چپتر 2190: دگرگونی تمرکز
0سکوت، سرما ومعمولی تاریکی فضا رافلج پر کرده بود.
گویی زمان در قبرستان خدای باستان متوقفچشمانش شده بود. تیا پولنا با بالهای مقدسِمیکنم گشودهاش، بیصدا در آسمانِ قیرگون معلق بود.
چندین ترک کوچک روی حصار وهمآلودی که از بالهای بینقص والکریدرآمده محافظت میکرد، پدیدار شد. هرچند این ترکها رفتهرفته خود را ترمیم میکردند،آشنایی اما کاملاً آشکار بود که آسیبی فراتر از آستانه تحملشان دریافت کردهاند.
این قدرت واقعیتسلیم یک مهارت میراثرگهای نهایی رده ۴ است؟
در این لحظه، شی فنگ احساس میکرد مانایدید اطرافش تقریباً به حالت جامد درآمده است. حتیتحسین میتوانست سنگینیِ قابلتوجه فضای اطراف را حس کند.
شی فنگ با ایننمیشود پدیده غریبه نبود. برعکس،نمایان کاملاً با آن آشنایی داشت.
با وجود این، دقیقاً به خاطر همین آشنایی بود که نمیتوانست جلوی تعجب خود را بگیرد. هرچه باشد، این پدیدهایغریبه بود که تنها زمانی رخ میداد که بازیکنان قدرت و تراکم مانای خود را به استاندارد رده ۵ رسانده باشند. بااستاندارد مانایی به این قدرتمندی، او میتوانست متخصصان معمولی رده ۳ را صرفاً با مانایی که از خود ساطع میکرد، فلج کند.
وقتی تیا پولنا دید که شی فنگ همچنان در برابر حملاتش تسلیم مرگ نمیشود، رگهای از تحسین در چشمانش نمایان شد و گفت:آورده «به خاطر این سرسختی که نشون دادی، تحسینت میکنم.» سپس با لحنی سرد ادامه داد: «اما حتی اگه مانای رده ۵ هم به دستآرایه آورده باشی، هیچی عوض نمیشه. فقط داری زجر کشیدنت رو طولانیتر میکنی. حتی یه لحظه هم فکر نکن میتونی زنده از اینجا بری بیرون.»
به محض اینکه صحبتهای تیا پولنا به پایان رسید، دهها آرایه جادویی به طور ناگهانی در اطرافشچشمانش پدیدار شد. تکتک این آرایهها از رونهای الهی تشکیل شده بودند و هیبت الهیِ باستانی و مقدسیهیچی از خود ساطع میکردند. سپس، لحظهای بعد، دهها والکری ششبال از درون این آرایههای جادوییِ باستانی بیرون آمدند.
شوخیت گرفته؟
با دیدن والکریهای ششبالی کهاحساس آسمان را پر کرده بودند، هیجاندرآمده شی فنگ در دم فروکش کرد.
شاید این والکریهای ششبالِ رده ۴ به اندازه تیا پولنا، والکری هشتبالِ رده ۴، قدرتمند نبودند، امالحنی نیرویی متشکل از دهها نفر از آنها برای نابودی یک امپراتوری باستانی که بر صدها شهر حکومت میکرد،نکن کفایت میکرد. هیچ راهی وجود نداشت که بازیکنی رده ۴ مثل او بتواند در برابر چنین نیرویی بایستد...
تیا پولنا دستش را بهساطع جلو تاب داد و فریادبرابر زد: «از این سرزمین محو شو!»
بیدرنگ، والکریهای ششبال یکی پس از دیگری پرتاب نیزههای صاعقه به سمت شی فنگ را آغاز کردند و در یکاگه چشمبههمزدن، آسمان را با صدها نیزه صاعقه پوشاندند. هر یک از این نیزهها قدرتی در سطح استانداردِ پایه رده ۵ بهاینکه همراه داشت و حتی یک متخصص رده ۵ نیز در مواجهه با صدها حمله از این دست، چارهای جز فرار نداشت.
ناگفته نماند که شی فنگاحساس به محض دیدن باران نیزههایجامد صاعقه، فرار را انتخاب کرده بود.
شی فنگ همانطور که از نیزههای صاعقهای که به سمتش پرواز میکردند جاخالی میداد، با خودسپس فکر کرد: حالا که ارتقای رده ۴ خودم رو کامل کردم، فقط باید از محدوده هیبتطولانیتر الهی بازوی خدای باستان خارج بشم، بعدش میتونم با استفاده از طومار میراث از اینجا برم.
اگر هنوز یک بازیکن ردهساطع ۳ بود، دهها والکری ششبالبرابر در دم جانش را میگرفتند.
با وجود این، او پیشتر ارتقای خود را به پایان رسانده بود. او دیگر یک پادشاه شمشیر رده ۳ نبود،اگه بلکه یک امپراتور شمشیر رده ۴ تمامعیار به حساب میآمد. علاوه بر این، امپراتور شمشیری بود که هسته بدن مانای خوداینکه را با یک مهارت میراث نهایی شکل داده بود. او حتی از بازیکنانی با کلاسهای اوج رده ۴ نیز برتر بود.
…
سیستم: تبریک! شما به یک قدیس قانون شمشیر رده ۴ (امپراتور شمشیر) تبدیل شدید. هسته میراث نهایی فعال شد. تمامی ویژگیهای پایه ۲۴۰۰+، تمامی مقاومتها ۲۰۰+، نرخ بازیابی مانا ۱۲۰٪ افزایش یافت، قدرت مانا ۲۰٪ افزایش یافت، تمامی حملات فیزیکی و جادویی دریافتی زیر رده ۴ به میزان ۴۰٪ تضعیف خواهند شد، تمامی ویژگیهای پایه ۱۰۰٪ افزایش یافتند و فیزیک ۱۸۰٪ افزایش یافت. پاداش: ۱۵۰ امتیاز مهارت میراث.
…
اگر صرفاً از نظر ویژگیهای پایه مقایسه میشد، او همین حالا هم با هیولاهای میتیک برتر همسطح خودادامه رقابت میکرد. با در نظر گرفتن پاداشهایی که از قدرت پرتگاه دریافت میکرد، قدرت و چابکی او پیشزنده از این به آستانه رده ۵ رسیده بود. همچنین مانای او نیز به استاندارد رده ۵ ارتقا یافته بود.
تا زمانی که تمام تمرکزش را روی فرارتقریباً میگذاشت، حتی نیرویی متشکل از دهها والکری ششبالفضای نیز برای از پای درآوردنش به زمان نیاز داشتند.
در نتیجه، شی فنگ یکی پس از دیگری نیزههای صاعقهای را که فرود میآمدند، جاخالی میداد.سپس گویی انعکاس ماه روی یک دریاچه بود؛ مهم نبود چند نیزه صاعقه بر سرش میبارید، هیچکدام موفقمیکنی به برخورد با او نمیشدند. تنها کاری که نیزهها از پیش میبردند، ویران کردن زمینهای اطرافش بود.
با دیدن عملکرد شی فنگ، برای نخستین باردید رگهای از تعجب در چهره تیا پولنا نمایانتحسین شد و با خود اندیشید: هیچکدوم بهش نمیخوره؟
حتی یک موجودیت رده ۵ نیز در صورت قرار گرفتن در معرض بمباران هواییِ دهها والکری ششبال، آسیب جدیداد متحمل میشد. با این حال، شی فنگ از این بمباران جان سالم به در برده بود. رقص پا وبری تکنیک بدنیِ او چنان عجیب بود که حتی تیا پولنا نیز برای همگام شدن با حرکاتش به دردسر افتاده بود.
برای او بسیار گیجکننده بود که برخی از نیزههای صاعقه درستدرآمده زمانی که میخواستند به شی فنگ برخورد کنند، از او منحرفبرعکس میشدند. گویی این نیزههای صاعقه عمداً سعی میکردند از او دوری کنند.
در واقع، حتی خود شی فنگ نیز از این وضعیتگفت عجیب متعجب شده بود. هرچند برخلاف تیا پولنا، شی فنگداد دقیقاً میدانست که چه چیزی باعث این اتفاق عجیب شده است.
آیا ارتقا به قدیس قانونساطع شمشیر رده ۴ تا اینبرابر حد باعث بهبود تمرکز میشد؟
اگر مانا به عنوان پایه و اساس همهچیز در قلمرو خدا توصیف میشد، پس تمرکزسپس را میشد تمام وجود یک بازیکن در نظر گرفت. با یک تمرکز قدرتمند، بازیکنان نهکشیدنت تنها میتوانستند بدن خود را بهتر کنترل کنند، بلکه کنترل مانا نیز برایشان بسیار آسانتر میشد.
پیش از این، تمرکز شی فنگ پس از استفاده از مهارت [خداکش] به سطح اغراقآمیزی رسیدهفضای بود. تمرکز او آنقدر قوی شده بود که میتوانست [بلع مقدس] را نسبتاً به راحتی اجرا کند.هرچه اکنون که به رده ۴ ارتقا یافته بود، تمرکزش تحول کیفی دیگری را پشت سر گذاشته بود.
حالا نه تنها میتوانست بدنش را بسیار راحتترچشمانش کنترل کند، بلکه میتوانست مانای اطرافش را نیزسپس با سهولت و دقت بسیار بیشتری به کار گیرد.
اگر کنترل قبلی او بر مانای محیطی شبیه به جابهجا کردن یک سنگ به مقصد دلخواهش بود، کنترل فعلیاشگفت بر مانای محیطی شبیه به جابهجا کردن یک تکه پنبه بود؛ او میتوانست بدون هیچ زحمتی آن را آزادانهداری حرکت دهد. حتی کنترل مانای خودش که از قبل به حالت جامد درآمده بود، تقریباً به هیچ تلاشی نیاز نداشت.
به همین دلیل بود که شی فنگ میتوانستنمایان با تغییر تراکم مانای اطرافش، مسیر پرواز نیزههایلحنی صاعقه را به راحتی و به سرعت مختل کند.
در غیر این صورت، حتی اگر به ردهتقریباً ۵ هم میرسید، باز هم نمیتوانست بدون دریافت حتیاطراف یک ضربه، از چند صد نیزه صاعقه جاخالی دهد.
پس از اینکه تیا پولنا دید والکریهای ششبال همچنان در واردسرسختی کردن آسیب به شی فنگ ناکام ماندهاند، طاقتش طاق شد و باآورده پیوستن به حمله، دستور داد: «کمکم کنید! نذارید این متجاوز فرار کنه!»
بیدرنگ، والکریهای ششبال با محوریت تیا پولنا شروع به همکاری کردند تا یک آرایه جادویی غولپیکر با شعاع ۱۰۰۰ یاردسرسختی ایجاد کنند. این آرایه جادویی قدرت صاعقه را از محیط اطراف جمعآوری کرد و با متمرکز کردن آن، توپ صاعقهکشیدنت خیرهکنندهای شکل داد که تیا پولنا را در بر گرفت. این کره صاعقه با گذشت زمان حتی بزرگتر و قویتر میشد.
[نابودی تندر]؟! آیامرگ میخواهند کل اینتحسین سرزمین را محو کنند؟!
با دیدن کره صاعقهای کهاحساس در آسمان بزرگتر میشد، چهره شیدرآمده فنگ به شدت در هم رفت.
[نابودی تندر] یک نفرین در مقیاس فوقالعاده وسیع بود که میتوانست یک شهر کامل را نابود کند. هنگامیسرد که این نفرین توسط چند ده والکری رده ۴ اجرا میشد، میتوانست حتی پایتخت یک پادشاهی را بامیتونی خاک یکسان کند. اگر یک تانک اصلی متوسط رده ۵ این ضربه را دریافت میکرد، در دم پودر میشد.
پس از پایان خواندن اوراد [نابودیفلج تندر]، تیا پولنا غرید: «ببینم چطورتسلیم میخوای از این یکی جاخالی بدی!»
بلافاصله پس از آن، کره صاعقه که به اندازه چند صد متر رسیدهتحسینت بود، به سمت شی فنگ فرود آمد و هر چیزی را در مسیرنمیشه خود نابود کرد و ردی از فضای در هم شکسته بر جای گذاشت.
بدون اینکه حتی به عقب نگاه کند، شیتقریباً فنگ با تمام سرعت به جلو پرواز کردفضای و تنها پستصویری از خود بر جای گذاشت.
سریعتر! باید سریعتر برم!
شکی نبود که اگر [نابودی تندر] والکریها به او برخورد میکرد، کشته میشد. حتی روحش نیز چنان محو میشد که چیزی از آنتحسینت باقی نمیماند. با وجود این، از آنجا که فرار از محدوده حمله عظیم [نابودی تندر] امکانپذیر نبود، تنها راه زنده ماندنش این بودزنده که از محدوده نفوذ بازوی خدای باستان خارج شود و با استفاده از طومار میراث افسانهای، به بیرون از قبرستان خدای باستان تلهپورت کند.
همانطور که کره صاعقه برای برخورد با زمیننمایان نزدیک و نزدیکتر میشد، شی فنگ نیز بیش ازسرد پیش به مرز نفوذ بازوی خدای باستان نزدیک میشد.
۳۰۰ یارد...است ۲۰۰ یارد...فنگ ۱۰۰ یارد...
کره صاعقه به زمین برخورد کرد، منفجر شد و کمانهای صاعقه بیشمارینشون را در محیط اطراف رها کرد. حتی سرگردانهای قبرستان الهی که درباشی حال گشتزنی بودند، با برخورد به این کمانهای صاعقه در دم خاکستر شدند.
خارج شدم! باید بتونم!
در همان زمان، شی فنگ نیز سرانجام از محدوده نفوذ بازوی خدای باستان گریخته بود.سپس او بیدرنگ طومار میراث افسانهای را در دستانش باز کرد که باعث شد طومار به قطعاتطولانیتر بیشماری از هم بپاشد. سپس، این قطعات یک شکاف فضا-زمان خاکستری-نقرهای در مقابل او تشکیل دادند.
در همان لحظهای که شکاف فضا-زمان شکل گرفت، شیحالت فنگ بدون اینکه منتظر بماند تا تثبیت شود، بلافاصله بهپدیده درون آن پرید و از قبرستان خدای باستان ناپدید شد.
حتی پس از ناپدید شدن شی فنگ، کمانهای صاعقه بیشمار همچنان به بلعیدن هر چیزیمیکنم که در مسیرشان بود ادامه دادند. زمانی که کمانهای صاعقه فروکش کردند، سرزمینی که اززجر آن عبور کرده بودند به گونهای به نظر میرسید که گویی هرگز وجود نداشته است...
...
یادداشت مترجم:
برای درک بهتر، این چیزی است کهنمایان شی فنگ پس از تبدیل شدن بهسپس قدیس شمشیر رده ۴ به دست آورد: