چپتر 3060: اساس شراکت
0با شنیدن حرفهای شی فنگ، چشمان لیو ووشنگ کمی گرد شد و از روی کنجکاوی پرسید: «شانس قابلتوجهی برای رسیدن بهنیز رده ۶؟ نمیخوام به تواناییهاتون شک کنم آقا شعلۀ سیاه، اما ارتقا به رده ۶ چیزی نیست که فقط با حرف زدنآقای بشه بهش رسید. حتی اگه یه میراث خدا به دست بیارم، شانسم برای رسیدن به رده ۶ فقط یه ذره بیشتر میشه.»
رسیدن به رده ۶ رؤیای تمام متخصصان ردهبذاریم ۵ در قلمرو خدا بود. با وجود این، تنهاشماست اقلیت بسیار کوچکی میتوانستند به این رؤیا دست یابند.
در این میان، هرچه فرد به رده ۶ نزدیکتر میشد، بیشتر درک میکردبله که رسیدن به آن تا چه حد دشوار است. سختی کار به قدریادامه بالا بود که بیشتر افراد با آگاهی از آن، غرق در ناامیدی میشدند.
با شنیدن حرفهای شی فنگ، غلاف آبی نیز ناخودآگاه کنجکاو شد. اگرچه او در حالادامه حاضر فاصلۀ زیادی با برآورده کردن شرایط رده ۶ داشت، اما اگر راهی برای افزایشدلیل شانس رسیدن به آن وجود داشت، طبیعتاً باید هرچه زودتر آن را به دست میآورد.
شی فنگ با لبخندی محو گفت: «آقای لیو، حالا که جرئتشوکار دارم این حرف رو بزنم، طبیعتاً توانایی عملی کردنش رو همناخودآگاه دارم. تازه، مگه نباید این حرفا رو بذاریم برای بعد از شراکت؟»
لیو ووشنگ که متوجه گاف خودنباید شده بود، با عجله گفت: «بله،گاف حق با شماست آقا شعلۀ سیاه.»
او ناخواسته افکار واقعیاش را در مقابل شی فنگ بروز داده بود. سپس، پس از اینکه خودش را آرامبروز کرد، ادامه داد: «اما اگه حرف از شراکت میزنید، نباید اول یه کم حسن نیت نشون بدید آقا شعلۀ سیاه؟جهانـه هر چی باشه، گناه ساحره وابسته به حاکمان جهانـه. بدون دلیل کافی، چطور جرئت کنیم به حاکمان جهان خیانت کنیم؟»
با شنیدن پیشنهاد لیو ووشنگ، لبخند شی فنگ عمیقتر شد.سپس سپس گفت: «حرفتون درسته آقای لیو. واقعاً سخته که بدوننیت مزایای کافی، تصمیم بگیرید با یه سوپر گیلد در بیفتید.»
لیو ووشنگ در حالی که ریشش را نوازش میکرد گفت: «ممنون از درکتون آقا شعلۀ سیاه. شاید بعد از دیدن شکستشون مقابل ماه مرموز فکر کنید که حاکمان جهانبرآورده برای یه سوپر گیلد بودن چیز خاصی نیست، اما میتونم بهتون اطمینان بدم که حاکمان جهان به این سادگیها که به نظر میرسه نیست. اگه حاکمان جهان بخواد، میتونهمتوجه ماه مرموز رو مثل آب خوردن نابود کنه. حتی اگه ماه مرموز ۴۰ تا ست تجهیزات مانای اولیه داشته باشه، بازم عمراً بتونه از پاسگاه ماه تاریک دفاع کنه!»
با وجود این، شیتازه فنگ در پاسخ بهبذاریم هشدار لیو ووشنگ تنها خندید.
در این دنیا، هیچکس درک بهتری از ابرقدرتها و سوپر گیلدهایشده مختلف نسبت به او نداشت. اگر در زمینه چنین دانشی میگفتاینکه که نفر دوم است، هیچکس نمیتوانست ادعای جایگاه اول را داشته باشد.
در این میان، به عنوان یک سوپر گیلدبروز کهنهکار، قدرت و عمق حاکمان جهان چیزهایی نبود کهمیزنید شخصی مانند لیو ووشنگ بتواند از آنها پرده بردارد.
به همین دلیل بود که شی فنگمیکرد تصمیم گرفته بود با گناه ساحره شریکافراد شود و یک اتحاد مزدوری تشکیل دهد.
هر گیلدی که موفق میشد به یک سوپر گیلد تبدیلشراکت شود، تنها از متخصصان قدرتمند برخوردار نبود. علاوه بر آن،واقعیاش سوپر گیلدها توانایی دستیابی به ابزارهای استراتژیک را نیز داشتند.
در این میان، بسیاری از این ابزارهای استراتژیک ریشه در دوران باستان داشتند و حتی منشأ برخی از آنها به دوران اولیه بازمیگشت. برای بیشتر متخصصان در قلمرو خدا، این ابزارهای استراتژیکنشون کاملاً دور از دسترس بود. آنها برای به دست آوردن حتی یکی از این آیتمها، باید شانسی حیرتانگیز میداشتند. با وجود این، یک سوپر گیلد با داشتن متخصصان بیشمار، میتوانست این ابزارهاممنون را بسیار آسانتر و مطمئنتر به دست آورد. در همین حال، اگر یک سوپر گیلد تصمیم میگرفت از یکی از این آیتمها استفاده کند، میتوانست به راحتی یک پادشاهی کامل را نابود سازد.
این دقیقاً همان چیزیناخواسته بود که در زندگی قبلیداده شی فنگ رخ داده بود.
هنگامی که قلمرو خدای آنها به قلمرو خدای اعظم متصل شد و قدرتهای مختلف جهان بیرونیغرق هجوم آوردند، بسیاری از سوپر گیلدها برای متوقف کردن پیشروی این قدرتها، از این آیتمهای استراتژیکداشت استفاده کردند. بسیاری از این ابزارها حتی به بازیکنان اجازه میدادند تا از محدودیت ردهها عبور کنند.
تنها مشکل این بود که این ابزارها،حرفا آیتمهای مصرفی بودند. سوپر گیلدهای مختلف، مگر درعجله مواقع کاملاً ضروری، از این ابزارها استفاده نمیکردند.
با این حال، برخلاف آنچه شیبعد فنگ میپنداشت، لیو ووشنگ خنده اوعجله را به گونهای دیگر تفسیر کرد.
تحقیر!
از دیدگاه لیو ووشنگ، شی فنگدرک داشت با حاکمان جهان که به آنهابالا اشاره کرده بود، با تحقیر رفتار میکرد!
شی فنگ که از افکار لیونباید ووشنگ بیخبر بود، پرسید: «آقای لیو،گاف میتونم بپرسم الان وقت آزاد دارید؟»
لیو ووشنگ که از سؤال شی فنگ کمی گیج شده بود،شده گفت: «در حال حاضر کاری نداریم. حتی اگه کاری هم داشته باشیم،خودش اهمیتش به پای مذاکره برای شراکت با شما، آقای شعلۀ سیاه، نمیرسه.»
شی فنگ خندید و گفت: «در این صورت، آقای لیو، میخوام ازتونخودش دعوت کنم که با من به جایی بیاید. وقتی به اونجا برسیم،گناه بهتون نشون میدم که گناه جادوگر از شراکت با زیرو وینگ ضرر نمیکنه.»
طبیعتاً لیو ووشنگ با پیشنهاد شی فنگ مخالفتی نداشت. او نسبتاًکار کنجکاو بود که چرا شی فنگ اینقدر مطمئن است که گناهناخودآگاه جادوگر حاضر میشود برای مقابله با حاکمان جهان به زیرو وینگ بپیوندد.
پس از آن، لیو ووشنگ و Blue Sheath مخفیانه به دنبال شی فنگ از شهر صد جریان خارج شدند.
پس از رسیدن به جنگلی در چند کیلومتریمتوجه شهر صد جریان، شی فنگ فلوت احضاری راافکار بیرون آورد و گرگ تندر خود را احضار کرد.
با دیدن گرگ تندر، لیو ووشنگ و Blue Sheath نتوانستند جلوی تعجب خود را بگیرند.
