---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3139: چپتر ۲۱۳ - حمله هیولاها • ⏱ 7 دقیقه

چپتر 3139: چپتر ۲۱۳ - حمله هیولاها

0

ویرانه‌های باستانی، شهرک شن بادی:

دختری سطح ۱۱۰ که دو خنجر به کمر بسته بود، با عجله وارد تنها میخانه شهرک شد. سپس به مرد جوانی نقاب‌دار که در گوشه‌ای از آنجا به تنهایی مشغول نوشیدن بود نزدیک شد و آرام گزارش داد: «رئیس Wolf، تازه خبر رسید که زیرو وینگ گروه بزرگی از متخصصانش رو فرستاده توی ویرانه‌های باستانی. طبق گفته بچه‌هایی که متخصصان زیرو وینگ رو تعقیب می‌کردن، به نظر می‌رسه دارن میان سمت شهرک شن بادی.»

با شنیدن گزارش دختر نقاب‌دار، حالتی از تردید در چهره مرد جوان که Summer Wolf نام داشت پدیدار شد و پرسید: «زیرو وینگ داره یه گروه بزرگ از متخصصانش رو می‌فرسته سمت ما؟ نکنه فریب زیرو وینگ رو خورده باشن؟ حتی اعضای آسورا هم جرئت ندارن به شهرک شن بادی نزدیک بشن. متخصصان زیرو وینگ باید دیوونه باشن که بخوان بیان اینجا.»

به لطف سرمایه‌گذاری گل هفت گناه، شهرک شن بادی از پیش به محل تجمع بازیکنان قرمز تبدیل شده بود. حتی اگر گل هفت گناه تصمیم می‌گرفت کنار‌گوش​ بکشد و هیچ کاری نکند، ده‌ها هزار بازیکن قرمزِ شهرک به احتمال زیاد مانند گله‌ای از گرگ‌های گرسنه به اعضای زیرو وینگ حمله می‌کردند. گذشته از این،‌هیجان​ آن‌ها نه‌تنها می‌توانستند سلاح‌ها و تجهیزات اعضای کشته‌شده زیرو وینگ را به دست آورند، بلکه از طریق جایزه عمومی گل هفت گناه نیز مبلغ اضافه‌ای اعتبار نصیبشان می‌شد.

بنابراین، مگر اینکه اعضای زیرو وینگ‌گله‌ای​ از جانشان سیر شده باشند، وگرنه محال‌آن‌ها​ بود قدم در شهرک شن بادی بگذارند.

با وجود این، به‌محض اینکه حرف‌های Summer Wolf تمام شد، فریاد بلندی از بیرون میخانه به گوش رسید.

برزرکر سطح ۱۰۸ با نامی قرمز، درحالی‌که به‌می‌کردند​ داخل میخانه می‌دوید، فریاد زد: «به ما حمله شده!‌دست​ حمله کردن! یه عده دارن شهرک رو محاصره می‌کنن!»

«محاصره شدیم؟»

«کسی دیوونه شده؟‌احتمال​ کی جرئت کرده با‌گرگ‌های​ گل هفت گناه دربیفته؟»

«جالبه! چند نفر اون‌مبلغ​ بیرونن؟ کدوم قدرتی این‌قدر‌می‌شد​ از جونش سیر شده؟»

بازیکنان قرمز متعددی که داخل میخانه بودند، با شنیدن این خبر به‌سرعت به هیجان آمدند. شاید شهرک شن بادی‌بلکه​ هیچ‌گونه امکانات دفاعی یا حتی آرایه جادویی دفاعی برای محافظت از خود نداشت، اما بزرگ‌ترین محل تجمع بازیکنان در‌بگذارند​ ویرانه‌های باستانی بود. همچنین تنها شهرکی بود که همواره بیش از ۶۰۰۰ متخصص قلمرو پالایش در آن حضور داشتند.

افزون بر این، بیشتر بازیکنان شهرک شن بادی بازیکنان قرمز بودند؛ افرادی که‌جانشان​ به نبرد با سایر بازیکنان عادت داشتند. به همین دلیل، حتی دو ابرقدرت‌بیرون​ هم در صورت اتحاد با یکدیگر جرئت حمله به این شهرک را پیدا نمی‌کردند.

