چپتر 2225: درهمشکستن هزاران حمله تنها با یک حرکت
0حاضران در کولوسئوم الهی،دامنه در بهتی عمیق بهدرخشان شی فنگ خیره شدند.
«شعلۀ سیاهنیتهای از جونشچنان سیر شده؟»
قدرت انجمن پیوند ستاره بر کسی پوشیده نبود. با وجود بیش از ۷۰۰ متخصص قلمرو پالایش تحت فرمان پیوند ستاره، حتی ابرقدرتهای معمولیبدون نیز ناچار بودند در برابر این انجمن سر تعظیم فرود آورند، چه رسد به زیرو وینگ. افزون بر این، پیوند ستاره «لژیون جانورگرفتن مجنون» و «کارگاه زخم نبرد» را نیز در اختیار داشت؛ دو گروهی که اعضایش را مشتی دیوانه و تشنه به خون تشکیل میدادند.
با وجود این، شی فنگ به جای عقبنشینیکردن موقت و فراهم کردن بستر رشدِ بیدغدغه برایلحظهای انجمن خود، رویارویی با پیوند ستاره را برگزید.
برای لحظهای، حاضران با خود اندیشیدند که شاید نمایش قدرتمعاونان پیوند ستاره، عقل از سر شی فنگ پرانده و اوداده بدون هیچ تفکری، صرفاً کلماتی را در مخالفت پرانده است.
خون ظریف با نگاهی بهقدرتمند قلب تسلیمناپذیر گفت: «هاهاها! قلبدرمیآورد تسلیمناپذیر، مثل اینکه متحدت بدجوری کلهشقه!»
واقعاً نیازی به این کار بود؟ با نادیدهفراهم گرفتن طعنه خون ظریف، قلب تسلیمناپذیر همانطور که بهلحظهای شی فنگ نگاه میکرد، با تأسف سر تکان داد.
در واکنشی متقابل، اعضای پیوند ستاره با نگاههایی سرد و بیروح به شی فنگرویارویی خیره شدند و نیت قتلی هولناک از خود ساطع کردند. ترکیب این نیتهای قتلاست چنان قدرتمند بود که احتمالاً حتی متخصصان قلمرو دامنه را نیز به لرزه درمیآورد.
سپیدهدم درخشان، یکی از معاونان انجمن پیوند ستاره، با صدای بلند اعلام کرد: «شعلۀ سیاه! رهبرلطف انجمن ما لطف کرده و این فرصت رو بهت داده! احمق بازی درنیار! اگه رهبرمون قاطیبرسه کنه، حتی انجمن روح تسلیمناپذیر هم از خشمش قسر در نمیره، چه برسه به زیرو وینگ!»
تمامی حاضران در سالن ادعای سپیدهدم درخشان را شنیدند، امادرمیآورد با وجود لحن متکبرانهاش، هیچکس برای رد این ادعا تلاشیلطف نکرد. حتی قلب تسلیمناپذیر نیز در این باره سکوت پیشه کرد.
حرفهای سپیدهدم درخشان حقیقت داشت. در همان لحظهایفراهم که پیوند ستاره بیش از ۷۰۰ متخصص قلمرو پالایشلحظهای را به میدان فرستاد، بسیاری از معادلات روشن شد.
ابرقدرتهای مختلف همواره بخشی از قدرت واقعی خود را پنهان نگه میداشتند و تنهارویارویی درصد ناچیزی از آن را به نمایش میگذاشتند. با وجود این، همان درصد ناچیزیاست که پیوند ستاره فاش کرده بود، بسیار فراتر از کل قدرت انجمن روح تسلیمناپذیر بود.
اگر لو شینگلو تصمیم میگرفت کمی تلفاتسپیدهدم را به جان بخرد، پیوند ستاره میتوانستکرد انجمن روح تسلیمناپذیر را با خاک یکسان کند.
در حالی که حاضران مشغول بحث درباره صحبتهایدامنه سپیدهدم درخشان بودند، شی فنگ بدون کوچکترین توجهی بهاعلام آن مرد، نگاهش را به سمت لو شینگلو چرخاند.
«میتونی شانست رو امتحان کنی!»
این حرف شی فنگ، موجعقبنشینی جدیدی از بهت و حیرت رابیدغدغه در میان جمعیت به راه انداخت.
