---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 446: شعله نقره‌ای • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 446: شعله نقره‌ای

0

همه بی‌درنگ‌ارزشمند​ با مخالفت فایر‌تلاش​ دنس هم‌صدا شدند.

آن‌ها اذعان داشتند که شی فنگ قدرت مبارزه‌ی هولناکی دارد. او آن‌قدر قدرتمند بود که حتی «گرگ سایه سرخ» با رتبه لرد کمیاب‌تله‌پورت​ را در نبردی رودررو مغلوب کرده بود. آن‌ها نیز پیش‌تر گمان می‌کردند شی فنگ شاید بتواند حتی بر یک گرند لرد هم چیره‌خطر​ شود و زمانی که به معبد ویران در هسته «دره مه سفید» برسند، شانسی برای شکست دادن گرند لرد سطح ۲۵ آنجا خواهند داشت.

هرچه باشد، غنایم یک گرند لرد بیش از حد وسوسه‌انگیز بود. به‌ویژه برای یک گرند لرد سطح ۲۵،‌وجود​ چرا که تجهیزات سطح ۲۵ دقیقاً همان چیزی بود که نیروی اصلی انجمن‌های مختلف در حال حاضر به‌بندازی​ آن نیاز داشتند. اگر می‌توانستند آیتمی حماسی به دست آورند، قدرت و روحیه انجمن به طرز چشمگیری افزایش می‌یافت.

با این حال، اکنون که‌تجهیزات​ در برابر «نگهبان آنوبیس» ایستاده‌اصلی​ بودند، ناگهان احساس حقارت می‌کردند.

تفاوت میان یک گرند‌اما​ لرد و یک های‌لرد،‌سنگی​ از زمین تا آسمان بود.

جان سالم به در بردن از‌سنگی​ خشم یک گرند لرد خود معجزه‌بدهد​ بود، چه رسد به شکست دادن آن.

شکی نبود که گنجینه‌ی پنهان در پسِ یک گرند لرد ارزشمند است. اما‌همچنان​ اگر شی فنگ تلاش می‌کرد لوح سنگی طلایی را برباید، بیش از ۹۹‌قوی‌تر​ درصد احتمال داشت جانش را از دست بدهد. این معامله اصلاً به صرفه نبود.

علاوه بر این، خدا می‌دانست که آیا‌همان​ پس از دزدیدن لوح سنگی توسط شی فنگ،‌نیاز​ آرایه تله‌پورت همچنان کار خواهد کرد یا نه.

اگر احتمال ضعیفی وجود‌اما​ داشت که کار نکند،‌سنگی​ همگی در آنجا می‌مردند...

آکوا رز توصیه کرد: «لیدر، چرا‌سنگی​ وقتی قوی‌تر شدیم برنگردیم؟ ارزششو نداره واسه‌معامله​ یه گنج ناشناخته جونتو به خطر بندازی.»

شی فنگ سرش را تکان داد و‌می‌دانست​ گفت: «شما اول برید. من خودم یه‌کار​ امتحانی می‌کنم. اگه واقعاً نشد، بعداً برمی‌گردیم.»

گرچه حرف آکوا رز منطقی بود، اما هیچ‌یک‌چیزی​ از آن‌ها از اهمیت لوح سنگی طلایی که‌اگر​ تحت محافظت یک گرند لرد قرار داشت، خبر نداشتند.

در ده سال ماجراجویی او در «قلمرو خدا»، گنجینه‌هایی که توسط گرند لردها محافظت می‌شدند، دست‌کم رتبه حماسی داشتند.‌خدا​ به دست آوردن یک آیتم حماسی قطعاً ارزش یک بار مردن را داشت. اگر در آینده برای آن بازمی‌گشت،‌وقتی​ احتمال داشت شخص دیگری لوح سنگی طلایی را تصاحب کرده باشد. هرچه باشد، «سرزمین ستاره سقوط‌کرده» چندان هم مخفی نبود.

وقتی همه عزم جزم شی فنگ را دیدند،‌برباید​ چاره‌ای نداشتند جز اینکه مطیعانه به سمت آرایه‌علاوه​ تله‌پورت بروند و آماده ترک سرزمین ستاره سقوط‌کرده شوند.

با این حال، درست همان لحظه که آکوا‌آیا​ رز می‌خواست آرایه تله‌پورت را فعال کند، دستانش‌کرد​ ناگهان خشک شد و عرق سرد بر پیشانی‌اش نشست.

حتی چهره دیگرانی که کنار او‌دقیقاً​ در آرایه تله‌پورت بودند نیز درهم رفت.‌حال​ گویی آماده رویارویی با دشمنی بزرگ می‌شدند.