Blue Sheath در چت گروه با هیجان گفت: «عجب مرکب قدرتمندیه! قدرت این مرکب همین الانش هم از یه گرند لرد معمولی بیشتره!» او تنها با یک نگاه سطح قدرت گرگ تندر را استنتاج کرد و نتوانست جلوی نگاه تحسینآمیزش به مرکب را بگیرد. «حیف که هنوز راه مشخصی برای به دست آوردن مرکب توی دنیای مینیاتوری باستان نیست. اگه بتونم همچین مرکبی گیر بیارم، سرعت لولآپم راحت دو برابر میشه.»
لیو ووشنگ گفت: «به نظر میرسه پایههای شعلۀ سیاه توی دنیای مینیاتوری باستان به اونعجله سادگی که فکر میکردم نیست. جای تعجب نداره که تونسته ماه مرموز رو متقاعد کنهداد تا مقابل حاکمان جهان بایسته.» و ارزیابیاش از شی فنگ حتی بیشتر از پیش افزایش یافت.
داشتن یک گرند لرد به عنوان مرکب شاید در قاره اصلیشده چیز خاصی به نظر نمیرسید، اما این دستاوردی بود که حتیاینکه سوپر گیلدها هم لزوماً نمیتوانستند در دنیای مینیاتوری باستان به آن برسند.
شی فنگ پس از پریدن روی پشت گرگ تندر یادآوریسپس کرد: «سوار بشید. راه درازی در پیش داریم. اگه کاری براینشون انجام دادن دارید، بهتره همین الان هماهنگیهای لازم رو انجام بدید.»
با وجود این، لیو ووشنگ و Blue Sheath با شنیدن یادآوری شی فنگ صرفاً لبخند زدند. مگر چقدر میتوانستند دور شوند؟
سرعت یک مرکب در سطح گرند لرد، چندین برابر بیشتر از بازیکنانگاف بود. گرگ تندر با سرعتی که داشت میتوانست به راحتی در عرض دواینکه ساعت به هر منطقه لولآپ سطح ۱۱۰ در اطراف شهر صد جریان برسد.
اما پس از مدتی سواری بر گرگ تندر، لیو ووشنگ و Blue Sheath خیلی زود متوجه شدند که سخت در اشتباه بودهاند.
شی فنگ نه تنها از نقشههای سطح ۱۱۰ عبور کرد، بلکه حتی نقشههای سطح ۱۱۵ادامه را نیز پشت سر گذاشت. پس از هشت ساعت پیشروی بیوقفه، آنها به دره مهآلوددلیل رسیدند؛ یک نقشه سطح ۱۲۰ که اساساً برای بازیکنان فعلی منطقهای ممنوعه به حساب میآمد.
در همین حین، پس از رسیدن به دره مهآلود، لیو ووشنگ و Blue Sheath چیزی دیدند که هوش از سرشان پراند.
یک شهر!
شهری درمگه اعماق دره مهآلودبذاریم بنا شده بود!
علاوه بر این، تاجران NPC بسیاری در ورودی شهر در حال رفتوآمد بودند. ترافیک NPCها در اینجا تنها اندکی از یک شهر NPC معمولی کمتر بود.
وقتی لیو ووشنگ این شهر پررونق را دید، ناگهان فکر ترسناکی بهقدری ذهنش خطور کرد. او که نتوانست جلوی کنجکاویاش را بگیرد، رو بهاگرچه شی فنگ کرد و پرسید: «آقای شعلۀ سیاه، نگو که این شهر...»
شی فنگ با شنیدن صدای لرزان لیوحرفا ووشنگ، لبخند زد و گفت: «درست حدس زدید.عجله زیرو وینگ مالک این شهر باستانی ستاره پرتگاهه!»
...
یادداشت مترجم:
جهت اطلاع، اصطلاح «ابرقدرت» به تمام سازمانهایی اشاره دارد که در سطح یک ابرقدرت هستند. این اصطلاحآرام تنها به گیلدها (گیلدهای سوپر-درجه-یک و سوپر گیلدها) محدود نمیشود. بنابراین، تیمهای ماجراجو، سازمانهای مزدور و هردلیل سازمان دیگری که نویسنده در آینده تصمیم به خلق آن بگیرد نیز میتوانند در دسته ابرقدرتها قرار بگیرند.