---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3383: اولین حضور الهه • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 3383: اولین حضور الهه

0

«چطور ممکنه یه همچین‌کوتاه​ تکنیک بدنیِ فضایی و‌نجات‌بخشی​ عجیبی وجود داشته باشه؟»

«این دیوونه‌کننده‌ست! یه امپراتور شمشیر رده ۴ داره‌محشره​ تنهایی جلوی پنج تا هیولای افسانه‌ای تانک می‌ده؟!‌قلمرو​ حتی قدیس‌ها هم نباید بتونن یه همچین حرکتی بزنن!»

«بی‌خود نیست معاون گیلد حاضره برای استخدامش اون‌قدر پول پایه‌ش بریزه. اگه بزرگ Parker اینو بفهمه، احتمالاً از پشیمونی سکته می‌کنه.»

...

وقتی تماشا می‌کردند که شی فنگ در حالی‌نجات‌بخشی​ که در هوا معلق است، با پنج عروسک مبارز‌هیجان​ درگیر شده، همگی در بهت و حیرت فرو رفتند.

هرچند گروه آن‌ها به دلیل خیانت Parker و همراهانش کمتر از ۱۰۰ عضو داشت، اما شی فنگ به‌تنهایی جای خالی آن دوازده بازیکن را پر کرده بود. این صحنه هم غیرقابل‌باور و هم ترسناک بود.

باید در نظر داشت که یک تانک اصلی رده ۵، حتی با فعال کردن یک مهارت نجات‌بخش رده ۵، در بهترین‌خیانت​ حالت می‌توانست تنها با پنج عروسک مبارز به‌طور هم‌زمان روبه‌رو شود. تازه آن هم فقط برای مدت زمانی بسیار کوتاه. با‌کردن​ وجود این، شی فنگ، یک امپراتور شمشیر رده ۴، بدون استفاده از هیچ‌گونه مهارت نجات‌بخشی این شاهکار را رقم زده بود.

در همین حین، Desolate Fury، Cross و Leroja از دیدن این وضعیت به‌شدت به هیجان آمده بودند.

Cross در حالی که با نگاهی پرشور نبرد شی فنگ را تماشا می‌کرد، با خود اندیشید: این تکنیک بدنی واقعاً محشره! اگه منم بتونم با موفقیت یادش بگیرم، می‌تونم حتی با متخصصان قلمرو فراحسی هم بجنگم!

Leroja نیز افکار مشابهی در سر می‌پروراند و چشمانش غرق در شگفتی و امید بود.

پیش از این، او تنها می‌دانست که محیط خصمانه حیاط فضا، در واقع‌بهت​ میراث یک تکنیک مبارزه طلایی است که در این قالب پنهان شده. با‌داشت​ این حال، اصلاً تصور نمی‌کرد این تکنیک مبارزه طلایی تا این حد قدرتمند باشد.

اما پس از اینکه دید شی فنگ چگونه آسمان را به‌موفقیت​ میدان نبرد خود تبدیل کرده است —کاری که در قلمرو ابدی کاملاً‌چشمانش​ غیرممکن به نظر می‌رسید— بی‌درنگ به ارزش تکنیک فضای جاری پی برد.

افزایش قدرت مبارزه‌ای که این تکنیک می‌توانست برای بازیکنان در قلمرو ابدی فراهم کند، بی‌نهایت عظیم بود. این‌آمده​ موضوع به‌ویژه برای تکاورانی مانند او صدق می‌کرد. اگر می‌توانست در حالی که حریفانش روی زمین گرفتار شده‌اند،‌قلمرو​ آسمان را در انحصار خود درآورد، اطمینان داشت که حتی می‌تواند با متخصصان طبقه پنجم نیز به رقابت بپردازد.

...

شی فنگ با خود‌حالی​ فکر کرد: پس تکنیک‌عروسک​ مبارزه طلایی که می‌گن اینه؟

در مقایسه با Leroja و دیگران، شی فنگ از کارایی فضای جاری به مراتب هیجان‌زده‌تر بود.

این تکنیک نه‌تنها به او اجازه می‌داد در میان هوا سرعت بگیرد، بلکه سرعت حرکتش روی زمین را نیز به‌طرز چشمگیری افزایش می‌داد.‌می‌کرد​ در صورت تمایل، هر قدمی که روی زمین برمی‌داشت می‌توانست او را در یک چشم‌به‌هم‌زدن فواصل طولانی به جلو براند و بیش از دوازده‌پیش​ پس‌تصویر از او به جا بگذارد. این وضعیت دیدگاه او را نسبت به فضای جاری و به‌طور کلی تکنیک‌های مبارزه طلایی کاملاً دگرگون ساخت.

در زندگی قبلی‌اش، شی فنگ هرگز فرصت یادگیری یک تکنیک مبارزه طلایی را پیدا نکرده بود. قوی‌ترین تکنیکی که توانسته بود‌مشابهی​ بیاموزد، تکنیک مانای نابودی مقدس بود. اکنون که با موفقیت یکی از آن‌ها را فرا گرفته بود، سرانجام درک کرد که تکنیک‌های‌قدرتمند​ مبارزه طلایی تا چه حد می‌توانند هولناک باشند. او همچنین دقیقاً متوجه شد که تکنیک بدنی طلایی الهه فضا چقدر قدرتمند است.

هرچند تسلط او بر فضای جاری تنها به استاندارد گام نهادن در فضا رسیده بود، اما نه‌تنها یک افزایش ۱۰ درصدی و دائمی در سرعت واکنش به دست آورد، بلکه سرعت حرکت‌بازیکن​ و چابکی‌اش هنگام اجرای این تکنیک نیز به‌شدت تقویت شد. او اکنون حداقل دو برابر سریع‌تر و چابک‌تر از زمانی بود که در خارج از قلمرو ابدی قرار داشت. گل سرسبد ماجرا‌رقم​ این بود که او توانایی پرواز در قلمرو ابدی را نیز کسب کرده بود. تا زمانی که استقامت و تمرکز او ته نمی‌کشید، می‌توانست تا هر زمان که بخواهد در آسمان بماند.

با وجود تمام این مزایا، حتی اگر یک‌محشره​ سلاح افسانه‌ای در دست نداشت، مطمئن بود که‌قلمرو​ می‌تواند در برابر اژدهایی هم‌رده خود مقاومت کند!

...

در همین حین، در بیرون‌اندیشید​ از حیاط فضا، نُه ساعت پس‌موفقیت​ از فعال‌سازی حالت جهانی حیاط فضا...

پرتوهایی از نور در بیرون دروازه‌معلق​ تله‌پورت پدیدار گشت و با محو‌همگی​ شدن نورها، شبح بازیکنان انسانی نمایان شد.

Moro در حالی که به ستون تاریک نوری که از دروازه تله‌پورت برمی‌خاست خیره شده بود، با خشم غرید: «لعنتی! گندش بزنن!»

Parker نیز که همراه با Moro به بیرون از حیاط فضا تله‌پورت شده بود، چهره‌ای درهم‌کشیده داشت؛ گویی صورتش بیش از یک دهه پیرتر شده بود.

«هاهاها! اینم از یه گروه دیگه‌بدنی​ که تارومار شد! تازه این دفعه‌یادش​ یه گروه از ملت اژدهای سرخ بودن!»

«گروه ملت اژدهای سرخ شاید قوی باشه، اما‌عروسک​ حیف که حالت خدای حیاط فضا اصلاً شبیه بقیه‌هرچند​ دانجن‌های تیمی حالت خدایی که تا حالا دیدیم نیست.»

«دقیقاً! شنیدم حتی یه گروه‌اندیشید​ ۱۰۰ نفره از متخصصان رده ۵‌موفقیت​ جناح نژاد مقدس هم نابود شدن.»

...

در ابتدا، قرار بود بیرونِ حیاط فضا صحنه نبردی با حضور تنها چند هزار بازیکن باشد.‌قلمرو​ اما در حال حاضر، هیچ درگیری‌ای در اطراف دروازه تله‌پورت به چشم نمی‌خورد. بازیکنان هر دو‌فضا​ نژاد انسان و نژاد مقدس صرفاً در حال استراحت بودند و هیچ‌یک از طرفین قصد مبارزه نداشتند.

علاوه بر این، تعداد بازیکنان حاضر در بیرون حیاط فضا به ده‌ها هزار نفر‌حیرت​ افزایش یافته بود. و اگر کسی با دقت نگاه می‌کرد، درمی‌یافت که برخی از‌به‌تنهایی​ این بازیکنان متعلق به گروه‌هایی بودند که پیش‌تر وارد حالت خدای حیاط فضا شده بودند.

دزرت وب با تردید به مورو که آشکارا به‌شدت عصبانی‌بتونم​ بود نگاه کرد و پرسید: «لرد مورو، حالا که نتونستیم‌افکار​ حیاط فضا رو تو حالت خدایی رید کنیم، قدم بعدی‌مون چیه؟»

پس از بررسی‌بسیار​ منطقه و لحظه‌ای تفکر،‌هیچ‌گونه​ مورو گفت: «صبر می‌کنیم!»

درجه سختی حیاط فضا در حالت خدایی فراتر از تصورش بود. باس نهایی سیاه‌چال به‌طرز مضحکی سرسخت بود‌بجنگم​ و رفته‌رفته گروهش را خسته کرده و از بین برده بود. در همین حال، گروه‌هایی که در یک سیاه‌چال‌قالب​ تیمیِ حالت خدایی به‌طور کامل نابود می‌شدند، تنها پس از پایان زمان بازیابی هفتگی می‌توانستند دوباره وارد سیاه‌چال شوند.

دزرت وب با اضطراب گفت: «صبر‌معلق​ کنیم؟ اما تا وقتی زمان بازیابی‌همگی​ تموم بشه، رشته‌کوه جهنم خونین فعال شده...»

مورو به دروازه تله‌پورت حیاط فضا در حالت جهانی نگاه کرد و گفت: «معلومه که این‌قدر صبر نمی‌کنیم.» سپس پوزخندی‌افکار​ زد و ادامه داد: «همین الان چک کردم، نه تنها گروه فری اینجا نیست، بلکه لیست دوستانم نشون میده که هنوز‌تصور​ آنلاینه. این ثابت می‌کنه گروهش هنوز اونجاست. وگرنه متخصصان قدرت‌های مختلفی که اینجا هستن تا الان گروهش رو نابود کرده بودن!»

با شنیدن حرف‌های مورو، چشمان دزرت وب‌هیچ‌گونه​ برقی زد و پرسید: «منظورتون اینه که منتظر‌وضعیت​ بمونیم تا گروه معاون گیلد فری بیرون بیاد؟»

در حال حاضر گروه‌های بسیار کمی قدرت لازم برای به چالش کشیدن حیاط فضا در حالت جهانی را داشتند. دلیلش این بود‌می‌پروراند​ که ۹۹ درصد از گروه‌های ریدی که پیش از این برای فتح حیاط فضا گرد هم آمده بودند، وارد درجه سختی حالت‌باشد​ خدایی سیاه‌چال شده بودند. از میان گروه‌های انسانی حاضر، تنها گروهی که موفق شده بود وارد حالت جهانی شود، گروه فری بود.

درجه سختی حالت خدایی حیاط فضا به‌خودی‌خود فراتر از باور چالش‌برانگیز بود. بنابراین، به‌راحتی می‌شد تصور کرد که‌گروه​ حالت جهانی چقدر دشوار خواهد بود. اگر گروه‌های حاضر می‌خواستند پس از پایان زمان بازیابی مربوطه‌شان، حیاط فضا‌غیرقابل‌باور​ را در حالت جهانی با موفقیت فتح کنند، به اطلاعات فراوانی در مورد سیاه‌چالِ حالت جهانی نیاز داشتند.

در این میان، گروه فری بدون شک‌واقعاً​ بهترین منبع اطلاعات بود. به همین دلیل بود‌متخصصان​ که افراد زیادی در اینجا جمع شده بودند.

همه منتظر بازیکنانی بودند که وارد حیاط فضا‌نجات‌بخشی​ در حالت جهانی شده بودند تا اطلاعات مربوط‌به‌شدت​ به سیاه‌چالِ حالت جهانی را به دست آورند.

