---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 1257: اعلام جنگ • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 1257: اعلام جنگ

0

«غیرممکنه!»

تماشاچیانی که از دور نظاره‌گر بودند، با‌غافلگیر​ دیدن این صحنه شوکه شدند. آن‌ها نمی‌توانستند‌استفاده​ چیزی را که تازه دیده بودند، باور کنند.

حتی یک قاتل چابک هم نمی‌توانست آن‌همه تیغه قیرگون را جاخالی‌دادن​ دهد. شی فنگ نه تنها آسیبی ندیده بود، بلکه پشت نفرین‌گر‌پیش​ سطح ۳۰ ظاهر شده و در دم او را کشته بود.

این باورنکردنی بود!

مرد میان‌سالی که پیش‌تر به شی فنگ هشدار داده بود، زمزمه کرد: «این نمی‌تونه واقعی باشه، مگه نه؟ نکنه NPC باشه؟»

با بیرون آمدن جمعیت‌سپردار​ از شوک، اعضای خاندان دریاها‌حتماً​ شی فنگ را محاصره کردند.

جنگجوی سپردار سطح ۴۳ که از عملکرد شمشیرزن غافلگیر شده بود، با این تصور که شی فنگ حتماً برای فرار از‌مدت‌ها​ طلسم از یک مهارت استفاده کرده است، غرید: «بچه، مثل اینکه واقعاً دلت می‌خواد بمیری!» سپس رو به بازیکنان سطح ۳۰ کنارش‌تلافی​ کرد و گفت: «شما چهار تا، با هم حمله کنید! محاله باور کنم این بچه مهارت دیگه‌ای برای نجات خودش داشته باشه!»

آن چهار بازیکن سطح ۳۰ بی‌درنگ‌حمله‌ها​ طومارهای جادویی رده ۲ را از کیفشان‌شهرک‌ها​ بیرون کشیدند و آن‌ها را فعال کردند.

دو مورد از آن چهار طلسم رده ۲، طلسم‌های تک‌هدفه بودند‌غافلگیر​ و بقیه طلسم‌های محیطی. هر چهار طلسم بر سر شی فنگ‌بچه​ فرود آمدند و هیچ راهی برای جاخالی دادن برایش باقی نگذاشتند.

جنگجوی سپردار با پوزخند‌سپردار​ گفت: «حالا می‌بینیم چطور‌تصور​ از این حمله‌ها جاخالی میدی!»

آن‌ها از مدت‌ها پیش با قوانین مبارزه در شهرها و شهرک‌ها آشنا شده بودند. سیستم تا زمانی که طلسمِ بازیکن مهاجم روی هدف‌قوانین​ خاصی قفل نمی‌شد، اجرای آن را اقدامی تهاجمی در نظر نمی‌گرفت. اگر هدف تلافی می‌کرد و زودتر حمله را انجام می‌داد، سیستم او‌انجام​ را به عنوان مهاجم شناسایی می‌کرد. هدف چاره‌ای نداشت جز اینکه تا زمان قفل شدن طومار جادویی صبر کند و سپس ضدحمله بزند.

در حالت عادی، بازیکنان برای محافظت از خود چاره‌ای جز جاخالی دادن، دفاع کردن یا‌سیستم​ استفاده از یک مهارت نجات‌بخش نداشتند. شی فنگ پیش‌تر مهارت نجات‌بخش خود را به کار‌تلافی​ گرفته بود. اگر مهارت دیگری نداشت، در برابر آن چهار طومار جادویی حتماً کشته می‌شد.

وقتی شی فنگ متوجه شد که بازیکنان اطرافش برای‌عملکرد​ در امان ماندن از حمله پیش رو، آرام‌آرام به عقب‌کرده​ می‌روند، لبخندی زد و گفت: «می‌خواین در برین؟ کور خوندین.»

اگر آن‌ها فکر می‌کردند که می‌توانند از قوانین بازی علیه او استفاده کنند، ده‌استفاده​ سال برای این کار زود بود. او پرتو کشتار را در غلاف گذاشت، به جلو‌شما​ خم شد و بازیکنان در حال عقب‌نشینی را چنگ زد و به سمت خود کشید.

جمعیتِ در حال عقب‌نشینی بار‌بقیه​ دیگر دور شی فنگ جمع شدند‌دادن​ و یک سپر انسانی تشکیل دادند.

جنگجوی سپردار سطح ۴۳ با خود اندیشید: «لعنتی! می‌خواد همه رو با هم به کشتن بده!» او هرگز انتظار نداشت قدرت شی فنگ تا این حد بالا‌نظر​ باشد. هر چقدر هم که تقلا می‌کردند، شی فنگ همچنان آن‌ها را به سمت خود می‌کشید و به عنوان سپر از آن‌ها استفاده می‌کرد. دیگر برای جاخالی‌کار​ دادن خیلی دیر شده بود. آن‌ها برای جان سالم به در بردن از طلسم‌های رده ۲ که در راه بود، چاره‌ای جز فعال کردن مهارت‌های نجات‌بخش خود نداشتند.

