید گفت که این لرد قلمرو،‌کاهش​ موجودی بود که حتی می‌توانست لرزه بر اندام او بیندازد.‌یافته​ این دقیقاً همان حریفی بود که مدت‌ها انتظارش را می‌کشید.

یان یا با دیدن چهره هیجان‌زده Lifeless Thorn، دستش را روی سرش که کمی درد می‌کرد گذاشت و گفت: «خیلی خب، بیاید بجنبیم و بریم جلو! اگه وایسیم تا باس خودش بیاد، ممکنه بقیه هم درگیر بشن!»

Solitary Nine و Lifeless Thorn مهارت قدرت تاریکی را فعال کردند و ویژگی‌های پایه‌شان را به‌شدت افزایش دادند. اکنون، قدرت هر دوی آن‌ها با موجودات رده ۴ برابری می‌کرد.

لحظه‌ای بعد، آن دو بازیکن تن‌به‌تن همچون رگه‌هایی از نور به سمت تودلیا یورش بردند. در همین حین، یان یا که یک دروید بود، با زمزمه اورادی جادویی به سوی لرد قلمرو به پرواز درآمد. او هم‌زمان لایه‌ای از محافظت حیات را روی Solitary Nine و Lifeless Thorn اعمال کرد؛ طلسمی که می‌توانست بخشی از آسیب دریافتی آن‌ها را جذب کرده و به HP تبدیل کند.

غرررش!

تودلیا با دیدن دو مورچه‌ای که به سمتش‌نتیجه​ حمله‌ور شده بودند، از روی خشم غرید؛ غُرشی‌اکنون​ که در تمام مناطق بیرونی رشته‌کوه مخروبه طنین‌انداز شد.

هم‌زمان با پخش شدن صدای‌واقع​ این غرش، حمله ذهنی نامرئی‌داشت​ و قدرتمندی به همه اصابت کرد.

به‌جز شی فنگ،‌می‌ساختند​ صدای ناله دردناک تمام‌تأثیر​ حاضران به هوا برخاست.

Lifeless Thorn گفت: «ایول! واقعاً که قوی هستی!»

رنگ از رخسار Lifeless Thorn پرید؛ چراکه حمله ذهنی تودلیا به‌مراتب سهمگین‌تر از فشار ذهنی دائمی‌اش بود. با وجود این، هنگامی که به این لرد قلمرو ۳۰ متری نگاه کرد، نه‌تنها ترسی از این باس به دل راه نداد، بلکه شعله‌های اشتیاق برای مبارزه در چشمانش فروزان‌تر گشت.

نیزه‌اش را بالا برد‌ببرند​ و به صاعقه‌ای تبدیل شد‌تعجب​ که به سمت تودلیا می‌رفت.

مهارت میراث‌رها​ رده ۳،‌همچنان​ آذرخش آنی!

با اثر مثبت قدرت تاریکی، این حمله فضا را شکافت. Lifeless Thorn گویی تله‌پورت کرده باشد، بی‌درنگ در برابر خواننده روح ظاهر شد.

چقدر سریع! این صحنه Unyielding Heart را غافلگیر کرد.

فاصله‌ای ۲۰۰ یاردی میان تودلیا و Lifeless Thorn بود، اما او این فاصله را در دم طی کرده بود. حتی اگر مهارت برزرک خود را فعال می‌کرد، Unyielding Heart مطمئن نبود بتواند به چنین سرعتی واکنش نشان دهد.

بوووم!

صدای کرکننده‌ای در کوهستان طنین‌انداز شد. لحظه‌ای بعد، سایه سیاهی از‌می‌داد​ آسمان سقوط کرد و به شدت به زمین کوبیده شد؛ شدت‌دیگر​ برخورد گودالی به قطر بیش از بیست متر به وجود آورد.

داخل گودال، Lifeless Thorn ایستاده بود و با نیزه‌اش خود را سر پا نگه داشته بود. دستانش روی نیزه می‌لرزید و خون از گوشه دهانش می‌چکید. مشخص بود که ضربه سنگینی متحمل شده است. HP او بیش از ۴۶۰,۰۰۰ واحد کاهش یافته بود.

چه اتفاقی افتاد؟! Blue Gown که از دور درگیری را تماشا می‌کرد، مبهوت مانده بود.

حمله Lifeless Thorn قدرت و سرعت باورنکردنی‌ای داشت. حتی یک هیولای اسطوره‌ای رده ۴ واقعی باید از آن آسیب جدی می‌دید.

با وجود این، نه تنها Lifeless Thorn نتوانست هیچ آسیبی به تودلیا وارد کند، بلکه خودش هم آسیب دیده بود؟

علاوه بر این، با وجود اثر حفاظت حیات که رویش اعمال شده بود، Lifeless Thorn نزدیک به ۱۰٪ از HP خود را از دست داده بود. با این روند، بدون شفای اضافی، پس از شش یا هفت تبادل ضربه دیگر قطعاً کشته می‌شد!

«این هیولا‌زنده​ واقعاً فقط‌ببرند​ یه میتیک برتره؟»

همه با خیره شدن‌همچنان​ به خواننده روحِ آسیب‌ندیده،‌می‌گذاشت​ به چشمان خود شک کردند.

