---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3359: تغییر ناگهانی قلمرو خدا • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 3359: تغییر ناگهانی قلمرو خدا

0

وقتی خواندن جزئیات سه مرکز‌نفر​ تمرین بزرگ و ساختمان‌های انجمن تمام‌ساختمان​ شد، شی فنگ نفس عمیقی کشید.

شی فنگ با لبخندی تلخ پیش‌داشت​ خودش فکر کرد: لرد شهر واقعاً‌می‌توانست​ خوب می‌دونه چطور آدم رو وسوسه کنه.

قیمت‌گذاری این سه ملک نسبتاً منصفانه بود. هرچه نباشد، داشتند درباره مرکز شهر حرف می‌زدند. یک مرکز تمرین متوسط‌باستانی​ در آنجا معمولاً اجاره سالانه‌ای معادل ۵۰ میلیون سکه ستاره و هزینه پیش‌پرداختی برابر با یک میلیون امتیاز مشارکت داشت.‌بگیرد​ در همین حال، یک مرکز تمرین متوسط در بهترین حالت فقط می‌توانست تا ۴۰۰ نفر را در خود جای دهد.

در ابتدا، شی فنگ فقط‌حال​ قصد داشت یک مرکز تمرین‌۴۰۰​ متوسط یا ساختمان انجمن اجاره کند.

هرچه نباشد، بال صفر تا این لحظه در دنیای باستانی مینیاتوری فقط‌کند​ چند میلیون سکه ستاره درآمد داشت. او حتی برای پس دادن هزینه‌مجبور​ یک مرکز تمرین متوسط مجبور می‌شد مقداری از امتیازات مشارکتش را بفروشد.

با این حال، نسبت قیمت به ارزش این سه‌بهترین​ مرکز تمرین بزرگ و ساختمان‌های انجمن آن‌قدر خوب بود‌ابتدا​ که شی فنگ نمی‌توانست جلوی وسوسه شدنش را بگیرد.

مرکز تمرین بزرگ در بخش ۷۸ به‌طور ویژه‌ای جذاب بود. این مرکز دارای پنج اتاق پیشرفته شبیه‌سازی‌لحظه​ مبارزه و پانزده اقامتگاه ویژه بود. این‌ها امکاناتی بودند که فقط با خرج کردن امتیازات مشارکت می‌شد به‌آن‌قدر​ آن‌ها دسترسی پیدا کرد. حتی در آن صورت هم، امکانات موجود برای پاسخگویی به تقاضای بالا کافی نبود.

برای مثال، مرکز تمرین دریاچه ستاره را در نظر بگیرید. این مرکز ۱۰۰ اتاق پیشرفته شبیه‌سازی مبارزه‌ساختمان​ داشت و هزینه هر بار استفاده از آن‌ها، ۲۰۰۰ سکه ستاره و ۱۰۰ امتیاز مشارکت بود. با‌مشارکتش​ این حال، با وجود هزینه بالا، اعضای لژیون دریاچه ستاره هر روز تمام آن‌ها را رزرو می‌کردند.

اتاق‌های پیشرفته شبیه‌سازی مبارزه به این دلیل تقاضای بالایی داشتند که به کاربران اجازه می‌دادند مستقیماً وارد جنگ شبیه‌سازی شده شوند. علاوه بر‌دادن​ این، تا زمانی که کاربران اطلاعات دقیقی از یک بازیکن داشتند، می‌توانستند هر بازیکنی را که می‌خواستند با او مبارزه کنند، شبیه‌سازی کنند. این‌مبارزه​ کار به کاربران تجربه واقع‌گرایانه‌ای از مبارزه با حریفان دلخواه‌شان می‌داد، تجربه‌ای که اتاق‌های شبیه‌سازی مبارزه پایه و متوسط قادر به ارائه آن نبودند.

در مورد اقامتگاه‌های ویژه، اگرچه قابل مقایسه با اقامتگاه‌های طبقه ۶۰۰ به بالای انجمن قلمرو خدا نبودند،‌دهد​ اما مجهز به یک اتاق تمرین قدرت ذهنی بودند. این اتاق تمرین می‌توانست بازدهی توسعه قدرت ذهنی کاربران‌مقداری​ را افزایش دهد و حتی استادان اعظم دو-ستاره قدرت ذهنی نیز می‌توانستند از آن مزایای قابل‌توجهی دریافت کنند.

اغراق نبود اگر می‌گفتیم دلیل اصلی اینکه بیشتر نوابغ تازه‌کار در جهان‌قصد​ برتر تصمیم می‌گرفتند به یک شرکت یا خانواده‌ای قدرتمند بپیوندند این بود که‌دادن​ بتوانند دسترسی پایداری به اتاق‌های پیشرفته شبیه‌سازی مبارزه و اقامتگاه‌های ویژه داشته باشند.

مثل اینکه‌مشارکت​ چاره‌ای جز‌همین​ ریسک کردن ندارم.

شی فنگ دندان‌هایش را به هم فشرد و از تمام چهار‌ساختمان​ میلیون امتیاز مشارکت خود برای پیشنهاد دادن روی مرکز تمرین بزرگ بخش‌دادن​ ۷۸ استفاده کرد. این یک میلیون امتیاز بیشتر از حداقل پیشنهاد بود.

به‌طور کلی، قدرت‌های مختلف هنگام پیشنهاد قیمت برای املاک در یک شهر درجه سه، بیشتر‌خود​ از ۲۰٪ حداقل قیمت را پیشنهاد نمی‌دادند. هرچه نباشد، چیزی که قدرت‌های مختلف عمدتاً می‌خواستند، سهمیه‌های‌برای​ اقامتی بود. اگر قیمت بیش از ۲۰٪ از حداقل بالاتر می‌رفت، بهتر بود املاک دیگری بخرند.

در مورد اینکه شی فنگ چطور قرار بود اجاره سالانه ۱۴۰‌ابتدا​ میلیون سکه ستاره‌ای مرکز تمرین بزرگ را بپردازد، پس از بررسی‌های فراوان،‌حتی​ تصمیم گرفت که تکه‌های کریستال خدا را با سکه‌های ستاره معاوضه کند.

بسیاری از متخصصان در جهان مقدس با کمال میل تکه‌های کریستال‌نفر​ خدا را با استفاده از سکه‌های ستاره می‌خریدند. هر تکه به‌دنیای​ راحتی با هشت تا ده هزار سکه ستاره به فروش می‌رفت.

علاوه بر این، شی فنگ همچنین می‌توانست تعدادی از کریستال‌های‌قصد​ هفت رنگ خود را بفروشد. حتی در جهان مقدس، کریستال‌های‌درآمد​ هفت رنگ همچنان با سکه‌های ستاره زیادی به فروش می‌رفتند.

و در بدترین حالت، همیشه می‌توانست مقداری سکه ستاره از شرکت زبان اژدها‌۴۰۰​ قرض بگیرد. البته، او فقط به‌عنوان آخرین راه چاره این کار را می‌کرد.‌باستانی​ هرچه نباشد، این کار باعث می‌شد که به شرکت زبان اژدها بدهکار شود.

در همین حال، به محض اینکه شی فنگ پیشنهاد خود‌دهد​ را ثبت کرد، ساعت کوانتومی‌اش فوراً به او اطلاع داد‌مینیاتوری​ که چهار میلیون امتیاز مشارکت از حسابش کسر شده است.

با این کار، الان حتی از بعضی شرکت‌کننده‌های ذخیره‌می‌توانست​ هم فقیرتر شدم... شی فنگ درحالی‌که به اعداد نمایش‌کند​ داده شده روی ساعت کوانتومی‌اش نگاه می‌کرد، لبخند تلخی زد.

