چپتر 3222: شکافتن آسمان با یک تکبرش
0«آقا، اصلاًپاراگونهایی میفهمی داریروابط چی میگی؟»
با شنیدن سخنان متکبرانهای که از دهان شی فنگ خارج شد، Uncaring Arrogance چارهای جز شک کردن به گوشهایش نداشت.
همه در پادشاهی رودخانه باستانی، «متعصب نیزه»، Saint Three را میشناختند. او چنان جایگاهی داشت که حتی قدرتهای سلطهگرِ مختلف نیز مجبور بودند با احترام با او رفتار کنند.
در حالت عادی، همین که نام Saint Three به میان میآمد، هیچکس در پادشاهی رودخانه باستانی جرأت نمیکرد اعتراضی به زبان بیاورد.
نفوذ Saint Three به قدری بود که بسیاری از قدرتهای سلطهگر حاضر بودند تنها به خواست او، یک متخصص ملقب را به طور کامل از قلمرو خدا محو کنند.
دلیل اینکه قدرتهای سلطهگرِ مختلف حاضر بودند چنین لطف بزرگی در حق Saint Three بکنند، پتانسیل آیندهی او بود. اگر Saint Three به رده ۶ میرسید، قدرتی نامحدود به دست میآورد.
هرچند قلمرو خدای پهناور بیکران به نظر میرسید، اما زمینهای قابل دسترس در آن همچنان محدودقدرتی بود. قدرتهای مختلف لحظهای از رقابت بر سر تصاحب قلمروها در این جهان دست نمیکشیدند. دررقابت این میان، استخدام نیروهای کمکیِ خارجی برای پیروزی در این نبردها، امری کاملاً عادی به شمار میرفت.
ناگفته نماند که بارها پیش آمده بود قدرتهایی در قلمرو خدایبرقرار پهناور، تنها با تکیه بر یک متخصص در سطح پاراگون، کنترلبنابراین کاملِ یک پادشاهی یا حتی یک امپراتوری را به دست گرفته بودند.
از این رو، قدرتهای مختلف به شدت تمایل داشتند با پاراگونهایی همچون Saint Three روابط دوستانه برقرار کنند. اگر میتوانستند شخصی مانند او را زیر دین خود ببرند، محو کردن یک متخصص ملقب از قلمرو خدا بهای ناچیزی به حساب میآمد.
بنابراین، برای Uncaring Arrogance بیاعتنایی شی فنگ به Saint Three، رفتاری کاملاً غیرقابل درک و دیوانهوار بود.
با شنیدن اینکه شی فنگ پیشنهاد Uncaring Arrogance را رد کرد، Midsummer در حالی که با چشمانی پر از حسرت به وو شیائو شیائو نگاه میکرد، پرسید: «شیائو شیائو، اون یارو واقعاً از همون دنیاییه که تو هستی؟» ......
حتی قدرتهای سلطهگر نیز جرأت نداشتند اینگونه آشکارا به Saint Three بیاحترامی کنند؛ اما شی فنگ بدون کوچکترین تردیدی این کار را کرده بود.
حتی اتحاد ملودی بنفش هم جرأت انجام چنین کاری را نداشت. مقامات ارشد اتحاد قطعاً او را مجبور میکردند تا برای جلب رضایت Saint Three، کریستال تلهپورت هفت رنگ را تحویل دهد.
پس لیدرملقب گیلد زیرو وینگقلمرو اینطور آدمی است؟
وو شیائو شیائو نیز از این وضعیت شگفتزده شده بود. او هرگز تصوراگر نمیکرد شی فنگ نه تنها یک شخصیت کوچک و بیارتباط با زیرو وینگزمینهای مانند او را بشناسد، بلکه حاضر باشد به هر قیمتی به او کمک کند.
در آن لحظه، وو شیائو شیائوداشتند ناگهان فهمید چرا خواهر کوچکش آنقدرمیتوانستند اصرار داشت در زیرو وینگ بماند.
داشتن چنین لیدر گیلدی،روابط برای هر گیلدی یکشخصی موهبت بزرگ به شمار میرفت.
در دنیایی که سود و منفعت حرف اول را میزد، بسیاری ازبزرگی قدرتها ابایی نداشتند که منافع شخصی برخی از اعضایشان را فدای منافعخدای کل سازمان کنند. حتی قدرتهای سلطهگر نیز از این قاعده مستثنی نبودند.
