چپتر 1984: شهر رودخانه سفید ارتقا یافت
0پادشاهی ستاره-ماه، شهر رودخانه سفید:
هنگامی که شی فنگ بار دیگر به تالار تلهپورت شهر رودخانهمنتقل سفید بازگشت، متوجه شد که تالار بسیار شلوغ است. تالار تلهپورتهمچنین اخیراً دگرگون شده و حتی باشکوهتر از گذشته به چشم میخورد.
همانطور که شی فنگ به فضای داخلیچشمگیر ساختمان نگاه میکرد، با کمی غافلگیری باجای خود اندیشید: «چی؟! شهر ارتقا پیدا کرده است؟!»
پیش از این، تنها تالار طبقه اول از آرایههای تلهپورت برخوردار بود، اما اکنون طبقات دوم و سوم تالار روباز نیز آرایههای مخصوص به خود را داشتند. هرچه آرایه تلهپورتمیکردند در ارتفاع بالاتری قرار میگرفت، میتوانست بازیکنان را به فواصل دورتری منتقل کند. علاوه بر این، اکنون چندین سکو در اطراف تالار اصلی شناور بود. این سکوهای شناور میتوانستند بازیکنانموفق را به طبقات دوم و سوم منتقل کنند. همچنین اگر بازیکنان تمایل داشتند، میتوانستند با پرداخت هزینهای ناچیز به فرودگاه، میدان مرکزی یا منطقه تجاری شهر رودخانه سفید تلهپورت شوند.
سرعت حرکت سکوهای شناور حتی از مرکبهای طلای سیاه نیز بیشتر بود ونظر به سریعترین وسیله نقلیه در شهر رودخانه سفید تبدیل شده بودند. بازیکنان با استفادهاگرچه از این سکوها میتوانستند در زمان جابهجایی در سطح شهر، صرفهجویی چشمگیری داشته باشند.
هرچند شاید این قابلیت جدید چندان چشمگیر به نظر نمیرسید، اما شهرهای NPC با هر ارتقا وسعت مییافتند و بازیکنان بیشتری را در خود جای میدادند. پس از رسیدن به رتبهای خاص، دویدن از یک سر شهر به سر دیگر زمان قابلتوجهی میطلبید. اگرچه سکوهای شناور مقاصد مشخصی داشتند، اما میتوانستند زمان سفر بازیکنان را به نصف کاهش دهند.
در حالت عادی، شهرهای NPC تنها پس از تبدیل شدن به شهر اصلی و رسیدن به سطح خاصی از رونق، قابلیت سکوهای شناور را فعال میکردند. با وجود این، چنین رونقی به معنای افزایش جمعیت بازیکنان شهر نبود؛ بلکه به تعاملات اقتصادی میان بازیکنان و NPCها و همچنین کمیت و کیفیت فروشگاههای درون شهر اشاره داشت.
تا به آن لحظه، تنها پایتختهای امپراتوریهای مختلف قابلیت سکوهای شناور را آزاد کردهدویدن بودند که آن هم به تازگی رخ داده بود. پایتختهای پادشاهیها هنوز با چنینرونق ارتقایی فاصله زیادی داشتند، اما شهر رودخانه سفید موفق به انجام این شاهکار شده بود.
همانطور که شی فنگ در خیابانهای شهر قدم میزد، متوجه شد که شهر رودخانه سفید بسیار سرزندهتر ازبیشتری دوران پیش از آخرین ارتقا شده است. به ویژه تعداد بازیکنان تاجر در شهر به شدت افزایش یافتهشدن بود. علاوه بر این، با عریضتر شدن خیابانها، فروشگاههای بیشتری در دو طرف مسیر قد علم کرده بودند.
«زره چرمی نقرهارتفاع مهتاب سطح ۵۰ میفروشم!میتوانست سر قیمت راه میام!»
«انواع تجهیزات سطح ۵۰ باجدید مقاومت جادویی حراج شد! آمادهشهرهای همکاری طولانیمدت با تیمهای ماجراجو!»
«خریدار جوهره انرژینظر و کریستالهای اولیه بهمییافتند صورت عمده! خریدار همیشگیام!»
بازیکنان آزاد و تاجران با شور و حرارت اجناس خود را فریاد میزدند؛ محصولاتی که کیفیتشان به مراتب بالاتر ازمیدادند زمان آخرین بازدید شی فنگ از شهر رودخانه سفید بود. در آخرین بازدید او، تنها فروشگاههای متعلق به انجمنها تجهیزاتمیکردند نقره مهتاب سطح ۵۰ را میفروختند، اما اکنون حتی بازیکنان آزاد و تاجران نیز چنین آیتمهایی را برای فروش عرضه میکردند.
فروشگاههای مختلف شهر حتی تجهیزات طلای سیاه سطح ۵۰ رادورتری نیز به نمایش گذاشته بودند، هرچند قیمتهایشان به طرز مضحکی نجومیکنند بود. حتی متخصصان انجمنها نیز توانایی خرید چنین تجهیزاتی را نداشتند.
پس از آنکه شی فنگ به اندازه کافینظر اوضاع را بررسی کرد، یک سکوی شناور کرایهرسیدن کرد و راهی منطقه تجاری شهر رودخانه سفید شد.
به لطف ارتقای اخیر، خیابان اصلی تغییرات چشمگیری به خود دیده بود. این مکان دیگر به یک خیابان شباهت نداشت،سفر بلکه بیشتر شبیه به یک مجتمع تجاری بزرگ بود. نه تنها وسعت آن سه برابر شده بود، بلکه اکنون ساختمانیاقتصادی با بیش از ۷۰ طبقه ارتفاع را در خود جای میداد. این ساختمان، همان عمارت حراجی شهر رودخانه سفید بود.
با ارتقای عمارت حراجی، قابلیتهای جدیدی به آن افزوده شده بود. دیگر تنها بازیکنان نبودند که میتوانستند آیتمهای خود را به حراج بسپارند؛ بلکه NPCها نیز چند بار در هفته حراجیهای پایه و متوسط برگزار میکردند. افزون بر این، بازیکنان میتوانستند آیتمهای عرضه شده توسط دیگر بازیکنان در یکچهارم از شهرها و شهرکهای پادشاهی ستاره-ماه را جستجو و خریداری کنند. پیش از این، بازیکنان تنها قادر به مشاهده و خرید آیتمهای موجود در شهر رودخانه سفید و شهرهای NPC همجوار آن بودند.
اگر بازیکنان به دنبال یافتن و خرید آیتمهای خاصی بودند،دورتری اکنون عمارت حراجی شهر رودخانه سفید بهترین گزینه به شمار میرفت.کنند در این میان، ارزشمندترین قابلیت جدید عمارت حراجی، «میدان حراجی» بود.
در قلمرو خدا، قدرت حرف اول را میزد و خانههای حراج بازی نیز از این قاعده مستثنی نبودند. با فعال شدن میدان حراج، خانه حراج هر روز رقابتی برگزار میکرد. خانه حراج آیتمهای کمیاب مختلفی را بهچنین عنوان جایزه در این رقابتها ارائه میداد و بازیکنان برای شرکت در آن تنها باید هزینه ورودی را میپرداختند. این رقابت دو مرحله داشت. مرحله اول آزمایشی بود که سیستم تعیین میکرد و مرحله دوم شامل نبردیویژه میان بازیکنان میشد. با وجود این، تجهیزات در این نبرد کمکی به بازیکنان نمیکرد. تمرکز رقابت بر سنجش قدرت مالی و منابع بازیکنان بود. اگرچه استانداردهای مبارزه نیز سنجیده میشد، اما در مقایسه با سایر عوامل ناچیز بود.
در گذشته، هنگامی که میدان حراج معرفی شده بود، غوغای زیادی در قلمرو خدا به پا کرده بود. بازیکنان تاجری که برای مبارزه مناسب نبودند، به شدتخاصی مجذوب این میدان شده بودند و اگرچه بسیاری از آنها خودشان در رقابت شرکت میکردند، برخی نیز متخصصانی را استخدام میکردند تا به جای آنها بجنگند. بازیکنان تاجرپادشاهیها بیشماری از طریق میدان حراج به ثروت رسیده بودند و برخی متخصصان نیز با موفقیت در این میدان، سلاحها، تجهیزات و ابزارهای درجه یکی به دست آورده بودند.
البته، به لطف میدان حراج،داشته نفوذ قلمرو خدا در دنیایجدید واقعی نیز گسترش یافته بود.
با وجود این، پیدایش میدانقرار حراج، عامل درگیریهای دیوانهوار ابرقدرتهایدورتری مختلف در پی آن نیز بود...
با نگاه به ساختمان سر به فلک کشیده خانهنمیرسید حراج شهر رودخانه سفید، شی فنگ نفس عمیقی کشید: «بالاخرهدویدن زمان رقابت بر سر حقوق مدیریت شهر فرا رسیده است.»
شهرهای NPC با شهرهای گیلد تفاوت داشتند. در مراحل اولیه بازی، قدرتهای مختلف برای گسترش نفوذ خود در یک شهر NPC، باید به تعداد بازیکنان و اقتصاد فروشگاهها تکیه میکردند. این قدرتها همچنین از سرکوب فیزیکی و اقتصادی علیه کسانی که در برابرشان میایستادند، استفاده میکردند. با این حال، نمیتوانستند اقتدار قابلتوجهی در یک شهر NPC به دست آورند.
اما با فعال شدن میدانداشته حراج، بازیکنان میتوانستند حقوق مدیریتجدید خانه حراج را به دست آورند.
اگرچه شاید این تغییر چندان بزرگ به نظر نمیرسید، اما خانه حراج یک شهر برای زندگی روزمره بازیکنان بسیار حائز اهمیت بود. به دست گرفتن کنترل یک خانه حراج، شبیه به کنترل شریان حیاتی شهر NPC بود که به طور غیرمستقیم اقتصاد بازیکنان را کنترل میکرد.
برای مثال، اگر کسی حقوق مدیریت یک خانه حراج را به دست میآورد، میتوانست بازیکنان خاصی را از ورود به آن منعاگرچه کند. این امر ضربه مهلکی برای بازیکنان مستقل شهر و قدرتهای بزرگ مختلف محسوب میشد. هر دو گروه به عنوان منبع اصلی درآمداقتصادی خود به خانه حراج وابسته بودند؛ بدون آن، بازیکنان مستقل نمیتوانستند آیتمهایشان را بفروشند و گیلدها نیز قادر به خرید مواد اولیه نبودند.
به راحتی میشد عواقب ازشهرهای دست دادن دسترسی به یکمیدادند خانه حراج را تصور کرد.
رقابت بر سر حقوق مدیریت خانه حراج، ماهی یک بار در تاریخی مشخص برگزار میشد. تمامی شهرهای NPC که دارای میدان حراج بودند، این رقابت را به طور همزمان برگزار میکردند؛ این کار مانع از آن میشد که ابرقدرتهای مختلف با داشتن برتری مطلق در منابع و متخصصان، تمام شهرهای NPC بازی را در انحصار خود درآورند. متأسفانه، این تدبیر توسعه گیلدهای بزرگ مختلف را نیز محدود میکرد.
گیلدها تنها تعداد محدودی منابع و بازیکنان متخصص در اختیار داشتند و هرچه شهرهای NPC بیشتری را کنترل میکردند، منابع و متخصصان کمتری را میتوانستند به هر مکان اختصاص دهند. اشغال تعداد زیادی از شهرهای NPC برای گیلدهایی که فاقد پایههای مستحکم بودند، غیرممکن بود.
البته، در حال حاضر تنها شی فنگ از این موضوع خبر داشت. قابلیت میدانجای حراج بلافاصله پس از ارتقای خانه حراج فعال نمیشد. این قابلیت تنها زمانی فعالدهند میشد که تعداد مشخصی از خانههای حراج در قلمرو خدا به رتبه مناسب ارتقا مییافتند.
اگرچه میدان حراج هنوز فعال نشده بود، اما این موضوع به شی فنگ یادآوری کرد که باید سرمایه ومشخصی منابع لازم را برای این اتفاق اجتنابناپذیر فراهم کند. در حال حاضر، پایههای زیرو وینگ تنها کمی قویتر ازبلکه یک گیلد درجه یک معمولی بود و مدتی طول میکشید تا رگه ماناتایت تأثیر چشمگیری بر توسعه گیلد بگذارد.
پس از آن، شی فنگ وارد شرکت تجاری نور شمع شد و به Melancholic Smile اطلاع داد و از او خواست تا شعلههای مرموز رده ۱ را که گیلد تاکنون جمعآوری کرده بود، برایش بیاورد.
سپس روح آتش خود را به انباری برد که جام مقدس در آن نگهداری میشد. او قصد داشت پیشسکوهای از رفتن برای فعالسازی یک شهر بیطرف فوقبزرگ، قدرت خود را افزایش دهد. هرچه باشد، مأموریت انجام این کارسیاه حتی از یک مأموریت حماسی معمولی نیز دشوارتر بود و اگر خود را آماده نمیکرد، تنها به کام مرگ میرفت.