---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 567: بده بستان • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 567: بده بستان

0

با شنیدن این سخنان، آنا دفتر‌ابزار​ ریاست را ترک کرد تا از‌محدود​ رئیس هنری دعوت به عمل آورد.

پس از خروج آنا،‌شود​ شی فنگ مشغول بررسی‌غیرقابل​ اسناد روی میز شد.

این اسناد شامل فهرست‌های تجاریِ خرید، حمل‌ونقل و سایر‌مأموریت‌هایی​ معاملات «شرکت تجاری استاراستریک» بود. با این حال، تمام‌آیا​ این امور به دست خود آنا سازماندهی شده بود.

آنا یک NPC با هوش ۹۱ بود. چنین NPCهایی در قلمرو خدا بسیار کمیاب بودند. اگر او به یک محافظ تبدیل می‌شد، پتانسیلش تقریباً نامحدود بود.

از این رو، شی‌تکمیل​ فنگ قصد داشت با‌نیاز​ هنری وارد مذاکره شود.

مأموریت‌هایی که NPCها محول می‌کردند، غیرقابل تغییر نبود. این امر تنها به این بستگی داشت که آیا بازیکنِ مربوطه، قدرت لازم برای اعمال چنین تغییراتی را دارد یا خیر.

پیش از این، پاداشی که بر سر آن توافق کرده بودند، یک‌غیرقابل​ طومار جادویی رده ۴ بود که به او اجازه می‌داد به آسانی‌اعمال​ به «لانه تاریک» برسد و «کتاب مقدس تاریکی» را به دست آورد.

با این حال،‌می‌رفت​ شی فنگ حس‌نباید​ می‌کرد جای کار می‌لنگد.

از هر زاویه‌ای که به ماجرا نگاه می‌کرد، وظیفه مدیریت شرکت تجاری استاراستریک بخشی از یک مأموریت‌وجود​ حماسی به شمار می‌رفت. پاداش تکمیل آن نباید تنها به ابزار مورد نیاز برای ورود به مرحله‌عمارت​ بعد محدود می‌شد. اگر چنین بود، چه تفاوتی میان دریافت پاداش و عدم دریافت آن وجود داشت؟

بنابراین، شی فنگ احساس می‌کرد که می‌تواند‌می‌کردند​ برای پاداش بیشتری چانه‌زنی کند، چرا که‌آیا​ ممکن بود رازهایی در این میان نهفته باشد.

این موضوع به‌ویژه‌نامحدود​ در مورد دستیار،‌وارد​ آنا، صدق می‌کرد.

پس از نبرد با عمارت اژدها-ققنوس، انجمن‌های بزرگِ مختلف در قلمرو خدا به تکاپو افتاده بودند تا راه‌هایی برای به خدمت گرفتن محافظان NPC قدرتمند بیابند.

اما مگر یافتن‌پاداش​ محافظان قدرتمند به‌ابزار​ همین سادگی بود؟

برای نمونه، آنا را در نظر بگیرید. او محافظی بی‌نهایت قدرتمند‌امر​ محسوب می‌شد؛ اما چه کسی باور می‌کرد که دوشیزه‌ای جوان، ظریف‌دارد​ و به‌ظاهر ضعیف، بتواند به محافظی با پتانسیلی عظیم بدل شود؟

اگر شی فنگ به صورت اتفاقی‌وارد​ نگاهی به ویژگی‌های آنا نینداخته بود،‌غیرقابل​ او نیز متوجه توانایی‌های شگرف وی نمی‌شد.

اگر اجازه می‌داد آنا به یک ماجراجو تبدیل شود، با آن هوش سرشار‌محدود​ می‌توانست به جایگاهی حیرت‌انگیز دست یابد. اگرچه او به قدرتمندی کایت نمی‌شد، اما‌ممکن​ همچنان شانس تبدیل شدن به یک محافظ با رتبه «طلای آبدیده» را داشت.

محافظان رتبه «طلای سیاه» در قلمرو خدا حکم افسانه را داشتند. بر اساس دانسته‌های شی فنگ، در گذشته تنها شمار‌می‌تواند​ اندکی از افراد موفق به جذب محافظانی با رتبه طلای سیاه شده بودند. محافظانِ اکثر بازیکنان در بازی، رتبه‌ی «برنزی»‌تکاپو​ یا «آهن مرموز» داشتند. حتی یافتن محافظی با رتبه «نقره مهتاب» نیز خوش‌شانسی محسوب می‌شد، چه رسد به رتبه طلای آبدیده.

اگرچه محافظی با رتبه طلای آبدیده در برابر دشمنانی با رده و سطح مشابه شکست‌ناپذیر نبود،‌مربوطه​ اما همچنان به مراتب قوی‌تر از هیولاهای هم‌رده خود به شمار می‌رفت. مبارزه با بازیکنانی با‌می‌داد​ رده و سطح یکسان، برای چنین محافظی حتی آسان‌تر بود. افزون بر این، آنا کلاسی جادویی داشت.

اکثر NPCها در قلمرو خدا دارای کلاس‌های فیزیکی بودند و کلاس‌های جادویی بسیار کمیاب به شمار می‌آمدند.

کلاس‌های جادویی با کلاس‌های فیزیکی تفاوت داشتند.‌ابزار​ آن‌ها نمی‌توانستند مستقیماً جلوی باس‌ها بایستند و‌تفاوتی​ تنها قادر به حمله از خطوط عقب بودند.

با این حال، برای یک‌نباید​ انجمن، ارزش کلاس جادویی بسیار‌مرحله​ فراتر از کلاس فیزیکی بود.

NPCهای کلاس جادویی به تعداد زیادی از طلسم‌های ناحیه‌ای مسلط بودند و طلسم‌های تخریب‌گرِ وسیعی در سطح استراتژیک در اختیار داشتند. در جنگ‌های انجمن یا نبرد با ورلد باس‌ها، این NPCها موجوداتی هولناک محسوب می‌شدند. از این رو، انجمن‌های بزرگ معمولاً جذب NPCهای کلاس جادویی را به عنوان محافظ شخصی در اولویت قرار می‌دادند.

به همین دلیل، در بازار، ارزش یک‌مذاکره​ محافظ جادویی با رتبه برنزی حتی با یک‌امر​ محافظ فیزیکی با رتبه آهن مرموز برابری می‌کرد.

اگر آنا یک محافظ جادویی‌تکمیل​ با رتبه طلای آبدیده می‌شد،‌ورود​ ارزشش دست‌کمی از کایت نداشت.

«هر طور‌می‌رفت​ شده، باید‌تکمیل​ آنا رو بگیرم.»

شی فنگ تنها‌مذاکره​ با فکر کردن به‌می‌کردند​ این موضوع هیجان‌زده شد.

او به عنوان یک وایکانت، تنها دو جایگاه برای محافظان شخصی داشت. اگر می‌توانست آن‌امر​ جایگاه‌ها را با یک محافظ فیزیکی با رتبه طلای سیاه و یک محافظ جادویی با‌توافق​ رتبه طلای آبدیده پر کند... چنین ترکیبی در زندگی گذشته‌اش می‌توانست زهره‌ی بازیکنان را آب کند.

با حضور این دو محافظ‌تکمیل​ شخصی، شکست دادن یک ورلد‌ورود​ باسِ هم‌رده، مثل آب خوردن بود.

پس از مدتی انتظار در دفتر‌ابزار​ ریاستِ باشکوه و مجلل، رئیس هنری با‌تفاوتی​ وقار و ظاهری آراسته وارد اتاق شد.

با این حال، پشت سر‌مأموریت‌هایی​ رئیس هنری، یک برزرکر سطح‌نبود​ ۱۸۰ با رده ۳ دیده می‌شد.

شی فنگ‌تقریباً​ بی‌اختیار کمی‌قصد​ اخم کرد.

چه در میان بازیکنان و چه NPCها، کلاسی با رده ۳ یک شخصیت برجسته و قدرتمند به شمار می‌رفت. در «شهر رودخانه سفید»، چنین NPCای هم‌تراز با یک حاکم بود.

اگرچه شرکت تجاری استاراستریک یکی از برترین شرکت‌های تجاری‌ورود​ شهر رودخانه سفید بود، قطعاً نمی‌توانست از پس هزینه‌بنابراین​ استخدام یک پادشاه برزرکر سطح ۱۸۰ به عنوان محافظ برآید.

هنری تکخندی زد و گفت: «عالیجناب یه فنگ، واقعاً غافلگیرم کردید. انتظار نداشتم واقعاً این مأموریت رو به‌لازم​ این سرعت تموم کنید!» سپس ادامه داد: «بذارید معرفی کنم. این مرد که کنارم ایستاده، پادشاه برزرکر، اشنایدره.‌برسد​ ایشون متخصصی هستن که شرکت ما از شهر ستاره-ماه دعوت کرده تا سپاه عقرب سیاه رو نابود کنن.»

شی فنگ خود را معرفی‌داشت​ کرد: «سلام بر اعلیحضرت اشنایدر،‌محول​ من یه فنگ هستم، یک ماجراجو.»

با این حال، اشنایدر در پاسخ تنها نگاهی به شی‌ورود​ فنگ انداخت و کلامی بر زبان نیاورد. هیچ نشانه‌ای از‌احساس​ تمایل به آشنایی با شی فنگ در او دیده نمی‌شد.

اما شی فنگ از واکنش اشنایدر آزرده نشد. در حقیقت، NPCها در قلمرو خدا بسیار شبیه به انسان‌های واقعی بودند. یک NPC با کلاس پادشاه برزرکر و رده ۳ مانند اشنایدر، در شهری چون شهر رودخانه سفید، نیرویی قدرتمند به شمار می‌رفت. در مقابل، شی فنگ تنها بازیکنی با رده ۱ بود. از دید اشنایدر، او هیچ تفاوتی با یک مورچه نداشت.

انسان‌ها با مورچه‌ها هم‌کلام‌شود​ نمی‌شوند. برخورد اشنایدر نسبت‌غیرقابل​ به شی فنگ طبیعی بود.

در گذشته، زمانی که شی فنگ روی مأموریتی کار می‌کرد، با وجود اینکه پادشاه شمشیر رده ۳ بود، یک NPC رده ۴ دار و ندارش را غارت کرده بود. می‌توان گفت شی فنگ دیرزمانی بود که به چنین رفتارهایی خو گرفته بود.

البته، اگر شی فنگ در حال‌نباید​ حاضر بازیکن رده ۳ بود، اشنایدر‌بعد​ چنین برخورد سردی با او نمی‌کرد.

در بازی‌های واقعیت مجازی گذشته، NPCها همیشه حس دوری و ماشینی بودن داشتند. گویی NPCها و بازیکنان در دو دنیای متفاوت زندگی می‌کردند. اما NPCهای قلمرو خدا متفاوت بودند؛ آن‌ها به شدت زنده و واقعی رفتار می‌کردند. اگر بازیکنی این NPCها را همچون اشیایی احمق و بی‌خاصیت می‌پنداشت، آن‌ها طعم کامل گذر از جهنم را به او می‌چشاندند.

هنری بدون توجه به تعامل شی‌محول​ فنگ و اشنایدر پرسید: «ممکنه بدونم‌تنها​ عالیجناب چه امری با من دارن؟»

شی فنگ گفت: «می‌خوام باهاتون معامله کنم.» و با خنده ادامه داد: «زمانی که مسئولیت مدیریت شرکت تجاری استاراستریک با من بود،‌لازم​ آنا کمک زیادی بهم کرد. فقط به خاطر اون بود که تونستم انتظارات شما رو برآورده کنم و به هدف کسب ۳۰,۰۰۰‌می‌کرد​ طلا برسم. برای همین، الان می‌خوام دوشیزه آنا رو به عنوان دستیار شخصی خودم استخدام کنم. طبیعتاً، حاضرم قیمت مناسبش رو بپردازم.»

