چپتر 3692: موجودیتی عظیم؟
0اکنون، تنها کاری که برایش باقی ماندهمیشدند بود، انتظار بود تا ببیند این طومارهایتحقیق حکاکی الهی با چه استقبالی روبهرو خواهند شد.
با مشاهده آغاز به کار رسمی اتاق بازرگانی پرتگاه، شی فنگ طومار انتقالحکاکیهای انجمنی از کیفش بیرون کشید و به شهرک حلقه سایه تلپورت کرد. اودروازه از ترس شناسایی شدن، جرئت نداشت حتی لحظهای بیشتر در شهر آسمان درخشان بماند.
هم نژاد انسان و هم نژاد مقدس، طومارهای حکاکی الهی را فناوریِ ازدسترفتهای میدانستند. هر بازیکنی کهمخفیانه میتوانست حکاکی الهی را حتی در سطحی مبتدی بیاموزد، از سوی قدرتهای مختلف به عنوان شخصیتی برجستهقصد و مهمان ویژه پذیرفته میشد. این موضوع بهویژه پس از اعمال بهروزرسانی بزرگ سیستم، اهمیت بیشتری پیدا میکرد.
پس از این بهروزرسانی بزرگ، تقاضا برای حکاکان الهی سر به فلک میکشید و سایر مشاغل فرعی درآورده قلمرو خدا را کاملاً در سایه قرار میداد. در آن دوران، حتی بازیکنانی که تنها قادر به تولیدقصد طومارهای حکاکی الهی پایه و نیمهکاره بودند، از جایگاهی همتراز با صنعتگرانِ برترِ سایر کلاسهای فرعی برخوردار میشدند.
در زندگی پیشین، بخش عمدهای از تلاشهای بیوقفه او برای تحقیق پیرامون حکاکیهای الهی،تحقیق به امید تولید انبوه طومارهای حکاکی الهی پایه صورت گرفته بود. از این طریق، زیرودروازه وینگ میتوانست پشتوانه مالی لازم برای ایستادگی در برابر دروازه شیطان را به دست آورد.
اکنون که میراث کامل حکاک الهی را به دست آورده و مخفیانهپیرامون گروه بزرگی از حکاکان الهی را پرورش داده بود، اگر اجازه میدادایستادگی جهانیان از رازهایش باخبر شوند، تباهیِ خود و زیرو وینگ را رقم میزد.
با وجود این، هرچند قصد نداشت تمام ۳۰۰۰ طومار حکاکی الهی را یکجا به فروش برساند و میخواست در هر نوبت تنها دهها طومار را بهباخبر نمایش بگذارد، اما همین مقدار نیز برای به راه انداختن غوغایی در شهر آسمان درخشان کفایت میکرد. ناگفته نماند که با آشکار شدن فروش بلندمدت اینکفایت طومارها توسط اتاق بازرگانی پرتگاه، حتی احمقها نیز پی میبردند که حکاکان الهی در پسِ پرده این اتاق بازرگانی حضور دارند؛ آن هم در تعدادی قابلتوجه.
اگرچه در وضعیت کنونیِ شهر آسمان درخشان، نه قدرتهای انسانی و نه نژاد مقدس توانایی تهدید امنیت اتاق بازرگانیمخفیانه پرتگاه را نداشتند، اما شرایط برای زیرو وینگ کاملاً متفاوت بود. نابودیِ وضعیت فعلیِ زیرو وینگ برای قدرتهای اوج۳۰۰۰ و سلطنتی کار دشواری به شمار نمیرفت. همهچیز تنها به اراده آنها و ارزش داشتنِ این اقدام بستگی داشت.
از این رو، شی فنگ برای پنهان نگهداشتن ارتباط زیرو وینگ با اتاقبیوقفه بازرگانی پرتگاه، نهتنها از هرگونه تبلیغ خودداری میکرد، بلکه مجبور بود فاصله خود راایستادگی نیز با آن حفظ کند. در غیر این صورت، عواقب مرگباری در انتظارشان بود.
…
در همین حین، اندکی پس از رفتن شیبرابر فنگ، بسیاری از بازیکنانی که در خیابانهای مجاورآورده پرسه میزدند، بهسرعت متوجه افتتاح اتاق بازرگانی پرتگاه شدند.
«هوی! اونجاگرفته یه فروشگاهزیرو بازیکن زدن!»
«لعنتی! کدوم بچهپولداری اینجا مغازهکلاسهای زده؟! مگه نمیدونن فقط بازیکنایی کهعمدهای بار میبرن از اینورا رد میشن؟»
«شایدم موقع خرید،برخوردار دستشون خورده و مغازهبخش اشتباهی رو انتخاب کردن؟»
بازیکنانِ حاضر در خیابان بهوضوح میدیدند که اتاق بازرگانی پرتگاه بهتازگی به مالکیت خصوصی درآمده است؛ از این رو، حس کنجکاویشان بهشدتاگر تحریک شد. هرچه بود، در حال حاضر بازیکنان و قدرتهای بسیار معدودی توانایی خرید فروشگاه در شهر آسمان درخشان را داشتند. ناگفته نمانداما که این اتاق بازرگانی در بخشی از منطقه بیرونی شهر قرار داشت که هیچ بنای مهم و خاصی در آن به چشم نمیخورد.
«حالا هر چی، چون فروشگاه بازیکنه، حتماًمالی چیزای به درد بخوری واسه فروش داره،آورد مگه نه؟ بیاید بریم یه نگاهی بندازیم.»
«خدا کنه اینجا جنس امانی همبرخوردار قبول کنن. اگه اینطوری باشه، اصلاًتلاشهای برام مهم نیست یکم بیشتر پول بدم.»
با توجه به وضعیت کنونیِ شهر آسمان درخشان، بیشتر بازیکنانِ فعال در آنجا بهطور طبیعی نسبت به فروشگاههای بازیکنان کنجکاووینگ بودند. دلیل این امر آن بود که تنها بازیکنان و قدرتهای فوقالعاده برجسته صلاحیت خرید فروشگاه در این شهر رااجازه داشتند؛ واقعیتی که بهخودیخود این تصور منطقی را ایجاد میکرد که فروشگاههای آنها نیز آیتمهایی با کیفیت بینظیر عرضه میکنند.
در حین بحث و گفتوگویمالی بازیکنان در خیابان، حدود دهها نفردست به اتاق بازرگانی پرتگاه نزدیک شدند.
برخی از این افراد متعلق به نژاد انسان و برخی دیگردروازه از نژاد مقدس بودند. با ورود به داخل اتاق بازرگانی پرتگاه،پرورش تمامی آنها در دم از تماشای صحنه پیش رویشان میخکوب شدند.
در طبقه اول، بیش از صد قفسه نمایش به چشم میخورد که همگی سلاحها و تجهیزاتی را به نمایش گذاشته بودند؛ تجهیزاتی کهوینگ هالهای درخشان و مختص به آیتمهای افسانهای ناقص از خود ساطع میکردند. باید در نظر داشت که هرچند قدرتهای مختلف، آیتمهای افسانهای ناقصِ فراوانیشوند در خزانههای خود داشتند، اما حتی قدرتهای شبهاوج و اوج نیز حاضر نبودند چنین حجم عظیمی از این آیتمها را به افراد غریبه بفروشند.
در قلمرو خدا، آیتمهای افسانهای ناقص برای هر قدرتی منبعی استراتژیک به شمار میرفت. به همین دلیل، همین که قدرتهای مختلف حاضر به مبادله آیتمهای افسانهای ناقص خود میشدندآورد جای خوشبختی بود، چه رسد به اینکه آنها را مستقیماً در ازای پول بفروشند. هرچند گهگاه فروش آیتمهای افسانهای ناقص در ازای پول به چشم میخورد، اما این مواردنوبت معمولاً از سوی تیمهای ماجراجو یا متخصصان مستقلی بود که کاربردی برای این آیتمها نداشتند. یافتن فروشگاهی که بیش از صد آیتم افسانهای ناقص را یکجا بفروشد، عملاً غیرممکن بود.
با وجود این، شگفتی این دوازده بازیکنایستادگی به همین جا ختم نشد. لحظهای بعد،کامل متوجه چیزی شدند که هوش از سرشان پراند.
«طومارهای حکاکی الهی!»
«دارم توهم میزنم؟»
«گندش بزنن! فقط طومارهایمیشدند حکاکی الهی پایه نیست!عمدهای نسخههای متوسط هم بینشون هست!»
«قیمتشون هم مفته! هر طومار حکاکی الهیایستادگی پایه فقط ۳۰۰ طلای ابدی قیمت داره، درحکاک حالی که متوسطهاش دونهای ۳۰۰۰ طلای ابدی هستن!»
با نگاهی دقیقتر به دوازده طومار درخشان درلازم ویترین قفسهها و دیدن رونهای الهیِ شناور بر رویحکاک آنها، چشمان همه نزدیک بود از حدقه بیرون بزند.
طومارهای حکاکی الهی هم در قلمرو خدای بزرگِ نژاد انسان و هم نژاد مقدس، از محصولات عصر اسطورهای به شمار میرفت. حتی در گذشته نیز طومارهایلازم حکاکی الهی پایه که تنها قادر به تقویت سلاحها و تجهیزات حماسی بودند، تقریباً همارزشِ یک آیتم افسانهای ناقص بودند. در وضعیت کنونیِ قلمرو خدا که بازیکنانهرچند برای استفاده از آیتمهای افسانهای ناقص و بالاتر به قدرت ذهنی بالایی نیاز داشتند، ارزش طومارهای حکاکی الهی باز هم افزایش یافته و دهها برابر شده بود.
«هیچکس تکون نخوره! تماممیشدند این طومارهای حکاکی الهیعمدهای مال تیم ماجراجوی نهنگ اقیانوسه!»
«گمشو بابا! یه تیم ماجراجویمالی درجه دو چطور جرئت میکنهشیطان جلوی ملت صد شیر چرتوپرت بگه؟!»
پس از سکوتی کوتاه، تمام بازیکنان حاضر در فروشگاه دیوانه شدند. چه بازیکنان انسانی و چه بازیکنان نژاد مقدس، همه بیدرنگ بهپرورش تکاپو افتادند تا هر دوازده طومار حکاکی الهیِ ارائهشده در اتاق بازرگانی پرتگاه را بقاپند و با فروش مجددشان ثروتی به هم بزنند.نمایش هرچه نباشد، ارزش این طومارهای حکاکی الهی تنها به تقویت سلاحها و تجهیزات محدود نمیشد، بلکه ارزش تحقیقاتی عظیمی نیز به همراه داشتند.
با وجود این هیاهویی که بازیکنان به راه انداخته بودند، هیچکدامشان در واقع بودجه لازم برای خرید طومارهای حکاکی الهی را نداشت. از این گذشته، مبلغی معادل چند هزار طلای ابدیدست چیزی نبود که یک بازیکن یا قدرت معمولی در قلمرو ابدیِ فعلی در اختیار داشته باشد. از این رو، بازیکنان حاضر در فروشگاه فوراً با آشنایان خود تماس گرفتند تا پولدهها قرض کنند. همزمان، شروع به خرید عمده طومارهای آرایش نبرد در رتبه نقرهای و بالاتر کردند، با این فکر که آنها را به اتاق بازرگانی پرتگاه بفروشند و سرمایه جمع کنند.
در همین حین، خبر فروش طومارهای حکاکی الهی توسط اتاق بازرگانی پرتگاه به سرعت پخش شد. علاوه بر این، ازوینگ آنجا که اتاق بازرگانی پرتگاه یک فروشگاه بازیکن بود، قدرتهای مختلف فعال در شهر آسمان درخشان فوراً تحقیقات خود رااجازه آغاز کردند تا بفهمند چه قدرتی پشت این اقدام سخاوتمندانه در فروش طومارهای حکاکی الهی در ازای پول قرار دارد.
سرانجام، حتی دروازه شیطان و قدرت سلطنتیِ فعال در منطقه جنوبی نیز وارد میدان شدند و تلاش کردند تابزرگی قدرتِ پنهان در پسِ اتاق بازرگانی پرتگاه را کشف کنند. این دو قدرت همچنین اعلام کرده بودند که اگرفروش اتاق بازرگانی پرتگاه از شراکت با آنها امتناع کند، کاری میکنند که دیگر نتواند در شهر آسمان درخشان تجارت کند.
با این حال، اعضای این دو قدرت به جای دریافتبرابر پاسخی مطلوب، بلافاصله وارد لیست سیاه اتاق بازرگانی پرتگاه شدندگروه و برای همیشه از ورود به محوطه فروشگاه منع گشتند.
با درز این خبر، غوغایی در سراسر منطقه جنوبی به پا شد و بسیاری ازپیرامون بازیکنان و قدرتها را به این فکر واداشت که چه موجودیت عظیمی پشت اتاق بازرگانیشیطان پرتگاه ایستاده که جرئت میکند یک قدرت راس و یک قدرت سلطنتی را اینگونه خشمگین سازد.
...
در حالی که منطقه جنوبی در غوغا به سردروازه میبرد، شی فنگ که تازه به اقامتگاه زیرو وینگ دربزرگی شهرک حلقه سایه بازگشته بود، اعلانی از سیستم دریافت کرد.
سیستم: ساخت شهرک حلقه سایه به پایان رسید. آیا مایلید مهر و موم شهرک را بردارید؟
...
یادداشت مترجم
یادداشت مترجم: «طومار الگوی الهی» به «طومار حکاکی الهی» تغییر یافت تا با چپترهای ۵۹۶ و ۶۰۳ سازگار باشد.