در همین حین، پس از آنکه برزرکر نفسش را تازه کرد، فریاد زد: «زیرو وینگ! متخصصان‌سلاح‌ها​ زیرو وینگن! اونا همین الانشم ورودی رو شکستن و دارن خیابون اصلی رو پاک‌سازی می‌کنن! خیلی از‌اینکه​ متخصصان شهرک رفتن تا جلوشون رو بگیرن، اما بعیده زیاد دووم بیارن! باید زودتر نیروی کمکی بفرستیم!»

با پایان یافتن حرف‌های برزرکر، برای‌اعتبار​ لحظه‌ای سکوت فضا را پر کرد. سپس،‌سیر​ صدای خنده در سراسر میخانه طنین‌انداز شد.

«هاهاها! انگار یه‌مانند​ نفر امروز یادش رفته‌حمله​ از خواب بیدار بشه!»

«زیرو وینگ داره شهرک‌نیز​ رو محاصره می‌کنه؟ از‌نصیبشان​ این خالی‌بندی‌تر نمی‌تونستی بگی؟»

«زیرو وینگ فقط یه انجمن کوچیکه که تازه تأسیس‌حمله​ شده. اونا حتی جرئت نمی‌کنن به شهرک شن بادی‌کشته‌شده​ نزدیک بشن، چه برسه به اینکه بخوان بهش حمله کنن!»

حتی یک نفر در میخانه حرف‌های برزرکر را باور نکرد. گذشته از بیش از ۶۰۰۰ متخصص قلمرو پالایش، بسیاری از‌به‌محض​ اعضای هسته مرکزی گل هفت گناه نیز در شهرک شن بادی مستقر بودند. اگر زیرو وینگ جرئت می‌کرد اعضایش را‌دربیفته​ به نزدیکی شهرک بفرستد، آن‌ها این انجمن را بسیار شجاع می‌پنداشتند، چه رسد به اینکه بخواهد شهرک را محاصره کند.

گذشته از این، نیرویی متشکل از بیش‌حمله​ از ۶۰۰۰ متخصص قلمرو پالایش برای از پای‌تجهیزات​ درآوردن چندین متخصص رده ۶ خداگونه کافی بود.

زن قدکوتاهی از اعضای گل هفت گناه، درحالی‌که عرق بر پیشانی‌اش نشسته بود، پرسید: «رئیس Wolf، ممکنه این قضیه حقیقت داشته باشه؟»

تنها چند دقیقه پیش، خبر ورود شعلۀ سیاه از زیرو وینگ به همراه گروه بزرگی از متخصصان به ویرانه‌های باستانی به‌بلکه​ دست او رسیده بود. با این حال، اکنون شخصی وارد میخانه شده و می‌گفت که زیرو وینگ در حال محاصره شهرک‌به‌محض​ است. هرچند این ادعا مضحک به نظر می‌رسید، اما این تقارن زمانی باعث شد تا او به صحت این ماجرا شک کند.

برقی از هیجان در چشمان Summer Wolf درخشید و گفت: «مهم نیست راسته یا نه. حالا که اعضای زیرو وینگ جرئت کردن به شهرک شن بادی نزدیک بشن، کاری می‌کنیم هیچ‌کدومشون زنده از اینجا بیرون نرن! به تیم گرگ وحشی خبر بده! وقت شکار شعلۀ سیاه رسیده!»

اگرچه Summer Wolf نمی‌دانست زیرو وینگ با چه جرئتی به شهرک شن بادی آمده است، اما گل هفت گناه نیز حریفی دست‌وپابسته نبود. حتی اگر متخصصی در سطح خدای رده ۶ رهبری تیم زیرو وینگ را بر عهده داشت، باز هم اهمیتی نداشت. در شرایطی که همه در رده ۳ بودند، حتی یک متخصص سابق سطح خدا نیز در برابر حمله بیش از بیست متخصص اوج و بالاتر از پای درمی‌آمد.

زن قدکوتاه با‌عمومی​ هیجان پاسخ داد: «باشه!‌اعتبار​ به بقیه خبر می‌دم!»

در حالت عادی، کشتن یک متخصص سطح خدای رده ۶‌می‌کردند​ به‌شدت دشوار بود. در گل هفت گناه، به‌جز هفت فرمانده، تنها‌بلکه​ تعداد انگشت‌شماری از بازیکنان توانایی کشتن متخصصان سطح خدا را داشتند.

