چپتر 2431: هیاهو در عمارت اژدها-ققنوس
0Nine Dragons Emperor تلاشی برای پنهان کردن صدایش نکرد و اعضای عمارت اژدها-ققنوس در سالن طبقه اول، صدای او را شنیدند. گفتهاش بیدرنگ هیاهویی در سالن به پا کرد.
«چی؟ انجمن میتولوژیامیدی میخواد با انجمناگرچه ما همکاری کنه؟»
«میتولوژی یکی از پنج سوپر انجمن بزرگه. اگه بتونیم باهاشون شریکآسان بشیم، انجمن ما بیشتر از هر زمان دیگهای قدرت و نفوذپایههای به دست میاره. حتی سوپر انجمنها هم مجبور میشن بهمون احترام بذارن.»
«فقط این نیست. خیلی از قدرتهای جهانهای دیگه وارد امپراتوری آخرالزمان شدن و دارن سردستکم منابع با ما رقابت میکنن. اگه خبر شراکت ما با میتولوژی پخش بشه، حتی اونشراکتی قدرتها هم ازمون میترسن و دیگه جرئت نمیکنن همینجوری تو مناطق آزاد بهمون حمله کنن.»
میتولوژی برای بیشتر بازیکنان عادی تنها یک سوپراستخدام انجمن مشهور بود، اما اعضای عمارت، بهویژه اعضایدستکم داخلی آن، میدانستند که میتولوژی به این سادگیها نیست.
پنج سوپر انجمن بزرگ دنیای بازیهای مجازی، در زمان پیدایش بازیهایاستخدام واقعیت مجازی تأسیس شده بودند. هر یک از آنها بیش از یکراحتی قرن قدمت داشت و مسئول برگزاری بسیاری از رقابتهای مجازی بینالمللی بود.
به طور کلی، بازیکنان باید عملکردی درخشان در این رقابتهاقابلتوجهی به نمایش میگذاشتند تا به عضویت داخلی یکی از پنج سوپرتصور انجمن بزرگ درآیند. متخصصان عادی هیچ امیدی به پذیرفته شدن نداشتند.
اگرچه پنج سوپر انجمن بزرگ پس از انتشار قلمرو خدا شرایط استخدام خود رافرد به میزان قابلتوجهی آسان کرده بودند، اما همچنان فرد باید دستکم یک متخصص قلمروخواهان پالایش میبود. به راحتی میشد تصور کرد که پایههای این سوپر انجمنها چقدر قدرتمند است.
این حقیقت که میتولوژی فعالانهقلمرو خواهان شکلدهی شراکتی با عمارتمیزان اژدها-ققنوس بود، باورنکردنی به نظر میرسید.
تمام اعضای عمارت در سالن، به سمت Phoenix Rain چرخیدند.
Nine Dragons Emperor به وضوح بیان کرده بود که همکاری یا عدم همکاری انجمنشان با میتولوژی، کاملاً به تصمیم Phoenix Rain بستگی دارد. طبیعتاً، همه آنها گمان میکردند که پاسخ او را میدانند.
با دیدن نگاههای مشتاق و منتظر همه، Blue Phoenix دندانغروچهای کرد و با حرص گفت: «آبجی Rain، Nine Dragons Emperor داره از قصد این کار رو میکنه!»
با وجود اینکه استاد اعظم عمارت و بزرگان اعظم مسئولیت انتخاب استاد اعظم بعدی در عمارتدستکم اژدها-ققنوس را بر عهده داشتند، اما تأیید نامزد توسط اعضای انجمن نیز فوقالعاده حیاتی بود. اگر اکثریتنظر اعضای انجمن از نامزد موردنظر خوششان نمیآمد، آن شخص هرگز به استاد اعظم بعدی عمارت تبدیل نمیشد.
اعضای عمارت هیچ شکی نداشتند که شراکت با میتولوژی بسیار مهمتر از سهام شرکت تجاری نور شمع است. تنها یکمتخصص احمق چنین فرصتی را رد میکرد. منافعی که عمارت میتوانست از اتحاد با میتولوژی به دست آورد، بیحساب بود. تنهاچرخیدند در دست داشتن پرچم این سوپر انجمن کافی بود تا هر ابرقدرتی در امپراتوری آخرالزمان را از تحریک عمارت اژدها-ققنوس بازدارد.
میتولوژی همچنین میتوانست مواد و کالاهای ارزشمند فراوانی رامیزان از قاره غربی فراهم کند. عمارت اژدها-ققنوس از اتحاد باراحتی میتولوژی، بسیار بیشتر از شرکت تجاری نور شمع سود میبرد.
