---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3403: ستاره تاریک • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 3403: ستاره تاریک

0

شهر دریاچه‌پیروزی​ ستاره، مرکز‌شهری​ آموزش دریاچه ستاره:

بیست کابین بازی مجازی با نظمی خاص در سالنی وسیع به وسعت‌امنیتی​ دو زمین بسکتبال، در یک ردیف چیده شده بود. با شنیده شدن‌کسی​ صدایی شبیه به خروج گاز، درِ یکی از کابین‌ها به آرامی باز شد.

«چرا این‌همه آدم اینجاست؟»

وقتی شی فنگ از کابین‌رقیب​ بازی بیرون آمد، با دیدن‌بیندازند​ کابین‌های اشغال‌شده‌ی اطرافش غافلگیر شد.

کابین‌های بازیِ مرکز آموزش دریاچه ستاره، به شرکت‌کنندگان لژیون شهر اختصاص داشت. هرچند‌کلیدی​ برخی از شرکت‌کنندگان هر از گاهی از این کابین‌ها برای دوئل استفاده می‌کردند،‌فکر​ اما هرگز برای ورود طولانی‌مدت به قلمرو خدا آن‌ها را به کار نمی‌گرفتند.

دلیل این موضوع، مسائل امنیتی بود. با وجود اینکه نگهبانانی در مرکز آموزش مستقر بودند،‌نگهبانانی​ اما از آنجا که این مکان ملکی خصوصی به شمار نمی‌رفت، هر کسی که از طرف‌نتیجه​ شهر ممنوع‌الورود نبود، می‌توانست به آنجا رفت‌وآمد کند. در نتیجه، وقوع ترور دور از ذهن نبود.

شی فنگ در زندگی قبلی‌اش داستان‌های زیادی از این دست شنیده بود. برخی‌اطراف​ شهرها برای پیروزی در نبردهای شهری، جاسوسانی می‌فرستادند تا به مراکز آموزش عمومیِ رقیب‌خداست​ نفوذ کنند و به هر طریقی که شده، شرکت‌کنندگان کلیدی را از کار بیندازند.

از این رو، کمتر شرکت‌کننده‌ای برای ورود طولانی‌مدت به قلمرو خدا،‌کمتر​ از کابین‌های بازی یک مرکز آموزش عمومی استفاده می‌کرد. حتی برخی‌فکر​ شهرها، شرکت‌کنندگان لژیون خود را از انجام این کار منع می‌کردند.

پس از نگاهی به اطراف، شی فنگ با دیدن Hidden Soul در میان این کابین‌ها غافلگیر شد. با خود فکر می‌کرد که او تا الان باید به انجمن قلمرو خدا برگشته باشد، اما ظاهراً این‌طور نبود.

با وجود این، پیش از آنکه شی فنگ بتواند به این فکر کند که چرا Hidden Soul هنوز در قلمرو خداست، مردی به همراه یک ربات امنیتی به او نزدیک شد.

این ربات‌های امنیتی به قدری قدرتمند بودند که می‌توانستند به تنهایی استادان بزرگ قدرت ذهنی دو ستاره‌باید​ و پایین‌تر را مهار کنند. همکاری دو ربات با یکدیگر حتی می‌توانست یک استاد بزرگ سه ستاره‌قدرتمند​ را برای مدت کوتاهی زمین‌گیر کند. آن‌ها در عمل، قوی‌ترین نیروی دفاعی در شهرهای مختلف به شمار می‌رفتند.

