---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 951: آهنگر سوپر-درجه‌-یک • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 951: آهنگر سوپر-درجه‌-یک

0

هم‌زمان که شی فنگ با بازیکنان سبک زندگی‌بودن​ شرکت تجاری نور شمع جلسه داشت، اعضای انجمن تدفین‌دیگر​ بهشت نیز در شهر ستاره-ماه گرد هم آمده بودند.

در میان حاضران، علاوه بر گروه بزرگی از متخصصان مجهز، چند فرد میان‌سال با لباس‌های ساده نیز‌کرده​ به چشم می‌خوردند. سطح این افراد میان‌سال تنها در اوایل ۳۰ بود. از هاله‌ای که معمولاً متخصصان‌دیگر​ مبارزه از خود ساطع می‌کردند، در این افراد خبری نبود. در عوض، حال‌وهوایی خشک و جدی داشتند.

با وجود این، هیچ‌یک از حاضران در‌همه​ آن جمع، آن‌ها را دست‌کم نمی‌گرفت. بلکه‌میان‌سالی​ همه با احترامی عمیق به آن‌ها می‌نگریستند.

کشیش Flame Blood با تحسین به مرد میان‌سالی به نام Seven Treasures نگاه کرد و گفت: «عمو سون، تو واقعاً محشری. اصلاً فکرشو نمی‌کردم بتونی این آدما رو جذب کنی. با این کار، گیلد ما حتماً خیلی سریع پیشرفت می‌کنه.»

Seven Treasures دستش را تکان داد، خندید و گفت: «داری خجالتم میدی. من فقط دستور لیدر گیلد رو اجرا کردم و آوردمشون اینجا.»

نگاهی حاکی از تعجب در چهره Flame Blood پدیدار شد و پرسید: «یعنی لیدر گیلد راضیشون کرده؟ شنیده بودم اینا حتی دعوتنامه‌های سوپر گیلدها رو هم رد کرده بودن.»

هرچند می‌دانست Singular Burial از مدت‌ها پیش مخفیانه در تلاش بود تا بازیکنان سبک زندگی پیشرفته از گیلدهای دیگر را به سمت خود بکشاند، اما این کار را تلاشی بیهوده می‌پنداشت.

در حال حاضر، بازیکنان سبک زندگی پیشرفته برای هر گیلد حکم گنجینه را داشتند.‌کشیش​ آن‌ها نه‌تنها از مزایای فوق‌العاده‌ای برخوردار می‌شدند، بلکه تحت شرایط محدودکننده‌ای قرار داشتند که آنان‌بتونی​ را به گیلدهایشان پایبند می‌کرد. این بازیکنان به این راحتی‌ها به تدفین بهشت ملحق نمی‌شدند.

با وجود این، با دیدن آن چند‌گیلدها​ مرد و زن میان‌سال که پیش رویش نشسته‌پیشرفته​ بودند، تازه فهمید که چقدر اشتباه می‌کرده است.

بیش از صد سال از توسعه دنیای بازی‌های مجازی می‌گذشت. علاوه بر متخصصان سرشناس و سوپر گیلدهایی که نامشان‌بودم​ را در صفحات تاریخ جاودانه کرده بودند، بازیکنان سبک زندگی فوق‌العاده‌ای نیز حضور داشتند. این افراد با تکیه بر‌تلاشی​ کلاس‌های سبک زندگی در دنیای بازی‌های مجازی به شهرت رسیده بودند و آوازه‌شان ذره‌ای از متخصصان رده‌بالا کمتر نبود.

هرچند تفاوت‌هایی میان کلاس‌های سبک زندگی در بازی‌های واقعیت مجازی مختلف به چشم‌مرد​ می‌خورد، اما کسانی که می‌توانستند در یک بازی به تسلط کامل برسند، با‌بتونی​ ورود به عنوانی جدید نیز عموماً همان عملکرد درخشان را از خود نشان می‌دادند.

