چپتر 3525: سقوط الهی
0«فرمانده Red Frost چه شانس داغونی داره؟ چرا همون اول کار باید به پست Hundred-Armed Giant میخورد؟»
«Hundred-Armed Giant تو جدیدترین لیست شکوه الهی رتبه ۹۲ رو گرفت. یادمه آخرین باری که آفتابی شد، همون موقعی بود که از ملت اژدهای سرخ دزدی کرد. اون زمان، لژیون اژدهای شعلهور به رهبری معاون اول گیلدِ ملت اژدهای سرخ، داشتن یه ورلد باس به اسم اژدهای شرور تهی رو میزدن. همهچی از اول تا آخر خیلی راحت پیش رفت، اما تا باس مرد، Hundred-Armed Giant یهو پیداش شد و تبر تهی رو که یه آرتیفکت الهیِ شکسته بود و دراپ شده بود، رو هوا قاپید.»
«منم ماجراش رو شنیدم. با اینکه لژیون اژدهای شعلهور سعی کرد شکارش کنه، اما Hundred-Armed Giant در نهایت بعد از کشتن چند ده نفر از متخصصان لژیون، قسر در رفت. تازه عجیبتر اینکه، ملت اژدهای سرخ بعدش دیگه قضیه رو کش نداد.»
با دیدنِ رویارویی گروه نبرد Red Frost و Hundred-Armed Giant، ساکنان شهر دریاچه ستاره غرق در اضطراب شدند. حتی معاونان فرمانده لژیون دریاچه ستاره که نظارهگر ماجرا بودند نیز از این قاعده مستثنی نبودند.
Hundred-Armed Giant در قلمرو خدای بزرگ شهرت بینظیری داشت و کمتر کسی پیدا میشد که نام او و دستاورد اخیرش را نشنیده باشد.
لژیون اژدهای شعلهور، لژیونِ برگ برنده برای قدرت شبه-برترِ ملت اژدهای سرخ به شمار میرفت. این لژیون از ۱۰۰۰ متخصص ردهدیگه ۶ تشکیل میشد؛ تمام رهبران تیمِ آن از متخصصان طبقه پنجم بودند و معاونان فرمانده نیز متخصصانی در رتبه قدیس محسوبقاعده میشدند. تحت تأثیر آرایش جنگیِ لژیون، آنها چنان نیروی عظیمی پدید میآوردند که درک آن برای اهالی شهر دریاچه ستاره غیرممکن بود.
قدرت لژیون اژدهای شعلهور به حدی بود که حتی اگر پانزده لژیونِ شهری کهمیرفت در حال حاضر به شهر دریاچه ستاره حمله میکردند با یکدیگر متحد میشدند، باز همتأثیر در برابر آنها شانسی بیشتر از یک نوزاد در تقابل با یک انسان بالغ نداشتند.
با وجود این، Hundred-Armed Giant نه تنها موفق شده بود از چنگ لژیون اژدهای شعلهور بگریزد، بلکه در این مسیر دهها تن از متخصصان لژیون را نیز از پای درآورده بود. قدرت او دیگر در کلام نمیگنجید. اغراق نبود اگر گفته میشد که رویارویی با Hundred-Armed Giant به تنهایی، از مقابله با کل ارتش ۳۰۰۰ نفرهی آن پانزده شهر دشوارتر بود.
…
با دیدنِ رویارویی Red Frost با Hundred-Armed Giant، چن چیلین، معاون فرمانده پیشین لژیون دریاچه ستاره، با هیجان و شادمانی خندید و گفت: «هاهاها! عالیه! حالا میخوام ببینم این فرماندهی پرادعای ما بعد از این چطوری میخواد تو شهر دریاچه ستاره واسه بقیه قیافه بگیره!»
در گذشته، چه از نظر اعتبار و چه از نظر قدرت، هیچکس در شهر دریاچه ستاره یارای رقابت با Red Frost را نداشت. نفوذ او در شهر به حدی بود که توانست تنها با چند کلمه، چن چیلین را از مقام معاونت فرماندهی عزل کرده و او را به مضحکهی خاص و عام در شهر تبدیل کند. علاوه بر این، از آنجا که چن چیلین در برابر یک شبه-استاد تمام مانند Red Frost هیچ شانسی نداشت، چارهای جز تحمل این تحقیر برایش باقی نمانده بود.
اما حالا، سرانجام میتوانست طعم تلخ شکست را در چهرهی Red Frost ببیند.
لژیون کنونی دریاچه ستاره با گذشتهی خود فاصلهی زیادی داشت. به دلیل کنارهگیری بسیاری از متخصصان، این لژیون حتی قادر نبود ده گروه نبردِ کامل از رده ۶ را برای نبرد شهری اعزام کند. با وجود اینکه لرد شهر در آخرین لحظات محافظان خاندان خود را نیز وارد میدان کرده بود، اما لژیون دریاچه ستاره در نهایت تنها توانست کمی بیشتر از ۶۰ شرکتکننده را برای مسابقهی رده ۶ تأمین کند؛ نیروهایی که تقریباً یکسوم از آنها همراهِ Red Frost بودند.
