---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2468: اثرهای نشان نقره‌ای • ⏱ 11 دقیقه

چپتر 2468: اثرهای نشان نقره‌ای

0

با ورود شی فنگ و دیگران‌نبود​ به عمارت ارباب دژ، احساس کردند‌برابری​ وضعیت ذهنی خسته‌شان ناگهان شاداب شده است.

آکوا رز با حس کردن مانای داخل‌کند​ عمارت با هیجان گفت: «تراکم مانا اینجا‌برای​ چقدر بالاست! حداقل دو برابر شهر زیرو وینگه.»

در میان تمام شهرها و شهرک‌های‌خود​ انجمن در قلمرو خدا، تراکم مانای‌چنین​ شهر زیرو وینگ بالاترین حد را داشت.

به همین دلیل بود که شهر زیرو وینگ با وجود قرار داشتن در مرزهای پادشاهی ستاره-ماه و در نقشه‌ای با سطح بسیار پایین‌تر از‌استراحت​ بازیکنان جریان اصلی، همچنان در میان بازیکنان محبوبیت فوق‌العاده‌ای داشت. در حال حاضر، رفت‌وآمد روزانه بازیکنان در این شهر همچنان از مرز ۶,۰۰۰,۰۰۰ نفر‌مختلف​ می‌گذشت. در پادشاهی ستاره-ماه، ترافیک بازیکنان شهر زیرو وینگ در رتبه سوم قرار داشت و تنها پایین‌تر از شهر ستاره-ماه و شهر رودخانه سفید بود.

با وجود این، علی‌رغم مانای پراکنده و ضعیف در دره ستاره، تراکم مانای داخل عمارت ارباب دژ در‌مبارزاتی​ دژ نور ستاره حداقل دو برابر شهر زیرو وینگ بود. از میان تمام مکان‌هایی که آکوا رز می‌توانست‌پیشرفته​ به خاطر بیاورد، تنها مانای محیطی در شهر مقدس تایتان از نظر تراکم با این عمارت قابل قیاس بود.

یان تیان‌شینگ نیز با حس کردن مانای اطرافش، در‌می‌شدند​ حالی که چشمانش از هیجان می‌درخشید، گفت: «با یه همچین‌چنین​ محیط عالی‌ای، حتی تمرین تکنیک‌های مبارزه برنزی هم مشکلی نداره.»

تمرین تکنیک‌های مبارزه فشار عظیمی بر تمرکز بازیکنان وارد می‌کرد. اگر محیط از تراکم مانای کافی‌طور​ برخوردار نبود، سرعت بازیابی تمرکزشان نمی‌توانست با سرعت مصرف آن برابری کند. بازیکنان مجبور می‌شدند پس‌می‌آورد​ از چند بار تمرین تکنیک‌های مبارزاتی خود، برای مدت طولانی استراحت کنند. چنین تمرینی کاملاً ناکارآمد بود.

در این میان، تمرین تکنیک‌های مبارزه برنزی به طور ویژه‌ای طاقت‌فرسا بود. هر بار استفاده از یک تکنیک مبارزه برنزی چندین برابر بیشتر از یک تکنیک مبارزه پیشرفته تمرکز مصرف‌طور​ می‌کرد. علاوه بر این، اگر بازیکنان تکنیک مبارزه برنزی را به طور کامل مسلط نشده بودند، استفاده از آن فشار به مراتب بیشتری بر استقامت و تمرکزشان وارد می‌آورد. از این‌همه​ رو، ابرقدرت‌های مختلف حتی در حال حاضر متخصصان اوج بسیار معدودی داشتند که با موفقیت یک تکنیک مبارزه برنزی را آموخته باشند. این موضوع در مورد زیرو وینگ نیز صدق می‌کرد.

شی فنگ با دیدن هیجان در چهره همه، به اتاق قفل‌شده‌ای در آن نزدیکی اشاره کرد و توضیح داد: «اینجا فقط به درد تمرین‌کنند​ تکنیک‌های مبارزه برنزی نمی‌خوره. اتاق‌های تمرین مانا هم اینجا هست. اونجا بازیکنا می‌تونن علاوه بر تکنیک‌های مبارزه، کنترل مانا رو هم تمرین کنن. بازدهی تمرین‌اوج​ تو یکی از این اتاقا چند برابر بیشتر از تمرین تو دنیای بیرونه. اغراق نیست اگه بگم این اتاقا یکی از بهترین جاها واسه تمرینه.»