البته، این بازیکنان این اختیار را داشتند که‌محشره​ هیچ اطلاعاتی را به اشتراک نگذارند، اما در‌قلمرو​ آن صورت، تنها یک سرنوشت در انتظارشان بود.

مرگ!

...

داخل منطقه قلعه‌بسیار​ در حیاط فضا‌استفاده​ در حالت جهانی...

گروهی متشکل از ۸۸ بازیکن به درهای دولنگه‌ای رسیدند که به سالن مرکزی در بالاترین طبقه قلعه راه‌بجنگم​ داشت. درها از ماده‌ای نامعلوم ساخته شده بودند و نقوش الهی حک‌شده بر آن‌ها، حضوری باستانی را تداعی می‌کرد.‌قالب​ از این درها فشار روانی ترسناکی ساطع می‌شد که می‌توانست به‌راحتی متخصصان رده ۴ معمولی را به لرزه درآورد.

با نزدیک شدن بازیکنان به درهای دولنگه، درها به‌آرامی از هم باز شدند‌بهت​ تا سالن مرکزی و دو چهره‌ای را که در آن ایستاده بودند، نمایان کنند.‌اما​ با دیدن این دو چهره، بازیکنان نتوانستند جلوی بهت و حیرت خود را بگیرند.

«هاله یک‌نبرد​ خدای باستان!‌خود​ چطور ممکنه؟!»

«الهه فضا؟»

در داخل سالن مرکزی که به وسعت چهار استادیوم ورزشی بود، دو چهره با قدی بیش از ده‌بجنگم​ متر در وسط ایستاده بودند. از این دو چهره، یکی مرد و دیگری زن بود. هر دو چهره‌طلایی​ چنان هیبت الهی قدرتمندی از خود ساطع می‌کردند که حتی بازیکنان رده ۶ نیز ناخودآگاه به عقب می‌رفتند.

زن حاضر در سالن به‌طور ویژه‌ای باابهت بود. با وجود اینکه او تنها‌بهت​ بی‌حرکت ایستاده بود، احساس می‌شد که ارباب حیاط فضا است. حتی به نظر‌داشت​ می‌رسید مانای درون بدن همه مجبور است به سمت آن زن جریان یابد.

هم‌زمان با اینکه شی فنگ و دیگران این زن را کشف کردند، زن موردنظر نیز متوجه‌قلمرو​ حضور آن‌ها شد. ناگهان از جایی که ایستاده بود ناپدید گشت و در مقابل گروه شی‌فضا​ فنگ ظاهر شد؛ حضور ناگهانی‌اش چنان بود که گویی از ابتدا همان‌جا در مقابل گروه ایستاده بود.

...

یادداشت مترجم:

یادآوری: قلمرو فراحسی معادل فراتر از قلمرو دامنه است. وقتی بازیکنان به این‌نجات‌بخشی​ قلمرو می‌رسند، قادر می‌شوند از حس ششم خود به‌شکل مؤثرتری استفاده کنند که‌پرشور​ به آن‌ها اجازه می‌دهد خطرات را پیش‌بینی کرده و اقدامات متقابل مناسبی انجام دهند.

قلمروهای پالایش:

۱) قلمرو پالایش‌می‌کرد​ – کنترل بهتر‌بدنی​ روی حرکات ظریف.

۲) قلمرو جریان آب‌حالی​ – مهارت بیشتر در ترکیب‌مبارز​ حرکات برای اجرای نرم‌تر مانورها.

۳) قلمرو تهی – دقیقاً‌بدون​ یادم نیست چی بود. فکر کنم‌زده​ به داشتن درک بهتر ربط داشت.

۴) قلمرو دامنه‌دیدن​ (۳ مرحله) –‌هیجان​ درک محیطی به‌شدت ارتقایافته.

۵) فراتر از قلمرو‌خود​ دامنه / قلمرو فراحسی‌محشره​ – اثربخشی بهبودیافته حس ششم.

قلمرو دامنه با قلمرو مانا تفاوت دارد. قلمرو مانا چیزی است‌شده​ که با داشتن کنترل برتر روی مانا به دست می‌آید. تا‌همراهانش​ به اینجا، قلمرو مانا دو مرحله دارد: قلمرو مانا و خلقت جهان.

ناولها | novelha.net