---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2949: پادشاه شمشیر رده ۳؟ • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 2949: پادشاه شمشیر رده ۳؟

0

حرف‌های شی فنگ، Southern Tiger را مات و مبهوت کرد. Moon Rain نیز که همان حوالی ایستاده بود، چشمانش را چرخاند و نگاهی تحقیرآمیز به شی فنگ انداخت؛ نگاهی که گویی فریاد می‌زد: «ممنون که واضحات را بیان کردی.»

Southern Tiger با حوصله توضیح داد: «رفیق، این‌طور نیست که نخوایم باس رو بکشیم. بحث اینه که تو این مرحله از بازی، زدن این باس اصلاً کار ما نیست. برای تانک کردنش حداقل به یه تانک اصلی رده ۴ نیاز داریم. تازه، حتی اگه همین الان یه تانک اصلی رده ۴ هم داشتیم که حواس باس رو پرت کنه، بازم با این DPS فعلی‌مون کشتنش خیلی چالش‌برانگیزه.»

سایر اعضای آتش روح در تأیید حرف‌های Southern Tiger پی‌درپی سر تکان دادند.

تمام اعضای حاضرِ آتش روح، بازیکنانی کهنه‌کار بودند که دست‌کم هفت سال در قلمرو خدا سابقه داشتند؛ از‌حین​ این رو، با استراتژی‌های شکار باس‌های وحشی کاملاً آشنا بودند. هرچند به نظر می‌رسید بازیکنان تا زمانی که‌باستانی​ بتوانند در برابر حملات باس زنده بمانند قادر به شکست هر باسی هستند، اما این تصور تماماً حقیقت نداشت.

تیریان نمونه بارزِ چنین استثنایی بود. با وجود اینکه یک باس اسطوره‌ای سطح ۱۰۰ به شمار می‌رفت، اما میزان HP آن حتی از باس‌های اسطوره‌ای سطح ۱۳۰ نیز فراتر بود. اغراق نبود اگر گفته می‌شد تیریان در میان تمام باس‌های اسطوره‌ای سطح ۱۰۰ که تا آن زمان دیده بودند، بالاترین HP را داشت.

از سوی دیگر، تیریان با داشتن چنین HP عظیمی، تنها با تکیه بر بازیابیِ ۲ درصدیِ خود در حین نبرد، می‌توانست هر پنج ثانیه ۱۲۰ میلیون HP بازیابی کند. اگر تیمی قادر نبود در هر ثانیه دست‌کم ۲۴ میلیون آسیب وارد کند، شکست دادن تیریان غیرممکن می‌شد.

با وجود این، باید در نظر داشت که به دلیل محدودیت‌های دنیای باستانی مینیاتوری، حتی متخصصان اوج در سوپر گیلدها نیز تنها می‌توانستند یک ست کامل از تجهیزات حماسیعظیمی​ سطح ۱۰۰ را با خود به همراه بیاورند. آن‌ها نمی‌توانستند هیچ آیتم افسانه‌ای ناقص یا بالاتری با خود بیاورند. یک متخصص اوج، تنها با تکیه بر سلاح‌ها و تجهیزات حماسی،‌می‌توانستند​ اگر خیلی خوش‌شانس بود می‌توانست در هر ثانیه ۵۰۰,۰۰۰ آسیب به یک هیولای اسطوره‌ای معمولی وارد کند؛ چه رسد به یک هیولای اسطوره‌ای که عنوان لرد قلمرو را یدک می‌کشید.

افزون بر این، چنین DPSای بر این فرض محاسبه شده بود که باس هیچ‌یک از حملات را جاخالی ندهد یا دفع نکند. با در نظر گرفتن این شرایط، DPS واقعی به نصف یا حتی کمتر از آن کاهش می‌یافت!

به بیان دیگر، تنها در صورتی که یک گروه ۲۰۰ نفره تماماً از متخصصان اوج در سطح‌دست‌کم​ سوپر گیلد تشکیل می‌شد و همگی تا دندان به سلاح‌ها و تجهیزات حماسی مسلح بودند، شانس کشتن‌زمانی​ تیریان را پیدا می‌کردند. تلاش برای شکست دادن تیریان با چیزی کمتر از این، حماقتی بیش نبود!