آن قصد کشتنِ سرد و شدید، حسی‌لوح​ شبیه غوطه‌ور شدن در آب یخ را تداعی‌معامله​ می‌کرد و ناگهان نفس کشیدن برایشان دشوار شد.

فایر دنس نگاهی به نگهبان آنوبیس که در‌برباید​ هوا معلق بود انداخت و زمزمه کرد: «لیدر،‌علاوه​ اگه آرایه تله‌پورت رو فعال کنیم، نگهبان حمله می‌کنه.»

شی فنگ خنده‌اصلاً​ تلخی کرد: «واقعاً‌خدا​ هیچ راهی نداریم.»

او در حال حاضر مهارت [چشمان دانای کل] را فعال داشت،‌انجمن‌های​ بنابراین نگاه یخ‌زده‌ی نگهبان را نیز حس می‌کرد. به محض اینکه‌روحیه​ آکوا رز آرایه تله‌پورت را فعال می‌کرد، نگهبان آنوبیس ضربه می‌زد.

فعال‌سازی آرایه تله‌پورت معمولاً نزدیک به ۲۰ ثانیه‌سنگی​ زمان می‌برد. اگر شخصی که آرایه را فعال می‌کرد‌صرفه​ در این مدت حرکت می‌کرد، عملیات خودبه‌خود لغو می‌شد.

بیست ثانیه.

این زمان برای یک گرند لرد سطح ۳۰ کافی‌دزدیدن​ بود تا صدها بازیکن را به خاک و خون‌وجود​ بکشد، چه رسد به یک گروه ناچیز شش نفره.

از آنجا که این مکان‌تجهیزات​ منحصر‌به‌فرد بود، آن‌ها نمی‌توانستند برای‌اصلی​ خروج از طومارهای بازگشت استفاده کنند.

به عبارتی دیگر، اگر می‌خواستند خارج شوند، باید ۲۰ ثانیه در برابر نگهبان دوام‌بدهد​ می‌آوردند. یا این، یا اینکه باید آن‌قدر آنجا می‌ماندند تا بمیرند، یا همین حالا‌خواهد​ جان می‌دادند و مقداری تجربه، تبحر مهارت و یک قطعه تجهیزات را از دست می‌دادند.

اگر نمی‌خواستند تجهیزاتی از دست بدهند، می‌توانستند تمام لباس‌ها و زره‌هایشان‌جانش​ را درآورند. بدین ترتیب، هیچ‌یک از تجهیزاتشان دراپ نمی‌شد. در بدترین‌آرایه​ حالت، احتمال بسیار ناچیزی وجود داشت که آیتمی از داخل کیفشان بیفتد.

«ظاهراً چاره‌ای‌معامله​ جز امتحان‌صرفه​ کردنش ندارم!»

هرچه شی فنگ وضعیت را می‌سنجید، راه‌حل مناسبی به ذهنش نمی‌رسید. همچنین نمی‌توانست‌حال​ از عوارض زمین به نفع خود بهره ببرد. اگرچه گذرگاهی که از آن‌افزایش​ آمده بودند باریک بود، اما نگهبان آنوبیس آن‌قدر بزرگ نبود که نتواند دنبالش بیاید.

اکنون تنها راهی که تیم می‌توانست به سلامت خارج شود، این بود‌احتمال​ که او نگهبان را به دنبال خود بکشاند و منحرف کند. وگرنه با‌تله‌پورت​ قدرت یک گرند لرد و دامنه آسیب محیطی بسیار وسیعش، هیچ‌کس زنده نمی‌ماند.

«فایر دنس، آماده باش آرایه تله‌پورت رو فعال کنی. اگه آسیب‌جانش​ محیطی گرند لرد بهت رسید، از [محو شدن] یا [گام‌های باد] استفاده‌تله‌پورت​ کن تا دفعش کنی. تا وقتی تکون نخوری، آرایه تله‌پورت خاموش نمیشه.»

«من اول نگهبان‌اصلاً​ رو کایت می‌کنم. شماها‌می‌دانست​ حواستون به زمان‌بندی باشه.»

با گفتن این حرف، شی فنگ‌دقیقاً​ [گام باد] را فعال کرد و‌مختلف​ به سمت لوح سنگی طلایی خیز برداشت.

نگهبان آنوبیس بلافاصله‌است​ نگاهش را به‌می‌کرد​ شی فنگ دوخت.

وقتی شی فنگ تنها ۱۰ یارد با لوح‌برباید​ سنگی فاصله داشت، نگهبان ناگهان از بالای محراب ناپدید‌خدا​ شد و بی‌درنگ جلوی لوح سنگی طلایی ظاهر گشت.

آکوا رز در حالی که ناباوری‌خدا​ در نگاهش موج می‌زد، به نگهبان‌تله‌پورت​ خیره شد و گفت: «جابه‌جایی آنی!»

یک گرند لرد که [جابه‌جایی آنی]‌دقیقاً​ بلد بود... آیا هیچ بازیکنی می‌توانست‌مختلف​ از کشتارش جان سالم به در ببرد؟

چهره فایر دنس‌است​ درهم رفت و‌می‌کرد​ گفت: «چه هاله قدرتمندی.»

نگهبان آنوبیس ابتدا ۹۰ یارد از گروه فاصله‌برباید​ داشت. اکنون که فاصله‌اش با همه به کمتر از‌خدا​ ۴۰ یارد رسیده بود، درندگی‌اش تمام‌وکمال نمایان شده بود.

نگهبان در حالی که خشمش را آشکار‌می‌دانست​ می‌کرد و به شی فنگ چشم دوخته‌کار​ بود، غرید: «متجاوزان به سرزمین مقدس، بمیرید!»

ناگهان، نگهبان دست راستش را بالا برد. در لحظه‌ای، نیزه‌ای‌اصلی​ قیرگون به بلندی قامت شی فنگ در دستش ظاهر شد.‌دست​ سپس گرند لرد نیزه را به سمت شی فنگ تاب داد.

ویژژژ!

نیزه‌ای از نور هوا‌می‌کرد​ را شکافت و به‌برباید​ مقابل شی فنگ رسید.

شی فنگ که نمی‌خواست ریسک کند،‌خدا​ شمشیرهایش را ضربدری گرفت و از‌تله‌پورت​ مهارت [پری] برای دفع حمله استفاده کرد.

لحظه‌ای که نیزه نور با دو شمشیر برخورد کرد، شدت‌اصلی​ ضربه دستان شی فنگ را از هم باز کرد و‌دست​ او را بیش از ۲۰ یارد به عقب پرتاب کرد.

گروهی که کنار‌است​ آرایه تله‌پورت ایستاده بودند،‌لوح​ مات و مبهوت شدند.

تمام اعضای حاضرِ‌تلاش​ زیرو وینگ با قدرت‌طلایی​ شی فنگ آشنا بودند.

او حتی در حالت عادی می‌توانست با یک لرد هم‌سطح خود پنجه در پنجه‌کار​ شود. با این حال، اکنون تنها تماس نیزه نور، که بسیار ضعیف‌تر از نیزه‌برنگردیم​ سیاه خودِ نگهبان بود، شی فنگ را چنین مسافتی به عقب پرت کرده بود.

این نگهبان چقدر ترسناک بود؟!

شی فنگ در حالی که به دستان کاملاً بی‌حس شده‌اش نگاه می‌کرد،‌احتمال​ پوزخندی زد و گفت: «از یه گرند لرد همین انتظار می‌رفت. با‌آرایه​ اینکه قدرت مبارزه کلاس رده ۲ رو دارم، اما هنوزم کافی نیست.»

اگر مهارت [پری] آسیب نگهبان را خنثی نمی‌کرد، دست‌کم ۳ تا ۴ هزار HP از دست می‌داد.

با این حال، شی فنگ تنها به این دلیل‌دزدیدن​ حمله نگهبان را دریافت کرده بود که می‌خواست قدرتش‌وجود​ را بسنجد و توان رزمی گرند لرد را ارزیابی کند.

اکنون شی فنگ‌به‌ویژه​ درک کلی از قدرت‌همان​ مبارزه نگهبان آنوبیس داشت.

قدرت مبارزه متوسط رده ۳!

این گرند لرد می‌توانست‌می‌کرد​ یک بازیکن رده ۳‌برباید​ را مثل سگ کتک بزند.

اما حتی پس از ضربه زدن به شی‌آیا​ فنگ، نگهبان هیچ نشانه‌ای از توقف بروز نداد‌کرد​ و به سمت فایر دنس و دیگران چرخید.

«متجاوزان به سرزمین مقدس، بمیرید!»

نگهبان غرش کوتاهی کرد و دست‌می‌کرد​ چپش را دراز نمود. ناگهان، شعله‌ای‌احتمال​ نقره‌ای در کف دستش متراکم شد.

در یک چشم بر هم زدن، آن شعله که ابتدا به اندازه مشت بود،‌اصلاً​ تبدیل به آتشی عظیم به بزرگی یک خانه شد؛ حتی شی فنگ که در‌ضعیفی​ فاصله بیش از ۲۰ یاردی ایستاده بود، سوزش ناشی از حرارت آن را حس کرد.

ناولها | novelha.net