دژ نور ستاره به عنوان دژی که از دوران باستان پابرجا مانده بود، به آن سادگی‌ها که به نظر می‌رسید نبود. سطح‌ناکارآمد​ فناوری جادویی موجود در این دژ چیزی بود که پادشاهی‌ها و امپراتوری‌های کنونی تنها می‌توانستند آن را تحسین کنند. به همین دلیل‌معدودی​ بود که در زندگی قبلی شی فنگ، ابرقدرت‌های مختلف با ناامیدی و چنگ و دندان بر سر دژهای باستانی با یکدیگر رقابت می‌کردند.

متأسفانه، دژ نور ستاره تنها یک دژ کوچک بود. عمارت ارباب‌کنند​ دژِ آن نیز وسعت چندانی نداشت و در مجموع تنها از پنج‌پیشرفته​ طبقه تشکیل می‌شد: سه طبقه روی زمین و دو طبقه زیر زمین.

در همین حال، تمامی این طبقات با انواع و اقسام آرایه‌های جادویی تقویت شده بودند که علاوه بر افزایش تراکم مانای محیط، سرعت‌طولانی​ بازیابی تمرکز بازیکنان را نیز شتاب می‌بخشیدند. بازیکنان همچنین می‌توانستند در زمان حضور در عمارت ارباب دژ، اثر مثبت تجربه دوبرابر را ذخیره‌می‌آورد​ کنند؛ بنابراین حتی اگر مدت زمان طولانی را صرف تمرین در عمارت می‌کردند، جای نگرانی برای عقب افتادن از نظر سطح وجود نداشت.

در مورد اتاق‌های تمرین مانا، این عمارت تنها ۳۲ اتاق داشت. عمارت ارباب دژ در یک دژ متوسط دو برابر‌برای​ این تعداد، و در یک دژ بزرگ ۱۵۰ اتاق در اختیار داشت. ظرفیت تمرینی یک دژ بزرگ چندین برابر بیشتر از‌بودند​ یک دژ کوچک بود. با داشتن دژ نور ستاره، زیرو وینگ تنها قادر به پرورش تعداد اندکی از متخصصان انجمن بود.

با وجود این، این بهترین کاری بود که شی‌می‌شدند​ فنگ در حال حاضر می‌توانست انجام دهد. در نهایت،‌کنند​ سختی تسخیر دژهای متوسط و بزرگ به مراتب بیشتر بود.

به طور کلی، دژهای بزرگ توسط میتیک‌های برتر محافظت می‌شدند، در حالی که در دژهای متوسط نیز شانس کمی وجود داشت که یک میتیک برتر به عنوان باس نگهبان نهایی آن ظاهر‌می‌آورد​ شود. همچنین، دژهای متوسط بیش از دوازده هیولای اسطوره‌ای دیگر را در خود جای می‌دادند. در این مرحله از بازی، تسخیر یک دژ متوسط چیزی نبود که از عهده چند بازیکن و‌کنن​ یک قهرمان رده ۴ برآید. در واقع، در زندگی قبلی شی فنگ، ابرقدرت‌های مختلف تنها پس از ظهور بازیکنان رده ۴ موفق به تسخیر دژهای متوسط و بزرگ دره ستاره شده بودند.

پس از توضیحات مختصر شی‌کافی​ فنگ، او آن‌ها را به‌تمرکزشان​ دومین طبقه زیرزمین عمارت برد.

دومین طبقه زیرزمین وسعت زیادی نداشت و تنها دارای دو اتاق بود. یکی از این‌می‌شدند​ اتاق‌ها، اتاق هسته بود که وظیفه کنترل آرایه جادویی دژ را بر عهده داشت، در‌ویژه‌ای​ حالی که اتاق دیگر با دری بزرگ از جنس کریستال‌های جادویی مهر و موم شده بود.

از قضا، اتاقی که درِ کریستال‌برابری​ جادویی داشت، ارزشمندترین مکان در کل‌مبارزاتی​ عمارت ارباب دژ به شمار می‌رفت.

اتاق میراث!

این مکان در زمینه کمک به بازیکنان برای باز کردن قفل بدن‌های مانا،‌برابری​ تنها پس از دروازه میراث در جایگاه دوم قرار داشت. در گذشته، این‌چنین​ مکان همچنین مهم‌ترین موقعیت برای ابرقدرت‌های مختلف جهت پرورش متخصصان انجمن محسوب می‌شد.

در قلمرو خدا، بدن مانا شاید تنها ابزاری برای پشتیبانی از بازیکنان در نظر گرفته می‌شد، زیرا‌بار​ پس از رسیدن به رده ۳، باز کردن کامل قفل بدن‌های مانا توسط بازیکنان تنها مسئله زمان‌چندین​ بود. با وجود این، سرعت باز کردن قفل بدن‌های مانا توسط بازیکنان می‌توانست اختلاف فاحشی را رقم بزند.

دلیلش این بود که پس از آزادسازی بدن مانا، کنترل بازیکنان‌بار​ بر آن و همچنین سبک مبارزه‌شان دستخوش تغییرات چشمگیری می‌شد. در‌ناکارآمد​ این میان، آن‌ها برای سازگاری با این تغییرات به زمان نیاز داشتند.

علاوه بر این، اگر بازیکنان می‌خواستند بدن مانای خود را بیشتر ارتقا دهند—به عبارت دیگر، از آستانه ۱۰۰ درصد عبور کنند—باید‌چندین​ ابتدا پتانسیل کامل بدن مانای خود را آزاد می‌کردند. تنها پس از انجام این کار بود که می‌توانستند تلاش برای عبور‌موضوع​ از این آستانه را آغاز کنند. موفقیت بازیکن به این بستگی داشت که مسیر درستی را در پیش گرفته باشد یا خیر.

اگر بازیکنان متوجه می‌شدند که اشتباه‌برخوردار​ کرده‌اند، همچنان می‌توانستند روش خود را‌مصرف​ برای آزادسازی بدن مانا تغییر دهند.

بنابراین، هرچه بازیکنان بدن مانای‌برخوردار​ خود را در قلمرو خدا‌نمی‌توانست​ زودتر آزاد می‌کردند، برایشان بهتر بود.

البته اتاق میراث نقصی هم داشت؛ این اتاق تنها به بازیکنان اجازه می‌داد‌خود​ تا بر اساس پایه‌های فعلی خود، احساس داشتن یک بدن مانای کاملاً آزادشده‌استفاده​ را تجربه کنند. این اتاق مسیر روشنی را برای پیش‌روی بازیکنان نشان نمی‌داد.

با وجود این، کمک گرفتن از‌خود​ اتاق میراث همچنان بارها بهتر از‌چنین​ آزمایش‌های تصادفی در دنیای بیرون بود.

پس از رسیدن به مقابل درِ کریستالی که چهار متر ارتفاع و سه‌برابری​ متر عرض داشت، شی فنگ نشان ارباب دژ را بالا گرفت و ورد‌چنین​ ثبت‌شده روی آن را خواند تا آرایه جادویی حک‌شده بر نشان را فعال کند.

لحظه‌ای بعد، آرایه جادویی نشان، درخشش نقره‌ای‌رنگی از خود ساطع کرد‌مصرف​ که با آرایه جادویی حک‌شده روی درِ کریستالی طنین‌انداز شد. آرایه‌طولانی​ جادویی در نیز به همین ترتیب درخششی نقره‌ای از خود ساطع کرد.

بلافاصله پس از آن، درِ محکم بسته‌شده شروع به باز شدن کرد و همه فوراً متوجه شدند‌استراحت​ که مانایی با تراکم بسیار بیشتر از داخل اتاق میراث به بیرون جریان می‌یابد. با قرار گرفتن در‌بودند​ معرض این مانا، همه احساس کردند که ذهنشان پاک‌سازی شده و بیش از پیش سرحال و پرانرژی شده‌اند.

هم‌زمان، صدای اعلان‌چند​ سیستم به گوش‌خود​ شی فنگ رسید.

SYSTEM

سیستم: شما اتاق میراث نقره‌ای را فعال کرده‌اید. این اتاق تنها ۱۲ بار در ماه قابل استفاده است و هر بار فقط یک بازیکن می‌تواند وارد آن شود. بازیکنان می‌توانند به مدت ۵ دقیقه احساس کنند که بدن مانای فعلی‌شان در پتانسیل ۱۰۰ درصد چه حسی دارد. پس از پایان این جلسه، بازیکنان تا یک ماه طبیعی اجازه ورود مجدد به اتاق میراث را نخواهند داشت.

شی فنگ با حیرت به نشانِ‌برابری​ در دستش خیره شد و با خود‌خود​ گفت: «نشان نقره‌ای چنین مزیتی هم دارد؟»

تفاوت بین سه دقیقه و پنج دقیقه شاید خیلی زیاد به نظر نمی‌رسید، اما توانایی تجربه حس یک بدن‌استفاده​ مانای کاملاً آزادشده حتی برای یک ثانیه بیشتر، به این معنا بود که بازیکنان می‌توانستند بهتر با این حس آشنا‌موفقیت​ شوند. در این میان، نشان نقره‌ای مدت‌زمانی را که بازیکنان می‌توانستند در اتاق میراث بمانند، تقریباً دو برابر کرده بود.