پس از شنیدن توضیحات Southern Tiger، وو لینگلینگ و سایر دانش‌آموزان نیز در دل با او موافقت کردند. هرچند آن‌ها با نحوه رویارویی با باس‌های اسطوره‌ای آشنایی نداشتند، اما به‌خوبی می‌دانستند که مشکل فعلی‌شان ضعف در استانداردهای مبارزه نیست. بلکه مسئله اصلی، کمبود استانداردهای تجهیزات و ویژگی‌های پایه‌شان بود. تیریان باسی نبود که بتوان صرفاً با تکیه بر تکنیک‌ها و استراتژی‌های خوب، او را از پای درآورد.

در این میان، شی فنگ نیز با شنیدن توضیحات Southern Tiger، در تأیید سر تکان داد. سپس رو به تیریان کرد و گفت: «نگرانی‌هایی که گفتی واقعاً دردسرسازه. با این حال، من یه روش خاص دارم که می‌تونه کمبود DPSمون رو جبران کنه. تنها مشکل اینه که آیا یه تانک اصلیِ درست‌وحسابی داریم که بتونه این باس رو مهار کنه یا نه.»

در قلمرو خدا، لردهای قلمرو موجوداتی نبودند‌بالاترین​ که گروه‌های معمولی بتوانند بدون داشتن برتریِ‌تکیه​ چشمگیر در سطح، آن‌ها را به چالش بکشند.

دلیل اول این بود که لردهای قلمرو از قدرت مخرب عظیمی برخوردار بودند. گروه‌های معمولی برای یافتن متخصصی که توانایی تحمل حملات قدرتمندِ لرد قلمرو را داشته باشد، به مشکل برمی‌خوردند. دلیل دوم، HP و دفاعِ حیرت‌انگیزِ لردهای قلمرو بود. ترکیب این دو عامل، برای منصرف کردن هر گروه معمولی از به چالش کشیدن لرد قلمرو، بیش از حد کافی بود.

با وجود این، این دو عامل همچنان اصلی‌ترین مشکل به شمار نمی‌رفتند. بلکه آنچه لردهای قلمرو را‌دست‌کم​ به حریفانی دردسرساز تبدیل می‌کرد، قلمرو مانای آن‌ها بود. آن‌ها نه تنها می‌توانستند با جمع‌آوری مانای متراکم، دفاع‌بتوانند​ خود را تقویت کنند، بلکه قادر بودند از این مانای انباشته‌شده برای افزایش قدرت مخربشان نیز بهره ببرند.

در این میان، برای مقابله با قلمرو مانای یک لرد قلمرو تنها دو راهکار وجود داشت. راهکار اول این بود‌می‌شد​ که بازیکنان از ویژگی‌های پایه و قدرت مخربِ خارق‌العاده‌ای برخوردار باشند. راهکار دوم، نابود کردن قلمرو مانای لرد قلمرو بود که‌میلیون​ در نتیجه، سختیِ شکست دادن او را کاهش می‌داد. تنها مسئله این بود که دستیابی به روش دوم، به‌مراتب دشوارتر بود.

با شنیدن حرف‌های شی فنگ، Southern Tiger مشتاقانه پرسید: «جدی میگی رفیق؟ واقعاً راهی برای زدن این باس داری؟ داریم درباره شش میلیارد HP حرف می‌زنیم. حتی یه گروه هزار نفره از متخصص‌ها هم برای پایین آوردن این مقدار HP به مشکل می‌خورن!»

تیریان به عنوان لرد قلمروِ یک سیاه‌چال منطقه‌ایِ حالت جهنمی در سطح ۱۰۰، برای بازیکنان فعلیِ دنیای باستانی مینیاتوری بی‌شک‌قلمرو​ موجودی شکست‌ناپذیر بود. اگر موفق می‌شدند تیریان را از پای درآورند، حتی با صرف‌نظر از پاداش‌های احتمالی، تنها شهرتی که‌قادر​ به دست می‌آوردند کافی بود تا آن‌ها را در یک چشم‌به‌هم‌زدن در کانون توجهِ تمامِ شهر صد جریان قرار دهد!

