---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3351: بال صفر کمی قوی است • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 3351: بال صفر کمی قوی است

0

«چه خبره؟»

«کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه این تیم نبرده؟‌روشن​ وگرنه آخه کی واسه یه نبرد‌ساکنین​ شهری فقط پنج نفر رو می‌فرسته؟»

«یارو که لیدر گروهه، همون قهرمان مسابقات انتخابی امساله.‌همراه​ شنیدم فرمانده «رد فراست» تا یارو تست ورودیش رو‌دیگر​ تموم کرده، مستقیم کشیدتش بالا و کردتش معاون فرمانده.»

«فرمانده «رد فراست» دیگه خیلی داره بی‌گدار به آب می‌زنه! هرچقدر هم که یارو رو قبول داشته‌می‌کرد​ باشه، دلیل نمیشه تو نبرد شهری این‌طوری مسخره‌بازی دربیاوره! اگه ببازیم، سوخت شهرمون فقط در حد سه تا‌می‌داد​ کوره انرژی می‌مونه! اون موقع حتی واسه روشن نگه‌داشتن برق شهر هم به چه کنم چه کنم می‌افتیم!»

...

ساکنین شهر «استار لیک» با دیدن اینکه‌نگه‌داشتن​ گروه نبرد شی فنگ تنها از پنج‌لیک​ عضو تشکیل شده بود، به‌شدت ابراز نارضایتی کردند.

نبرد شهری صرفاً فرصتی طلایی برای اعضای لژیون «استار‌همراه​ لیک» جهت کسب امتیاز مشارکت نبود، بلکه موقعیتی حیاتی‌دیگر​ برای تغییر سرنوشت ساکنین این شهر به شمار می‌رفت.

سوخت کوره انرژی، شریان حیاتی برای تداوم فعالیت‌های شهر بود. بخش‌های تأمین غذا،‌پوشش​ پوشاک و مسکن، همگی برای پابرجا ماندن به انرژی نیاز داشتند. اگر دسترسی‌بارزترین​ شهر به سوخت کاهش می‌یافت، به‌ناچار باید دامنه پوشش خدمات ارائه‌شده‌اش را محدود می‌کرد.

در این میان، از بین تمام‌بین​ پیامدهای شومی که این اتفاق به همراه‌بارزترین​ داشت، بارزترین آن‌ها کاهش جمعیت شهر بود.

شهر «استار لیک» پیش از این متحمل دو شکست متوالی شده بود. اگر‌استار​ در یک نبرد شهری دیگر نیز تن به شکست می‌داد، در گردابی از‌نارضایتی​ بحران انرژی فرو می‌رفت و دیگر قادر به تأمین نیازهای جمعیت کنونی‌اش نبود.

در آن زمان، شهر مجبور می‌شد یک‌چهارم از جمعیت خود را طرد کند و این رانده‌شدگان ناچار بودند در شهرک‌های حومه با استانداردهای زندگی‌قادر​ و منابعی به‌مراتب اسفناک‌تر روزگار بگذرانند. برای آن دسته از افراد تیره‌بختی که اخراج می‌شدند، مسیر ارتقای قدرت ذهنی‌شان به کابوسی دشوار بدل می‌گشت.‌تیره‌بختی​ آن‌ها چه‌بسا تا آخر عمرشان هرگز نمی‌توانستند به یک استاد اعظم قدرت ذهنی تک‌ستاره تبدیل شوند و بار دیگر قدم در شهر «استار لیک» بگذارند.

...

زن زیبایی که در میان یک گروه نبرد تک‌خال رده ۵ ایستاده بود، درحالی‌که با پوزخند به گروه پنج‌نفره شی فنگ نگاه‌می‌داد​ می‌کرد، رو به «چن قیلین» گفت: «گروه نبرد شی فنگ کارش تمومه، رئیس قیلین. باورم نمیشه جرئت کردن فقط با پنج نفر‌به‌مراتب​ پاشن بیان تو نبرد شهری. اگه گروه‌های نبرد رده ۴ افتضاح به بار بیارن، دیگه حتی خود فرمانده هم نمی‌تونه پشتش دربیاد.»

«چن قیلین» که کنار زن ایستاده بود، نگاهی به گروه شی فنگ انداخت و با‌دیدن​ لحنی سرد گفت: «فکر می‌کردم این دفعه بی‌خیال نبرد شهری بشه، ولی عجب رویی داره که‌برای​ فقط با پنج نفر پا شده اومده اینجا. اوضاع هماهنگی‌ها سمت تو چطور پیش میره، اسلوفایر؟»

زنی که با نام «اسلوفایر» شناخته می‌شد، با لبخند گفت: «آمار گروه‌های نبرد رده ۴ رو درآوردم.‌متوالی​ غیر از گروه «مارکلس بلید»، بقیه گروه‌ها پایه بودن که هیچ کمکی به گروه نبرد بال صفر‌رانده‌شدگان​ نکنن. همین که جنگ شبیه‌سازی‌شده شروع بشه، گروه بال صفر تازه می‌فهمه تنهایی و بی‌پناهی یعنی چی.»