گرومب... گرومب... گرومب...

با طنین‌انداز شدن صدای انفجارهای پی‌درپی در سراسر منطقه، یازده نفر از متخصصان خاندان دریاها جان باختند. HP تمام بازماندگان نیز به سطح بحرانی سقوط کرده بود.

همه مبهوت مانده بودند:‌تک‌هدفه​ «چه خبره؟ دارم توهم‌آمدند​ می‌زنم؟ به خودی زدن؟»

اعضای خاندان دریاها از استراتژی مشابهی برای حمله به دیگر متخصصانی که قصد ورود به فروشگاه را داشتند، استفاده کرده بودند. آن‌ها پیش از حمله‌اقدامی​ با طومارهای جادویی رده ۲، متخصص نافرمان را محاصره می‌کردند. سپس بلافاصله پس از اجرای طلسم‌ها به عقب می‌نشستند. آن متخصصان نیز در کمال استیصال کشته‌کردن​ می‌شدند. اما اکنون اعضای خاندان دریاها پس از اجرای طلسم‌ها عقب‌نشینی نکرده بودند، گویی که آلزایمر گرفته باشند! برعکس، آن‌ها به هدف نزدیک‌تر هم شده بودند.

در همین حال، شی فنگ بیش از دوازده یارد‌عملکرد​ از موقعیت اولیه‌اش فاصله گرفته بود. او مانند یک تماشاچی‌کرده​ به نظر می‌رسید که در سکوت، نظاره‌گر این هیاهو بود.

شی فنگ با رضایت به اعضای درهم‌کوبیده‌شده‌ی خاندان دریاها خیره شد‌فرار​ و با خود فکر کرد: «تأثیرات شنل شب‌رو واقعاً چشمگیر است.‌دلت​ از یک آیتم افسانه‌ای ناقص چیزی جز این هم انتظار نمی‌رفت.»

افزایش فیزیک، سرعت واکنش و‌بقیه​ سرعت اولیه‌اش در حین حرکت،‌راهی​ حس خوشایندی به او داده بود.

جنگجوی سپردار سطح ۴۳ رفتار مغرورانه پیشین خود را از دست داده بود و تنها چیزی‌زمانی​ که در چهره‌اش دیده می‌شد، جدیت و ترس بود. او با لحنی تهدیدآمیز پرسید: «تو کی‌زودتر​ هستی؟ چرا می‌خوای با خاندان دریاها دربیفتی؟ نمی‌ترسی که خاندان دریاها بیفتن دنبالت و شکارت کنن؟»

به عنوان یک متخصص، حتی اگر تماشاچیان متوجه نشده بودند، او به خوبی می‌دانست که چه اتفاقی افتاده است. شی فنگ در واقع توانسته بود تمام‌دلت​ آن‌ها را هنگام تلاش برای عقب‌نشینی چنگ بزند و به سمت خود بکشد. سپس خودش به سرعت دوازده یارد به عقب نشسته بود. او هرگز چیزی‌طلسم‌های​ درباره این سطح از مهارت یا سرعت واکنش نشنیده بود. حتی با خود فکر می‌کرد که آیا چنین چیزی اصلاً برای بازیکنان امکان‌پذیر است یا خیر.

شی فنگ خندید و‌سپردار​ گفت: «این همه مدت‌تصور​ دنبالم گشتین، تازه می‌پرسین کی‌ام؟»

او هیچ قصدی برای پنهان کردن مالکیتش بر خواربارفروشی نداشت. اگر کسی کمی فکر می‌کرد، می‌فهمید که‌می‌بینیم​ فقط یک بازیکن قطعات رونیک را به صورت عمده و با قیمت بالا می‌خرد. حالا که خانه‌خاصی​ دریاها برای دردسردُرست‌کردن تا اینجا آمده بودند، اگر پاسخ مناسبی نمی‌داد، پیشرفتش در شهرک طوفان‌باد لطمه می‌خورد.

با درک این موضوع، جنگجوی سپردار گفت: «پس مغازه‌دار تویی. این‌طوری کار راحت‌تر شد. لیدر گیلد ما گفته که مغازه‌ت‌هدف​ می‌تونه به خرید عمده قطعات رونیک ادامه بده. ولی باید ۸۰ درصد سودت رو تحویل بدی! وگرنه دیگه فکر اداره‌شدن​ مغازه تو انتهای دریا رو از سرت بیرون کن! خانه دریاهای ما تو رو تا آخر قلمرو خدا شکار می‌کنه!»

وقتی از فرمان لیدر گیلد سخن گفت، ترس از چهره جنگجوی سپردار محو‌حتماً​ شد و حالت مغرور و مطمئن پیشین به چهره‌اش بازگشت. گویی فرمان لیدر‌دلت​ گیلد یک قانون سیستمی بود و هیچ بازیکنی نمی‌توانست آن را به چالش بکشد.