در شرایط عادی، اگر Red Frost موفق میشد به همراه محافظان خاندانِ لرد شهر به یکی دیگر از شهرهای سیار بگریزد و جنگ چریکی راه بیندازد، همچنان این احتمال وجود داشت که شهر دریاچه ستاره بتواند امتیازاتی از مسابقهی رده ۶ کسب کند. با وجود این، اکنون که Red Frost به پست Hundred-Armed Giant خورده بود، مسابقهی رده ۶ را باید تمامشده دانست.
هرچند Red Frost در گذشته یک متخصص شکوه الهی به شمار میرفت، اما نباید فراموش کرد که Hundred-Armed Giant در حال حاضر جایگاه ۹۲ را در لیست شکوه الهی در اختیار داشت. حتی اگر از این واقعیت که Red Frost دیگر در دوران اوج خود قرار نداشت چشمپوشی میشد، او باز هم در بهترین حالتِ خود نمیتوانست حریفی در حد و اندازهی Hundred-Armed Giant باشد.
…
در همین حین، با نزدیک و نزدیکتر شدنِ گروه نبرد Red Frost به لژیون جنگل انبوه، در کمال ناباوریِ همگان، Red Frost ناگهان از گروه نبرد خود پیشی گرفت و به تنهایی یورش برد. به هیچ وجه به نظر نمیرسید که او قصد داشته باشد برای در هم شکستن خط دفاعی لژیون جنگل انبوه، با متحدانش همکاری کند.
«بدک نیست. از کسی که پتانسیلشنیدم رسیدن به جمع ۱۰۰ نفر برتربعد رو داشت، جز این هم انتظار نمیرفت.»
با دیدنِ یورش Red Frost که نیزهی زرشکیرنگش را در دست داشت، برقی از کنجکاوی در چشمان Hundred-Armed Giant درخشید. سپس فرمان داد: «این یکی رو بسپارید به من! شماها برید کلک بقیه رو بکنید!»
Myriad Sky نفس راحتی کشید و گفت: «پس باید زحمت این کار رو به شما بدیم، آقای Hundred-Arm.»
به اعتقاد Myriad Sky، Red Frost در حال حاضر دستکمی از یک خدای رده ۶ نداشت و او عمیقاً شک داشت که لژیون جنگل انبوه بتواند در برابر Red Frost ایستادگی کند. بدون کمک Hundred-Armed Giant، آن پانزده شهر مجبور میشدند تمام نیروهایشان را متمرکز کنند و حفاظهای جادویی برپا سازند تا شاید بتوانند Red Frost را از پای درآورند.
بنابراین، تمایل Hundred-Armed Giant برای مداخله در این نبرد، طبیعتاً خبر بسیار خوبی بود.
پس از پاسخ Myriad Sky، قامت سهمتری Hundred-Armed Giant ناگهان ناپدید شد. سپس در فاصله ۲۰ یاردیِ Red Frost دوباره ظاهر گشت و سرعتش بسیاری از متخصصان رده ۶ حاضر در صحنه را مبهوت کرد.
«چقدر سریعه! اینشده همون گامهای عبورمنم از فضای معروفه؟»
«مگه نمیگفتن حتی استادان اعظم سهستاره همسعی برای اجرای تکنیکهای مبارزه طلایی توی جنگنفر شبیهسازیشده مشکل دارن؟ چطور انقدر راحت انجامش داد؟»
«یعنی اینهوا قدرت ۱۰۰ متخصصماجراش برتر شکوه الهیه؟»
بسیاری با تماشای مانورهای برقآسای Hundred-Armed Giant نفس در سینهشان حبس شد. حتی چشمان Myriad Sky نیز از شدت شوک گرد شد.
برخلاف قلمرو خدا، قدرت فیزیکی بازیکنان در جنگ شبیهسازیشده به شدت سرکوب میشد. ناگفته نماند کهچند بازیکنان باید برای حفظ سلاحها و تجهیزاتشان در جنگ شبیهسازیشده، قدرت ذهنی نیز صرف میکردند. بهدریاچه دلیل این دو عامل، اجرای مانورهای پیچیدهای مانند تکنیکهای مبارزه طلایی برای بازیکنان بهشدت چالشبرانگیز بود.
با وجود این، Hundred-Armed Giant گامهای عبور از فضا را که یک تکنیک مبارزه طلایی و حرکت نمادین خودش بود، تقریباً بدون هیچ فشاری اجرا کرده بود. این ماجرا واقعاً باورنکردنی بود.