کلید پیروزی در یک نبرد شهری، برخورداری از هماهنگی بی‌نقص میان گروه‌های‌دامنه​ نبرد بود. گروه‌های شرکت‌کننده باید استراتژی دقیقی می‌چیدند تا در عین محافظت‌همراه​ از نقاط تسخیر خود، نقاط تسخیر دشمن را نیز به اشغال درآورند.

از آنجا که معمولاً تنها یک گروه نبرد وظیفه دفاع از هر نقطه تسخیر را بر عهده داشت، دو یا سه گروه نبرد برای حمله‌فرو​ به نقطه تسخیر دشمن با یکدیگر متحد می‌شدند. این تاکتیک به آن‌ها اجازه می‌داد تا بدون نگرانی از رسیدن نیروهای کمکی دشمن، به پیروزی برق‌آسایی‌تیره‌بختی​ دست یابند. در غیر این صورت، به‌محض رسیدن نیروهای پشتیبان دشمن، اشغال نقطه تسخیر نه‌تنها به‌مراتب دشوارتر می‌شد، بلکه چه‌بسا به امری غیرممکن بدل می‌گشت.

اگر یک گروه نبرد هیچ گروه دیگری را برای اتحاد در کنار خود نداشت، اشغال هرگونه نقطه تسخیری برایش تقریباً محال بود.‌شده​ به همین منوال، دفاع از یک نقطه تسخیر بدون برخورداری از نیروی پشتیبان نیز امری دور از ذهن به شمار می‌رفت. بنابراین،‌شمار​ اگر گروه نبرد بال صفر نمی‌توانست روی کمک سایر گروه‌های نبرد حساب باز کند، کارش در نبرد شهری، نیامده به پایان می‌رسید.

«چن قیلین» با شنیدن جواب طرف مقابل، با خوشحالی دستش را دور کمر اسلوفایر‌پیش​ حلقه کرد و گفت: «ایول! این نبرد شهری که تموم بشه، وقتی خواستم به ابرشرکت‌می‌شد​ «پایمون» گزارش بدم، حتماً اسمت رو میارم تا با هم بریم یه شهر درجه دو!»

در حقیقت، اسلوفایر در گروه نبرد تک‌خال رده ۵ که تحت فرماندهی او بود، صرفاً نقش یک رهبر گروه کوچک را ایفا می‌کرد. بااین‌حال، از نظر‌بارزترین​ استانداردهای مبارزه، اسلوفایر یک سر و گردن از او بالاتر بود. تنها مشکل اینجا بود که اسلوفایر از حمایت هیچ شرکتی برخوردار نبود و همین امر باعث‌حومه​ می‌شد تا تجهیزات و سلاح‌های مناسبی در اختیار نداشته باشد. همین نقطه ضعف، به چن قیلین اجازه می‌داد تا در مبارزات واقعی دست بالا را داشته باشد.

با این حال، حالا که رد فراست او‌پیامدهای​ را از مقام معاون فرماندهی خلع کرده بود، اسلوفایر‌متحمل​ به طور طبیعی جایگاه او را تصاحب کرده بود.

با شنیدن حرف‌های چن کیلین، سایر اعضای گروه نبرد نتوانستند جلوی حسادت خود به اسلوفایر را‌اینکه​ بگیرند. هر چه باشد، حتی گرندمسترهای یک‌ستاره قدرت ذهنی هم به ندرت می‌توانستند در یک شهر‌اعضای​ درجه دو زندگی کنند. چه برسد به اینکه او حالا مورد توجه کنگلومرای پایمون هم قرار می‌گرفت.

...

در همین حال، مدت کوتاهی پس از رسیدن گروه شی فنگ، آغاز دور اول نبرد شهری‌محدود​ اعلام شد. طبق ترتیب، در دور اول گروه‌های نبرد رده ۴ مبارزه می‌کردند، در دور دوم‌متوالی​ گروه‌های نبرد رده ۵، و در دور سوم گروه‌های نبرد رده ۶ به مصاف هم می‌رفتند.

به محض شروع دور اول، ده گروه نبرد رده ۴ از هر شهر در نسخه شبیه‌سازی‌شده شهرهای مربوطه‌شان ظاهر شدند. این گروه‌های نبرد در مکان‌های تصادفی قرار گرفتند و وضعیت آن‌ها‌می‌شد​ روی صفحات هولوگرامی که بر فراز هر دو شهر تابیده می‌شد، به نمایش درآمد تا ساکنان هر دو شهر بتوانند عملکرد هر گروه نبرد را تماشا کنند. علاوه بر صفحات بالای دو‌عمرشان​ شهر، تمام نبردها به صورت هولوگرامی در سطح شهر شبیه‌سازی می‌شدند و به افراد خوش‌شانس این امکان را می‌دادند تا حس و حال مبارزات پرتنش و هیجان‌انگیز را از نزدیک تجربه کنند.