«شعلۀ سیاه پاک عقلش رو از دستسپیدهدم داده! یعنی شک داره که پیوند ستاره بارهبر تمام قوا برای نابودی زیرو وینگ میاد جلو؟»
«خیلی دل و جرئتچنان داره، اما با این کارلرزه گور انجمنش رو هم کند.»
«شعلۀ سیاه داره کل انجمنش روعقبنشینی با خودش به قعر میکشه! دلمبیدغدغه به حال اعضای زیرو وینگ میسوزه!»
صحبتهای سپیدهدم درخشان ثابت کرد که مسابقه امروز صرفاً یک نبرد ساده نخواهدخود بود. اگر زیرو وینگ از پذیرش شکست امتناع میورزید، پیوند ستاره برای نابودی اینمخالفت انجمن از هیچ تلاشی فروگذار نمیکرد و دیگر اجازه نفس کشیدن به آنها نمیداد.
از سوی دیگر، بیان شدن این اولتیماتوم دردرخشان حضور قدرتهای بزرگ امپراتوری شب تاریک، نشان میدادلطف که این حرفها صرفاً یک تهدید توخالی نیست.
با وجود این، شی فنگ همچناناحتمالاً جرئت کرده بود در برابر پیوند ستارهیکی قد علم کند. او واقعاً مجنون بود!
Aqua Rose، Gentle Snow و دیگر متخصصان زیرو وینگ با دیدن نگاههای ترحمآمیزی که جمعیت از پشت سر شی فنگ به آنها میانداختند، چارهای جز زدن لبخندی تلخ نداشتند.
در یکی از اتاقهای ویژه طبقه دوم، Happy Art در حالی که پشت سر Melancholy ایستاده بود، با اضطراب به گفتگوی میان شی فنگ و سران انجمن پیوند ستاره چشم دوخته بود.
Happy Art پرسید: «رئیس، هیچ راهی نیست که جلوی این کار رو بگیریم؟ زیرو وینگ با این قدرتی که الان داره میتونه تو محاصره قلعه پیش رو کمک بزرگی باشه. ولی اگه پیوند ستاره اونا رو شکست بده، نتیجه محاصره هم تحت تأثیر قرار میگیره.»
Melancholy پاسخ داد: «نمیتونم دخالت کنم. پیوند ستاره هم یکی از شرکای ماست و تو محاصره کمک خیلی بزرگی به حساب میاد. شعلۀ سیاه هنوز یکم خامه.» سپس در حالی که با ناامیدی به شی فنگ نگاه میکرد، سر تکان داد و افزود: «امیدوار بودم بتونیم رابطهمون رو با زیرو وینگ عمیقتر کنیم، چون شعلۀ سیاه آدم توانمندی به نظر میرسید، اما مثل اینکه اشتباه میکردم.»
رهبران انجمن باید هموارهمیدادند توسعه انجمن خود را برکردن هر چیز دیگری مقدم بشمارند.
هنگامی که Melancholy برای نخستین بار با شی فنگ ملاقات کرد، از قدرت فردی او شگفتزده شده بود. این رهبر انجمن در ابتدا تأثیر مثبتی بر او گذاشته بود، اما اینکه شی فنگ حاضر بود به خاطر حفظ غرور شخصیاش، کل انجمن خود را به نابودی بکشاند، حماقتی محض به شمار میرفت.
نظر Melancholy درباره عملکرد فعلی شی فنگ را میشد تنها در یک کلمه خلاصه کرد: ناامیدکننده!
در حالی که تمام نگاهها و بحثها معطوفدامنه به شی فنگ بود، لو شینگلو که تا آناعلام لحظه سکوت کرده بود، سرانجام لب به سخن گشود.
لو شینگلو با چهرهای درهمکشیده غرید: «خوبه! خیلی هم خوبه!بستر فقط امیدوارم بعد از مسابقه هم همینقدر کلهشق بمونی!» حتی یکعقل احمق هم میتوانست شعلههای خشم را در لحن او حس کند.