بسیاری از شرکت‌ها و قدرت‌ها خواهان این ربات‌های امنیتی بودند و آرزو داشتند چندتایی از آن‌ها را برای محافظت از مقر اصلی خود در اختیار داشته باشند. متأسفانه،‌ظاهراً​ این محصولات فناوری جزو دارایی‌های اصلی شهرها محسوب می‌شدند و هیچ شهری ربات‌های امنیتی‌اش را نمی‌فروخت. تنها چند ابرشرکت قدرتمند، هر از گاهی تعداد معدودی از آن‌ها را‌عمل​ به حراج می‌گذاشتند. علاوه بر این، ارز رایج برای پیشنهاد قیمتِ این ماشین‌ها، سکه‌های ستاره نبود؛ بلکه با آیتم‌های افسانه‌ای قلمرو خدا یا آیتم‌هایی با ارزش مشابه معامله می‌شدند.

مرد با حوصله به شی فنگ توضیح داد: «معاون فرمانده شی فنگ، طبق دستور‌بیندازند​ لرد شهر و فرمانده لژیون، هر کسی که از کابین‌های بازی سالن بیرون میاد‌باید​ باید فوراً اینجا رو ترک کنه. پس لطفا همین الان از سالن برید بیرون.»

شی فنگ از روی کنجکاوی پرسید:‌آن‌ها​ «این دستور به خاطر این صادر شده‌وجود​ که خیلیا مجبور شدن وارد بازی بشن؟»

خودش به خاطر قلمرو ابدی مجبور شده بود وارد‌خود​ قلمرو خدا شود، اما باورش سخت بود که این‌همه آدم‌برگشته​ در شهر دریاچه ستاره هم وارد قلمرو ابدی شده باشند.

مرد سر تکان داد و گفت: «بله، تعدادشون خیلی زیاده. فقط هم آدمای توی این مرکز آموزش نیستن. خیلی‌نگاهی​ از مردم تو کل شهر هم مجبور شدن وارد قلمرو خدا بشن. با این حال، طبق اطلاعاتی که تا‌نزدیک​ الان جمع‌آوری کردیم، فقط می‌دونیم این وضعیت به قلمرو ابدی که تازه ظاهر شده ربط داره؛ هنوز جزئیاتش رو نمی‌دونیم.»

به قلمرو ابدی ربط داره؟ با شنیدن حرف‌های مرد، شی فنگ ناگهان به یاد Death Omen و Thousand Scars افتاد؛ دو نفری که منطقاً نباید در قلمرو ابدی فعلی حضور می‌داشتند. ممکنه Soul و Snow هم تو قلمرو ابدی باشن؟

پیش از این، شی فنگ لیست دوستانش را بررسی کرده و متوجه شده بود که نمی‌تواند با Hidden Soul یا Gentle Snow ارتباط برقرار کند. کاملاً مشخص بود که هر دوی آن‌ها در وضعیتی قرار دارند که امکان تماس با آن‌ها در قلمرو خدا وجود ندارد. با در نظر گرفتن اطلاعاتی که تازه به دست آورده بود، ۹۰ درصد احتمال داشت که آن دو نیز به نحوی سر از قلمرو ابدی درآورده باشند.

قلمرو ابدی در حال حاضر در وضعیتی بود که بازیکنان داخل آن نمی‌توانستند با افراد‌فکر​ خارج از قلمرو ارتباط برقرار کنند. حتی در داخل خود قلمرو ابدی نیز اگر دو‌ربات​ بازیکن در فاصله مشخصی از یکدیگر قرار نداشتند، امکان تماس با هم را از دست می‌دادند.

وقتی مرد دید شی فنگ ناگهان در سکوت‌طریقی​ فرو رفته است، حرفش را تکرار کرد: «معاون‌خود​ فرمانده شی فنگ، لطفاً سریع‌تر اینجا رو ترک کنید.»

شی فنگ پس از اینکه نگاه دیگری به Hidden Soul انداخت، بی‌درنگ از سالن خارج شد.

او هیچ راهی برای برقراری ارتباط با Hidden Soul در وضعیت فعلی‌اش نداشت. تنها کاری که از دستش برمی‌آمد، این بود که منتظر بماند تا او از کابین بازی خارج شود. خوشبختانه از آنجا که شهر ربات‌های امنیتی را برای محافظت از ورودی سالن مستقر کرده بود، نیازی نبود نگران امنیت او باشد. به هر حال، هر قدرتی حاضر نمی‌شد استادان بزرگ سه ستاره‌اش را برای انجام یک ترور بفرستد.