در این لحظه، شی فنگ کم‌وبیش فهمید که چرا ابرقدرت‌های مختلف به‌شدت روی چند متخصص اوجِ منتخب سرمایه‌گذاری می‌کردند و پیوسته آن‌ها را وامی‌داشتند‌استراحت​ تا دروازه میراثِ دژهای تحت کنترلشان را به چالش بکشند. آن‌ها این کار را تنها برای باز کردن عملکردهای بیشتر دژ خود انجام نمی‌دادند،‌مختلف​ بلکه هدفشان توسعه بهتر متخصصان انجمن بود. هرچه باشد، متخصصان انجمن، سرمایه اصلی انجمن‌ها بودند. هر چیز دیگری در درجه دوم اهمیت قرار داشت.

شی فنگ برگشت و به Aqua Rose و بقیه نگاه کرد و پرسید: «خیلی خب، اول کدومتون میره داخل؟»

با شنیدن سؤال شی فنگ، Aqua Rose و بقیه نگاهی به هم انداختند، در حالی که مطمئن نبودند باید وارد اتاق میراث بشوند یا نه. شی فنگ پیش از این به آن‌ها گفته بود که این فرصت تنها ماهی یک بار برایشان فراهم است. اگر به‌درستی از آن استفاده نمی‌کردند، باید یک ماه دیگر صبر می‌کردند تا حس آزادسازی کامل بدن مانا را تجربه کنند. در آن زمان، دیگر برای همه‌چیز خیلی دیر می‌شد.

Fire Dance پس از کمی فکر کردن گفت: «پس من اول میرم.»

شی فنگ به داخل اتاق میراث که به اندازه نیمی از یک زمین بسکتبال بود اشاره‌می‌شدند​ کرد و توصیه کرد: «باشه. فقط مستقیم برو تو اتاق. وقتی رفتی داخل، تمام توجهت رو بذار‌استفاده​ روی بدن مانات و تمام تلاشت رو بکن تا با حس‌هایی که بهت دست میده سازگار بشی.»

وضعیت داخل اتاق‌اگر​ میراث کاملاً برعکس وضعیت‌سرعت​ داخل دروازه میراث بود.

محیط اتاق میراث به جای داشتن مانای پراکنده و ضعیف، سرشار از مانا‌خود​ بود. هنگام ایستادن در چنین اتاقی، درک واضح جریان مانا در داخل بدن خود‌تکنیک​ بازیکنان، عملاً غیرممکن می‌شد. آن‌ها برای پیشرفت می‌توانستند تنها به شهود خود تکیه کنند.

Fire Dance سر تکان داد و پیش از اینکه وارد اتاق شود گفت: «فهمیدم.»

در همین حین، پس از ورود Fire Dance به اتاق میراث، درِ کریستالی بار دیگر مهر و موم شد. با دیدن این صحنه، ضربان قلب همه شروع به تند شدن کرد.

شی فنگ با دیدن استرس بقیه لبخندی زد و گفت: «نیازی نیست نگران باشید. حتی اگه این بار‌مبارزاتی​ نتونید بدن ماناتون رو کامل آزاد کنید، بازم می‌تونید تو دنیای بیرون به تلاشتون ادامه بدید. باز کردن‌پیشرفته​ بدن مانا فقط مسئله زمانه. به این فقط به چشم یه فرصت نگاه کنید تا بتونید زودتر تجربه‌اش کنید.»

فرصتی که اتاق میراث فراهم می‌کرد در واقع بسیار مهم بود. با وجود این، حتی اگر کسی پس‌کنند​ از ورود به اتاق میراث نمی‌توانست بدن مانای خود را کاملاً آزاد کند، به این معنا نبود که‌مراتب​ در آینده هم قادر به انجام آن نخواهد بود. تنها باید بهای بیشتری برای انجام این کار می‌پرداختند.

در این لحظه، Aqua Rose ناگهان پیامی دریافت کرد. پس از خواندن پیام، او رو به شی فنگ کرد و گفت: «لیدر گیلد، MacAffrey یه پیام دیگه برام فرستاد. میگه یه اتفاق بزرگ افتاده و لازمه که همین الان بری پیشش.»

شی فنگ که کمی گیج شده بود چرا MacAffrey مدام سعی دارد با او تماس بگیرد، پرسید: «این‌قدر واجبه؟ خیلی خب، بهتره اول من برم. اتاق میراث هم که دیگه فعال شده. یکی‌یکی برید داخل.»

پس از دادن این دستورات، شی فنگ بلافاصله عمارت‌تمرکزشان​ ارباب دژ را ترک کرد و به سمت اقامتگاه‌مبارزاتی​ موقت قبیله الهی در دژ نور ستاره به راه افتاد.

ناولها | novelha.net