افرادی مانند شی فنگ که حاضر بودند بهلطف خاطر یک فرد، موجودات قدرتمند را از خودقدرتی برنجانند، در میان قدرتهای مختلف به شدت کمیاب بودند.
در همین حین، Uncaring Arrogance که در ذهن خود شی فنگ را یک دیوانهی غیرمنطقی خطاب کرده بود، رو به Midsummer و وو شیائو شیائو کرد و با لحنی سرد گفت: «حتی اگه این آقا براش مهم نباشه، شما دو تا میخواید با Saint Three دربیفتید؟»
Uncaring Arrogance میدانست که بحث منطقی با یک دیوانه بیفایده است. از این رو، تصمیم گرفت تمرکزش را روی Midsummer و وو شیائو شیائو بگذارد. برایش غیرقابل باور بود که حتی این دو نفر هم بخواهند در برابر Saint Three بایستند. اگر آنها حاضر میشدند کریستال تلهپورت هفت رنگ را تحویل دهند، شی فنگ دیگر دلیلی برای کمک به آنها نداشت و او میتوانست مأموریتش را با موفقیت به پایان برساند.
«بهش بدیم؟»
با شنیدن حرفهای Uncaring Arrogance، Midsummer و وو شیائو شیائو مردد و نگران شدند.
آنها قصد داشتند از کریستال تلهپورت هفت رنگ به عنوان سرمایهای برای پیشرفت در آینده استفاده کنند. هر چه باشد، باحساب این آیتم میتوانستند هر سه روز یکبار به صورت رایگان بین کشورها تلهپورت کنند. اگر میتوانستند از فرصتهای دلالی و اختلافهستی قیمتها به درستی بهره ببرند، سودی که نصیبشان میشد بسیار بیشتر از جان کندن برای فارم کردن در نقشههای بیرون شهر بود.
با وجود این، اگر از تحویل کریستال تلهپورت هفت رنگ امتناع میکردند، دیگر هیچ آیندهای در پادشاهی رودخانه باستانی نداشتند. با نفوذی که Saint Three در پادشاهی داشت، یک اشارهی او کافی بود تا قدرتهای مختلف پادشاهی آنها را تحت تعقیب قرار دهند. اگر میخواستند پادشاهی رودخانه باستانی را ترک کنند، حتی متخصصان رده ۵ و رده ۶ نیز وارد عمل میشدند...
سپس، Midsummer نگاهش را به وو شیاوشیاو و بعد به شی فنگ دوخت. در نهایت، با بیمیلی کریستالی هفترنگ به درشتی مشت از کیفش بیرون آورد.
با دیدن کریستال تلهپورت هفت رنگ، Uncaring Arrogance لبخندی زد و گفت: «تصمیم عاقلانهای گرفتی.»
با وجود این، به محض اینکه صحبت Uncaring Arrogance تمام شد، شی فنگ رو به Midsummer و وو شیاوشیاو کرد. سپس با لحنی قاطع گفت: «اگه نگرانید که پای منم گیر بیفته، نباشید. گفتم ازتون محافظت میکنم، پس حتماً میتونم این کارو بکنم. هیچکس هم نباید حتی فکر دزدیدن چیزی از شما رو به سرش بزنه. با این حال، توی تصمیمتون دخالت نمیکنم. تنها کاری که از دستم برمیاد اینه که بهتون آزادی انتخاب بدم.»
با پایان یافتن حرفهای شی فنگ، Midsummer و وو شیاوشیاو هر دو مکث کردند.
وقتی حتی شی فنگ، کسی که بهمحو آنها پیشنهاد کمک داده بود، هیچ نگرانیایپتانسیل نداشت، آنها دیگر باید نگران چه چیزی میبودند؟
با دیدن مکث آن دو دختر، صدای Uncaring Arrogance رفتهرفته سردتر شد: «شما دو تا هم عقلتون رو از دست دادید؟ یا فکر میکنید میتونید جلوی لرد Saint Three وایسید؟»
سپس، Midsummer و وو شیاوشیاو لحظهای به یکدیگر نگاه کردند. بعد رو به Uncaring Arrogance کردند و با قاطعیت گفتند: «به اون "لرد Saint Three" بگو بره به جهنم!»