شی فنگ در ابتدا قصد داشت پس از شرکت در مزایده برای خرید یک ساختمان انجمنِ متوسط، یک قطره شبنم‌درآمد​ ستاره بخرد. هدفش این بود که بتواند زودتر به قلمرو استادان اعظمِ قدرت ذهنی قدم بگذارد. اما حالا، حتی توان‌ویژه‌ای​ پرداخت هزینه اقامت در بخش مسکونی طبقه ۶۰۰ انجمن قلمرو خدا را هم نداشت، چه برسد به خرید شبنم ستاره...

هیدن سول در حالی که به سمت شی فنگ می‌رفت و متوجه‌می‌توانست​ لبخند تلخ روی صورتش شد، پرسید: «رئیس، حالت خوبه؟» ناگفته نماند که شی‌دنیای​ فنگ در مسیر رفتن به مرکز تمرین دریاچه ستاره، روحیه بسیار خوبی داشت.

شی فنگ توضیح‌حالت​ داد: «چیزی نیست.‌۴۰۰​ فقط بی‌پول‌تر شدم.»

هیدن سول از‌داشت​ جواب شی فنگ‌بهترین​ زبانش بند آمد: «بی‌پول؟»

چهار میلیون امتیاز مشارکت. با این تعداد امتیاز، شی فنگ همین‌ساختمان​ حالا هم یکی از ثروتمندترین افراد شهر دریاچه ستاره محسوب می‌شد. اگر‌دادن​ شی فنگ خودش را فقیر می‌دانست، بقیه مردم شهر باید گدا می‌بودند.

با این حال، شی فنگ این سوءتفاهم را برطرف نکرد. او نمی‌توانست به کسی اجازه دهد که بفهمد هدفش مرکز تمرین بزرگ بخش ۷۸ است. در غیر این صورت،‌درآمد​ با خطر رقابت‌های مخرب روبرو می‌شد. اگر یک شرکت یا خانواده‌ای قدرتمند تصمیم می‌گرفت برای به دست آوردن مرکز تمرین با او رقابت کند، بدون شک بازنده می‌شد. هر‌اقامتگاه​ چه باشد، قدرت‌های مختلف شهر، امتیازات مشارکت بی‌شماری را از شرکت‌کنندگان لژیون دریاچه ستاره جمع‌آوری کرده بودند. روی هم رفته، این شرکت‌کنندگان بسیار بیشتر از او امتیاز مشارکت داشتند.

بیپ... بیپ... بیپ...

در حالی که شی فنگ در سکوت غرق‌فقط​ در افکارش بود، ساعت کوانتومی او ناگهان مجموعه‌ای‌قصد​ از اعلان‌های پیام و هشدار را صادر کرد.

«چه خبره؟»

شی فنگ از اطلاعات‌امتیاز​ نمایش داده شده روی‌حال​ ساعتش کمی جا خورد.

از شش اعلانی که دریافت کرده بود، پنج مورد پیام بودند و‌قصد​ این پیام‌ها از طرف آمبر سول، چنگ شین، لروجا، کراس و دزولیت‌برای​ فیوری بود. هر پنج نفر تقریباً هم‌زمان به او پیام داده بودند.

محتوای پیام‌هایشان‌مشارکت​ هم کم و‌حال​ بیش یکسان بود:

«هرچه سریع‌تر‌فقط​ وارد قلمرو‌۴۰۰​ خدا شو!»

اما اعلان ششم، یک‌امتیاز​ پیام هشدار از طرف‌حال​ سیستم خدای اصلی بود.

...

SYSTEM

هشدار! هشدار! عدم حضور شما در قلمرو خدا تشخیص داده شد. لطفاً ظرف ۱۰ دقیقه وارد قلمرو خدا شوید. در صورت عدم ورود به قلمرو خدا در این مدت زمان، مجبور خواهید شد با یک شخصیت جدید از نو شروع کنید.

...