در این لحظه، حتی Moon Rain نیز نتوانست از نگاه دوباره به شی فنگ خودداری کند، در حالی که چشمانش مملو از تعجب و بدگمانی بود.

پیش از این، وقتی Southern Tiger به او گفته بود که شی فنگ ممکن است متخصص بزرگی باشد که می‌تواند با Blue Smile، بزرگ افتخاری «آتش روح»، رقابت کند، او کم‌وبیش نسبت به قضاوتش تردید داشت. با وجود این، پس از شنیدن حرف‌هایی که شی فنگ تازه به زبان آورده بود، اطمینان یافت که او یک متخصص قدرتمند نیست.

هر چه باشد، حرفی که شی فنگ زده بود، صرفاً مضحک به نظر می‌رسید. هر کسی که حتی اندکی دانش درباره لردهای قلمرو داشت، حرف‌هایش را خنده‌دار می‌یافت. Moon Rain احساس می‌کرد شی فنگ به جای یک متخصص قدرتمند، بیشتر شبیه یک کلاهبردار است.

اکنون که مردم در سراسر جهان، قلمرو خدا را به‌تکان​ عنوان دنیای دوم انسان‌ها پذیرفته بودند، جایگاه بازیکنان در این‌قلمرو​ بازی به اندازه جایگاهشان در دنیای واقعی اهمیت یافته بود.

در این میان، به دلیل جایگاه تیم ماجراجوی «آتش روح» در قلمرو خدا، افراد بی‌شماری به دنبال دوستی با مدیران این تیم بودند. در میان‌شکار​ این افراد، بسیاری صرفاً برای جلب توجه و ایجاد این توهم که متخصصانی قدرتمند هستند، درباره توانایی‌شان در انجام کارهای شگفت‌انگیز لاف می‌زدند. با وجود‌نمونه​ این، وقتی از این افراد خواسته می‌شد تا حرف‌هایشان را عملی کنند، عقب می‌کشیدند و برای ناتوانی خود شروع به تراشیدن انواع و اقسام بهانه‌ها می‌کردند.

به عقیده Moon Rain، شی فنگ هیچ تفاوتی با این افراد نداشت.

با رسیدن به این فکر، Moon Rain ناگهان لبخند زد و نگاهش را به شی فنگ دوخت و گفت: «حالا که فکر می‌کنی می‌تونیم باس رو بزنیم، چرا با هم همکاری نکنیم؟ ما اینجا تانک‌های اصلی کاردرستی داریم. به شرطی که بتونیم باس رو از پای دربیاریم، غنائم رو ۳۰ به ۷۰ تقسیم می‌کنیم. ۷۰ درصد مال تو و ۳۰ درصد مال ما. می‌تونی این‌طوری حساب کنی که ما داریم برات کار می‌کنیم. نظرت چیه؟»

با شنیدن حرف‌های Moon Rain، دیگر اعضای حاضرِ «آتش روح» نتوانستند جلوی خود را بگیرند و با سردرگمی به او نگاه کردند.

«آتش روح» یک تیم ماجراجوی برتر در قلمرو خدا بود.‌تکان​ معمولاً وقتی «آتش روح» باس‌هایی را برای دیگران از پای‌قلمرو​ درمی‌آورد، دست‌کم نیمی از غنائم باس را برای خود برمی‌داشت.

هر چه باشد، رویارویی با یک باس خطرات قابل‌توجهی به همراه داشت. این موضوع به‌ویژه در مورد باس‌های وحشی صدق می‌کرد. حتی اگر‌دیده​ بازیکنان توسط شفابخشان زنده می‌شدند، باز هم بخش عمده‌ای از تجربه خود را از دست می‌دادند. از این رو، رویه استاندارد «آتش روح»‌وارد​ این بود که غنائم را به طور مساوی با کارفرما تقسیم کند. در بهترین حالت، کارفرما تنها برای انتخاب غنائم حق تقدم داشت.