در همین حین، پس از اینکه گروه‌های نبرد مختلف‌شهر​ به طور تصادفی در سراسر شهرهای مربوطه‌شان مستقر شدند، گروه‌تنها​ پنج‌نفره شی فنگ ناگهان به یک گروه ده‌نفره گسترش یافت.

به جز شی فنگ، جنتل اسنو، هیدن سول، و‌همراه​ پیس آنجل و کلی بلید از دنیای بلو فلش،‌دیگر​ پنج چهره جدید به گروه نبرد شی فنگ پیوسته بودند.

هر پنج چهره جدید نسبتاً جوان به نظر می‌رسیدند. سه نفر از آن‌ها مرد و دو نفر زن بودند. از بین سه مرد، یکی جوانی خجالتی با‌آن‌ها​ هیکلی لاغر بود، در حالی که دو نفر دیگر آن‌قدر عضلانی بودند که تفاوتی با خرس نداشتند. به ویژه مرد عضلانیِ مسن‌تر، قدی داشت که به ۲۴۰‌استانداردهای​ سانتی‌متر می‌رسید. با وجود اینکه شی فنگ خودش نزدیک به دو متر قد داشت، اما در برابر این مرد عضلانی درست مثل یک بچه به نظر می‌رسید.

مگر اینکه بازیکنان از نژاد خاصی در قلمرو خدا بودند، در غیر این صورت فقط می‌توانستند بدن‌متحمل​ واقعی خود را در جنگ شبیه‌سازی‌شده بازسازی کنند. بنابراین، با توجه به اینکه این مرد عضلانی از هیچ‌کند​ نژاد خاصی نبود، به این معنا بود که او در دنیای واقعی هم دقیقاً ۲۴۰ سانتی‌متر قد دارد.

در مورد دو زن، یکی ظاهری سرد و پخته داشت، در حالی‌ساکنین​ که دیگری معصوم و دوست‌داشتنی به نظر می‌رسید. از نظر زیبایی، اندام و‌ابراز​ خلق‌وخو، هر دو زن با جنتل اسنو و هیدن سول قابل مقایسه بودند.

وقتی این چهار زیبارو کنار‌تمام​ هم ایستادند، چشمان بسیاری از‌داشت​ تماشاگران نبرد شهری را نوازش دادند.

اسلوفایر با اخم گفت: «اینا اصلاً بهشون نمیاد آدمای الکی و بی‌نام‌ونشونی باشن. تک‌تکشون یه ست افسانه‌ایِ‌می‌کرد​ شکسته و یه سلاح افسانه‌ای پوشیدن. شرکت‌کننده‌های ریورلایت احتمالاً کار سختی جلوشون دارن.» به محض اینکه گروه نبرد‌می‌داد​ بال صفر روی صفحه هولوگرامی ظاهر شد، او سریعاً متوجه سلاح‌ها و تجهیزات این پنج تازه‌وارد شده بود.

چن کیلین با خنده گفت: «انگار شی فنگ یه برگ برنده‌هایی تو آستینش داره.‌آن‌ها​ حیف که اینا فقط نیروی کمکی از بیرونن. حتی اگه سلاح و تجهیزاتشون عالی‌کنونی‌اش​ باشه، اون تاخیر تو کنترل باعث میشه عمراً بتونن تمام قدرتشون رو نشون بدن.»

اگرچه استفاده از نیروهای کمکی خارجی در نبردهای شهری مجاز بود، اما این روشی نبود که شهرهای مختلف به طور معمول از‌شده​ آن استفاده کنند. دلیلش این بود که چنین نیروهای کمکی هنگام کنترل بدن‌های شبیه‌سازی‌شده خود دچار تأخیر می‌شدند. این موضوع به نوبه‌شمار​ خود باعث می‌شد استانداردهای مبارزه آن‌ها به شدت افت کند و حتی متخصصان قدرتمند طبقه پنجم نیز به شدت تحت تأثیر قرار می‌گرفتند.

بنابراین، اگرچه به نظر می‌رسید گروه نبرد بال صفر‌همراه​ پنج نیروی کمکی قدرتمند استخدام کرده است، اما این پنج‌نیز​ نفر در واقعیت هیچ تفاوتی با پنج سیبل متحرک نداشتند.

...

در همین حال، در جایگاه تماشاگران ویژه، بلادلس بلید با دیدن آن زن‌بارزترین​ معصوم و دوست‌داشتنی در میان گروه نبرد بال صفر، چای را از دهانش‌قادر​ به بیرون تف کرد و چهره‌اش طوری شد که انگار هیولایی دیده است.

«این... چطور ممکنه؟!»

...

...

یادداشت مترجم: جهت اطلاع، رِکلِس نایت و سایر نیروهای‌کنم​ کمکی از پایمون به عنوان نیروی کمکی خارجی محسوب‌تنها​ نمی‌شوند، زیرا مستقیماً از شهر ریورلایت در مسابقه شرکت می‌کنند.

ناولها | novelha.net