---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 846: گناه ساحره • ⏱ 10 دقیقه

چپتر 846: گناه ساحره

0

با خواندن توضیحات مأموریت،‌بازیکن​ شی فنگ شک کرد‌می‌یافت​ که مبادا اشتباه دیده باشد.

اما پس از چند بار مرور دوباره،‌لحظه​ صددرصد اطمینان یافت که این مأموریت، یکی از‌همین​ پنج مأموریت میراث بزرگ در پادشاهی ستاره-ماه است.

Thoughtful Rain با دیدن چهره‌ی بهت‌زده‌ی شی فنگ پرسید: «مأموریتش خیلی سخته؟»

شی فنگ توضیح داد: «نمی‌تونم قطعی بگم، ولی باید از یه‌چشمگیری​ مأموریت حماسی سخت‌تر باشه. فقط واسه فاز اول مأموریتت، باید شاه‌همین​ گرگ کریستالی رو بکشی تا قلب کریستالی رو به دست بیاری.»

میراث‌های بی‌شماری‌کلاس​ در قلمرو‌بازیکن​ خدا یافت می‌شد.

با وجود این، در پادشاهی ستاره-ماه تنها پنج میراث به عنوان قدرتمندترین‌ها شناخته می‌شد. گناه ساحره یکی از آن‌ها بود.‌کلاس‌های​ این پنج میراث بزرگ، همگی جزو میراث‌های اوج به شمار می‌رفتند. متأسفانه هیچ روش مشخصی برای فعال‌سازی مأموریت‌های این پنج‌حالت​ میراث بزرگ وجود نداشت. کاملاً محتمل بود که بازیکنی پس از تکمیل یک مأموریت معمولی، ناگهان آن را فعال کند.

کسانی که با این پنج مأموریت میراث‌شناخته​ بزرگ روبه‌رو می‌شدند، بی‌نهایت خوش‌شانس بودند؛ گویی‌اوج​ دردانه و سوگلی سیستم به حساب می‌آمدند.

از این گذشته، میراث‌های اوج خارق‌العاده بودند. به شرط موفقیت در تغییر کلاس، قدرت بازیکن به طرز چشمگیری افزایش می‌یافت. تا به آن لحظه، در تمام زیرو وینگ تنها شی فنگ و Violet Cloud موفق به کسب کلاس مخفی شده بودند. همین موضوع به تنهایی نشان می‌داد که کلاس‌های مخفی تا چه حد نایاب‌اند.

با این حال، برخورد اتفاقی با یکی از پنج میراث بزرگ پادشاهی ستاره-ماه‌موفق​ یک چیز بود و تکمیل آن چیزی کاملاً متفاوت. مهم‌تر از همه، اگر‌اتفاقی​ بازیکنی پس از پذیرش مأموریت در آن شکست می‌خورد، عواقب هولناکی در انتظارش بود.

کسانی که در یک مأموریت میراث پایه شکست می‌خوردند، در بدترین حالت تنها برای مدتی مشخص از ورود به بازی محروم می‌شدند و پس از ورود مجدد به بازی، می‌توانستند‌اگر​ دوباره مأموریت را به چالش بکشند. اما در مورد میراث‌هایی که پاداششان کلاس مخفی بود، بازیکنان تنها یک فرصت داشتند. شکست در این مأموریت‌های میراث معمولاً تنها به قیمت یک‌به‌شدت​ بار مرگ تمام می‌شد. اما مجازات شکست در پنج مأموریت میراث بزرگ به‌شدت سنگین بود. بازیکن نه‌تنها سه سطح افت می‌کرد، بلکه به مدت ده روز در حالت تضعیف‌شده قرار می‌گرفت.

با وجود این، موارد یادشده تنها نوک کوه یخ بود. بدترین‌بود​ بخشِ شکست در یکی از پنج مأموریت میراث بزرگ این بود که‌مأموریت‌های​ بازیکن برای همیشه مقداری از ویژگی شانس خود را از دست می‌داد...

ویژگی شانس، یک ویژگی مخفی به شمار می‌رفت. در حالت عادی، افزایش حتی یک یا دو امتیاز از این ویژگی بسیار دشوار‌همین​ بود. اگر بازیکنی به دلیل شکست در مأموریت میراث، مقداری از شانس خود را برای همیشه از دست می‌داد، این موضوع تأثیر مخربی‌می‌خوردند​ بر عملکرد او در جنبه‌های مختلف می‌گذاشت؛ از جمله کاهش نرخ دراپ هنگام باز کردن صندوق‌های گنج و لول اپ با کشتن هیولاها.