اگر Phoenix Rain تصمیم میگرفت سهام خود از شرکت تجاری نور شمع را نفروشد، خشم و کینه تمام اعضای انجمن را به جان میخرید.
Blue Phoenix یقین داشت که Nine Dragons Emperor به این دلیل موضوع را عمداً علنی کرده است که از روحیات کلی Phoenix Rain خبر دارد. او برای قراردادها و لطفها ارزش قائل بود و Nine Dragons Emperor میدانست که او به همین راحتی سهامش از شرکت تجاری را واگذار نمیکند. از این رو، درست در لحظهای که Phoenix Rain به اقامتگاه بازگشت، او عمداً Cold Shadow را به سالن طبقه اول هدایت کرده بود. شاید تظاهر میکرد که مهمانشان را به اتاق جلسات راهنمایی میکند، اما در حقیقت، میخواست همه دیدار این دو زن را ببینند.
پس از آنکه Phoenix Rain برای لحظاتی طولانی سکوت کرد، Cold Shadow افزود: «استاد عمارت Phoenix، اگه فکر میکنی پیشنهاد میتولوژی کافی نیست، میتونی خواستههات رو بگی. تا جایی که تو حیطه اختیاراتم باشه، با دقت بهشون فکر میکنم.» او با لبخندی ادامه داد: «حتی حاضرم تعدادی از رونهای مبارزهای رو که مختص قاره غربی هستن، بهت بفروشم.»
با آخرین جمله Cold Shadow، مردی قدبلند و تنومند که پشت سرش بود، قدمی جلو گذاشت. رونهای نقرهای روی تجهیزاتش درخشیدند و با جذب مانای محیط، بیدرنگ شدت هاله او را به سطح جدیدی ارتقا دادند. حتی متخصصان اوج رده ۲ در سالن نیز یک قدم عقب نشستند و با ترسی در نگاهشان به مرد خیره شدند.
چگونه او به طور ناگهانی اینقدر قدرتمند شد؟ حتی Blue Phoenix که اکنون بازیکنی رده ۳ بود، از این دگرگونی شوکه شد.
با وجود اینکه حس کرده بود مرد بسیار خطرناک است و به توانایی خود برای ایستادگیدستکم در برابر او اطمینان داشت، اما اکنون در مقابلش احساس ناتوانی میکرد. با وجود این، میتوانست تشخیصنظر دهد که تفاوت میان آنها از ویژگیهای پایه سرچشمه نمیگرفت، بلکه ناشی از ظرفیتهای ذهنی متفاوتشان بود.
پس این همان رون مبارزهاینداشتند است که در قاره غربیشرایط بر سر زبانها افتاده است؟
این وضعیت حتی Nine Dragons Emperor را نیز غافلگیر کرد. هرچند عمارت اژدها-ققنوس هیچ قدرتی در قاره غربی نداشت، اما در مورد آن تحقیق کرده بود. این عمارت حتی تعداد زیادی از اعضای داخلی خود را به قاره غربی اعزام کرده بود و با وجود اینکه تلاشهایشان نتایج زیادی در بر نداشت، اما بهتر از هیچ بود.
بر اساس گزارشهای عمارت، رونهای مبارزه نوع خاصی از ابزارقابلتوجهی بودند که شباهت زیادی به افسونهای یافتشده در قاره شرقی داشتند.تصور با وجود این، رونهای مبارزه کنترل قویتری بر مانا فراهم میکردند.
رونهای مبارزه نمیتوانستند ویژگیهای پایه اضافی ارائه دهند،استخدام اما سازگاری بازیکنان با مانا را افزایش میدادند.دستکم آنها حتی میتوانستند ظرفیت ذهنی بازیکن را بهبود بخشند.
در ابتدا از نظر Nine Dragons Emperor، رونهای مبارزه چندان هم چشمگیر نبودند. ویژگیهای پایه و استانداردهای مبارزه بسیار مهمتر از کنترل مانا و ظرفیت ذهنی به شمار میرفتند.
با وجود این، پس از رسیدنشرایط به رده ۳ متوجه شد کهکرده تا چه حد در اشتباه بوده است.
کنترل مانا و ظرفیت ذهنی، هر دو برای قدرت مبارزه بازیکنان اهمیت فوقالعادهای داشتند؛ چرادستکم که بر توانایی بازیکن در دستکاری بدن مانا تأثیر میگذاشتند. هرچه بازیکن کنترل بیشتری برشراکتی بدن مانای رده ۳ خود میداشت، قدرت مبارزه کلی او نیز به همان نسبت افزایش مییافت.