هرچند آن لاف‌زنی‌ها خنده‌دار به نظر می‌رسید،‌غافلگیر​ اما هیچ‌یک از بازیکنان حاضر از انتهای‌استفاده​ دریا به صحت آن حرف‌ها شکی نداشتند.

خانه دریاها یکی از حاکمان انتهای دریا بود. در واقع، حاکم شماره یک به شمار می‌رفت. قدرت‌های دیگر انتهای‌حمله‌ها​ دریا که جای خود داشتند، حتی اتحاد آزادی قدرتمند نیز باید به خانه دریاها احترام می‌گذاشت. همچنین خانه دریاها‌اقدامی​ در هر دوازده شهر اصلی انتهای دریا یک مغازه داشت. کاملاً روشن بود که این گیلد چقدر قدرتمند است.

اگر خانه دریاها می‌خواست، به راحتی می‌توانست جلوی‌مدت‌ها​ ورود بازیکنان انتهای دریا را به مغازه‌ای خاص بگیرد.‌طلسمِ​ بازیکنان شهرک طوفان‌باد این موضوع را ثابت کرده بودند.

اگر هیچ بازیکنی به مغازه‌ای‌محاصره​ سر نمی‌زد، آن مغازه چگونه‌شمشیرزن​ می‌توانست آیتمی خرید و فروش کند؟

به عبارت‌کردند​ دیگر، مغازه‌سپردار​ عملاً بی‌فایده می‌شد.

...

وقتی حرف‌های جنگجوی سپردار را شنید، Scorpion که از همان ابتدا ناظر ماجرا بود، به وجد آمد و گفت: «هاهاها! جالبه! این دیگه خیلی جالبه!» استیصال ناشی از خرج کردن پول هنگفت برای هزینه‌های تله‌پورت، در دم ناپدید شد. «نه تنها هدف معبد مقدس میشی، بلکه هدف خانه دریاها هم میشی! می‌خوام ببینم از این به بعد چطوری می‌خوای با قدرت خودت زنده بمونی!»

قدرت خانه دریاها با یک گیلد سوپر-درجه-یک قابل مقایسه نبود، اما همچنان یک گیلد درجه یک و کهنه‌کار به شمار می‌رفت[۱]. از آنجایی که خانه دریاها تمرکز توسعه خود را بر انتهای دریا گذاشته بود و از حمایت شرکت‌های بزرگ بهره می‌برد، قدرت کنونی‌اش فوق‌العاده بود. دقیقاً به همین دلیل بود که Identical Summer به دنبال همکاری با خانه دریاها رفت.

اگر خانه دریاها می‌خواست به حساب شی فنگ برسد، معبد مقدس کار بسیار راحت‌تری برای ترور او پیش رو داشت.‌اینکه​ اگر او نمی‌توانست در هیچ شهر یا شهرکی در انتهای دریا مغازه‌ای اداره کند، مجبور می‌شد برای تأمین سلاح، تجهیزات‌بی‌درنگ​ و سایر منابع، به کاوش بپردازد و مأموریت انجام دهد. در آن صورت، آن‌ها فرصت‌های فراوانی برای حمله به دست می‌آوردند.

Scorpion که کنجکاو بود ببیند شی فنگ چه پاسخی می‌دهد، با خود گفت: «خانه دریاها واقعاً بی‌رحمه که ۸۰ درصد سود رو می‌خواد.» به اعتقاد او، شی فنگ به احتمال زیاد کلاً قید مغازه را می‌زد. دست‌کم از این طریق می‌توانست از تحریک کردن خانه دریاها جلوگیری کند. احتمال موافقت با خواسته‌های خانه دریاها بسیار پایین بود. اگر ۸۰ درصد سودش را به آن‌ها می‌داد، هیچ تفاوتی با کار کردنِ مجانی برای خانه دریاها نداشت.

...

شی فنگ پرسید:‌خاندان​ «همه حرف لیدر‌کردند​ گیلدتون همین بود؟»

جنگجوی سپردار با غرور گفت: «دقیقاً. باید همین امروز‌حتماً​ جواب بدی. وگرنه سکوتت رو به عنوان رد دعوتمون‌بچه​ و اعلام دشمنی با خانه دریاها در نظر می‌گیریم.»

شی فنگ لبخندی زد و گفت: «امروز جواب می‌خوای؟ خیلی خب. برگرد و به Tyrant Serpent بگو اگه می‌خواد بازی کنه، تا آخرش باهاش بازی می‌کنم!»

یادداشت مترجم:

[۱] گیلد درجه یک و کهنه‌کار: به‌سپردار​ نظر می‌رسد نویسنده فراموش کرده که پیش‌تر اشاره‌طلسم​ کرده بود خانه دریاها یک تیم ماجراجو است.

ناولها | novelha.net