اگر قوانین سختگیرانه کولوسئوم الهی در ممنوعیت نبردهای PvP نبود، هیچکس تعجب نمیکرد اگر لو شینگلو در همان لحظه به نیروهایش دستور میداد تا به اعضای زیرو وینگ حمله کنند و نگذارند حتی یک نفر از آنها زنده از آنجا خارج شود.
اما در عوض، لودامنه شینگلو نیروهایش را به سمتیکی منطقه انتظار تعیینشدهشان هدایت کرد.
با وجود اینکه او چیز دیگری نگفته بود،دامنه جمعیت متوجه شد که پس از این مسابقه،بلند طوفانی در امپراتوری شب تاریک به پا خواهد شد.
Delicate Blood در حالی که خروج لو شینگلو را از سالن اصلی تماشا میکرد، به Unyielding Heart هشدار داد: «لو شینگلو الان واقعاً خشمگین است. بهتر است گیلد شما از این به بعد مراقب باشد. پیوند ستاره ممکن است تصمیم بگیرد برای تضمین ثبات مطلق در امپراتوری شب تاریک، پیش از نابودی کامل زیرو وینگ، گیلد روح تسلیمناپذیر را از امپراتوری بیرون براند.»
Unyielding Heart در پاسخ با جدیت سر تکان داد: «به نظر میرسد نبرد اجتنابناپذیر است.»
او میدانست که پیوند ستاره قویتر شده است. در واقع، پایههای این گیلداعلام چنان مستحکم بود که از قبل فتح قاره غربی را آغاز کرده بود. درکنه این مرحله از بازی، ابرقدرتهای بسیار کمی قادر به انجام چنین کار بزرگی بودند.
فاصله بسیار زیادی میان دو قاره قلمرومتخصصان خدا وجود داشت. بازیکنان تنها با تکیهمعاونان بر روشهای خاصی میتوانستند بین آنها سفر کنند.
طبیعتاً، توانایی سفر بین قارهها، مزایای عظیمی برای یک گیلد به همراه داشت.برای هر قاره جغرافیای متفاوتی داشت و در نتیجه، از ویژگیهای خاص متفاوتی برخوردار بود.کلماتی اگر گیلدی میتوانست از هر دو قاره بهرهبرداری کند، پیشرفتش تقریباً تضمین شده بود.
همانطور که جمعیت خروج اعضای زیرو وینگ را از سالنرشدِ تماشا میکردند، توجه خود را به میدان مبارزه معطوف ساختند.عقل مقامات ارشد ابرقدرتهای مختلف، بهویژه برای شروع مسابقه مشتاق بودند.
پیوند ستاره مدتی بود که در خفا پیشرفت میکرد و بهندرت بابلند سایر ابرقدرتها درگیر میشد. حتی زمانی که این اتفاق میافتاد، دامنه درگیری رارهبرمون محدود میکرد. از این رو، هیچکس تصوری از عمق قدرت این گیلد نداشت.
اکنون که پیوند ستاره قصد داشت با تمام قوا به زیرو وینگ حمله کند، این فرصتی عالی برای کسب اطلاعات بیشتر از این گیلد بزرگتر بود.بازی با وجود اینکه زیرو وینگ به اندازه ابرقدرتهای مختلف قوی نبود و تنها ۱۰۰ متخصص قلمرو پالایش داشت، اما از قدرت کافی برای افشای تواناییهای متخصصان پیوندهمان ستاره برخوردار بود. قدرت یک متخصص تنها به استانداردهای مبارزهای او محدود نمیشد. سلاحها، تجهیزات، تکنیکهای مبارزه، مهارتها، طلسمها و آیتمهای ویژه، همگی نقش مهمی ایفا میکردند.
جنبههای بسیاری از قدرت یکجای متخصص وجود داشت که تابستر زمان مبارزه او، قابل مشاهده نبود.
خوشبختانه، میدان نبرد ۱۰ هزار نفرهموقت در کولوسئوم الهی، مکانی بینقص برایبرای مشاهده قدرت همهجانبه یک گیلد بود.
میدان نبرد ۱۰ هزار نفره، نقشهای در فضای باز بود کهصدای وسعت آن به نیمی از یک نقشه معمولی در دنیای بیرونبازی میرسید. طبیعتاً برای کسب پیروزی، باید تمام حریفان از پای در میآمدند.