در همین حین، همزمان با ظاهر شدن Hundred-Armed Giant در برابر Red Frost، تبری خاکستریتیره در دستانش پدیدار گشت. در لحظهای که تبر نمایان شد، شدت هالهای که از Hundred-Armed Giant ساطع میشد به طرز چشمگیری افزایش یافت و باعث شد بسیاری از متخصصان رده ۶ حاضر در صحنه بیاختیار به خود بلرزند.
...
مو هوانگوو که داشت مسابقه را از داخل شهر تماشا میکرد، نتوانست شگفتی خود را از دیدن تبر خاکستریتیرهای که با قوسهای الکتریکی تزئین شده بود پنهان کند و پرسید: «اون تبر تهی نیست؟ با اون تبر الهیِ شکسته توی دستش، Hundred-Armed Giant احتمالاً میتونه با تابوهای ابرقدرتهای شبهمطلق هم سرشاخ بشه. حتی اگه اون زن دیوانه الان توی اوج قدرتشم باشه، بعید میدونم بتونه بیشتر از پنج حرکت جلوش دووم بیاره...»
شیا چینگینگ که کنار مو هوانگوو نشسته بود، با دیدن بیرون کشیده شدن تبر تهی توسط Hundred-Armed Giant، چهرهای درهم و عبوس به خود گرفت.
مسابقه رده ۶ بخش عمدهای از امتیازات نبرد شهری را به خود اختصاص میداد. اگر شهر دریاچه ستارهتازه مسابقه رده ۶ را با وضعیتی اسفبار میباخت، دیگر اهمیتی نداشت که در مسابقات رده ۴ و ردهمعاونان ۵ چقدر خوب عمل کرده باشد. در آن صورت، دیگر هیچ راهی برای نجات این وضعیت وجود نداشت.
...
در حالی که حواس همه به تبر تهی پرت شده بود، Hundred-Armed Giant بدون لحظهای درنگ به Red Frost حمله کرد و دیگر حرکت نمادین خود، یعنی تکنیک مبارزه طلایی برش شهابی را به اجرا درآورد.
تنها در یک چشمبههمزدن، Hundred-Armed Giant بیش از صد برش از زوایای مختلف وارد ساخت و شبکهای از حملات سریع ایجاد کرد که نه زمان و نه فضایی برای جاخالی دادن به Red Frost نمیداد. او کاملاً مصمم بود تا فرمانده لژیون دریاچه ستاره را در سریعترین زمان ممکن از پای درآورد.
در این لحظه، با وجود اینکه آنها هدف واقعی برش شهابیِ Hundred-Armed Giant نبودند، تمام افراد حاضر میتوانستند سایه شوم تهدید مرگ را بر سر خود احساس کنند.
عالیه! تو میتونیاخیرش نمونه آزمایشی خوبیلژیونِ برای نتایج تحقیقاتم باشی!
با مواجهه با حمله Hundred-Armed Giant، Red Frost نه تنها دستپاچه نشد، بلکه در مقابل، هیجان در چهرهاش نمایان گشت. او حالت مبارزه به خود گرفت و مانای محیط اطراف را در نوک نیزهاش متمرکز کرد. سپس به جلو یورش برد و تکنیک ممنوعهای را که سالها صرف مطالعه آن کرده بود، به اجرا درآورد.
تکنیک ممنوعه، بازگشت خدا!
بوم! بوم! بوم!
با برخورد تبر و نیزه، صدای به هم خوردن فلز بارها وبرترِ بارها در سراسر شهر دریاچه ستاره طنینانداز شد. شدت این برخوردها امواجمتخصصانی شوکی ایجاد میکرد که تا شعاع بیش از هزار یارد گسترش مییافت.
پیش از آنکه کسی بتواند واکنشی نشان دهد، ناگهان پیکری از مرکز امواج شوک به بیرون پرتاب شد و به یک ساختمان فلزی در آن حوالی برخورد کرد؛ در حالی که نوار HP بالای سر این پیکر به اندازه یکسوم کاهش یافته بود. سپس، با دیدن واضح این پیکر، فک همه از تعجب باز ماند.
دلیلش این بود که پیکر پرتابشده متعلق به کسی نبود جز متخصص رتبه ۹۲ شکوه الهی، Hundred-Armed Giant!
...
یادداشت مترجم:
[۱] تکنیک ممنوعه:
نمیدانم که آیا تکنیک ممنوعه زیرمجموعهای از دستهشکارش تکنیک مبارزه است، یا متعلق به دسته تکنیک ماناتازه است، و یا کلاً چیز جدیدی به حساب میآید.
در حال حاضر، به نظر میرسدشنیدم که یا زیرمجموعهای از تکنیک مانابعد است و یا یک مفهوم کاملاً جدید.
...