آن‌ها پیش‌تر هیولاهای میتیک برتر را دیده بودند. حتی برخی از‌می‌داد​ آن‌ها پیش از این یکی را کشته بودند. با وجود این، در‌استاندارد​ مقایسه با آن هیولاهای میتیک برتر، تودلیا به کل موجود دیگری بود.

اما وقتی شی فنگ که‌حرکات​ داشت ورد می‌خواند این صحنه‌مبارزه​ را دید، اصلاً غافلگیر نشد.

مراحل اولیه قلمرو خدا به این منظور بود که بازیکنان با سبک مبارزه قلمرو خدا سازگار شوند. سیستم خدای اصلی نه‌زیادی​ تنها مزایای بسیاری برای بازیکنان فراهم کرده بود، بلکه هیولاهای بازی را نیز ضعیف کرده بود. در حقیقت، حتی هیولاهای سطح‌وارد​ ۱۰۰ به بالا که از نظر بازیکنان قوی به نظر می‌رسیدند، در اوج قدرت خود نبودند و همچنان تا حدودی سرکوب می‌شدند.

اما این موضوع درباره هیولاهای سرزمین‌های ممنوعه صدق نمی‌کرد.‌سردردهای​ هیولاهای این مناطق تحت سرکوب سیستم خدای اصلی نبودند‌مبارزه​ و می‌توانستند ۱۰۰٪ قدرت مبارزه خود را به کار گیرند.

در سرزمین‌های ممنوعه، رویارویی با هیولاهای اسطوره‌ای فراتر از توان گروه‌های معمولی رده ۳ بود. بازیکنان رده ۳ به تجهیزاتی‌یافته​ با بالاترین کیفیت و ابزارهای پشتیبانی گوناگونی نیاز داشتند تا حتی شانسی برای پیروزی داشته باشند. افزون بر این، گروه‌ورود​ به متخصصان بسیاری با مهارت‌های برزرک نیازمند بود. در غیر این صورت، تنها یک سرانجام در انتظار گروه بود - نابودی!

ناگفته نماند که‌مانع​ تودلیا یک میتیک‌ظریف​ برتر تمام‌عیار بود.

اگر خود شی فنگ هم در این لحظه با تودلیا می‌جنگید، قطعاً کار آسانی‌اعضای​ در پیش نداشت. برای شکست دادن این باس، به حداقل شش بازیکن رده ۴‌نداشتند​ نیاز داشتند. در غیر این صورت، به چالش کشیدن لرد قلمرو خودکشی محض بود.

به همین دلیل، او به گروه سه‌نفره Lifeless Thorn مأموریت داده بود که تودلیا را تنها ۱۵ ثانیه معطل کنند. اینکه از آن‌ها بخواهد لرد قلمرو را حتی چند ثانیه بیشتر عقب نگه دارند، توقعی بود که از توانشان خارج بود.

در پی آن، Solitary Nine و Lifeless Thorn مهارت‌های نجات‌بخش خود را یکی پس از دیگری فعال کردند تا در برابر حملات تودلیا دفاع کنند. حتی Yan Ya که شفابخش گروه سه‌نفره بود، مجبور شد قدرت تاریکی خود را فعال کند. بدون ویژگی‌های پایه اضافی، او با برخورد هر حمله سرگردانی جان می‌باخت.

در یک لحظه، برای دفاع در برابر لگدمال کردن تودلیا، Solitary Nine دیوار سپر رده ۳ خود را فعال کرد و بین لرد قلمرو و دو همراهش قرار گرفت. با وجود این، حتی با فعال بودن مهارت نجات‌بخش او، موج ضربه حاصل همچنان این سه نفر را ده‌ها متر به عقب پرتاب کرد. هم Lifeless Thorn و هم Yan Ya بر اثر این حمله بیش از یک میلیون واحد HP از دست دادند، در حالی که HP کسر شده از Solitary Nine به بیش از سه میلیون واحد می‌رسید.

پنج ثانیه!

ده ثانیه!

هر ثانیه از نبرد، فشار عظیمی بر دوش این سه‌کاهش​ نفر می‌گذاشت. در هر لحظه از مبارزه با تودلیا، احساس‌یافته​ می‌کردند که مرگ در ثانیه بعدی جانشان را خواهد گرفت.

بازیکنانی که از دور تماشا می‌کردند، از دیدن این صحنه مبهوت شده بودند. این نخستین باری بود که آن‌ها واقعاً درک می‌کردند یک هیولای میتیک برتر چقدر می‌تواند ترسناک باشد. اگر گروه Lifeless Thorn مهارت‌های برزرک خود را فعال نکرده بودند، این سه نفر به احتمال زیاد در دم کشته می‌شدند.

Solitary Nine از طریق گفتگوی خصوصی از شی فنگ پرسید: «فرمانده! هنوز کارت تموم نشده؟»

پیش‌تر فکر می‌کرد اگر نتواند تودلیا را ۱۵ ثانیه‌سردردهای​ معطل کند، مایه خنده خواهد بود. اما اکنون متوجه‌مبارزه​ شده بود که ۱۵ ثانیه واقعاً زمان زیادی است.

در این لحظه، شی فنگ که خواندن آخرین آیه‌رده​ ثبت شده در کتاب مقدس تاریکی را به پایان رسانده‌تنزل​ بود، گفت: «کارتون عالی بود! بقیه‌ش رو بسپارید به من!»

ناولها | novelha.net