اگر ساعت کوانتومی‌اش به حساب کاربری قلمرو خدا متصل نبود، شی فنگ فکر می‌کرد که این یک پیام کلاهبرداری‌قصد​ است. چرا که تا به حال نشنیده بود سیستم خدای اصلی از بازیکنان بخواهد پس از خروج از بازی، در‌نسبت​ یک زمان مقرر دوباره وارد قلمرو خدا شوند، چه برسد به اینکه آن‌ها را با حذف حساب کاربری تهدید کند.

با این حال، شی فنگ می‌دانست که سیستم خدای اصلی شوخی ندارد. آمبر سول‌کند​ و بقیه هم تقریباً هم‌زمان به او پیام داده بودند تا دوباره وارد قلمرو‌مقداری​ خدا شود. این موضوع کم و بیش نشان می‌داد که پیام سیستم دروغ نیست.

«ده دقیقه؟»

شی فنگ وقتی دید چقدر زمان کمی برای ورود مجدد به‌ساختمان​ بازی به او داده شده، اخم کرد. هیچ راهی وجود نداشت‌برای​ که بتواند در کمتر از ده دقیقه به انجمن قلمرو خدا برگردد.

در حالی که شی فنگ در تلاش بود تا راه حلی‌فقط​ پیدا کند، هیدن سول نیز یک اعلان هشدار روی ساعت کوانتومی‌بال​ خود دریافت کرد و پیام سیستم او را به شدت گیج کرد.

هیدن سول گفت: «رئیس، همین الان یه هشدار از سیستم‌دهد​ گرفتم که میگه باید تو ده دقیقه برگردم تو قلمرو خدا.‌چند​ وگرنه باید اکانتم رو از اول شروع کنم. ممکنه الکی باشه؟»

شی فنگ سرش را تکان داد و گفت: «نه، نباید‌۴۰۰​ الکی باشه. منم همین هشدار رو گرفتم. حتماً یه اتفاق خیلی‌لحظه​ بزرگ تو قلمرو خدا افتاده که سیستم همچین هشدار واجبی داده.»

هیدن سول با شنیدن حرف‌های شی فنگ،‌جای​ اضطرابش بیشتر شد و پرسید: «ولی آخه‌صفر​ چطوری می‌تونیم تو ده دقیقه برگردیم به انجمن؟»

انجمن قلمرو خدا با ماشین نیم ساعت تا مرکز تمرین دریاچه‌فقط​ ستاره فاصله داشت. مگر اینکه می‌توانستند پرواز کنند، وگرنه هیچ راهی‌بال​ برای رسیدن به انجمن در کمتر از ده دقیقه وجود نداشت.

شی فنگ گفت: «نگران نباش. ما شرکت‌کننده‌های رسمی لژیون دریاچه ستاره هستیم،‌قصد​ واسه همین می‌تونیم از بخش مسکونی مرکز تمرین استفاده کنیم.» سپس، فوراً‌برای​ هیدن سول را به سمت بخش مسکونی مرکز تمرین دریاچه ستاره راهنمایی کرد.

در همین حال، مدت کوتاهی پس از خروج‌فقط​ شی فنگ و هیدن سول از مرکز املاک،‌قصد​ غوغایی در سراسر شهر دریاچه ستاره به پا شد.

تقریباً هم‌زمان، بسیاری از بازیکنان در شهر دریاچه ستاره همان هشدار را‌کند​ از سیستم دریافت کرده بودند و همه بی‌اختیار دچار وحشت شدند. در همان‌می‌شد​ زمان، یک خبر تکان‌دهنده نیز در سراسر شهر شروع به پخش شدن کرد.

یک قلمرو جدید‌برابر​ در قلمرو خدای‌داشت​ بزرگ پدیدار شده بود!

ناولها | novelha.net

یادداشت مترجم

یادداشت مترجم: اصلاحاتی در چپتر ۴۳۲ انجام شد: