---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2918: دنیای جدید (پایان بزرگ) • ⏱ 51 دقیقه

چپتر 2918: دنیای جدید (پایان بزرگ)

0

امپراتوری اژدهای‌می‌کرد​ آتش، شهر‌مستقیماً​ جنگل میلیونی:

در حال حاضر، بیش از ۵۰ میلیون بازیکن متخصص در شهر جنگل میلیونی، بزرگ‌ترین شهر در جنوب امپراتوری اژدهای آتش، گرد هم آمده بودند. حتی ضعیف‌ترینِ این بازیکنان نیز در‌توانایی​ سطح بالای ۱۰۰ و رده ۳ قرار داشت. تعداد بازیکنان رده ۴ حاضر در آنجا حتی از ۱۰,۰۰۰ نفر هم فراتر می‌رفت. با وجود این، فضایی به شدت سنگین و‌می‌توانستند​ غیرقابل توصیف بر شهر جنگل میلیونی حاکم بود و همه مضطرب به نظر می‌رسیدند. دلیل این امر آن بود که شهر جنگل میلیونی، بزرگ‌ترین سد دفاعی در جنوب به شمار می‌رفت.

اگر ارتش NPC دنیای بیرون از این نقطه عبور می‌کرد، می‌توانست مستقیماً به سوی شهر اژدهای شعله پیشروی کند. مقامات ارشد نیروهای مختلف بازیکنان، بر فراز دیوار جلویی شهر جنگل میلیونی جمع شده بودند. همان‌طور که در سکوت ارتش NPC دنیای بیرون را که در جنگل دوردست پنهان شده بود زیر نظر داشتند، رنگ از رخسارشان پریده بود.

Sixteenth Cloud، معاون دوم گیلد ببر درخشان و متخصصی که به رده ۵ رسیده بود، در حالی که از طریق یک آینه جادویی ارتش NPC دنیای بیرون را بررسی می‌کرد، با اخم گفت: «این NPCهای دنیای بیرون رسماً دیوونه‌ن. اونا یک‌سوم کل نیروهاشون رو فقط برای حمله به شهر جنگل میلیونی جمع کردن. نکنه می‌خوان نبرد مرگ و زندگی راه بندازن؟»

NPCها و بازیکنان دنیای بیرون از نظر تعداد مبارزان رده ۴، بر NPCها و بازیکنان قلمرو خدا برتری عددی داشتند. منطق حکم می‌کرد که آن‌ها از هم جدا شوند و به چندین مکان مختلف حمله کنند، چرا که این کار بیشترین سود را برایشان به همراه داشت.

بزرگ‌ترین مزیتی که بازیکنان قلمرو خدا داشتند، توانایی زنده شدن و بازگشت سریع به میدان نبرد بود. اگر نیروهای دنیای بیرون تقسیم می‌شدند و هم‌زمان‌بیشترین​ به چندین مکان حمله می‌کردند، بازیکنان قلمرو خدا نیز به ناچار باید از هم جدا می‌شدند و از مناطق مختلفی دفاع می‌کردند. علاوه بر این،‌بیشتر​ بازیکنان قلمرو خدا برای جلوگیری از شبیخون، مجبور بودند از مکان‌هایی بیشتر از حد نیاز محافظت کنند. این امر به هدررفت عظیم قدرت مبارزه منجر می‌شد.

بنابراین، اگر بازیکنان قلمرو خدا می‌توانستند تمام متخصصان خود‌برایشان​ را در یک مکان جمع کنند و وارد یک‌تقسیم​ نبرد همه‌جانبه شوند، طبیعتاً هیچ‌چیز برایشان از این بهتر نمی‌شد.

Unyielding Heart از گیلد روح تسلیم‌ناپذیر که او نیز به رده ۵ رسیده بود، لبخندی زد و گفت: «شاید فکر می‌کنن شانس پیروزیشون کمه، برای همین می‌خوان نیروهاشون رو متمرکز کنن تا یه پیروزی قطعی به دست بیارن. هر چی باشه، پادشاهی‌ها و امپراتوری‌های مختلف قلمرو خدا دارن مدام ارتش‌های NPC خودشون رو برای تقویت امپراتوری اژدهای آتش می‌فرستن. هر چی جنگ بیشتر طول بکشه، به نفع ماست. شاید نمی‌خوان بیشتر از این کشش بدن.»

در طول یک ماه گذشته که نبردها در مرزهای امپراتوری اژدهای آتش جریان داشت، مدافعان امپراتوری همواره در موضع ضعف قرار داشتند. با وجود این، با گذشت زمان، تعداد ارتش‌های NPC که در امپراتوری گرد هم می‌آمدند افزایش یافت و رفته‌رفته کفه ترازو را به نفع امپراتوری سنگین کرد.

علاوه بر این، تنها در همین یک ماه گذشته، بیش از ۱۰۰ بازیکن به رده ۵ رسیده بودند! Unyielding Heart باید اعتراف می‌کرد که جنگ جهانی برای پیشرفت بازیکنان، به ویژه در طول دفاع از امپراتوری اژدهای آتش، فوق‌العاده مفید بود. اگرچه NPCهای دنیای بیرون که در سراسر قاره شرقی پراکنده بودند هنوز به طور کامل گرد هم نیامده بودند، اما نبردهایی که در مرزهای امپراتوری اژدهای آتش رخ می‌داد، حتی برای لحظه‌ای متوقف نشده بود.

در همین حال، از طریق نبردهای مداوم با NPCها و بازیکنان رده ۴ دنیای بیرون، بازیکنان رده ۴ قلمرو خدا توانسته بودند درک و کنترل خود بر مانا را به سرعت و به طور پیوسته بهبود بخشند. در مقایسه، پیش از آغاز جنگ جهانی، بازیکنان رده ۴ برای یافتن یک بازیکن رده ۴ دیگر جهت مبارزه با مشکل مواجه بودند، چه رسد به بازیکنان رده ۴ که در استاندارد قلمرو تهی یا بالاتر قرار داشته باشند.

در مقطعی، Unyielding Heart حتی آرزو می‌کرد که جنگ جهانی کمی بیشتر طول بکشد.

Sixteenth Cloud سر تکان داد و گفت: «خدا کنه فقط من باشم که دارم الکی شلوغش می‌کنم.»

راستش را بخواهید، یک نبرد همه‌جانبه چیزی بود که او بیش از هر چیز دیگری آرزوی دیدنش را داشت. دلیل این امر آن بود که در‌سود​ حال حاضر بیش از ۸۰ بازیکن رده ۵ در شهر جنگل میلیونی حضور داشتند، و این جدا از بیش از صد عروسک جانور شعله و هشت‌محافظت​ کشتی پرنده رعد آبی بود. تک‌تک این سلاح‌های جنگی که توسط زیرو وینگ ساخته شده بودند، از قدرت مبارزه‌ای در حد استاندارد رده ۵ برخوردار بودند.

با احتساب NPCهای رده ۵، نزدیک به ۳۰۰ مبارز رده ۵ در شهر جنگل میلیونی مستقر شده بودند.

در همین حال، بر اساس بررسی‌های آن‌ها، ارتش دنیای بیرون که در خارج از شهر جنگل میلیونی مستقر بود، در مجموع‌چرا​ تنها حدود ۴۰۰ مبارز رده ۵ داشت. تفاوت چندان چشمگیری به چشم نمی‌خورد. حتی اگر با ارتش دنیای بیرون دو به‌دفاع​ یک هم معامله می‌کردند، باز هم در نهایت پیروز میدان می‌شدند، چرا که می‌توانستند زنده شوند و تقریباً بلافاصله به نبرد بازگردند.

در حقیقت، Sixteenth Cloud و Unyielding Heart تنها متخصصان رده ۵ نبودند که چنین افکاری در سر می‌پروراندند. متخصصان رده ۵ سایر نیروهای بازیکنانِ حاضر نیز به پیروزی در نبرد پیش رو اطمینان داشتند. و تا زمانی که در این نبرد پیروز می‌شدند، ارتش NPC دنیای بیرون برای ایجاد مشکل در آینده با دشواری روبرو می‌شد.

مدتی بعد، هنگامی که تعداد بازیکنان گردآمده در شهر جنگل میلیونی به ۷۰ میلیون نفر رسید، ناگهان جزیره‌ای غول‌پیکر بر فراز شهر پدیدار شد و در دم غوغایی در میان بازیکنان و NPCهای شهر به پا کرد.

«لعنتی! زیرو‌چندین​ وینگ! اون دژ‌چرا​ متحرک زیرو وینگه!»

«مگه دژ متحرک‌نبرد​ زیرو وینگ کنار برج‌بندازن​ عهد مخفی مستقر نبود؟»

«صبر کن! این همون نیست! من اونی که تو برج عهد مخفی‌مختلف​ مستقر شده رو دیدم، اون فقط دو تا حفاظ برای دفاع داره!‌رنگ​ این یکی سه تا داره! زیرو وینگ حتماً یه دژ متحرک جدید ساخته!»

«معرکه‌ست! زیرو وینگ واقعاً گیلد شماره یک قلمرو خداست! با این حساب، کار اون NPCها و بازیکنای دنیای بیرون تمومه!»

دژ متحرکی که به تازگی بر فراز شهر جنگل میلیونی ظاهر شده بود، چیزی بود که‌سریع​ اساساً همه در قلمرو خدا از آن اطلاع داشتند. دلیل این امر آن بود که دژ‌بیشتر​ متحرک به زیرو وینگ اجازه داده بود تا جایگاه خود را در قلمرو خدا تثبیت کند.

اکنون که یک دژ متحرک نیز‌راه​ از شهر جنگل میلیونی محافظت می‌کرد،‌عددی​ چگونه ممکن بود کسی هیجان‌زده نشود؟

در میان فریادهای هیجان‌زده بازیکنان شهر جنگل میلیونی، ۱۶ بازیکن از دژ متحرک به بیرون پرواز کردند. با دیدن این ۱۶ بازیکن، هیجان بازیکنان داخل شهر دوچندان شد. حتی فرمانده رده ۵ شهر و NPCهای رده ۵ نیز برای استقبال از این ۱۶ بازیکن پیش‌قدم شدند. این ۱۶ نفر کسی نبودند جز Gentle Snow، Aqua Rose، Fire Dance، Violet Cloud، یان تیان‌شینگ، یی لوئوفی، Silent Blade، Alluring Summer، Cold Shadow، Crimson Mask، جی لوئرونگ، Lifeless Thorn، Blue Frost، ژائو یوئرو، White Feather و Invincible Swallow.

«پشمام! همه‌کردن​ متخصصای برتر‌می‌خوان​ زیرو وینگ اینجان!»

«حتی یه NPC نیمه‌خدا هم رفته استقبالشون! اینجا چه خبره؟»

«شنیدم که معبد خدای جنگ تازگیا معاونای گیلد زیرو وینگ، یعنی Gentle Snow و Aqua Rose رو به ده قدیس اضافه کرده. این دو تا حتی از NPCای که رتبه پنجم رو تو ده قدیس داره هم قوی‌ترن. میگن اونایی که تو پنج رتبه اول ده قدیس هستن، تقریباً می‌تونن با وجودای رده ۶ رقابت کنن، در حالی که سه نفر اول رسماً خدایان رده ۶ تو لباس مبدلن.»

«زیرو وینگ واقعاً یه لونه هیولاست. شنیدم که سه تا از هیولاهای پیر‌فراز​ پنج سوپر گیلد بزرگ تازه به ده قدیس پیوستن. با این حال، الان زیرو‌معاون​ وینگ دو نفر رو تو ده قدیس داره. تازه جفتشونم جزو پنج نفر اولن.»

«یعنی میشه منم یه روز بتونم وارد‌زندگی​ ده قدیس بشم؟ اگه بتونم برم تو‌عددی​ ده قدیس، دیگه بدون هیچ حسرتی می‌میرم.»

برای مدتی، اعضای زیرو وینگ به نقطه کانون توجه تمام امپراتوری اژدهای آتش تبدیل شدند. این موضوع به ویژه برای بازیکنانی که به تازگی بازی در قلمرو خدا را آغاز کرده بودند و در حال تماشای پخش زنده وضعیت شهر جنگل میلیونی بودند، صدق می‌کرد. وقتی آن‌ها به Gentle Snow و Aqua Rose نگاه می‌کردند، چشمانشان از جاه‌طلبی برق می‌زد. همه آن‌ها آرزو داشتند که بتوانند به اندازه این دو زن قدرتمند و مشهور شوند.

در حال حاضر، NPCهای رده ۵ همچنان موجوداتی بودند که نیروهای مختلف بازیکنان از آن‌ها وحشت داشتند، و حتی پادشاه یک پادشاهی نیز برای ملاقات با یک NPC رده ۵ کار دشواری در پیش داشت. با این حال، این NPCهای قدرتمند رده ۵ در برابر Gentle Snow و Aqua Rose رفتاری محترمانه از خود نشان می‌دادند. این وضعیت به سادگی غیرقابل باور بود.

با وجود این، از میان بازیکنان امپراتوری اژدهای آتش، تنها متخصصان ابرقدرت‌ها‌مختلف​ به معنای واقعی کلمه درک می‌کردند که عضویت در ده قدیس چه مفهومی‌رخسارشان​ دارد. ده قدیس موجوداتی بودند که در بالاترین نقطه قلمرو خدا ایستاده بودند.

اگرچه Gentle Snow و Aqua Rose درست مانند متخصصان رده ۵ ابرقدرت‌ها، بازیکنانی رده ۵ بودند، اما تفاوت میان این دو گروه از زمین تا آسمان بود. کشتن بازیکنان عادی رده ۵ برای این دو زن مثل آب خوردن بود.

در همین حال، وقتی Galaxy Past و Purple Eye از گیلد اتحاد ستاره که در میان خیل عظیم بازیکنان در شهر جنگل میلیونی ایستاده بودند، Gentle Snow و Aqua Rose را دیدند، احساسات پیچیده‌ای در چهره‌شان نمایان شد. در گذشته، زمانی که فعالیت‌های زیرو وینگ هنوز به پادشاهی ستاره-ماه محدود می‌شد، این دو نفر Gentle Snow و Aqua Rose را رقیب خود می‌دانستند. اکنون، اگرچه Galaxy Past و Purple Eye به رده ۴ ارتقا یافته بودند و حتی در میان متخصصان رده ۴ جزو برترین‌ها به شمار می‌رفتند، اما تنها بخشی از جمعیت گردآمده در شهر جنگل میلیونی بودند. در مقابل، Gentle Snow و Aqua Rose از پیش در اوج قلمرو خدا ایستاده بودند.

آن‌ها اکنون موجوداتی بودند که بازیکنان بی‌شماری به آن‌ها غبطه می‌خوردند، و حتی NPCهای رده ۵ و هیولاهای پیر پنج سوپر گیلد بزرگ نیز باید از آن‌ها حساب می‌بردند.

Galaxy Past و Purple Eye در این احساسات تنها نبودند. Matt و Prosciutto از گیلد اسطوره‌شناسی نیز در این حال و هوای پیچیده با آن‌ها شریک بودند. زمانی که فانگ شیهان تصمیم گرفته بود به گیلد اسطوره‌شناسی خیانت کند و به زیرو وینگ بپیوندد، از Matt نیز دعوت کرده بود تا با او همراه شود. با این حال، Matt پیشنهاد او را رد کرده بود، چرا که باور داشت در گیلد اسطوره‌شناسی می‌تواند با سرعت بسیار بیشتری پیشرفت کند. اما واقعیت کاملاً متفاوت از آب درآمده بود. Matt هنوز در رده ۴ گیر کرده بود. در مقایسه، White Feather که به فانگ شیهان پیوسته بود، از پیش به رده ۵ رسیده و به موجودی تبدیل شده بود که او باید با حسرت به آن نگاه می‌کرد.

اما در مورد Prosciutto، او از پیشرفت سریع فانگ شیهان گیج شده بود.

از نظر استعداد، او بسیار برتر از فانگ شیهان بود. اگرچه او نیز به رده ۵ ارتقا یافته بود، اما زمانی که هر دو هنوز در‌دفاع​ رده ۴ بودند، تفاوت فاحشی میانشان وجود داشت. با این حال، نرخ تکمیل بدن مانای رده ۴ او در زمان ارتقا به رده ۵ تنها ۱۱۸٪‌روح​ بود. در حالی که بر اساس تحقیقات گیلد اسطوره‌شناسی، فانگ شیهان با نرخ تکمیل ۱۲۰٪ برای بدن مانای رده ۴ خود به رده ۵ ارتقا یافته بود.

علاوه بر این، Odin گفته بود که فانگ شیهان حتی به عنوان عضو ذخیره برای ده قدیس در نظر گرفته شده است و اگر در آینده‌ای نزدیک موفق به شکست یکی از ده قدیس شود، جای تعجبی نخواهد داشت. قدرت او از پیش به قدرت NPCهای نیمه‌خدا نزدیک شده بود. در مقایسه، قدرت مبارزه Prosciutto تنها در استاندارد اوج رده ۵ بود و هنوز فاصله زیادی با استاندارد نیمه‌خدا داشت.

در حالی که Prosciutto در بهت و حیرت به سر می‌برد، اعضای زیرو وینگ به بالای دروازه شهر جنگل میلیونی رسیده بودند.

Unyielding Heart در حالی که به اعضای زیرو وینگ لبخند می‌زد، گفت: «بالاخره رسیدید. با حضور شما، دیگه احتمال اینکه نیروهای دنیای بیرون بتونن شهر جنگل میلیونی رو پایین بکشن خیلی کمتر شده.»

حتی ضعیف‌ترینِ ۱۶ متخصص رده ۵ حاضر از زیرو وینگ، دارای قدرت مبارزه‌ای در استاندارد اوج رده ۵ بود. در همین حال، Gentle Snow و Aqua Rose به تنهایی می‌توانستند از پس ۱۰ تا ۱۵ مبارز عادی رده ۵ برآیند. مشارکت آن‌ها در دفاع از شهر جنگل میلیونی، شکاف میان مبارزان رده ۵ دو طرف را به میزان قابل توجهی کاهش داده بود.

Gentle Snow پرسید: «وضعیت فعلی‌مون چطوره؟»

با سوال Gentle Snow، Aqua Rose و دیگران برگشتند تا به Unyielding Heart نگاه کنند.

در طول این چند روز گذشته، آن‌ها تمام تمرکز خود را بر روی پاکسازی یک ویرانه‌حکم​ باستانی در قله جهان گذاشته بودند، بنابراین از وضعیت امپراتوری اژدهای آتش بی‌خبر بودند. تنها پس از‌بازگشت​ دریافت اخطار از عمارت مخفی بود که با دژ متحرک تازه‌ساز خود به سرعت به آنجا شتافتند.

Unyielding Heart گفت: «با اینکه نمی‌تونم بگم اوضاع خوبه، اما قطعاً شانس مبارزه داریم.» او سپس یک کریستال حافظه بیرون آورد و اطلاعات ثبت‌شده در آن را به نمایش گذاشت. «طبق آخرین بررسی‌هامون، ارتش NPC دنیای بیرون بیش از ۱۳۰ میلیون NPC رده ۳، حدود ۱۵۰,۰۰۰ NPC رده ۴ و بیش از ۲۰۰ NPC رده ۵ داره. در مورد ارتش بازیکنا هم، نزدیک به ۲۰۰ میلیون بازیکن رده ۳، بیش از ۵۰,۰۰۰ بازیکن رده ۴ و بیش از ۱۰۰ بازیکن رده ۵ وجود داره.»

با شنیدن سخنان Unyielding Heart، بسیاری از متخصصان رده ۴ که در آن نزدیکی بودند، احساس خفگی کردند.

اگر از بازیکنان رده ۳ بگذریم، اختلاف بازیکنان رده ۴ میان دو طرف به سادگی عظیم بود. حتی اکنون، شهر جنگل میلیونی تنها حدود ۱۵,۰۰۰ بازیکن رده ۴ را گرد هم آورده‌متخصصی​ بود. در مقایسه، طرف مقابل بیش از ۵۰,۰۰۰ نفر داشت. اگر آرایه جادویی دفاعی شهر جنگل میلیونی در هم می‌شکست، احتمال زیادی وجود داشت که برخی از این بازیکنان رده ۴ دنیای بیرون‌جدا​ از سد مدافعان شهر عبور کرده و به عمارت لرد شهر برسند. این به معنای پایان کار شهر بود. هر چه باشد، آرایه جادویی دفاعی عمارت لرد شهر به قدرت آرایه شهر نبود.

تنها مسئله امیدوارکننده این بود که تفاوت چشمگیری در مبارزان‌مبارزان​ رده ۵ میان دو طرف وجود نداشت. با کمک آرایه‌های‌چندین​ جادویی شهر، آن‌ها شاید می‌توانستند نیروهای دنیای بیرون را دفع کنند.

Aqua Rose با شنیدن گزارش Unyielding Heart کمی جا خورد و ناخودآگاه به سمت جنگل دوردست برگشت و گفت: «به نظر می‌رسه نیروهای دنیای بیرون قصد دارن به هر قیمتی که شده تو این نبرد پیروز بشن.»

ارتشی با این وسعت و قدرت، بیش از حد توانایی نابودی یک امپراتوری را داشت. Fire Dance در حالی که روحیه جنگ‌طلبی در چشمانش شعله‌ور بود، گفت: «این عالی نیست؟ اگه بتونیم از شر این ارتش خلاص بشیم، رسیدگی به عواقب بعدی خیلی راحت‌تر میشه.»

