چپتر 1257: اعلام جنگ
0«غیرممکنه!»
تماشاچیانی که از دور نظارهگر بودند، باشمشیرزن دیدن این صحنه شوکه شدند. آنها نمیتوانستندمهارت چیزی را که تازه دیده بودند، باور کنند.
حتی یک قاتل چابک هم نمیتوانست آنهمه تیغه قیرگون را جاخالیشهرها دهد. شی فنگ نه تنها آسیبی ندیده بود، بلکه پشت نفرینگرنمیشد سطح ۳۰ ظاهر شده و در دم او را کشته بود.
این باورنکردنی بود!
مرد میانسالی که پیشتر به شی فنگ هشدار داده بود، زمزمه کرد: «این نمیتونه واقعی باشه، مگه نه؟ نکنه NPC باشه؟»
با بیرون آمدن جمعیتجنگجوی از شوک، اعضای خاندان دریاهاتصور شی فنگ را محاصره کردند.
جنگجوی سپردار سطح ۴۳ که از عملکرد شمشیرزن غافلگیر شده بود، با این تصور که شی فنگ حتماً برای فرار ازقفل طلسم از یک مهارت استفاده کرده است، غرید: «بچه، مثل اینکه واقعاً دلت میخواد بمیری!» سپس رو به بازیکنان سطح ۳۰ کنارشضدحمله کرد و گفت: «شما چهار تا، با هم حمله کنید! محاله باور کنم این بچه مهارت دیگهای برای نجات خودش داشته باشه!»
آن چهار بازیکن سطح ۳۰ بیدرنگجنگجوی طومارهای جادویی رده ۲ را از کیفشانبرای بیرون کشیدند و آنها را فعال کردند.
دو مورد از آن چهار طلسم رده ۲، طلسمهای تکهدفه بودندفرود و بقیه طلسمهای محیطی. هر چهار طلسم بر سر شی فنگچطور فرود آمدند و هیچ راهی برای جاخالی دادن برایش باقی نگذاشتند.
جنگجوی سپردار با پوزخندجنگجوی گفت: «حالا میبینیم چطورغافلگیر از این حملهها جاخالی میدی!»
آنها از مدتها پیش با قوانین مبارزه در شهرها و شهرکها آشنا شده بودند. سیستم تا زمانی که طلسمِ بازیکن مهاجم روی هدفاجرای خاصی قفل نمیشد، اجرای آن را اقدامی تهاجمی در نظر نمیگرفت. اگر هدف تلافی میکرد و زودتر حمله را انجام میداد، سیستم اوعادی را به عنوان مهاجم شناسایی میکرد. هدف چارهای نداشت جز اینکه تا زمان قفل شدن طومار جادویی صبر کند و سپس ضدحمله بزند.
در حالت عادی، بازیکنان برای محافظت از خود چارهای جز جاخالی دادن، دفاع کردن یاطلسم استفاده از یک مهارت نجاتبخش نداشتند. شی فنگ پیشتر مهارت نجاتبخش خود را به کارکنارش گرفته بود. اگر مهارت دیگری نداشت، در برابر آن چهار طومار جادویی حتماً کشته میشد.
وقتی شی فنگ متوجه شد که بازیکنان اطرافش برایبقیه در امان ماندن از حمله پیش رو، آرامآرام به عقبپوزخند میروند، لبخندی زد و گفت: «میخواین در برین؟ کور خوندین.»
اگر آنها فکر میکردند که میتوانند از قوانین بازی علیه او استفاده کنند، دهمهارت سال برای این کار زود بود. او پرتو کشتار را در غلاف گذاشت، به جلوگفت خم شد و بازیکنان در حال عقبنشینی را چنگ زد و به سمت خود کشید.
جمعیتِ در حال عقبنشینی بارحملهها دیگر دور شی فنگ جمع شدندشهرها و یک سپر انسانی تشکیل دادند.
جنگجوی سپردار سطح ۴۳ با خود اندیشید: «لعنتی! میخواد همه رو با هم به کشتن بده!» او هرگز انتظار نداشت قدرت شی فنگ تا این حد بالابمیری باشد. هر چقدر هم که تقلا میکردند، شی فنگ همچنان آنها را به سمت خود میکشید و به عنوان سپر از آنها استفاده میکرد. دیگر برای جاخالیمحیطی دادن خیلی دیر شده بود. آنها برای جان سالم به در بردن از طلسمهای رده ۲ که در راه بود، چارهای جز فعال کردن مهارتهای نجاتبخش خود نداشتند.
گرومب... گرومب... گرومب...
با طنینانداز شدن صدای انفجارهای پیدرپی در سراسر منطقه، یازده نفر از متخصصان خاندان دریاها جان باختند. HP تمام بازماندگان نیز به سطح بحرانی سقوط کرده بود.
همه مبهوت مانده بودند:چطور «چه خبره؟ دارم توهمپیش میزنم؟ به خودی زدن؟»
اعضای خاندان دریاها از استراتژی مشابهی برای حمله به دیگر متخصصانی که قصد ورود به فروشگاه را داشتند، استفاده کرده بودند. آنها پیش از حملهدلت با طومارهای جادویی رده ۲، متخصص نافرمان را محاصره میکردند. سپس بلافاصله پس از اجرای طلسمها به عقب مینشستند. آن متخصصان نیز در کمال استیصال کشتهطلسمهای میشدند. اما اکنون اعضای خاندان دریاها پس از اجرای طلسمها عقبنشینی نکرده بودند، گویی که آلزایمر گرفته باشند! برعکس، آنها به هدف نزدیکتر هم شده بودند.
در همین حال، شی فنگ بیش از دوازده یاردبقیه از موقعیت اولیهاش فاصله گرفته بود. او مانند یک تماشاچیپوزخند به نظر میرسید که در سکوت، نظارهگر این هیاهو بود.
شی فنگ با رضایت به اعضای درهمکوبیدهشدهی خاندان دریاها خیره شدبرای و با خود فکر کرد: «تأثیرات شنل شبرو واقعاً چشمگیر است.واقعاً از یک آیتم افسانهای ناقص چیزی جز این هم انتظار نمیرفت.»
افزایش فیزیک، سرعت واکنش وحملهها سرعت اولیهاش در حین حرکت،مبارزه حس خوشایندی به او داده بود.
جنگجوی سپردار سطح ۴۳ رفتار مغرورانه پیشین خود را از دست داده بود و تنها چیزیمهارت که در چهرهاش دیده میشد، جدیت و ترس بود. او با لحنی تهدیدآمیز پرسید: «تو کیشما هستی؟ چرا میخوای با خاندان دریاها دربیفتی؟ نمیترسی که خاندان دریاها بیفتن دنبالت و شکارت کنن؟»
به عنوان یک متخصص، حتی اگر تماشاچیان متوجه نشده بودند، او به خوبی میدانست که چه اتفاقی افتاده است. شی فنگ در واقع توانسته بود تمامپیش آنها را هنگام تلاش برای عقبنشینی چنگ بزند و به سمت خود بکشد. سپس خودش به سرعت دوازده یارد به عقب نشسته بود. او هرگز چیزیعنوان درباره این سطح از مهارت یا سرعت واکنش نشنیده بود. حتی با خود فکر میکرد که آیا چنین چیزی اصلاً برای بازیکنان امکانپذیر است یا خیر.
شی فنگ خندید وجنگجوی گفت: «این همه مدتغافلگیر دنبالم گشتین، تازه میپرسین کیام؟»
او هیچ قصدی برای پنهان کردن مالکیتش بر خواربارفروشی نداشت. اگر کسی کمی فکر میکرد، میفهمید کهمهاجم فقط یک بازیکن قطعات رونیک را به صورت عمده و با قیمت بالا میخرد. حالا که خانهعنوان دریاها برای دردسردُرستکردن تا اینجا آمده بودند، اگر پاسخ مناسبی نمیداد، پیشرفتش در شهرک طوفانباد لطمه میخورد.
با درک این موضوع، جنگجوی سپردار گفت: «پس مغازهدار تویی. اینطوری کار راحتتر شد. لیدر گیلد ما گفته که مغازهتغرید میتونه به خرید عمده قطعات رونیک ادامه بده. ولی باید ۸۰ درصد سودت رو تحویل بدی! وگرنه دیگه فکر ادارهخودش مغازه تو انتهای دریا رو از سرت بیرون کن! خانه دریاهای ما تو رو تا آخر قلمرو خدا شکار میکنه!»
وقتی از فرمان لیدر گیلد سخن گفت، ترس از چهره جنگجوی سپردار محوهیچ شد و حالت مغرور و مطمئن پیشین به چهرهاش بازگشت. گویی فرمان لیدرپیش گیلد یک قانون سیستمی بود و هیچ بازیکنی نمیتوانست آن را به چالش بکشد.