در همین حال، پس از خروج‌عمومی​ از سالن استراحت، شی فنگ شروع‌نگاهی​ به بررسی پیام‌های روی ساعت کوانتومی‌اش کرد.

کاری از دست او برای ورود Hidden Soul و Gentle Snow به قلمرو ابدی برنمی‌آمد. با وجود این، حضور آن دو در قلمرو ابدی کنونی، دقیقاً اتفاق بدی هم نبود.

هرچند قلمرو ابدی واقعاً پر از خطر‌مراکز​ بود، اما این خطرات با بهترین فرصت‌های‌بیندازند​ موجود در قلمرو خدای بزرگ نیز همراه بود.

هم Hidden Soul و هم Gentle Snow استعداد شگفت‌انگیزی داشتند. شی فنگ در زندگی قبلی‌اش این موضوع را شخصاً دیده بود. اگر آن دو می‌توانستند در امنیت در قلمرو ابدی رشد کنند، در آینده کمک عظیمی برای او می‌شدند. گذشته از این، قلمرو خدا یک بازی تک‌نفره نبود.

با دیدن بیش از صد پیام نخوانده،‌می‌کرد​ شی فنگ به شدت متعجب شد و‌میان​ با خود فکر کرد: «چرا این‌قدر پیام دارم؟»

بیشتر این پیام‌ها از طرف کسانی بود که برای پیوستن به گروه نبرد زیرو وینگ‌حتی​ درخواست داده بودند. همچنین پیام‌هایی از سوی نمایندگان شرکت‌ها و خانواده‌های قدرتمند شهر دریاچه ستاره‌پیش​ به چشم می‌خورد که درخواست خرید امتیازات مشارکت شهر را در ازای سکه‌های ستاره داشتند.

ظاهراً تنها در عرض دو روز کوتاه، نرخ تبدیل‌رقیب​ امتیازات مشارکت شهر دریاچه ستاره از ۱:۲۵ به ۱:۳۰ افزایش‌حتی​ یافته بود. این رکورد بی‌سابقه‌ای در شهر دریاچه ستاره بود.

با وجود این، صرف نظر از اینکه اصلاً در حال حاضر امتیاز مشارکتی برای شی فنگ باقی مانده بود یا نه، حتی اگر‌نمی‌رفت​ داشت هم قصدی برای اجابت این درخواست‌ها نداشت. گذشته از این، امتیازات مشارکت شهر برای او اهمیت زیادی داشت. ناگفته نماند که او‌می‌فرستادند​ به تازگی ۲۰۰ میلیون سکه ستاره از طریق فری به دست آورده بود، بنابراین دلیلی نداشت که امتیازاتش را با سکه‌های ستاره معاوضه کند.

مدت کوتاهی پس از خروج شی فنگ از‌طریقی​ مرکز آموزش دریاچه ستاره، او پیام فوری‌ای را دید‌انجام​ که شیا چینگ‌ینگ یک روز پیش برایش فرستاده بود.

محتوای پیام شیا چینگ‌ینگ،‌شهری​ شی فنگ را غافلگیر‌عمومیِ​ کرد: «دعوت‌نامه به ستاره تاریک؟»

تنها تعداد بسیار کمی قدرت برتر در قلمرو خدای بزرگ حضور داشتند. در‌وجود​ این میان، اتاق بازرگانی ابدی در بین این قدرت‌های برتر موجودیت فوق‌العاده خاصی‌ممنوع‌الورود​ بود. حتی می‌شد آن را تا حدودی یک موجودیت متعالی در نظر گرفت.

دلیل این امر آن بود که اتاق بازرگانی ابدی تنها در قلمرو خدا تجارت می‌کرد. علاوه بر این، امپراتوری تجاری آن فراتر‌این‌طور​ از حد تصور عظیم بود. این اتاق بازرگانی برای گسترش امپراتوری تجاری خود، حتی تا آنجا پیش رفته بود که ماهواره‌ای در‌یکدیگر​ بُعد تاریکی بسازد تا به بازیکنان قلمرو خدا اجازه دهد معاملات مختلفی را در آنجا انجام دهند. نام این ماهواره ستاره تاریک بود.

راه دسترسی بازیکنان به ستاره تاریک از طریق دعوت‌نامه بود. تا زمانی‌شرکت‌کننده‌ای​ که بازیکنان دعوت‌نامه‌ای از اتاق بازرگانی ابدی داشتند، می‌توانستند از کابین بازی مجازی‌انجمن​ استفاده کنند تا شبحی از خود را مستقیماً روی ستاره تاریک منعکس کنند.

با وجود این، دعوت‌نامه تنها به بازیکنان اجازه می‌داد از ستاره‌کنند​ تاریک دیدن کنند. اگر بازیکنان خواهان حق تجارت در ستاره تاریک‌منع​ بودند، باید آزمون اتاق بازرگانی ابدی را نیز پشت سر می‌گذاشتند.

شیا چینگ‌ینگ در حال حاضر تلاش می‌کرد تا آزمون اتاق بازرگانی را پشت سر بگذارد و امیدوار بود که او، یا‌خصوصی​ به طور دقیق‌تر، لیدر گیلد زیرو وینگ یعنی شعلۀ سیاه، به توافق قبلی‌شان عمل کرده و در زمان نیاز به او کمک‌نبردهای​ کند. درخواست شیا چینگ‌ینگ این بود که شعلۀ سیاه به عنوان یکی از نیروهای کمکی خارجی او برای آزمون وارد عمل شود.

قلمرو خدا، ستاره تاریک:

ستاره تاریک ماهواره‌ای به اندازه ماه بود که‌عمومیِ​ در فضای تهی شناور بود. در عین حال،‌شرکت‌کننده‌ای​ شهری باشکوه روی این ماهواره بنا شده بود.

در حال حاضر، بیش از هزار بازیکن بیرون شهر در صف ایستاده و منتظر ورود به‌مستقر​ آن بودند. این بازیکنان در بیرون از ستاره تاریک، سطوح و رده‌های مختلفی داشتند. با وجود این،‌ترور​ با قدم گذاشتن روی ستاره تاریک، همه آن‌ها به سطح ۱۲۰، رده ۴ ارتقا یا تنزل می‌یافتند.

در گوشه دروازه شهر، گروهی متشکل از یک مرد و دو زن ایستاده بودند. از بین آن دو زن،‌برگشته​ یکی کشیشی زیبا و باهوش بود که مدام به زمان نمایش داده شده روی مچ دستش نگاه می‌کرد و با‌قدرت​ تماشای گذر ثانیه‌ها، چهره‌اش عبوس و مضطرب به نظر می‌رسید. این زن کسی نبود جز شخصیت درون بازی شیا چینگ‌ینگ.

او با‌می‌فرستادند​ خود زمزمه کرد:‌رقیب​ «چرا هنوز نیومده؟»

با دیدن اینکه کمتر از ده دقیقه به شروع‌رقیب​ آزمون باقی مانده بود، شیا چینگ‌ینگ به اطراف نگاه کرد‌حتی​ تا شخصی را که مدت‌ها بود ندیده بود، پیدا کند.

یادداشت مترجم: نمی‌دانم بُعد تاریکی که در اینجا به آن‌انجام​ اشاره شده، هیچ ارتباطی با آنچه در داستان اصلی ذکر‌باشد​ شده دارد یا خیر. ممکن است کاملاً چیز متفاوتی باشد.

ناولها | novelha.net