گذشته از این، مردان و زنان میان‌سالِ حاضر در آن جمع، جزو بهترین بازیکنان‌کشیش​ سبک زندگی در چندین بازی واقعیت مجازی به شمار می‌رفتند و هر گیمر حرفه‌ای‌نمی‌کردم​ که مسیر کلاس‌های سبک زندگی را در پیش گرفته بود، قطعاً آن‌ها را می‌شناخت.

اکنون که کلاس‌های سبک زندگی در قلمرو خدا روزبه‌روز اهمیت بیشتری پیدا‌پیش​ می‌کردند، استخدام این چند استاد حتی از جذب متخصصان رده‌بالا نیز دشوارتر شده‌حاضر​ بود؛ با این حال، تدفین بهشت توانسته بود آن‌ها را به خدمت بگیرد.

با پیوستن آن‌ها، Flame Blood از یک چیز اطمینان کامل داشت...

از امروز به بعد، اوضاع در پادشاهی ستاره-ماه دگرگون‌عمیق​ می‌شد. شرکت تجاری نور شمع که تا به امروز بر‌عمو​ بازار پادشاهی سلطه داشت، به‌زودی به خاطره‌ای در تاریخ می‌پیوست.

تدفین بهشت سرمایه هنگفتی در اختیار داشت. افزون بر آن، از منبعی پایدار برای تأمین کریستال‌های جادویی نیز برخوردار بودند. در حال حاضر، تنها تعداد شهرهایی که تحت پوشش شرکت‌آدما​ تجاری آسمانی قرار داشت، با اختلاف زیادی از شرکت تجاری نور شمع پیشی گرفته بود. این شرکت در مقایسه با نور شمع، تنها از کمبود بازیکنان سبک زندگی پیشرفته و‌یعنی​ محصولات انحصاری پرطرفدار رنج می‌برد. به‌محض اینکه شرکت تجاری آسمانی این موانع را از سر راه برمی‌داشت، تبدیل شدنش به شرکت تجاری شماره یک در پادشاهی ستاره-ماه کار چندان دشواری نبود.

Singular Burial که بر تخت لیدر گیلد نشسته بود، پرسید: «دی‌بریک، پیشرفت مأموریت سمت شما چطوره؟»

Daybreak Fog با اطمینان پاسخ داد: «تقریباً تموم شده. نهایتاً دو روز دیگه وقت می‌خوایم تا فرمان ارتقای فروشگاه رو بگیریم.»

Singular Burial رو به مردان و زنان میان‌سالی که در گوشه‌ای نشسته بودند کرد و گفت: «خوبه. تا وقتی این فرمان ارتقا رو بگیریم، شرکت تجاری آسمانی می‌تونه جایگاهش رو تو پادشاهی ستاره-ماه محکم کنه. اون موقع، روی کمک شما اساتید حساب می‌کنیم.»

مرد میان‌سال عینکی که در صدر گروه نشسته بود، با خونسردی تمام گفت: «تا وقتی به‌مرد​ قول‌هایی که دادی عمل کنی، ما هم ناامیدت نمی‌کنیم. اون موقع، شرکت تجاری آسمانی نه‌تنها تو‌کنی​ پادشاهی ستاره-ماه اول میشه، بلکه تو امپراتوری اژدهای سیاه و کشورهای اطراف هم حرف اول رو می‌زنه!»

هرچند لحن مرد بسیار مغرورانه‌دعوتنامه‌های​ به نظر می‌رسید، اما هیچ‌یک‌می‌دانست​ از حاضران در گفته‌هایش تردیدی نداشت.

به هر حال، این مرد همان آهنگر سوپر-درجه‌-یک، Lava Heart بود؛ کسی که در دنیای بازی‌های مجازی به «مدرس آهنگری» شهرت داشت. او حتی در دنیای واقعی نیز آهنگری سرشناس بود که در ساخت انواع سلاح و تجهیزات دفاعی برای کله‌گنده‌ها و اساتید هنرهای رزمی تخصص داشت.

Singular Burial خندید و گفت: «از این بابت خیالتون راحت باشه. من پای حرفم هستم.»