آن‌ها در نبرد شهر بال سیاه شکست اسفباری را متحمل شده بودند. با وجود این، قدرت او در طول یک‌دوردست​ ماه گذشته دستخوش تحولی تکان‌دهنده شده بود. او گذشته از اینکه به سطح پایه استفاده از قانون جهانی دست یافته بود،‌رسماً​ دو قطعه تجهیزات افسانه‌ای نیز به دست آورده بود. با احتساب سلاح افسانه‌ای‌اش، او اکنون سه آیتم افسانه‌ای در اختیار داشت.

او اطمینان داشت که‌می‌خوان​ اکنون می‌تواند در برابر‌راه​ یک آرک‌انجل سقوط‌کرده مبارزه کند.

هیچ‌یک از اعضای زیرو وینگ نیز سخنان Fire Dance را رد نکردند. با راهنمایی‌های شی فنگ، آن‌ها در طول این یک ماه گذشته استاندارد تجهیزات خود را به میزان قابل توجهی ارتقا داده بودند. اگرچه هیچ سلاح افسانه‌ای دیگری به دست نیاورده بودند، اما تعداد نسبتاً زیادی تجهیزات افسانه‌ای کسب کرده بودند. علاوه بر این، اکنون حتی ضعیف‌ترین قطعه تجهیزات آن‌ها نیز تجهیزات افسانه‌ای ناقص بود. از نظر استانداردهای تجهیزات، آن‌ها به هیچ وجه از NPCهای رده ۵ کم نداشتند.

در میان گروه ۱۶ نفره آن‌ها، Gentle Snow، Aqua Rose و Violet Cloud خوش‌شانس‌ترین‌ها بودند، چرا که هر کدام یک ست کامل از تجهیزات ست افسانه‌ای ناقص به دست آورده بودند. از نظر ویژگی‌های پایه، اغراق نبود اگر می‌گفتند که با بازیکنان رده ۶ رقابت می‌کردند.

با وجود این، درست زمانی که همه در حال فکر کردن‌نیروهای​ به نحوه مقابله با حمله ارتش دنیای بیرون بودند، ارتش دنیای‌زیر​ بیرون که در جنگل دوردست پنهان شده بود، ناگهان به حرکت درآمد.

بوووم!

همراه با صدایی رعدآسا، ناگهان ابرهای سنگینی بر فراز جنگل پدیدار شدند و تاریکی را برای منطقه به ارمغان آوردند. سپس آسمان شکافته شد و دو‌دفاع​ پنجه غول‌پیکر به طول چند صد متر از شکاف عظیم فضا فرود آمدند. لحظه‌ای کوتاه بعد، هیولایی به بلندی ده‌ها کیلومتر از میان تاریکیِ پوچی پدیدار گشت.‌تسلیم‌ناپذیر​ این هیولا دهانی غول‌پیکر و صدها چشم و پنجه داشت. همچنین مهی کدر از هیولا ساطع می‌شد که فضای اطراف را می‌خورد و باعث تجزیه آن می‌گشت.

دیدن این هیولا هم مردم شهر‌راه​ جنگل میلیونی و هم ارتش دنیای‌عددی​ بیرون را در شوک فرو برد.

«پس این‌می‌کرد​ همون بلعنده‌مستقیماً​ جهان تو افسانه‌هاست؟»

بزرگ Windshadow از گیلد صد روح، که در جنگل بیرون از شهر جنگل میلیونی ایستاده بود، همان‌طور که به هیولای دهان‌گشاد روبرویش نگاه می‌کرد، نمی‌توانست به چشمان خود شک نکند.

بلعنده جهان هیولایی بود که در افسانه‌ها ثبت‌سود​ شده بود و او تنها پس از برخورد اتفاقی‌میدان​ با سندی از آن، به وجودش پی برده بود.

بلعنده جهان در پوچی بی‌پایان متولد می‌شد و تنها هدفش در زندگی، بلعیدن جهان‌ها بود. در برابر یک بلعنده جهان، حتی نژاد اژدها، قوی‌ترین نژاد‌برایشان​ قلمرو خدا، نیز هیچ به حساب می‌آمد. حتی یک توله بلعنده جهان رده ۴ می‌توانست یک اژدهای رده ۵ را ببلعد. در همین حال، بلعنده‌محافظت​ جهانی که در مقابل او قرار داشت، یک بالغ بود. با قدرت فعلی‌اش، حتی خدایان رده ۶ نیز باید از رویارویی با آن اجتناب می‌کردند.

وقتی Awakened Abyss که از پیش به رده ۵ رسیده بود، این غول عظیم‌الجثه را در آسمان دید، هیجان در چشمانش موج زد و فریاد کشید: «معرکه‌ست! الان دیگه پیروزیمون قطعیه!»

SYSTEM

[بلعنده جهان] (جانور هرج‌ومرج، افسانه‌ای)

سطح ۲۱۰

HP: ۳,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰

درست مانند Awakened Abyss، سایر بازیکنان حاضر از دنیای بیرون نیز با دیدن بلعنده جهان به وجد آمدند.

با وجود این، هنگامی که Fire Dance و دیگران در شهر جنگل میلیونی بلعنده جهان را دیدند، چهره‌شان در هم رفت. اگرچه آن‌ها نمی‌دانستند بلعنده جهان چیست، اما تنها با نگاه کردن به سه تریلیون HP آن، می‌توانستند بفهمند که با چه موجود ترسناکی روبرو هستند.

هر چه باشد، یک هیولای افسانه‌ای سطح ۲۰۰ به طور متوسط تنها حدود ۳۰۰ میلیارد HP داشت، و حتی یک آرک‌انجل سقوط‌کرده رده ۵ نیز تنها ۹۰۰ میلیارد HP داشت. با این حال، بلعنده جهان بیش از سه برابر این مقدار را در اختیار داشت.

وقتی مکابود، یک NPC نیمه‌خدای سطح ۲۰۰ و فرمانده ارتش شهر جنگل میلیونی، دید که بلعنده جهان در حال حرکت به سمت شهر است، دستور داد: «آرایه جادویی دفاعی رو فعال کنید! همه برج‌های توپ جادویی برای شلیک آماده بشن! پیروزی برای امپراتوری اژدهای آتش!»

در دم، در مجموع چهار حفاظ جادویی بر فراز شهر جنگل میلیونی پدیدار شد و این حفاظ‌ها، فضا را‌سکوت​ در شعاع ۱۰,۰۰۰ یاردی شهر تثبیت کردند. این حفاظ‌ها همچنین دنیای جداگانه‌ای در درون خود ایجاد کردند که شهر جنگل‌اخم​ میلیونی را از دنیای خارج منزوی می‌ساخت و از نفوذ سرکوب ذهنی قدرتمند بلعنده جهان به داخل شهر جلوگیری می‌کرد.

«دنیای مینیاتوری!»

پس از مشاهده فعال شدن آرایه جادویی دفاعی شهر، Aqua Rose از حلقه انجیل که شی فنگ به او داده بود، استفاده کرد. در طول اکتشافشان در ویرانه باستانی قله جهان، آن‌ها موفق شده بودند حلقه انجیل را به رتبه افسانه‌ای ارتقا دهند. اکنون، این حلقه می‌توانست یک دنیای مینیاتوری کامل را احضار کند، و اثر سرکوب آن تنها اندکی از آینه جهان ضعیف‌تر بود.

اگرچه اکنون هر بار فعال‌سازی دنیای مینیاتوری به جای ۵,۰۰۰ کریستال جادویی، ۵,۰۰۰ سنگ مانا هزینه در بر داشت، اما مدت زمان مهارت از ۱۰ دقیقه به ۳۰ دقیقه افزایش‌شدن​ یافته بود. دامنه اثر مهارت نیز به ۵۰,۰۰۰ یارد گسترش یافته بود و حتی بازیکنان رده ۵ نیز قادر به استفاده از مانای محیطی در داخل منطقه تحت تأثیر نبودند.‌متخصصان​ علاوه بر این، تمام واحدهای متخاصم زیر رده ۶ با ۳۰٪ کاهش در ویژگی‌های پایه و فیزیک مواجه می‌شدند، در حالی که دشمنان رده ۶ کاهش ۱۵ درصدی را متحمل می‌شدند.

پس از فعال‌سازی دنیای مینیاتوری، مبارزان رده ۳ دنیای بیرون که به سمت شهر جنگل میلیونی یورش می‌بردند، تلوتلو خوردند و‌پنهان​ مانند مهره‌های دومینو به زمین افتادند. حرکات آن‌ها نیز مانند لاک‌پشت کند شد و عملاً مبارزه را برایشان غیرممکن ساخت. اما در‌اونا​ مورد مبارزان رده ۴، اگرچه آن‌ها تا حدودی قدرت مبارزه خود را حفظ کردند، اما توانایی پرواز خود را از دست دادند.

متأسفانه، دنیای مینیاتوری تأثیر بسیار کمی بر بلعنده‌راه​ جهان در آسمان داشت و این جانور هرج‌ومرج‌حکم​ تنها ۱۰٪ از ویژگی‌های پایه‌اش را از دست داد.

با وجود این، دیدن این وضعیت همچنان باعث شد تا مدافعان شهر جنگل میلیونی نفس راحتی بکشند. از آنجا که مبارزان رده‌ناچار​ ۳ و رده ۴ دنیای بیرون تا حد زیادی از کار افتاده بودند، آن‌ها می‌توانستند تمرکز خود را بر مقابله با بلعنده‌متخصصان​ جهان و مبارزان رده ۵ دنیای بیرون، بیش از ۱,۰۰۰ کشتی پرنده و بیش از ۱۰,۰۰۰ مرکب پرنده رده ۴ معطوف کنند.

«قلمرو مقدس!»

با این حال، ابرقدرت‌های مختلف دنیای بیرون برای چنین وضعیتی آماده آمده‌مختلف​ بودند. بی‌درنگ، ۱,۰۰۰ بازیکن رده ۴ از کلاس‌های جادویی با یکدیگر همکاری کردند‌رخسارشان​ تا یک حفاظ غول‌پیکر سه‌لایه برای مقابله با اثرات دنیای مینیاتوری ایجاد کنند.

اگرچه حفاظ سه‌لایه به طور کامل اثرات دنیای مینیاتوری را خنثی نکرد،‌خدا​ اما همچنان به تمامی مبارزان دنیای بیرون اجازه داد تا از مانای‌کار​ محیطی استفاده کنند. تنها اثر منفی روی ویژگی‌های پایه و فیزیک باقی ماند.

لحظه‌ای بعد، صدها هزار مبارز رده ۴‌بیشترین​ و میلیون‌ها مبارز رده ۳ یورش خود را‌بازگشت​ به سمت شهر جنگل میلیونی از سر گرفتند.

در آسمان، بلعنده جهان با چند صد پنجه خود به‌خدا​ آرایه جادویی دفاعی شهر یورش برد، در حالی که هر پنجه‌چرا​ قدرتی برای در هم شکستن زمان و فضا به همراه داشت.

Fire Dance فوراً به دژ متحرک و تمامی کشتی‌های پرنده رعد آبی حاضر دستور داد: «با هر چی دارین حمله کنین! جلوی اون پنجه‌ها رو بگیرین!»

پرتوهای نابودی یکی پس از دیگری به سمت پنجه‌های بلعنده‌مبارزان​ جهان شلیک شدند. هم‌زمان، برج‌های جادویی الفی و برج‌های توپ‌چندین​ جادویی شهر جنگل میلیونی نیز بلعنده جهان را بمباران کردند.

این سلسله حملات و انفجارها، آسمانِ بیرون از شهر جنگل میلیونی را به یک‌شدن​ پوچیِ خالی تبدیل کرد. متأسفانه، این حملات تنها موفق به منحرف کردن بخشی از‌جلوگیری​ پنجه‌های بلعنده جهان شدند؛ بیش از صد پنجه با آرایه جادویی دفاعی شهر برخورد کرد.

لحظه‌ای بعد، حفاظ جادویی چهارلایه که‌راه​ قادر به تحمل قدرت بلعنده جهان نبود،‌منطق​ زیر حملات این هیولا در هم شکست.

«درود بر بلعنده‌می‌توانست​ جهان! وقتشه شما‌شعله​ بومی‌ها برید به جهنم!»

وقتی بازیکنان دنیای بیرون دیدند که آرایه جادویی دفاعی شهر تنها پس از یک تبادل ضربه در هم شکست، زیر خنده زدند. در ابتدا، آن‌ها فکر می‌کردند که این نبرد سختی خواهد بود. با این حال، نبرد کاملاً یک‌طرفه از آب درآمده بود. اکنون، حتی اگر هیچ کاری هم نمی‌کردند، NPCها و بلعنده جهان باز هم می‌توانستند شهر جنگل میلیونی را به راحتی نابود کنند. در همین حال، بازیکنان داخل شهر جنگل میلیونی در این لحظه در ناامیدی فرو رفتند.

آن‌ها چطور قرار بود با‌چرا​ وجود چنین هیولای ترسناکی در‌همراه​ جبهه ارتش دنیای بیرون مبارزه کنند؟

Gentle Snow همان‌طور که به ده‌ها NPC رده ۵ که سد راه بلعنده جهان شده بودند نگاه می‌کرد، گفت: «چاره دیگه‌ای نیست. من و Aqua اون بلعنده جهان رو مشغول نگه می‌داریم. بقیه، هر کاری می‌تونید بکنید تا جلوی ورود این متجاوزا به شهر رو بگیرید. تا زمانی که آرایه جادویی هسته رو امن نگه داریم، متخصصا و NPCهای بیشتری از قلمرو خدا برای حمایت از ما میان!»

مدیران گیلدهای مختلفِ حاضر، در پاسخ به دستور Gentle Snow سر تکان دادند و بی‌درنگ وارد عمل شدند. همه آن‌ها برگ‌های برنده خود را رو کردند و برای یک جنگ فرسایشی با ارتش دنیای بیرون آماده شدند. اگرچه بلعنده جهان قدرتمند بود، اما پیروزی همچنان دور از دسترس نبود. در حال حاضر، بسیاری از متخصصان قلمرو خدا هنوز به شهر جنگل میلیونی نرسیده بودند. از این رو، هر چه این مبارزه را بیشتر طول می‌دادند، شانس پیروزی‌شان بیشتر می‌شد.

در پی آن، Gentle Snow و Aqua Rose به سمت بلعنده جهان پرواز کردند.

Gentle Snow به محض ورود به محدوده حمله بلعنده جهان، فوراً شمشیر بزرگ خود را تاب داد و تکنیک مانای خود، یعنی شکاف فضایی را اجرا کرد. ده‌ها نور شمشیر به پنجه‌های بلعنده جهان که در حال حمله به شهر جنگل میلیونی بودند، برش زدند و آن‌ها را از مسیر خارج کردند.

Aqua Rose عصای خود را تکان داد و مارهای غول‌پیکر متعددی از جنس آب احضار کرد. او سپس مارهای آبی را واداشت تا پنجه‌های بلعنده جهان را گاز بگیرند و از نزدیک شدن آن‌ها به شهر جنگل میلیونی جلوگیری کنند.

بازیکنان دنیای بیرون با دیدن اینکه Gentle Snow و Aqua Rose مبارزه خوبی را در برابر بلعنده جهان به نمایش گذاشته‌اند، نفس‌هایشان در سینه حبس شد و گفتند: «مگه اینا هیولان؟»

حتی متخصصان رده ۵ دنیای بیرون نیز از این منظره شگفت‌زده شدند. تمام پنجه‌های بلعنده جهان، قدرتی در استاندارد اوج رده ۶ به همراه داشتند. حتی متخصصان رده ۵ که سلاح‌های افسانه‌ای در دست داشتند، تنها با استفاده از مهارت‌های فعال سلاح‌های افسانه‌ای خود می‌توانستند چند ضربه از این پنجه‌ها را مسدود کنند. با این حال، Gentle Snow و Aqua Rose از مهارت‌های سلاح‌های خود استفاده نکردند؛ آن‌ها تنها با استفاده از تکنیک‌های مانا و تکنیک‌های مبارزه، پنجه‌های بلعنده جهان را متوقف کردند.

برای مدتی، Gentle Snow، Aqua Rose و بلعنده جهان به مرکز مطلق آسمان تبدیل شدند.

حتی سایر بازیکنان رده ۵ نیز جرئت نزدیک شدن به این سه نفر را نداشتند، چرا که حتی امواج ضربه‌ای حاصل از برخورد آن‌ها می‌توانست بازیکنان عادی رده ۵ را به کشتن دهد. به غیر از Gentle Snow و Aqua Rose، تنها مبارزان رده ۵ جرئت مبارزه در آسمانِ بالای شهر جنگل میلیونی را داشتند. مبارزان رده ۴ هر دو طرف روی زمین ماندند، زیرا کسانی که سعی در پرواز داشتند، گرفتار امواج ضربه‌ای می‌شدند و در لحظه بعد به خاکستر تبدیل می‌گشتند.

بنابراین، رده ۴ها تنها می‌توانستند مانند مبارزان رده ۳، به گوشت دم توپ روی زمین تبدیل شوند. در حال حاضر، بیش از ۷۰۰ مبارز‌رنگ​ رده ۵ در آسمان در حال نبرد بودند. در ابتدا، مبارزان رده ۵ شهر جنگل میلیونی به دلیل ضعف عددی قابل توجه خود، باید ضعیف‌تر‌کردن​ عمل می‌کردند. با این حال، در واقعیت دو طرف برابر به نظر می‌رسیدند و این موضوع مبارزان رده ۵ دنیای بیرون را گیج کرده بود.

لعنتی! چرا این بومی‌ها این‌قدر قوی‌ان؟! Awakened Abyss که زبانش بند آمده بود، به جی لوئرونگ که در حال مبارزه با او بود، خیره شد.

جی لوئرونگ نه تنها به طور هم‌زمان با دو NPC رده ۵ مبارزه می‌کرد، بلکه در حین انجام این کار موفق شده بود او را نیز زمین‌گیر کند. سطح مهارتی که او در استفاده از مانا نشان می‌داد، به سادگی غیرقابل باور بود. علاوه بر این، جی لوئرونگ حتی چشمگیرترین فرد در میان آن‌ها نبود.

در عوض، چشمگیرترین شخص، Violet Cloud از زیرو وینگ بود؛ همان دختری که او زمانی در نظر داشت به گیلد صد روح استخدامش کند. او عملاً یک هیولا بود.

تا جایی که او می‌توانست تشخیص دهد، Violet Cloud تنها باید در قلمرو دامنه باشد. با این حال، او در واقع می‌توانست در برابر بیش از دوازده NPC رده ۵ مقاومت کند. اگر Windshadow که یک سلاح افسانه‌ای در دست داشت به مبارزه نپیوسته بود، یک یا دو نفر از این NPCهای رده ۵ تا الان در نبرد کشته شده بودند.

در مورد Fire Dance و فانگ شیهان نیز، این دو زن همان‌طور که در میان سایه‌های میدان نبرد می‌خزیدند، عملاً تجسم عزرائیل بودند. تحت حملات هماهنگ آن‌ها، این دو می‌توانستند یک NPC رده ۵ را در عرض پنج حرکت و یک بازیکن رده ۵ را در عرض سه حرکت از پای درآورند.

با گذشت زمان بیشتر، مبارزان رده‌کار​ ۵ شهر جنگل میلیونی رفته‌رفته دست‌توانایی​ بالا را در نبرد به دست آوردند.

Jade Leaf که با تبر جنگی خود یک NPC رده ۵ را عقب رانده بود، وقتی دید Fire Dance و فانگ شیهان بازیکن رده ۵ دیگری را کشتند، رو به Windshadow کرد و گفت: «بزرگ Windshadow، ما همین الانشم بیشتر از بیست تا بازیکن رده ۵ رو از دست دادیم. اگه این وضعیت ادامه پیدا کنه، تو یه نقطه ضعف جدی قرار می‌گیریم. هیچ‌کس نمی‌تونه جلوی Fire Dance و Cold Shadow از زیرو وینگ رو بگیره.»

در ابتدا، جبهه آن‌ها بیش از ۱۷۰ بازیکن رده ۵ داشت.‌نیروهای​ اکنون، در حالی که تنها چند دقیقه از نبرد می‌گذشت، آن‌ها‌زیر​ بیش از ۱۰٪ از این تعداد را از دست داده بودند.

در مقایسه، طرف مقابل تنها حدود دوازده بازیکن رده ۵ را از دست داده بود. علاوه بر این،‌جدا​ این بازیکنانِ کشته‌شده موفق شدند به سرعت زنده شوند و به نبرد بازگردند. آن‌ها همچنین از قبل تجهیزات‌تقسیم​ جایگزینی آماده کرده بودند، بنابراین حتی پس از بازگشت به نبرد، تقریباً هیچ قدرت مبارزه‌ای را از دست ندادند.

Windshadow نیز متوجه وضعیت وخیمشان شد و بی‌اختیار اخم کرد. او هرگز فکر نمی‌کرد که زیرو وینگ به غیر از Gentle Snow و Aqua Rose، این‌همه متخصص با قدرتی هیولاوار داشته باشد. در حال حاضر، بازیکنان رده ۵ زیرو وینگ به اندازه مجموع تمام بازیکنان رده ۵ دیگرِ شهر جنگل میلیونی کارایی داشتند.

درست زمانی که Windshadow می‌خواست به همه دستور عقب‌نشینی بدهد، ناگهان یک شکاف فضایی در فاصله‌ای از شهر جنگل میلیونی پدیدار شد. سپس مرد جوانی با ردای آبی روشن و نقوش الهی بنفش تیره بر روی صورتش، از این شکاف فضایی بیرون آمد. یک آرک‌انجل سقوط‌کرده نیز به دنبال او آمد، و این آرک‌انجل سقوط‌کرده کسی نبود جز شیلووائر. با ورود این دو نفر، شهر جنگل میلیونی در سکوتی مرگبار فرو رفت.

حتی مبارزان رده ۵ در آسمان نیز به طور خودکار‌ارشد​ دست از مبارزه کشیدند. دلیل این امر آن بود که‌دوردست​ حضور مرد جوان به سادگی بیش از حد سنگین بود.

حضور او شبیه به خورشید نیمروز بود. هاله‌ای که او تنها در‌خدا​ حالت ایستاده از خود ساطع می‌کرد، درد سوزناکی را به روح همه وارد‌بیشترین​ می‌ساخت؛ حتی مبارزان رده ۵ حاضر نیز از این درد در امان نبودند.

Scholar در حالی که به فرمانده کل ارتش دنیای بیرون غره می‌رفت، با خشم غرید: «یه مشت زباله! هنوزم نتونستید کار این مورچه‌ها رو تموم کنید؟!»

فز تاید، فرمانده کل ارتش دنیای بیرونی و یکی از هفده ستاره جام مقدس، با اضطراب به‌شوند​ جوانی که پیش رویش بود نگاه کرد و گفت: «سرورم، این افرادِ موردعنایتِ آسمان بسیار قوی‌تر از‌تقسیم​ چیزی هستند که انتظار داشتیم، و حتی جهان‌خوار هم در حال حاضر نمی‌تونه در برابرشون مقاومت کنه.»

محقق با تعجب به Gentle Snow و Aqua Rose که کنار جهان‌خوار معلق بودند نگاهی انداخت و گفت: «اونا؟ تناسخ‌یافتگان؟ جای تعجب نیست که می‌تونن با جهان‌خوار مقابله کنن. با این حال، هنوز خیلی ضعیف هستن!»

پس از گفتن این حرف، محقق انگشتش را به سمت Gentle Snow و Aqua Rose گرفت و آرایه جادوییِ پنج‌گانه‌ای در نوک انگشتش پدیدار شد.

بی‌درنگ، همه افراد حاضر در میدان نبرد احساس کردند زمان‌همراه​ از حرکت ایستاده است. مبارزان رده ۳ حاضر حتی متوجه‌هم‌زمان​ شدند که افکارشان منجمد شده است. نفرین رده ۶، دست مرگ.

لحظه‌ای بعد، پنجه‌ای غول‌پیکر بالای سر Gentle Snow و Aqua Rose ظاهر شد. این پنجه به بزرگی جهان‌خوار بود و به محض شکل‌گیری، به سمت آن دو زن بی‌حرکت یورش برد و محقق گفت: «کارشون تمومه.»

«چطور ممکنه‌می‌کرد​ همچین هیولایی‌مستقیماً​ وجود داشته باشه؟»

وقتی Sixteenth Cloud، Unyielding Heart و سایر بازیکنان رده ۵ از دور آن پنجه غول‌پیکر را دیدند، ناامیدی تمام وجودشان را فرا گرفت. محقق نه‌تنها زمان را برای کل میدان نبرد کند کرده بود، بلکه حتی از یک نفرین رده ۶ استفاده کرده بود. این حمله به‌تنهایی احتمالاً می‌توانست کل شهر جنگل میلیونی را نابود کند، نه فقط Gentle Snow و Aqua Rose را. با وجود این، وقتی پنجه هیولایی تنها چند یارد با Gentle Snow و Aqua Rose فاصله داشت، ناگهان نور شمشیری از شهر جنگل میلیونی به بیرون شلیک شد و به پنجه برخورد کرد.

بوووم!

همراه با انفجاری مهیب، محدودیت‌های زمانی میدان نبرد در هم شکست. هم‌زمان، فضای بالای سر Gentle Snow و Aqua Rose به خلأیی تهی تبدیل گشت.

«حمله‌ش دفع شد؟»

«همچین چیزی رو میشه دفع کرد؟ کار کی بود؟»‌بندازن​ همه با شوک به خلأ درون آسمان خیره شدند و‌شوند​ سپس ناخودآگاه برگشتند تا به منشأ نور شمشیر نگاه کنند.

لحظه‌ای بعد، آنچه به چشم همه خورد، مردی شنل‌پوش بود که شمشیر‌توانایی​ بلند طلایی‌رنگی در دست داشت و از تالار تله‌پورت شهر جنگل میلیونی‌مناطق​ به بیرون پرواز می‌کرد. تمامی حاضران بی‌اختیار نفس‌هایشان را در سینه حبس کردند.

«رده ۶؟»

«واقعاً به‌می‌کرد​ رده ۶‌مستقیماً​ ارتقا پیدا کرده؟»

همه حاضران با آن مرد شنل‌پوش بسیار آشنا بودند، چرا که او کسی نبود جز شی فنگ. با وجود این، هاله‌ای که شی فنگ‌کار​ ساطع می‌کرد، به‌ویژه برای بازیکنانی که از خرابه‌های به‌جای‌مانده از خدایان بازدید کرده بودند، کاملاً غیرقابل‌باور بود. قدرتی که آن‌ها از شی فنگ حس می‌کردند،‌مکان‌هایی​ قدرتی بود که پیش از این تنها در آن خرابه‌ها تجربه کرده بودند. با این تفاوت که هاله شی فنگ چند صد برابر قدرتمندتر بود.

دقیقاً!

آن هیبت الهی بود! فانگ شیهان با نگاه به شی فنگ که حالا پیش رویش رسیده بود،‌شوند​ پرسید: «لیدر گیلد، موفق شدی؟» اگرچه هیبت الهی که از شی فنگ ساطع می‌شد ثابت می‌کرد که‌تقسیم​ او به رده ۶ رسیده است، فانگ شیهان نتوانست جلوی خودش را بگیرد و برای اطمینان پرسید.

رده ۶!

این اوج واقعی قلمرو خدا‌نبرد​ بود! شی فنگ با لبخندی سر‌قلمرو​ تکان داد و گفت: «موفق شدم.»

در واقع، او همچنین می‌خواست بگوید که نه‌تنها با یک بدن الهی معمولی به رده ۶ ارتقا نیافته، بلکه با یک بدن الهی برتر به این مقام رسیده است. تفاوت بین این دو، شبیه تفاوت بین هیولاهای اسطوره‌ای و میتیک برتر بود؛ این دو در سطوحی کاملاً متفاوت قرار داشتند. اعضای بال صفر با شنیدن تأیید شی فنگ، غرق در شادی شدند. حالا که شی فنگ به رده ۶ رسیده بود، NPCها و بازیکنان دنیای بیرونی دیگر مشکلی به حساب نمی‌آمدند. علاوه بر این، بال صفر از این پس به گیلد شماره یکِ بلامنازعِ قلمرو خدا تبدیل می‌شد.

بازیکنان دنیای بیرونی‌نبرد​ از این اتفاق‌راه​ حیرت‌زده شده بودند.

هر چه باشد، ابرقدرت‌های مختلف دنیای بیرونی عملاً داشتند دیوانه می‌شدند تا فقط بهترین استعدادهای گیلدهای مربوطه‌شان را به رده ۵ ارتقا دهند. رساندن یکی از اعضایشان به رده ۶ چیزی بود که هیچ‌کدامشان در این‌آینه​ مرحله از بازی حتی خوابش را هم نمی‌دیدند. گذشته از این، هیچ‌یک از آن‌ها اطلاعاتی در مورد چگونگی رسیدن بازیکنان به رده ۶ نداشتند. محقق با تحقیر به شی فنگ نگاه کرد و گفت: «حالا به‌بیشترین​ رده ۶ رسیدی که چی؟ تو هیچی نیستی جز یه مورچه دیگه که تو این دنیا گیر افتاده! واقعاً فکر کردی حریف من میشی؟» سپس عصای طلایی در دستش را به سمت شی فنگ نشانه رفت.

ناگهان، جهان بار دیگر در سکوت فرو رفت. وقتی محقق حمله قبلی‌اش را آغاز کرد، مبارزان رده ۴ حاضر همچنان‌چندین​ بخشی از هوشیاری خود را حفظ کرده بودند. اما اکنون، حتی مبارزان رده ۵ حاضر نیز متوجه شدند که مغزشان به‌باید​ شدت از کار افتاده است. واضح بود که این بار زمان در میدان نبرد به میزان بسیار بیشتری کند شده است.

لحظه‌ای بعد، زنجیرهای بنفش تیره‌ای که با نشان‌های الهی حکاکی‌همراه​ شده بودند، از آسمان و زمین پدیدار شدند. با دیدن‌هم‌زمان​ این زنجیرها، حتی جهان‌خوار نیز از ترس به خود لرزید.

پس از اینکه این زنجیرها‌زندگی​ کاملاً شکل گرفتند، از همه جهات‌برتری​ به سمت شی فنگ شلیک شدند.

وقتی مبارزان رده ۵ حاضر، هاله این زنجیرهای بنفش را حس کردند،‌مختلف​ ترسی بی‌سابقه بر آن‌ها چیره شد. حتی روحشان نیز به طور غریزی‌رنگ​ به آن‌ها هشدار می‌داد که تحت هیچ شرایطی به این زنجیرها دست نزنند.

اینا همون زنجیرهای قانونِ افسانه‌اینبرد​ هستن؟ شی فنگ با دیدن‌مبارزان​ زنجیرهای بنفش تیره کمی جا خورد.

میراث خدای باستان که او به دست آورده بود، حاوی اطلاعاتی در مورد زنجیرهای قانون بود و بیان می‌کرد که این زنجیرها قدرتی فراتر از استاندارد اوج رده ۶ دارند. حتی یک خدای‌نیاز​ رده ۶ نیز در صورت گرفتار شدن در این زنجیرها برای حرکت کردن دچار مشکل می‌شد. و مگر اینکه قدرت خدای رده ۶ از استاندارد اوج رده ۶ فراتر می‌رفت، در نهایت توسط‌دست​ این زنجیرها کشته می‌شد. شی فنگ با دیدن صدها زنجیر قانون که در حال نزدیک شدن بودند، شمشیر سلیمان را از غلاف بیرون کشید و آن را همراه با نور دو جهان تاب داد.

مدار شمشیر!

شی فنگ بدون اینکه تحت تأثیر توقف زمانی میدان نبرد قرار بگیرد، آزادانه حرکت می‌کرد. کهکشانی از ستارگان در اطراف او شکل گرفت که هر یک از این‌دوم​ ستارگان قدرتی زمین‌لرزان را با خود به همراه داشت. این ستارگان زنجیرهای قانونی را که به شی فنگ نزدیک می‌شدند در هم کوبیدند و مانع از تماس آن‌ها‌بندازن​ با او شدند. پس از سرنگون کردن تمام زنجیرهای قانون، ستارگانِ اطراف شی فنگ در محیط پخش شدند. لحظه‌ای بعد، زمانِ متوقف‌شده‌ی میدان نبرد بار دیگر به جریان افتاد.

«غیرممکنه!»

وقتی محقق دید شی فنگ بدون هیچ آسیبی‌سود​ از حمله‌اش بیرون آمده است، نگاهی از تعجب‌سریع​ و سردرگمی بر چهره آرام او نقش بست.

آن‌‌ها زنجیرهای قانون بودند! حتی یک خدای واقعی رده ۶ نیز در‌عددی​ مواجهه با آن زنجیرها مجبور به فرار می‌شد، چرا که اگر حتی‌سود​ یکی از آن زنجیرها به بدنشان می‌چسبید، جانشان را از دست می‌دادند.

با این حال، شی فنگ‌سوی​ تمام زنجیرها را با یک‌ارشد​ تکنیک شمشیرزنی ساده دفع کرده بود!

آنچه برای محقق غیرقابل‌باورتر بود، این بود که تکنیک توقف زمانِ او در برابر شی فنگ‌حکم​ کاملاً بی‌اثر بود. شی فنگ با دیدن نگاه متعجب محقق خندید و پرسید: «برات عجیبه؟ فکر‌شدن​ می‌کنی تو قلمرو خدا فقط شما خدایان باستان هستین که می‌تونین بدن الهی برتر داشته باشین؟»

می‌توان گفت بدن الهی برتر عامل اصلیِ قدرت خدایان باستان بود. زیرا تنها با داشتن یک بدن الهی برتر می‌شد به طور کامل‌باید​ از قدرت جهان استفاده کرد. در این میان، زنجیرهای قانون یکی از روش‌های استفاده از قدرت جهان به شمار می‌رفت. با وجود این،‌وارد​ اگر شی فنگ نیز به همین شکل قدرت جهان را در شمشیرزنی خود تزریق می‌کرد، طبیعتاً می‌توانست زنجیرها را به راحتی متوقف کند.

محقق با شنیدن کلمات شی‌زندگی​ فنگ خشکش زد و گفت:‌خدا​ «تو... یه بدن الهی برتر داری؟!»

بدن الهی برتر چیزی بود که حتی خدایان باستان نیز در خلق آن با مشکل مواجه بودند. در همین‌سکوت​ حال، در چشم محقق، شی فنگ چیزی جز یک مورچه نادان نبود، اما او در واقع یک بدن الهیبررسی​ برتر داشت. اگر محقق این موضوع را به سایر خدایان باستان می‌گفت، احتمالاً هیچ‌کدامشان حرف او را باور نمی‌کردند.

شی فنگ گفت: «یاغی‌گریت همین‌جا تموم میشه!» پس از گفتن این حرف، ناپدید شد و دوباره در‌آن‌ها​ مقابل محقق پدیدار گشت؛ سرعت حرکت او به قدری بالا بود که به نظر می‌رسید تمام مدت‌سریع​ همان‌جا روبه‌روی محقق ایستاده است. سپس او جهان‌شکن و شمشیر نهایی را به طور هم‌زمان فعال کرد.

دو منبع نور بی‌درنگ شمشیرهایش را در بر گرفتند و به طور کامل با‌شدن​ هم ترکیب شدند. ترکیب این دو مهارت چیزی بود که شی فنگ در طول‌جلوگیری​ یک ماه گذشته به طور مداوم در حال تمرین و کامل کردن آن بود.

جدای از ترکیب این دو مهارت، شی فنگ در‌قلمرو​ حال اصلاح تناسخ شمشیر نیز بود و در نهایت‌چندین​ موفق به خلق یک تکنیک مبارزه نقره‌ای پیشرفته شد.

موج شمشیر!

سیلی از نور، آسمان را شکافت و هر آنچه را که در مقابل شی‌عددی​ فنگ وجود داشت پاک کرد. وقتی نور محو شد، دیگر اثری از محقق به‌همراه​ چشم نمی‌خورد. در عوض، سه مورد از هفت گنجینه در جای او معلق بودند.

لحظه‌ای بعد، پیکر نیمه‌شفاف شخصی در خلأِ تهی ظاهر شد و این شخص کسی نبود جز محقق. با این حال، در این زمان، محقق دیگر هیچ نشان الهیجلوگیری​ روی صورتش نداشت؛ ظاهر و حس او هیچ تفاوتی با یک جوان معمولی نداشت. محقق که اکنون تنها به یک روح تبدیل شده بود، در حالی که با‌فکر​ چشمانی پر از کینه و خشم به شی فنگ خیره شده بود، غرید: «لعنتی! بازم همین نتیجه! چرا شما مورچه‌های نادان همیشه میاین و نقشه‌های منو خراب می‌کنین؟!»

با این حال، خشم او به زودی فروکش کرد و شروع به خندیدن کرد. «زیادی به خودت مغرور نشو. حتی اگه بدن الهی برتر هم‌برایشان​ داشته باشی، هیچ کاری نمی‌تونی باهام بکنی! روح من ابدی و نابودنشدنیه! چیزی که نابود کردی فقط یه پوسته برای نگهداری از روحم بود! می‌تونم‌محافظت​ تو یه چشم به هم زدن پوسته‌های بیشتری مثل این بسازم! دیر یا زود، کاری می‌کنم که همه شما مورچه‌های نادان از این دنیا محو بشین!»

پس از گفتن این حرف، محقق بلندتر و بلندتر خندید و روحیه‌اش هر لحظه بهتر‌جلویی​ می‌شد. کلمات محقق باعث شد همه افراد حاضر در میدان نبرد به خود بلرزند. اگر هیولایی‌درخشان​ مانند محقق می‌توانست بی‌نهایت بار زنده شود، این به یک کابوس مطلق برای آن‌ها تبدیل می‌شد.

شی فنگ در حالی که به محقق نگاه می‌کرد، سر تکان داد و گفت: «درسته. تو واقعاً یه روح جاودانه داری و حتی خدایان باستانِ واقعی هم نمی‌تونن‌همراه​ وجودت رو پاک کنن.» سپس خندید و ادامه داد: «اما با وجود اینکه روحت نابودنشدنیه، میشه به طور بی‌نهایت تضعیفش کرد. حدس می‌زنم اگه این اتفاق بیفته، زمان زیادی‌منجر​ طول می‌کشه تا بهبود پیدا کنی، مگه نه؟» شی فنگ پس از گفتن این حرف، سه آیتم پیش رویش را جمع‌آوری کرد. سپس بقیه هفت گنجینه را بیرون آورد.

بی‌درنگ، هفت گنجینه با یکدیگر طنین‌انداز‌کار​ شدند و فوراً به اوج وضعیت خود‌زنده​ بازگشتند و درخشش اصلی‌شان را نمایان ساختند.

با دیدن هفت گنجینه، حالت چهره محقق فوراً تغییر کرد و برگشت تا به درون‌آن‌ها​ خلأ فرار کند و فریاد زد: «تو!» با این حال، شی فنگ اصلاً هیچ فرصتی برای‌بازگشت​ این کار به محقق نداد، گوی روحِ ترمیم‌شده را چنگ زد و آن را فعال کرد.

«ببلع!»

گوی روح بلافاصله شروع به جذب روح محقق کرد و به طور مداوم‌برتری​ آن را تضعیف می‌ساخت. پس از اینکه این وضعیت به مدت چهار دقیقه ادامه‌برایشان​ یافت، روح محقق ناپدید شد و گوی روح یک کریستال روح نه‌رنگ تولید کرد.

SYSTEM

سیستم: تبریک! شما مأموریت اسطوره‌ای [بیداری خدای باستان] را تکمیل کردید. پاداش: یک کریستال روح خدای باستان و دو سطح اقتدار جهانی.

«کریستال روح خدای باستان؟» شی فنگ پس از مشاهده کریستال روح نه‌رنگ برای لحظه‌ای، آن را در دهانش انداخت و بلعید. او می‌خواست ببیند کریستال روح خدای باستان چه‌گیلد​ اثراتی دارد. علاوه بر این، انجام این کار مانع از بازیابی قدرت محقق می‌شد. گوی روح ممکن بود قدرت روح محقق را جذب کرده و طوری نشان داده باشد که‌خدا​ انگار محقق مرده است، اما این اصلاً حقیقت نداشت. به مرور زمان، محقق همچنان رفته‌رفته قدرتش را بازیابی می‌کرد. این دقیقاً همان چیزی بود که خدایان باستان را شگفت‌انگیز می‌ساخت.

به محض اینکه شی فنگ کریستال روح خدای باستان را بلعید، احساس سوزن‌سوزن شدن‌عددی​ و سوزشی در مغزش کرد. این احساس کاملاً متفاوت از حس طراوت‌بخشی بود که‌همراه​ هنگام بلعیدن کریستال روحِ ساخته‌شده از روح فرشته مقرب سقوط‌کرده گاروداکا تجربه کرده بود.

تنها پس از اینکه این احساس سوزش چند دقیقه ادامه یافت، رفته‌رفته محو شد. این... استاندارد اوج رده ۶ئه؟ وقتی‌هم‌زمان​ شی فنگ به دنیای اطرافش نگاه کرد، وضوح و واقع‌گرایی آن را بی‌سابقه یافت. نه! حتی اگه تمرکزم به استاندارد‌می‌شد​ اوج رده ۶ رسیده باشه، نباید همچین تغییر چشمگیری به وجود می‌اومد! یعنی به استاندارد استاد بزرگ قدرت ذهنی رسیدم؟

جدای از پیشرفت به استاندارد استاد بزرگ قدرت ذهنی، شی فنگ نمی‌توانست هیچ توضیح دیگری برای‌جدا​ این وضعیت پیدا کند. زیرا روند تفکر فعلی او حداقل ده برابر سریع‌تر از قبل بود.‌سریع​ او همچنین می‌توانست مانای کریستال‌های هفت لومیناری را طوری دستکاری کند که گویی پنبه‌ای نرم است.

با وجود این، شی فنگ توجه زیادی به‌کند​ این تغییرات نکرد، چرا که هنوز گروهی از دشمنان‌شده​ را پیش رو داشت که باید به حسابشان می‌رسید.

«فرار کنین!»

«همه عقب‌نشینی کنین!» با دیدن کشته شدن محقق به دست شی فنگ، NPCها و بازیکنان دنیای بیرونی دیوانه‌وار شروع به فرار از میدان نبرد کردند. همه آن‌ها در این لحظه چیزی جز فرار به سمت گذرگاه جهانی نمی‌خواستند. آن‌ها احساس می‌کردند تنها با بازگشت به قلمرو خدای خودشان می‌توانند واقعاً از دست شی فنگ در امان باشند.

اما شی فنگ هیچ قصدی برای فرار دادنِ هیچ‌یک از این افراد نداشت. او با یک تاب‌شوند​ دادن شمشیرش، نیروهای دنیای بیرونی را به راحتی قتل‌عام کرد و جنگلِ پیش رویش را از بین برد.‌می‌شدند​ ارتش میلیونی نه‌تنها نتوانستند فرار کنند، بلکه حتی نتوانستند خاکسترشان را هم در میدان نبرد به جا بگذارند.

پایان این نبرد لرزه‌ای در سراسر قلمرو خدا انداخت. NPCها و بازیکنان دنیای بیرونی در سایر نقاط قاره شرقی با دریافت خبر موفقیت‌های شی فنگ، فوراً به دنیای خود عقب‌نشینی کردند و هیچ‌کدام جرئت نکردند حتی یک لحظه بیشتر بمانند. علاوه بر این، بال صفر به خاطر این نبرد به گیلد شماره یکِ بلامنازعِ قلمرو خدا تبدیل شد. در نتیجه، بازیکنان بی‌شماری تلاش کردند به بال صفر بپیوندند و چندین شهر گیلدِ بال صفر مملو از بازیکن شد.

با این حال، شی فنگ هیچ توجهی به این درخواست‌های عضویت در بال صفر نکرد. در عوض، او صرفاً مسئولیت‌هایش را به معاونان گیلد خود واگذار کرد. پس از تحویل دادن مأموریت خط داستانی اصلیِ هفت گنجینه، او تصمیم گرفت از بازی خارج شود و با شیا وویوان ملاقات کند. گذشته از این، او بسیار کنجکاو بود تا از ماجرای Phoenix Rain مطلع شود. و حالا که شرایط تعیین‌شده توسط شیا وویوان را برآورده کرده بود، باید صلاحیت لازم برای فهمیدن جزئیات بیشتر در این مورد را داشته باشد.

ناگفته نماند که پس از بلعیدن کریستال روح خدای باستان، او می‌توانست چیزهایی را حس کند که پیش از آن هرگز قادر به درکش نبود. او سؤالات زیادی در مورد این یافته‌های جدید داشت و تخمین می‌زد که Phoenix Rain پاسخ آن‌ها را داشته باشد.

لایه میانی، حیاط خدای سبز: حیاط خدای سبز مکانی بود که به طور خاص برای‌آن‌ها​ اعضای داخلی شرکت خدای سبز در نظر گرفته شده بود. این مکان علاوه بر اینکه‌شدن​ به عنوان یک اقامتگاه عمل می‌کرد، دفتری نیز برای رسیدگی به امور مختلف لایه میانی بود.

افراد زیادی در حیاط خدای سبز حضور نداشتند. حتی پس از رسیدن به‌فراز​ مقابل اقامتگاه شیا وویوان، شی فنگ تنها با چند ده نفر روبه‌رو شده‌پریده​ بود. از این موضوع می‌شد فهمید که شرکت خدای سبز اعضای داخلی زیادی ندارد.

وقتی شی فنگ وارد اقامتگاه شیا وویوان شد، پیرمرد را دید که در اتاق نشیمن نشسته و‌آن‌ها​ جلوی میز قهوه‌خوری در حال دم کردن چای است. همچنین یک فنجان چای تازه‌دم در سمت دیگر‌سریع​ میز قرار داشت، گویی شیا وویوان از قبل می‌دانست که شی فنگ به دیدن او خواهد آمد.

شیا وویوان با اشاره به مبل روبه‌روی خود، به‌برایشان​ شی فنگ نگاه کرد و گفت: «بشین.» شی فنگ نتوانست‌می‌شدند​ جلوی خودش را بگیرد و پرسید: «می‌دونستی الان میام پیشت؟»

شیا وویوان گفت: «البته. من از هر کاری که تو قلمرو خدا می‌کنی خبر دارم.»‌آن‌ها​ او با نوشیدن جرعه‌ای چای، لبخندی زد و ادامه داد: «همچنین می‌دونم که خیلی وقته به‌بازگشت​ استاندارد استاد قدرت ذهنی سه‌ستاره رسیدی و الان دیگه به استاندارد استاد بزرگ دست پیدا کردی.»

با شنیدن پاسخ شیا وویوان، حقیقت برای شی فنگ روشن شد و گفت: «می‌دونستی؟‌دیوار​ به نظر می‌رسه شرکت خدای سبز واقعاً توسعه‌دهنده قلمرو خداست.» شیا وویوان در حالی‌دوم​ که سر تکان می‌داد، گفت: «فقط نیمی از حرفت درسته.» شی فنگ پرسید: «منظورت چیه؟»

شیا وویوان توضیح داد: «شرکت خدای سبز قلمرو خدا رو توسعه نداده. در عوض، ما فقط اون رو اداره می‌کنیم.» شی فنگ از این پاسخ کمی جا خورد و گفت: «شرکت خدای سبز اون رو توسعه نداده؟» تا جایی که او می‌دانست، نباید شرکت دیگری روی زمین وجود می‌داشت که فناوری لازم برای توسعه بازی‌ای مانند قلمرو خدا را داشته باشد. «چطور ممکنه؟ یعنی شرکتی تو این دنیا هست که بتونه از فناوری شرکت خدای سبز جلو بزنه؟» شیا وویوان ناگهان گفت: «مگه نمی‌خواستی Phoenix Rain رو ببینی؟» شی فنگ که از اشاره ناگهانی شیا وویوان به Phoenix Rain گیج شده بود، با کنجکاوی پرسید: «می‌تونم الان باهاش ملاقات کنم؟»

«البته. الان‌چندین​ دیگه صلاحیتش‌کنند​ رو داری.»

شیا وویوان بشکنی زد و هولوگرامی از یک شخص ناگهان در کنارش پدیدار شد. این شخص کسی نبود جز Phoenix Rain.

Phoenix Rain در حالی که با لبخند به شی فنگ نگاه می‌کرد، گفت: «سرعت پیشرفتت واقعاً مثل همیشه غیرقابل‌باوره. اگه بزرگ شیا منو در جریان نمی‌ذاشت، جرئت نمی‌کردم باور کنم که این‌قدر رشد کردی.»

شی فنگ مستقیم به اصل مطلب پرداخت و پرسید: «الان کجایی؟» او درباره حضور ناگهانی Phoenix Rain بسیار کنجکاو شده بود. در ملاقات قبلی‌شان، او حتی طوری صحبت کرده بود که گویی از مدت‌ها پیش می‌دانست محقق در قلمرو خدا مشکل ایجاد خواهد کرد؛ از این رو، در مورد محقق به او هشدار داده بود. درک او از قلمرو خدا حقیقتاً شگفت‌انگیز بود.

امتناع شرکت خدای سبز از اجازه دادن به دیگران برای ملاقات با Phoenix Rain نیز گیج‌کننده بود. Phoenix Rain با لبخند توضیح داد: «به نظر می‌رسه خودت حدس زدی که من تو دنیایی که تو توش زندگی می‌کنی حضور ندارم. فرضیه‌ت درسته. من در حال حاضر نه روی زمین زندگی می‌کنم و نه تو قلمرو خدا. در عوض، تو دنیایی فراتر از قلمرو خدا هستم. به طور دقیق‌تر، من دارم تو قلمرو خدای واقعی زندگی می‌کنم.»

شی فنگ با شوک گفت: «تو دنیای واقعی نیستی، بلکه تو قلمرو خدای واقعی هستی؟ منظورت چیه؟ روحت دیجیتالی شده؟» Phoenix Rain با دیدن چهره گیج شی فنگ خندید و گفت: «روح من دیجیتالی نشده. بلکه، روانم در حال حاضر تو یه دنیای سه‌بعدیِ خاص قرار داره. قلمرو خدایی که تمام این مدت داشتی توش بازی می‌کردی هم در واقع یه دنیای سه‌بعدیِ دیگه‌ست. به یه دلیل خاص، من به یه دنیای سه‌بعدیِ سطح بالاتر، یا اگه بخوای بهش بگی یه دنیای سه‌بعدیِ اصلی، قاچاق شدم. از طرف دیگه، قلمرو خدایی که داشتی توش بازی می‌کردی، صرفاً یکی از بی‌شمار دنیای فرعیِ این دنیای سه‌بعدیِ اصلیه.»

«دنیای سه‌بعدی؟ قلمرو خدایی که داشتی توش بازی می‌کردم فقط یکی از دنیاهای فرعیِ یه دنیای سه‌بعدیِ اصلیه؟» شی فنگ ناگهان احساس کرد مغزش کشش پردازش اطلاعاتی را که Phoenix Rain ارائه داده بود، ندارد. اگرچه پدیده‌های مختلف در قلمرو خدا می‌توانست دلیلی بر این باشد که دنیای قلمرو خدا فقط یک دنیای مجازیِ ساده نیست، اما نامیدن آن به عنوان یک دنیای سه‌بعدیِ واقعی هنوز کمی اغراق‌آمیز بود. واقعاً چه نوع فناوری‌ای لازم بود تا به کسی اجازه دهد به صورت ذهنی به یک دنیای سه‌بعدیِ دیگر متصل شود؟

شیا وویوان با دیدن نگاه شکاک در چهره شی فنگ، لبخندی زد و توضیح داد: «حرفش درسته. قلمرو خدایی که داری توش بازی‌چرا​ می‌کنی واقعاً یه دنیای سه‌بعدیه. با این حال، این دنیای سه‌بعدی خیلی خاصه و افراد خارجی فقط از طریق ذهن خودشون می‌تونن واردش‌جلوگیری​ بشن.» او ادامه داد: «حالا که تو یه استاد بزرگ قدرت ذهنی هستی، صلاحیت دونستن بزرگ‌ترین راز شرکت خدای سبز رو هم داری.

قبلاً بهت گفته بودم که بنیان‌گذار شرکت خدای سبز یه استاد بزرگ قدرت ذهنیه. اون همچنین اولین انسان تو‌می‌شدند​ دنیای ماست که قدرت ذهنیش رو تا سطح استاد بزرگ توسعه داده. پس از رسیدن به سطح استاد بزرگ،‌مبارزه​ اون به طور اتفاقی با دستگاهی روبه‌رو شد که یه تمدن چهاربعدی برای تمام تمدن‌های سه‌بعدی به جا گذاشته بود.

این دستگاه به افراد اجازه میده وارد یه دنیای سه‌بعدیِ خاص بشن که توسط اون تمدن چهاربعدی خلق شده. این دنیای سه‌بعدی شبیه یه دنیای بازیه که توش همه‌چیز‌زنده​ به صورت آماری درآمده و افراد تو این دنیا می‌تونن با تمرین کردن به طور مداوم قوی‌تر بشن. علاوه بر این، اون تمدن چهاربعدی تمام فناوری‌های خودش رو تو‌می‌توانستند​ این دنیای سه‌بعدی رها کرده و طوری تنظیمش کرده که هر تمدن سه‌بعدی که موفق بشه کنترل این دنیا رو به دست بگیره، تمام اون فناوری‌ها رو به ارث می‌بره.

بنابراین، هر تمدن سه‌بعدی‌ای که این دنیای خاص رو کشف کنه، سعی می‌کنه برای به دست آوردنش رقابت کنه. گذشته از این، با فناوری‌های تمدن چهاربعدی، نه‌تنها شهروندان یه تمدن می‌تونن طول عمری تقریباً بی‌نهایت به دست بیارن، بلکه‌اخم​ یه تمدن سه‌بعدی می‌تونه حاکم تمام تمدن‌های سه‌بعدیِ دیگه هم بشه.» شی فنگ گفت: «یه تمدن چهاربعدی؟» اگرچه شی فنگ پس از شنیدن توضیحات شیا وویوان همچنان احساس شک و تردید می‌کرد، اما اکنون پذیرای این احتمال بود که‌زنده​ قلمرو خدا یک دنیای سه‌بعدیِ واقعی باشد. هر چه باشد، انسان‌های روی زمین صرفاً موجوداتی سه‌بعدی بودند. آن‌ها به هیچ وجه نمی‌توانستند قدرت یک تمدن چهاربعدی را درک کنند، درست همان‌طور که موجودات دوبعدی نمی‌توانستند موجودات سه‌بعدی را بفهمند.

«دنیای ما خیلی خوش‌شانسه. نه‌تنها یه استاد بزرگ قدرت ذهنی پرورش داده، بلکه ما حتی دستگاهی که تمدن چهاربعدی به جا گذاشته بود رو هم کشف‌سود​ کردیم. بنابراین، دنیای ما صلاحیت رقابت برای اون دنیای سه‌بعدیِ خاص رو داره. به خاطر همین دنیای خاصه که شرکت خدای سبز تونسته تا الان معجزات زیادی‌هدررفت​ خلق کنه. با این حال، وقتی ما تازه تو اون دنیای خاص شروع به کار کردیم خیلی ضعیف بودیم و به سختی می‌تونستیم چیزی به دست بیاریم.

دلیلش اینه که فقط استادان بزرگ قدرت ذهنی قادر به استفاده از دستگاه موروثی هستن و هر استاد بزرگ می‌تونه هنگام ورود‌ناچار​ به اون دنیای خاص حداکثر ۶0 نفر رو با خودش ببره. علاوه بر این، تمام همراهان باید تو استاندارد نیمه‌قدم استاد بزرگ باشن.‌خود​ بنابراین، گروهی که افراد ما تو اون دنیای خاص تشکیل دادن، هیچ تفاوتی با یه گیلد کوچیک و بی‌اهمیت تو قلمرو خدا نداره.

خوشبختانه، همون‌طور که افراد دنیای ما به پیشرفت ادامه دادن و تعداد نیمه‌قدم استادان بزرگ افزایش یافت، ما در نهایت موفق شدیم حقوق کنترل یه دنیای فرعی رو به دست بیاریم، که همون قلمرو خداییه‌می‌شدند​ که در حال حاضر داری بازی می‌کنی. از اونجایی که این فقط یه دنیای فرعیه، شرایط ورودش چندان سخت‌گیرانه نیست. تا زمانی که شخص نوزاد یا کودک نباشه، می‌تونه آزادانه وارد این دنیای فرعی بشه.‌لبخندی​ بهبود قدرت ذهنی هم تو این دنیای فرعی خیلی آسون‌تر میشه، بنابراین ما می‌تونیم به پرورش نیمه‌قدم استادان بزرگ ادامه بدیم. در مورد تو، حتی موفق شدی به یه استاد بزرگ قدرت ذهنی تبدیل بشی.»

با رسیدن به این نقطه از صحبت، شیا وویوان با هیجان به شی فنگ نگاه کرد. حالا که زمین یک استاد قدرت ذهنی دیگر به دست آورده بود، آن‌ها می‌توانستند ۶0 نیمه‌قدم استاد بزرگ قدرت ذهنیِ دیگر را به‌اخم​ دنیای سه‌بعدیِ اصلی بیاورند. این امر قدرت کلی زمین را به شدت افزایش می‌داد. شی فنگ گفت: «پس دلیل اینکه بقیه قلمروهای خدا سعی دارن به ما حمله کنن همینه. اونا سعی داشتن حقوق حاکمیت یه دنیای فرعیِ دیگه رو‌شدن​ به دست بیارن.» حقیقت برای شی فنگ روشن شد. دنیاهای فرعیِ قلمرو خدا شبیه به یک مهدکودک برای پرورش تازه‌واردان بود. تفاوت بین داشتن و نداشتن یک دنیای فرعی و بین داشتن یک یا چند دنیای فرعی بسیار عظیم بود.

شیا وویوان با آهی از روی تأسف گفت: «ورود به دنیای اصلی کار آسونی نیست. هرچی یه تمدن دنیاهای فرعیِ بیشتری رو کنترل کنه، شانسشون برای پرورش بازیکنان رده ۶ یا نیمه‌قدم استادان بزرگ قدرت ذهنی بیشتر میشه. در مورد Phoenix Rain، اون از روی شانسِ محض موفق شد وارد دنیای اصلی بشه. حیف که هیچ‌کسِ دیگه‌ای نتونست اون‌قدر خوش‌شانس باشه.» او ادامه داد: «ورود Phoenix Rain به دنیای اصلی می‌تونه یه فرصت نادر در نظر گرفته بشه. اگه از بازی خارج می‌شد، دیگه این فرصت رو نداشت. بنابراین، به محض مشاهده این ناهنجاری، ما بلافاصله بدنش رو به منطقه هسته‌ای منتقل کردیم.

با قدرت منطقه هسته‌ای، حتی اگه برای مدت طولانی تو دنیای اصلی بمونه، نیازی نیست نگران بدن فیزیکیش باشه.» شی فنگ فهمید که شیا وویوان سعی دارد چه بگوید. از آنجایی که یک استاد بزرگ قدرت ذهنی می‌توانست تنها ۶0 نفر را با خود به دنیای اصلی ببرد، هر مبارز اضافه‌ای که زمین می‌توانست وارد دنیای اصلی کند، به طرز باورنکردنی‌ای ارزشمند بود. بنابراین، کاملاً طبیعی بود که شرکت خدای سبز بخواهد Phoenix Rain به دنیای اصلی متصل بماند.

شیا وویوان با لبخند گفت: «اما الان دیگه مشکلی نیست. با حضور تو، ما کار خیلی راحت‌تری تو دنیای اصلی خواهیم داشت. حتی اگه Phoenix Rain برگرده هم مهم نیست، چون تو ۶0 سهمیه اضافی برای دنیای ما آوردی. وقتی خبر پیشرفتت پخش بشه، پیرمردهای عوضیِ مناطق بالاییِ مختلف احتمالاً سعی می‌کنن این سهمیه‌ها رو ازت بخرن. با این حال، نباید این سهمیه‌ها رو به همین راحتی بهشون بفروشی. اون زمان، اون پیرمردهای عوضی منابع زیادی رو از منطقه بالاییِ شهر یوانتیان دزدیدن. منطقه بالاییِ ما برای بازیابی اعتبارش روی تو حساب می‌کنه.

اگه می‌خوای به حساب فو جیوجونگ برسی، می‌تونی درخواست بدی‌ارشد​ تا از منطقه بالایی تبعید بشه. شرط می‌بندم اون پیرمرد عوضی‌پنهان​ تو منطقه بالاییِ شهر هایتیان جرئت نمی‌کنه چیزی در موردش بگه.»

شی فنگ با کلمات شیا وویوان سر تکان داد. در مورد فو جیوجونگ، شی فنگ‌منطق​ دیگر نگران استاد بی‌نهایت بود. زیرا یک استاد بزرگ قدرت ذهنی بارها قدرتمندتر از یک‌توانایی​ استاد قدرت ذهنی سه‌ستاره بود. او حتی می‌توانست باعث شود فو جیوجونگ دچار فروپاشی روانی شود.

پس از آن، درست همان‌طور که شیا وویوان گفته بود، مدیران کل مناطق بالاییِ مختلف در سراسر جهان همگی به منطقه‌می‌کردند​ بالاییِ شهر یوانتیان رفتند و هر یک از آن‌ها سهمیه‌های ورود به دنیای اصلیِ قلمرو خدا را می‌خواستند. علاوه بر این،‌می‌توانستند​ بدون اینکه شی فنگ چیزی بگوید، منطقه بالاییِ شهر هایتیان پیش‌قدم شده بود تا فو جیوجونگ را تبعید و زندانی کند.

با این حال، شی فنگ سهمیه‌های ورود خود را به سادگی نفروخت. گذشته از این، حالا که از اهمیت قلمرو خدای اصلی آگاه بود، طبیعتاً باید برای این‌توانایی​ سهمیه‌ها به بال صفر اولویت می‌داد. در نهایت، او تصمیم گرفت تنها ده سهمیه را به ده منطقه بالاییِ برتر جهان بفروشد و در ازای آن، لطفی از‌می‌شد​ این مناطق بالایی دریافت کند؛ ایجاد منطقه بالاییِ خودش. مناطق بالاییِ واقع در سراسر جهان پدیده‌هایی طبیعی نبودند. بلکه، آن‌ها با استفاده از فناوری تمدن چهاربعدی ایجاد شده بودند.

با این حال، ایجاد هر منطقه بالایی به منابع زیادی نیاز داشت که بسیاری از آن‌ها را این مناطق بالاییِ برتر می‌توانستند فراهم کنند. به محض اینکه او این منابع را به دست می‌آورد، تا زمانی‌آینه​ که چند آیتم دیگر از قلمرو خدای اصلی کسب می‌کرد، می‌توانست منطقه بالاییِ خودش را ایجاد کند. وقتی منطقه بالاییِ خودش را داشت، دیگر مجبور نبود از قوانین سایر مناطق بالایی پیروی کند. او می‌توانست هر‌بیشترین​ کسی را که می‌خواست وارد منطقه بالاییِ خود کند. زمان به سرعت گذشت. در یک چشم به هم زدن، از زمانی که شی فنگ به یک استاد بزرگ قدرت ذهنی تبدیل شده بود، سه ماه گذشته بود.

در طول این سه ماه، شی فنگ خانواده‌اش و بسیاری از اعضای هسته‌ای بال صفر را یکی پس از دیگری به منطقه بالاییِ‌چرا​ شهر یوانتیان آورده بود. پس از آن، او بال صفر را وادار کرد تا با اشتیاق برای کسب منابع و بازیکنان در قلمرو‌جلوگیری​ خدا رقابت کند. او حتی وظیفه آماده‌سازی برای حمله به دنیای بیرونی و غارت منابع آنجا را نیز به گیلد محول کرده بود.

علاوه بر این، به لطف منابع منطقه بالایی و میراث خدای باستان، Gentle Snow، Aqua Rose، Violet Cloud، Fire Dance، Cold Shadow، یان تیانشینگ، Lifeless Thorn و Blue Frost نیز با موفقیت به رده ۶ رسیدند. این بدان معنا بود که آن‌ها به نیمه‌قدم استادان بزرگ قدرت ذهنی تبدیل شده بودند و صلاحیت ورود به قلمرو خدای اصلی را داشتند.

در داخل عمارتی بزرگ در منطقه هسته‌ایِ شهر یوانتیان... شی فنگ پس از نگاه کردن به Gentle Snow و دیگران که در کابین‌های استراحت مخصوص به خود دراز کشیده بودند، وارد کابین اصلی شد و خود را برای آغاز سفری جدید آماده کرد و گفت: «ورود!»

ناولها | novelha.net