«علاوه بر ۳۰,۰۰۰ طلایی که درخواست‌نباید​ کرده بودید، حاضرم ۳,۰۰۰ طلای اضافه‌بعد​ هم بپردازم. نظرتون درباره این پیشنهاد چیه؟»

آنا که کنار شی فنگ ایستاده بود، خشکش زد؛ دهان ظریفش نیمه‌باز ماند و با ناباوری به شی فنگ خیره شد. NPCهای پیشرفته‌ای که در شرکت تجاری کار می‌کردند، ماهانه تنها چند طلا حقوق می‌گرفتند. با این حال، شی فنگ برای جذب او ۳,۰۰۰ طلا پیشنهاد داده بود.

آنا تنها کسی نبود که شوکه‌محول​ شد. حتی اشنایدر، که هیچ توجهی‌تنها​ به شی فنگ نکرده بود، مبهوت شد.

به عنوان یک پادشاه برزرکر رده ۳، به او تنها ۱,۰۰۰ طلا برای مقابله با سپاه عقرب سیاه پیشنهاد شده‌مربوطه​ بود. آن مقدار برای خرید یک آیتم حماسی جهت افزایش قدرتش کافی بود. طبیعتاً، اگر می‌توانست کالاهای دزدیده شده شرکت استاراستریک‌کتاب​ را پس بگیرد، می‌توانست پاداش اضافه دریافت کند. با این حال، حتی در آن صورت هم درآمدش به ۳,۰۰۰ طلا نمی‌رسید.

در این لحظه، اشنایدر دیگر به‌نباید​ شی فنگ همچون یک مورچه نگاه نمی‌کرد؛‌محدود​ نگاهش نسبت به او نرم‌تر شده بود.

هنری چشمانش را ریز‌تکمیل​ کرد و شی فنگ‌نیاز​ را به دقت برانداز نمود.

پس از مکثی کوتاه، آهی کشید و با لبخند گفت: «عالیجناب یه فنگ، نه اینکه نخوام بذارم‌قدرت​ آنا بره، اما شرکت تجاری استاراستریک ما واقعاً بدون آنا لنگ می‌مونه. درست همون‌طور که شما استعداد‌لانه​ آنا رو پسندیدید، موقعیت امروز شرکت استاراستریک هم مدیون اونه. لطفاً من رو بابت رد پیشنهادتون ببخشید.»

«پنج هزار طلا!»‌نامحدود​ شی فنگ بدون‌وارد​ تردید پیشنهاد جدیدی داد.

برای NPCها، این قیمتی نجومی بود.

چنین مبلغی برای شرکت تجاری استاراستریک کافی بود تا صدها NPC پیشرفته استخدام کند.

هنری در حالی که چهره‌اش کشمکش درونی‌اش را آشکار می‌کرد،‌نبود​ گفت: «این... نمیشه. همون‌طور که می‌بینید، آنا مسئول سود روزانه‌اعمال​ زیادیه. به خاطر منافع شرکت، متأسفانه نمی‌تونم پیشنهادتون رو قبول کنم.»

تاجران تماماً‌تقریباً​ به دنبال‌قصد​ سود بودند!

این موضوع هم در‌پاداش​ دنیای واقعی و هم‌مورد​ در دنیای مجازی صدق می‌کرد.

شی فنگ در حالی که با نیشخند به اشنایدر نگاه می‌کرد، گفت: «شیش هزار طلا.‌دریافت​ دیگه بالاتر نمیرم. اگه باز هم پیشنهادم رو رد کنید، چاره‌ای ندارم جز اینکه آقای‌به‌ویژه​ اشنایدر رو که کنارتون هستن استخدام کنم و بگم قرارداد آنا رو به زور برام بگیرن.»

ناولها | novelha.net