داخل شرکت تجاری نور شمع:

پس از اینکه شی فنگ بیان خواسته‌هایش را به پایان‌می‌دانست​ رساند، بازیکنان سبک زندگی متوسط که در ابتدا برای تصمیم‌گیری مردد‌تلاشی​ بودند، یکی پس از دیگری برای شرکت در آزمون درخواست دادند.

اتاق مراقبه‌فقط​ پایه بیش از‌اجرا​ حد وسوسه‌انگیز بود.

با وجود اینکه تنها مدت کوتاهی‌بلکه​ وارد اتاق مراقبه شده بودند، از قبل‌مرد​ می‌توانستند مزایای آن را به‌وضوح احساس کنند.

مانای آزادشده در اتاق به آن‌ها اجازه‌دست‌کم​ می‌داد آرامش خود را حفظ کنند. تمرکزشان‌کشیش​ در داخل این اتاق به‌طرز چشمگیری بهتر بود.

هر بازیکنی که آیتم‌حتی​ تولید می‌کرد، می‌دانست تمرکز‌بودن​ تا چه حد اهمیت دارد.

پس از چهارمین تکامل قلمرو خدا، مراحل تولید آیتم‌ها به‌طور فزاینده‌ای پیچیده شده بود. عدم کنترل دقیق بر حرکات هنگام‌اینا​ تولید یک آیتم، به‌راحتی منجر به شکست می‌شد. در این میان، داشتن تمرکز بالا می‌توانست به بازیکنان اجازه دهد این‌می‌پنداشت​ حرکات ظریف را به‌راحتی انجام دهند. اتاق مراقبه قطعاً می‌توانست به آن‌ها کمک کند تا خود را بیشتر ارتقا دهند.

یک کیمیاگر پیشرفته به نام Flying Fish به دیگر بازیکنان سبک زندگی پیشرفته نگاه کرد و پرسید: «واقعاً می‌خواید این شرایط رو قبول کنید؟ فکر کنم شما هم باید دعوت‌نامه‌های دفن بهشت رو دریافت کرده باشید. شرایطی که اونا پیشنهاد می‌دن سه برابر نور شمع هست. تازه، قول دادن تو آینده به هر کدوممون یه کارگاه ویژه اختصاصی بدن. حتی برای انتخاب طرح‌ها و دستورالعمل‌های کمیاب هم اولویت با ماست. اونجا خیلی بیشتر از نور شمع بهمون خوش می‌گذره. چرا همه‌مون نمی‌ریم شرکت تجاری آسمانیِ دفن بهشت؟»

یک بازیکن سبک زندگی پیشرفته با نگرانی پاسخ داد: «با اینکه شرایطی که دفن بهشت پیشنهاد می‌ده واقعاً‌نام​ خوبه، ولی تو شرکت تجاری نور شمع می‌تونیم طرح‌های فوق‌العاده کمیابی رو یاد بگیریم. تازه، الان اتاق مراقبه‌خیلی​ پایه هم در دسترسه. بماند که اگه بریم شرکت تجاری آسمانی، باید همه‌چیز رو از صفر شروع کنیم.»

Flying Fish درحالی‌که با بردن نام آن «استادان» اشتیاق در دلش موج می‌زد، گفت: «نگرانی نداره که! حتی اگه یه اکانت جدید بسازیم، مهارت‌های فنی که جمع کردیم باهامون می‌مونه. از طرفی، طرح‌ها و دستورالعمل‌های کمیاب داره روزبه‌روز بیشتر می‌شه. خیلی زود می‌تونیم پیشرفت از دست‌رفته‌مون رو جبران کنیم. همچنین نباید یادت بره که شرکت تجاری آسمانی چند تا استاد هم داره. در مقایسه با دست‌وپا زدن تو تاریکی، اگه جا پای اونا بذاریم، شانسمون برای رسیدن به رتبه استاد خیلی بیشتر می‌شه.»

تنها دلیل قدرت کنونی شرکت تجاری‌کردم​ نور شمع، طرح‌های کمیابی بود که‌چهره​ در همان ابتدا به دست آورده بود.

با وجود این، پس از چهارمین تکامل قلمرو خدا، دشواری ساخت آیتم‌ها به‌طرز چشمگیری افزایش یافته بود. برای آن‌ها بسیار دشوار بود که‌اصلاً​ تنها با تکیه بر عوامل خارجی پیشرفت بیشتری کنند. اگر می‌توانستند راهنمایی آن چند استاد استخدام‌شده توسط شرکت تجاری آسمانی را دریافت کنند،‌لیدر​ شانسشان برای تبدیل شدن به استادان واقعی سبک زندگی بسیار بیشتر از زمانی بود که به ماندن در شرکت تجاری نور شمع ادامه می‌دادند.

Flying Fish جوان قدبلند و لاغری را که در کنارش ایستاده بود، ترغیب کرد: «Burning، چرا تو هم با من نمیای؟ با راهنمایی اون استادها، مطمئنم خیلی زود می‌تونی به یه استاد سبک زندگی تبدیل بشی. اون موقع، حتی ممکنه بتونی به رده‌های بالای دفن بهشت هم ملحق بشی.»

Burning Abyss به‌تازگی وارد شرکت تجاری نور شمع شده بود. در آن زمان، او تنها یک کارآموز پیشرفته بود. با این حال، به دلیل استعداد بی‌نظیرش، به‌سرعت موفق شد به یک مهندس پیشرفته تبدیل شود. در مقابل، Flying Fish تنها پس از تلاش‌های طولانی توانسته بود به یک کیمیاگر پیشرفته تبدیل شود.

اما Burning Abyss در پاسخ سرش را تکان داد.

معمولاً، گذشته از ساخت آیتم در کارگاهش، کاری که بیشتر از‌کشیش​ همه به آن علاقه داشت مطالعه در کتابخانه‌ها بود. علاوه بر‌محشری​ این، او نگاهی هم به اطلاعات جمع‌آوری‌شده توسط زیرو وینگ می‌انداخت.

با مطالعه اطلاعات جمع‌آوری‌شده، او به رازهای بسیاری پی برده‌همه​ بود که دیگران از آن‌ها بی‌خبر بودند؛ موضوعی که یکی‌کرد​ از دلایل پیشرفت سریع او در مهندسی نیز به شمار می‌رفت.

پیش از این، با دیدن شی فنگ که‌بودن​ توکن‌های ورود به شهر تایتان را بیرون آورد،‌گیلدهای​ پاهایش از شدت شوک تقریباً سست شده بود.

اگرچه شی فنگ توضیح کوتاهی درباره عملکرد توکن‌های ورود داده و تنها گفته بود کسانی که از آن استفاده کنند می‌توانند در کارگاه‌های ویژه آموزش ببینند و همچنین برخی طرح‌ها و دستورالعمل‌های کمیاب را یاد بگیرند، اما Burning Abyss دقیقاً می‌دانست شهر مقدس تایتان چه جور مکانی است.

آنجا مکانی بود‌آن‌ها​ که به‌عنوان سرزمین‌بلکه​ مقدس شناخته می‌شد.

شهر تایتان حتی دارای اتاق‌های تحقیقی بود که تمام استادان سبک زندگی رؤیای‌می‌نگریستند​ ورود به آن‌ها را در سر می‌پروراندند. کمکی که مواد تحقیقاتی آنجا می‌توانست‌اصلاً​ ارائه دهد، بارها دقیق‌تر و جامع‌تر از هرگونه راهنمایی توسط گروهی از بازیکنان بود.

Burning Abyss با جدیت به Flying Fish نگاه کرد و پرسید: «واقعاً قصد داری به شرکت تجاری آسمانی ملحق بشی؟»

Flying Fish با لحنی قاطع پاسخ داد: «معلومه.»

با شنیدن پاسخ Flying Fish، Burning Abyss نتوانست جلوی آه کشیدنش را بگیرد و گفت: «بهت توصیه می‌کنم نری. اگه به شرکت تجاری آسمانی ملحق بشی، قطعاً از تصمیم امروزت پشیمون می‌شی.»

ناولها | novelha.net