اکنون که عملکرد رونهای مبارزهقلمرو را به چشم خود میدید،میزان به قدرت وحشتناک آنها پی برد.
اگر میتوانست مجموعه بزرگی از سلاحها و تجهیزات دارای رون مبارزهاستخدام را برای خود و زیردستانش فراهم کند، هیچکس در جزیره قلبمیبود اژدها یا امپراتوری اژدهای سیاه قدرت تهدید جایگاه او را نمیداشت.
Cold Shadow با دیدن واکنشهای جمع، پوزخند مغرورانهای زد و توضیح داد: «رون مبارزهای که ما روش تحقیق کردیم خیلی چشمگیره، مگه نه؟ این تازه توی رتبه پیشرفته رده ۲ قرار داره که اصلاً با رونهای مبارزه رده ۳ ما قابل قیاس نیست، اما میتونه قدرت مبارزه بازیکنای رده ۲ رو دو برابر کنه. تازه، میتونه قدرت مبارزه متخصصای رده ۳ رو هم حسابی بالا ببره.»
این حتی بهترین چیزی نیست که دارن؟ Nine Dragons Emperor در کمال ناباوری نفسش را در سینه حبس کرد.
این حقیقت واقعاً رعبآور بود!
با وجود اینکه مرد تنومندِ کنار Cold Shadow به قلمرو دامنه رسیده بود، Nine Dragons Emperor میتوانست حس کند که او تنها به اندازه Martial Dragon قوی است؛ اما پس از فعال کردن رون مبارزهاش، حتی Martial Dragon نیز نمیتوانست مدت زیادی در برابر او دوام بیاورد.
با این حال، Cold Shadow به آنها گفته بود که رون مبارزه مرد تنومند تنها در رتبه پیشرفته رده ۲ قرار دارد. Nine Dragons Emperor حتی نمیخواست تصور کند که اگر این مرد تنومند به یک رون مبارزه رده ۳ مجهز میشد، تا چه حد قدرتمند میگشت.
در همین لحظه بود که Nine Dragons Emperor کم و بیش متوجه شد چگونه انجمن «اسطوره» به عنوان یکی از پنج سوپر انجمن بزرگ، حتی در بازیای مانند قلمرو خدا دوام آورده است. روی کاغذ، عمارت اژدها-ققنوس ممکن بود تنها یک رتبه ضعیفتر از انجمن «اسطوره» باشد، اما تفاوت واقعی آنها مانند تفاوت میان یک مورچه و یک اژدها بود.
همانطور که انتظار میرفت، نمایش مردخدا تنومند با رون مبارزهاش، بار دیگر غوغاییکرده در میان اعضای عمارت به پا کرد.
«این فوقالعادهست! اگه منم بتونم اوناگرچه رون مبارزه رو تجهیز کنم، شاید بتونممیزان با متخصصای اوج رده ۲ رقابت کنم!»
«با اون رون مبارزه، میتونمخدا یه مأموریت ارتقای رده ۳ باآسان درجه سختی بالاتر رو کامل کنم!»
بسیاری از متخصصان قلمرو پالایش و قلمرو جریان آب، در حالی که به مرد تنومند خیره شده بودند، چشمانشان میدرخشید. همه آنها مشتاقانه منتظر بودند تا Phoenix Rain با پیشنهاد Cold Shadow موافقت کند.
با وجود این، هرچه اشتیاق همراهانش برای رونهای مبارزه انجمن «اسطوره» بیشتر میشد، چهره Phoenix Rain تاریکتر میگشت. او هرگز تصور نمیکرد که انجمن «اسطوره» آنقدر برای سهام «نور شمع» استیصال داشته باشد که گنجینههای انجمن مانند رونهای مبارزه را بفروشد.
اگر اکنون پیشنهاد انجمن «اسطوره»نداشتند را رد میکرد، به دشمنشرایط شماره یک انجمن خودشان تبدیل میشد.
با این حال، درست زمانی که میخواست صحبت کند، هیاهوی دیگری در بیرون از سالندستکم انجمن به پا شد. با گذشت ثانیهها، بازیکنان بیرون سر و صدای بیشتری به راهشراکتی انداختند. بسیاری از اعضای داخل سالن انجمن از روی کنجکاوی به بیرون از ساختمان دویدند.
Blue Phoenix از یکی از همانجمنیهای نزدیکش با تحکم پرسید: «شماها چتون شده؟ بیرون چه خبره؟»
یک کماندار رده ۲ که نزدیک ورودیشرایط بود، در جواب فریاد زد: «کشتیهای پرنده!همچنان سه تا کشتی پرنده بالای اقامتگاهمون رسیدن!»