لحظهای بعد، ارتشهای زیرو وینگ و پیوند ستارهدامنه در محوطه باز ظاهر شدند. جنگل انبوهی پشت سراعلام ارتشها قرار داشت که پوشش مناسبی را فراهم میکرد.
«تنها امید زیرو وینگ اینه کهعقبنشینی به جنگل عقبنشینی کنه و ازبیدغدغه تاکتیکهای چریکی علیه پیوند ستاره بهره ببره.»
«دقیقاً! نبرد مستقیم برای زیرو وینگ خودکشیه، اما حتیبستر تاکتیکهای چریکی هم براشون دردسرساز میشه. بیش از ۷۰۰شاید متخصص قلمرو پالایشِ پیوند ستاره، نیروی ترسناکی توی جنگل میشن.»
بسیاری از تماشاگران، مقامات ارشد قدرتهای بزرگ بودند. همه آنهامعاونان نبردهای میدانی را تجربه کرده بودند، بنابراین میدانستند که متخصصان قلمرواحمق پالایش در یک جنگل انبوه تا چه حد میتوانند وحشتناک باشند.
با وجود این، اعضای زیرو وینگ همانطور کهدامنه انتظار میرفت به جنگل پناه نبردند. در عوض، بهاعلام محض شروع مسابقه، به ارتش پیوند ستاره یورش بردند.
«زیرو وینگ دنبال نبرد مستقیمه؟»
این اتفاقتشکیل همه راجای غافلگیر کرد.
یک تیم برای پیروزی در نبرد مستقیم و دریکی محوطهای باز، باید به قدرت همهجانبه خود تکیه میکردفرصت و قدرت پیوند ستاره بسیار بیشتر از زیرو وینگ بود.
لو شینگلو همانطور که تماشا میکرد شی فنگ با یک تیم ۳۰۰درخشان نفره در پی او رهبری حمله را بر عهده دارد، ناسزا گفت:داده «لعنتیها!» سپس فرمان داد: «حملاتتون رو متمرکز کنید! اول کلک اونا رو بکنید!»
با دستور رهبرشان،تشکیل اعضای دوربرد پیوند ستارهموقت دست به کار شدند.
هزاران طلسم و تیر به سمت گروه شیکردن فنگ به پرواز درآمد. در برابر چنین حمله بیرحمانهای،اندیشیدند حتی مو بر تن متخصصان اوج نیز سیخ میشد.
در حالت عادی، در چنین نبرد بزرگی، تانکهای اصلی هر دو طرف دیوار دفاعیکرد تشکیل میدادند و بهآرامی به سمت حریفان خود پیشروی میکردند، اما شی فنگ وروح دیگران پروتکلهای معمول را نادیده گرفتند و مانند دیوانهها به سوی ارتش پیوند ستاره دویدند.
تکتک اعضای حاضر در پیوند ستاره، متخصصی در میان متخصصان بودند و حملاتی بسیار دقیقتر از متخصصان معمولی داشتند. مهمتر از همه، آنها حملات خود را بهخوبی هماهنگاگه میکردند. علاوه بر این، متخصصان قلمرو پالایش پیوند ستاره لحظهای پس از رگبار اول، حملات خود را آغاز کردند تا از هرگونه نقطه کوری که بازیکنان پس ازبسیاری مسدود کردن حملات اولیه از خود نشان میدادند، بهرهبرداری کنند. چنین حمله کوبندهای میتوانست حتی متخصصان اوج تانک اصلی را در یک چشم به هم زدن از پای درآورد.
اما درست زمانی که طلسمها و تیرها مانند گرگهایی گرسنه بررشدِ سر اعضای زیرو وینگ فرود میآمدند، شی فنگ پرتو کشتار راپرانده از غلاف بیرون کشید و تیغه را به جلو تاب داد.
«لبه صاعقه!»
قوسهای بیشماری از صاعقه به جلو شلیک شد و رودخانهای آبیرنگ را شکل داد که به طلسمها و تیرهای درداده حال سقوط برخورد کرد. به محض اینکه این حملات دوربرد با این رودخانه صاعقه روبهرو شدند، از بین رفتند. پسهیچکس از محو شدن حملات هر دو طرف، دهانه کوچکی به وسعت ۵۰ یارد، دو ارتش را از هم جدا کرد.