به همین دلیل، پنج میراث بزرگ پادشاهی ستاره-ماه‌می‌یافت​ در گذشته شهرت فراوانی داشتند. فاصله‌ی میان بهشت و‌همین​ جهنم در این مأموریت‌ها تنها به مویی بند بود.

در ظاهر، همه آن‌ها را با نام‌لحظه​ پنج میراث بزرگ می‌شناختند، اما در خفا، بازیکنان‌همین​ به آن‌ها لقب پنج نفرین بزرگ داده بودند.

در گذشته، بازیکنان بسیاری پنج مأموریت میراث بزرگ پادشاهی ستاره-ماه را دریافت کرده بودند. با این حال، تا جایی که شی فنگ اطلاع داشت، Gentle Snow تنها کسی بود که موفق به تکمیل یکی از این مأموریت‌ها شده بود و نام هیچ‌کس دیگری به گوشش نخورده بود. همین موضوع به‌تنهایی سختی طاقت‌فرسای این مأموریت‌ها را نشان می‌داد.

اما در نقطه مقابل، زمانی که Gentle Snow یکی از پنج میراث بزرگ را به دست آورد، یک‌شبه در قلمرو خدا به شهرت رسید. او در نبردهای میدانی و درگیری‌های گیلد، بسیاری از متخصصان طراز اول و حتی متخصصان اوج را از پای درآورده بود. اما متأسفانه پس از مدتی ناگهان از بازی محو شد و این اتفاق به یکی از رازهای سربه‌مهر قلمرو خدا بدل گشت.

بسیاری بر این باور بودند که اگر Gentle Snow قلمرو خدا را ترک نمی‌کرد، قطعاً به یک متخصص رده ۶ در سطح خدا در پادشاهی ستاره-ماه تبدیل می‌شد. بازیکنان بسیاری با یادآوری این ماجرا، از سر افسوس آه می‌کشیدند.

از این رو، وقتی شی فنگ دید که Thoughtful Rain مأموریت میراث گناه ساحره را پذیرفته است، حسی آمیخته از هیجان و نگرانی وجودش را فرا گرفت.

Thoughtful Rain با شنیدن این حرف چشمانش گرد شد و پرسید: «سخت‌تر از یه مأموریت حماسی؟» او در دل پوزخند تلخی زد.

او تا به آن روز مأموریت‌های متعددی را در قلمرو خدا به انجام رسانده بود، به‌زیرو​ همین دلیل یک قانون را به‌خوبی می‌دانست؛ هرچه مأموریتی دشوارتر باشد، مجازات شکست در آن نیز‌چیز​ سنگین‌تر خواهد بود. پذیرش مأموریتی که فراتر از توانایی‌هایش بود، هیچ عاقبت خیری به همراه نداشت.

شکست در یک مأموریت حماسی، هر بازیکنی را به دردسر‌تمام​ می‌انداخت. اگر در مأموریتی سخت‌تر از آن شکست می‌خورد، حتی‌نشان​ جرئت نمی‌کرد عواقب شومی را که در انتظارش بود تصور کند.

شی فنگ گفت: «نمی‌خواد زیاد غصه‌اش رو بخوری. مأموریتت سه ماه‌موفق​ مهلت داره. هنوز سه ماه وقت داری تا قوی‌تر بشی و تمومش‌برخورد​ کنی. نظرت چیه تو این مدت با نیروی اصلی گیلد تمرین کنی؟»

حتی خود شی فنگ هم از جزئیات دقیقِ پنج مأموریت میراث بزرگ بی‌خبر بود. اما از آنجا که پای یک‌مشخصی​ مأموریت میراث در میان بود، شی فنگ از یک موضوع اطمینان کامل داشت؛ بازیکنان برای عبور از فاز نهایی مأموریت،‌دردانه​ باید تنها به قدرت خودشان تکیه می‌کردند. اگر بازیکنی به‌اندازه کافی قدرتمند بود، تکمیل مأموریت میراث برایش چندان هم دشوار نمی‌نمود.

بر اساس خاطرات شی فنگ، Gentle Snow پس از رسیدن به قلمرو جریان آب، مأموریت میراث خود را به پایان رسانده بود.

اگر Thoughtful Rain هم می‌توانست به قلمرو جریان آب دست یابد، برای پشت سر گذاشتن آزمون نهایی مشکلی نداشت. در آن صورت، زیرو وینگ صاحب بازیکن دیگری با کلاس مخفی می‌شد.

با شنیدن پیشنهاد شی فنگ، Thoughtful Rain نتوانست شگفتی خود را پنهان کند و پرسید: «منم می‌تونم تو تمرینات شرکت کنم؟»

مزایایی که نیروی اصلی زیرو وینگ از آن برخوردار بود، اصلاً معمولی نبود. تنها کریستال‌های جادویی که هر روز دریافت می‌کردند، حتی متخصصانی مانند Autumn Goose را به طمع می‌انداخت.

بازیکنان می‌توانستند با استفاده از کریستال‌های جادویی، برج آزمون در داخل کولوسئوم الهی را به‌تمام​ چالش بکشند و استانداردهای مبارزه خود را ارتقا دهند. کریستال جادویی یک ارز بی‌چون‌وچرا بود. با‌اتفاقی​ وجود این، عرضه آن کم بود و حتی با داشتن پول هم به‌سختی به دست می‌آمد.

گیلدهای بزرگ معمولاً روزانه حدود سه تا پنج کریستال جادویی در اختیار اعضای نیروی اصلی خود قرار می‌دادند. اما زیرو‌نشان​ وینگ روزی ۱۵ کریستال به نیروی اصلی خود می‌داد. به عبارت دیگر، اعضای نیروی اصلی زیرو وینگ می‌توانستند هر روز‌می‌خوردند​ تا ۱۵ بار برج آزمون را به چالش بکشند. حتی اعضای گیلدهای بزرگ هم نمی‌توانستند به سرعت پیشرفت آن‌ها برسند.

علاوه بر این، طبق شنیده‌های او، اعضای نیروی اصلی زیرو وینگ به انواع ویدیوهای مبارزه نیز دسترسی داشتند. این ویدیوها شامل نبرد متخصصانی بود که در اینترنت یافت نمی‌شد. افزون بر آن، آن‌ها می‌توانستند با متخصصان طراز اولی مانند Fire Dance نیز تمرین کنند.

با این حال، شگفت‌انگیزترین بخش عضویت در‌شناخته​ نیروی اصلی زیرو وینگ، شراب صد توت‌اوج​ بود که شایعات زیادی درباره‌اش وجود داشت.

اگرچه او کاربرد شراب صد توت را نمی‌دانست، اما خبر داشت که حتی اعضای نیروی اصلی نیز به شدت بر سر این آیتم رقابت می‌کردند. برخی‌می‌داد​ حتی حاضر بودند مقدار زیادی از امتیازات مشارکت گیلد و کریستال‌های جادویی خود را برای آن معامله کنند. با وجود این، کسانی که شراب صد توت‌محروم​ را به دست می‌آوردند هرگز آن را معامله نمی‌کردند و در عوض، آن را مخفیانه می‌نوشیدند. به راحتی می‌شد تصور کرد که این آیتم چقدر ارزشمند است.

Blue Bamboo در حالی که با شیرین‌زبانی پلک می‌زد، پرسید: «داداش یه فنگ، منم می‌تونم با نیروی اصلی تمرین کنم؟»

شی فنگ با لحنی جدی به آن دو گوشزد کرد: «باشه،‌موفق​ ولی اول بذارید اینو بگم: شما دو تا فقط عضو ذخیره‌اید.‌حال​ اگه سه بار تو آزمون رد بشید، از تیم اخراج می‌شید.»

با یادآوری مزایای نیروی اصلی، Blue Bamboo نتوانست جلوی خنده‌اش را بگیرد و گفت: «ممنون داداش یه فنگ! Autumn و بقیه وقتی اینو بشنون از حسادت دق می‌کنن!»

شی فنگ پرسید: «راستی، چقدر‌موفقیت​ طول می‌کشه تا شما دو‌طرز​ تا از این حالت قفل‌شده دربیاید؟»

Thoughtful Rain پس از نگاهی به پنجره وضعیتش پاسخ داد: «حدود دو ساعت.»

با وجود اینکه دشمنانشان مرده بودند، اثر منفی قفل‌زیرو​ روح همچنان پابرجا بود. آن‌ها هنوز در حالت مبارزه قرار‌می‌داد​ داشتند و نمی‌توانستند برای خروج، از طومار بازگشت استفاده کنند.

شی فنگ از Blue Bamboo پرسید: «Blue، مهارت باطل‌سازی رو یاد گرفتی؟»

مهارت باطل‌سازیِ روحانی چندان رایج نبود. علاوه بر این، مهارتی نسبتاً کمیاب‌افزایش​ به شمار می‌رفت و روحانی‌های بسیار کمی آن را در اختیار داشتند.‌تنهایی​ با این حال، این مهارت هنگام رویارویی با برخی باس‌ها تأثیری معجزه‌آسا داشت.

باطل‌سازی می‌توانست یک اثر مثبت را از روی دشمن پاک کند. برای‌وینگ​ باس‌هایی که عاشق اعمال اثرهای مثبت روی خود بودند، این کار معادل‌حال​ کشیدن دندان‌ها و پنجه‌هایشان بود. پادشاه گرگ‌های کریستالی یکی از همین باس‌ها بود.

Blue Bamboo با حالتی عجیب سر تکان داد و گفت: «اوهوم. یدونه از خانه حراج خریدم و یادش گرفتم.»

شی فنگ که پیش از این بارها با پادشاه گرگ‌های کریستالی روبه‌رو شده بود، پرسید: «خوبه. به رده‌هیچ​ ۱ رسیده؟» اگر کسی از باطل‌سازی رده ۰ استفاده می‌کرد، در بهترین حالت می‌توانست چند اثر مثبت رده ۲‌خوش‌شانس​ را پاک کند. تنها یک باطل‌سازی رده ۱ قادر بود اثرهای مثبت مهارت‌های رده ۳ را از بین ببرد.

Blue Bamboo با دست‌پاچگی جواب داد: «راستش... هنوز نه. خیلی از این مهارت استفاده نمی‌کنم.»

شی فنگ گفت: «این طومارهای جادویی رو بگیر. وقتش که رسید، قبل از باطل‌سازی ازشون استفاده کن.» سپس پنج طومار جادویی طلایی‌رنگ رده ۱ از کیفش بیرون آورد و به Blue Bamboo داد.

این پنج طومار جادویی، طومارهای تقویت‌می‌یافت​ طلسم بودند. هر کدام می‌توانستند یک‌کسب​ طلسم را تا رده ۱ ارتقا دهند.

Blue Bamboo که حالا بیشتر گیج شده بود، پرسید: «داداش یه فنگ، با اینا باید چیکار کنم؟»

شی فنگ با خونسردی پاسخ‌موفقیت​ داد: «معلومه، داریم آماده می‌شیم‌طرز​ پادشاه گرگ‌های کریستالی رو بکشیم.»

Blue Bamboo جا خورد: «پادشاه گرگ‌های کریستالی رو بکشیم؟» Thoughtful Rain نیز زبانش بند آمده بود.

آن‌ها پیش از این پادشاه گرگ‌های کریستالی را دیده بودند.‌وینگ​ او یک گرند لرد سطح ۵۰ بود. به چالش کشیدن‌کلاس‌های​ چنین موجودی تنها با سه نفر، دست‌کمی از خودکشی نداشت.

اما شی فنگ بی‌توجه به بهت‌زدگی‌قدرتمندترین‌ها​ آن دو، دو قرارداد از کیفش بیرون‌جزو​ آورد و شروع به خواندن ورد کرد.

«ظاهر شوید!»

بی‌درنگ، دو آرایه‌قدرت​ جادویی تله‌پورت روی‌چشمگیری​ زمین پدیدار شد.

به دنبال درخشش نوری نقره‌ای، دو‌می‌یافت​ پیکر، یک مرد و یک زن،‌کسب​ از درون آرایه‌های جادویی بیرون آمدند.

این دو کسی نبودند‌تنها​ جز کایت و آنا،‌گناه​ محافظان شخصی شی فنگ.

یادداشت مترجم:

[۱] کلاس مخفی: همان‌طور که در چپتر ۳۷۸‌لحظه​ ذکر شد، تنها کلاس‌هایی که توسط میراث‌های متوسط‌همین​ و بالاتر ارائه می‌شوند، کلاس مخفی به شمار می‌روند.

ناولها | novelha.net