اگرچه تیم آن‌ها واقعاً برای از پای درآوردن‌داشت​ تیریان مستأصل بود، اما بخشیدن ۷۰ درصد از‌درصدیِ​ غنائم باس باز هم کمی زیاده‌روی به نظر می‌رسید.

هر چه باشد، آن‌ها ۲۰۰ بازیکن در جبهه خود داشتند، در حالی که در سمت شی‌بودند​ فنگ تنها ۳۱ بازیکن حضور داشت. ناگفته نماند که ۳۰ نفر از این ۳۱ بازیکن دانش‌آموز‌می‌رسید​ بودند. هر کسی می‌توانست بفهمد که تیم آن‌ها قرار بود بخش عمده کار را انجام دهد.

با وجود این، علی‌رغم سردرگمی‌شان، همه اعضای تیم «آتش روح» نظراتشان را پیش خود نگه داشتند. هر چه باشد، Moon Rain فرد دوم تیم محسوب می‌شد. با وجود اینکه تصمیم او کمی غافلگیرکننده بود، اما کاملاً هم غیرمنطقی به نظر نمی‌رسید. در چنین وضعیتی، حتی Southern Tiger هم نمی‌توانست بدون ارائه راهکاری بهتر، به راحتی با او مخالفت کند.

در این لحظه، حتی وو لینگلینگ و دیگر دانش‌آموزان نیز با تعجب به Moon Rain چشم دوختند.

گرچه آن‌ها با مبارزه علیه باس‌های اسطوره‌ای ناآشنا بودند، اما می‌دانستند که استخدام خدمات یک‌بازیابیِ​ تیم ماجراجوی برتر مانند «آتش روح» نباید تا این حد ارزان باشد. تقسیم ۳۰ به‌دادن​ ۷۰ به طوری که «آتش روح» سهم کمتری ببرد، در دنیای بیرون قیمتی غیرقابل‌تصور بود.

ناگفته نماند که خدمات «آتش روح» چیزی نبود که هر کسی بتواند درخواست کند. معمولاً شخص باید پیش‌پرداخت‌هفت​ هنگفتی می‌پرداخت تا «آتش روح» را وارد عمل کند. علاوه بر این، صرف‌نظر از موفقیت مأموریت، این پیش‌پرداخت بازگردانده‌حملات​ نمی‌شد. با این حال، اکنون تیمی از «آتش روح» برای همکاری پیش‌قدم شده بود. این موضوع واقعاً باورنکردنی بود.

وو لینگلینگ و بقیه که از این‌روح​ وضعیت به هیجان آمده بودند، با نگاه‌هایی‌بازیکنانی​ پر از انتظار به شی فنگ روی آوردند.

برخلاف انتظار همه، شی فنگ پیشنهاد Moon Rain را قاطعانه رد کرد و گفت: «شرمنده، اما نمی‌تونم با پیشنهادتون موافقت کنم.»

سپس، درست زمانی که Moon Rain می‌خواست بخندد و چیزی بگوید، شی فنگ افزود: «تقسیم ۳۰ به ۷۰ خیلی کمه. اگه قراره همکاری کنیم، باید حداقل ۱۰ به ۹۰ باشه!»

با شنیدن حرف‌های شی فنگ، Moon Rain خنده‌اش را خورد و با خشم به او خیره شد. سپس با لحنی تند غرید: «تقسیم ۱۰ به ۹۰؟ فکر کردی کی هستی؟ رو چه حسابی همچین قیمتی می‌خوای؟ چرا به جاش جیبمون رو نمی‌زنی؟»

در همین حین، درست زمانی که دیگر اعضای «آتش روح» می‌خواستند در تأیید حرف‌های Moon Rain سر تکان دهند، شی فنگ با آرامش گفت: «رو این حساب که من یه پادشاه شمشیر رده ۳ با قلمرو مانا هستم!»

بلافاصله پس از اینکه صحبت‌های شی فنگ به پایان رسید،‌۱۰۰​ فضای اطراف او ناگهان دچار اعوجاج شد و تمام اعضای‌می‌شد​ «آتش روح» احساس کردند بدنشان به شدت سنگین شده است!

ناولها | novelha.net