هرچند آن لافزنیها خندهدار به نظر میرسید،شمشیرزن اما هیچیک از بازیکنان حاضر از انتهایمهارت دریا به صحت آن حرفها شکی نداشتند.
خانه دریاها یکی از حاکمان انتهای دریا بود. در واقع، حاکم شماره یک به شمار میرفت. قدرتهای دیگر انتهایهدف دریا که جای خود داشتند، حتی اتحاد آزادی قدرتمند نیز باید به خانه دریاها احترام میگذاشت. همچنین خانه دریاهازمان در هر دوازده شهر اصلی انتهای دریا یک مغازه داشت. کاملاً روشن بود که این گیلد چقدر قدرتمند است.
اگر خانه دریاها میخواست، به راحتی میتوانست جلویعملکرد ورود بازیکنان انتهای دریا را به مغازهای خاص بگیرد.استفاده بازیکنان شهرک طوفانباد این موضوع را ثابت کرده بودند.
اگر هیچ بازیکنی به مغازهایفعال سر نمیزد، آن مغازه چگونهمحیطی میتوانست آیتمی خرید و فروش کند؟
به عبارتمحاصره دیگر، مغازهجنگجوی عملاً بیفایده میشد.
...
وقتی حرفهای جنگجوی سپردار را شنید، Scorpion که از همان ابتدا ناظر ماجرا بود، به وجد آمد و گفت: «هاهاها! جالبه! این دیگه خیلی جالبه!» استیصال ناشی از خرج کردن پول هنگفت برای هزینههای تلهپورت، در دم ناپدید شد. «نه تنها هدف معبد مقدس میشی، بلکه هدف خانه دریاها هم میشی! میخوام ببینم از این به بعد چطوری میخوای با قدرت خودت زنده بمونی!»
قدرت خانه دریاها با یک گیلد سوپر-درجه-یک قابل مقایسه نبود، اما همچنان یک گیلد درجه یک و کهنهکار به شمار میرفت[۱]. از آنجایی که خانه دریاها تمرکز توسعه خود را بر انتهای دریا گذاشته بود و از حمایت شرکتهای بزرگ بهره میبرد، قدرت کنونیاش فوقالعاده بود. دقیقاً به همین دلیل بود که Identical Summer به دنبال همکاری با خانه دریاها رفت.
اگر خانه دریاها میخواست به حساب شی فنگ برسد، معبد مقدس کار بسیار راحتتری برای ترور او پیش رو داشت.مثل اگر او نمیتوانست در هیچ شهر یا شهرکی در انتهای دریا مغازهای اداره کند، مجبور میشد برای تأمین سلاح، تجهیزاتبازیکن و سایر منابع، به کاوش بپردازد و مأموریت انجام دهد. در آن صورت، آنها فرصتهای فراوانی برای حمله به دست میآوردند.
Scorpion که کنجکاو بود ببیند شی فنگ چه پاسخی میدهد، با خود گفت: «خانه دریاها واقعاً بیرحمه که ۸۰ درصد سود رو میخواد.» به اعتقاد او، شی فنگ به احتمال زیاد کلاً قید مغازه را میزد. دستکم از این طریق میتوانست از تحریک کردن خانه دریاها جلوگیری کند. احتمال موافقت با خواستههای خانه دریاها بسیار پایین بود. اگر ۸۰ درصد سودش را به آنها میداد، هیچ تفاوتی با کار کردنِ مجانی برای خانه دریاها نداشت.
...
شی فنگ پرسید:کیفشان «همه حرف لیدرمورد گیلدتون همین بود؟»
جنگجوی سپردار با غرور گفت: «دقیقاً. باید همین امروزتصور جواب بدی. وگرنه سکوتت رو به عنوان رد دعوتمونغرید و اعلام دشمنی با خانه دریاها در نظر میگیریم.»
شی فنگ لبخندی زد و گفت: «امروز جواب میخوای؟ خیلی خب. برگرد و به Tyrant Serpent بگو اگه میخواد بازی کنه، تا آخرش باهاش بازی میکنم!»
یادداشت مترجم:
[۱] گیلد درجه یک و کهنهکار: بهکردند نظر میرسد نویسنده فراموش کرده که پیشتر اشارهبرای کرده بود خانه دریاها یک تیم ماجراجو است.