برای بازیکنانی مانند او، مگر در صورتی‌نصیبشان​ که خودشان نیز به رده ۶ ارتقا می‌یافتند،‌وگرنه​ هرگز فرصت انجام چنین شاهکار باشکوهی فراهم نمی‌شد.

با وجود این، اکنون یک متخصص سطح خدا با پای خود به مسلخ آمده‌سلاح‌ها​ بود. این فرصتی بهشتی برای کشتن یک متخصص سطح خدا به شمار می‌رفت. صرفاً‌می‌شد​ فکر کردن به کشتن متخصصی در این سطح، او را غرق در هیجان می‌کرد!

اما به‌محض اینکه صحبت‌های دختر قدکوتاه به پایان رسید، چند‌بنابراین​ عضو دیگر از گل هفت گناه درحالی‌که رنگ از رخسارشان‌وجود​ پریده بود، با وحشت از بیرون به داخل کافه هجوم آوردند.

«رئیس ولف!‌قرمزِ​ فرار کن! سریع‌مانند​ از اینجا برو!»

«هیولا! اونا یه مشت هیولان! عمراً این هیولاها مال زیرو وینگ باشن! قطعاً‌سیر​ متخصصای پنج سوپر گیلد بزرگن که خودشون رو جای اعضای زیرو وینگ جا‌گوش​ زدن! پنج سوپر گیلد بزرگ حتماً دست به یکی کردن تا بهمون حمله کنن!»

این چند عضو گل‌گله‌ای​ هفت گناه، پس از ورود‌گذشته​ به کافه دیوانه‌وار فریاد می‌زدند.

با دیدن این بازیکنانِ وحشت‌زده، Summer Wolf فوراً آن‌ها را شناخت. آن‌ها کسی نبودند جز اعضای تیم گرگ وحشی. تک‌تکشان متخصصان اوجِ تمام‌عیار بودند. وقتی دو دوجین از آن‌ها با هم متحد می‌شدند و از یک آرایش جنگی کمک می‌گرفتند، حتی می‌توانستند در برابر متخصصان سطح خدای رده ۶ در گل هفت گناه نیز مقاومت کنند.

حرف‌های اعضای تیم گرگ وحشی او را گیج کرده بود. Summer Wolf با دستپاچگی پرسید: «چه خبره؟! آروم باشید و واضح حرف بزنید!» هیولاها؟ پنج سوپر گیلد بزرگ؟ اصلاً داشتند درباره چه چیزی حرف می‌زدند؟

«کلی متخصص اوج! چند دقیقه پیش، یهو تعداد زیادی متخصص اوج بیرون‌جانشان​ شهرک پیداشون شد! خیلیاشون نشان گیلد زیرو وینگ رو داشتن، اما این فقط‌بیرون​ یه پوششه! عمراً زیرو وینگ بیشتر از ۵۰۰ تا متخصص اوج داشته باشه!»

«راست میگه! می‌خواستم بپرسم چرا دارن بهمون حمله می‌کنن، اما اصلاً بهمون مهلت‌می‌توانستند​ واکنش ندادن و بدون هیچ حرفی حمله کردن! تو کمتر از یه دقیقه،‌اعتبار​ بیشتر از ۲۰۰۰ تا متخصص قلمرو پالایش رو در برابرشون از دست دادیم!»

«اونا رسماً هیولان! تک‌تکشون به‌طرز عجیبی جوونن، بزرگ‌ترینشون نهایتاً بیست سالشه! با این حال،‌سیر​ من به‌زور می‌تونم تو یه نبرد تن‌به‌تن جلوشون دووم بیارم! بعضیاشون حتی از رهبر‌برزرکر​ تیم هم قوی‌ترن! یه گروهشون رهبر تیم رو تو کمتر از پنج ثانیه کشتن!»

...

یادداشت مترجم: جهت اطلاع، Summer Wolf و دختر قدکوتاه هر دو قبلاً در چپتر ۱۶۹ حضور داشته‌اند. با این حال، بر اساس گفتگوهای این چپتر، فکر نمی‌کنم Summer Wolf رهبر تیم گرگ وحشی باشد.

ناولها | novelha.net