با شنیدن پاسخ آن دو دختر، Uncaring Arrogance برای لحظهای مبهوت ماند. او هرگز فکر نمیکرد آنها جرئت کنند با Saint Three دشمن شوند.
با دیدن چهرهی مبهوت Uncaring Arrogance، شی فنگ لبخندی زد و گفت: «خوب گفتی!» سپس به وو شیاوشیاو و Midsummer نگاه کرد و ادامه داد: «شما دو تا باید با من برگردید شهر. وگرنه بعیده بتونید زنده برگردید.»
در قلمرو خدای بزرگ هیچ طومار بازگشتی وجود نداشت. بازیکنان برای جابهجایی میان مکانهای مختلف بایدقدرتی به پاهای خود یا مرکبها تکیه میکردند و تنها افراد فوقالعاده ثروتمند از پس هزینهی سفررقابت با طومارهای تلهپورت برمیآمدند. به همین دلیل، بازیکنان در محیطهای بیرون شهر به راحتی هدف قرار میگرفتند.
اکنون که Midsummer و وو شیاوشیاو با Saint Three دشمن شده بودند، ممکن بود در مسیر بازگشت، سایر بازیکنان آنها را محاصره کرده و به آنها حمله کنند. با تواناییهایی که این دو دختر داشتند، دفاع از خود برایشان بسیار دشوار بود.
وو شیاوشیاو و Midsummer از شی فنگ تشکر کردند: «ممنون، لیدر گیلد شعلۀ سیاه.»
وقتی Uncaring Arrogance دید شی فنگ قصد دارد با Midsummer و وو شیاوشیاو آنجا را ترک کند، پوزخندی زد و گفت: «میخواید برید؟ فکر کردید میتونید از اینجا زنده بیرون برید؟»
[قفل سهگانه آسمان] میتوانست حتی بازیکنان رده ۵ را برای مدت قابلتوجهی به دام بیندازد. بازیکنانقدرتی رده ۴ تنها باید صبر میکردند تا مانای آرایه جادویی تمام شود که این کار چندینرقابت ساعت زمان میبرد. چنین زمان طولانیای برای او کافی بود تا دهها گروه را گرد هم آورد.
شی فنگ گفت: «بریم.»
وقتی شی فنگ دید Midsummer کریستال تلهپورت هفت رنگ را کنار گذاشته است، روی رابط کاربری سیستم خود ضربه زد و با صرف ۲۰۰ امتیاز مهارت میراث، مهارت میراث اوج رده ۴ یعنی [قانون مقدس] را آموخت. سپس دستش را به سمت حصار جادویی نزدیکشان تاب داد.
«قانون مقدس!»
ناگهان زمین در شعاع ۲۰۰ یاردیِ اطراف شی فنگ بهبکنند شمشیری غولپیکر به طول چند صد متر تبدیل شد. سپسهرچند با حرکت دست شی فنگ، شمشیر عظیم بر حصار فرود آمد.
بوووم!
حصار در دم به دو نیمبرقرار تقسیم شد و آسمان آبی بارخود دیگر در برابر چشمان همه پدیدار گشت...
Uncaring Arrogance روی زمین وا رفت و با چهرهای سرشار از ناباوری مطلق به حصار جادویی سهگانهی در حال محو شدن خیره ماند. حتی زمانی که شی فنگ به آرامی با Midsummer و وو شیاوشیاو سوار بر مرکبش آنجا را ترک کرد، او کوچکترین واکنشی نشان نداد.
«شکست...؟»
...
یادداشت مترجم:
[قانون مقدس] (نوع-فعال)
نیازمندی: شمشیر
مهارت میراث اوج رده ۴
سلاح خود را با جهان یکی کنید و هر شیء در شعاع ۲۰۰ یاردی را به سلاح خود تبدیل نمایید. تمام پاداشهای سلاح ۱۰۰٪ افزایش مییابد.
مدت زمان: ۱۰ ثانیه
زمان بازیابی: ۱ دقیقه
(توضیحات مهارت از متن فصل حذف و به اینجاچنین منتقل شد، زیرا صرفاً کپیپیست از فصل ۲۶۳ بودقدرتی و حس غوطهوری در داستان را از بین میبرد.)