---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3357: فصل ۴۳۱ - مشارکت نجومی • ⏱ 10 دقیقه

چپتر 3357: فصل ۴۳۱ - مشارکت نجومی

0

شهر دریاچه‌کوره​ ستاره، انجمن‌برد​ قلمرو خدا:

پس از پایان نبرد شهر، انجمن قلمرو خدا به شلوغ‌ترین مکان در شهر دریاچه ستاره تبدیل شد.‌بزنم​ این به خاطر آن بود که بسیاری از شرکت‌کنندگان لژیون دریاچه ستاره در اینجا جمع شده بودند‌محض​ و صف طولانی‌ای را در مقابل پیشخوان تبادل واقع در لابی طبقه دوم انجمن تشکیل داده بودند.

مرد جوانی در اواخر دوره نوجوانی‌اش که به تازگی به لژیون دریاچه ستاره پیوسته بود، در حالی که به اعداد‌خواهند​ روی ساعت کوانتومی‌اش نگاه می‌کرد، با هیجان گفت: «این دفعه واقعاً شانس آوردیم! نه تنها شهر یه مجموعه اضافی از‌اما​ انرژی کوره قدرت برد، بلکه لرد شهر حتی تصمیم گرفت واسه جشن گرفتن، به همه اعضای لژیون یه پاداش سه‌ماهه بده!»

دختر زیبایی که پشت سر مرد جوان ایستاده بود، به نشانه تأیید سر تکان داد. سپس با حسرت به مرد و زن جوانی که کمی جلوتر در صف منتظر‌می‌کردند​ بودند نگاه کرد و گفت: «همش به خاطر فرمانده رد فراست و گروه نبرد بال صفره. وگرنه شرکت‌کننده‌های ذخیره‌ای مثل ما هیچ سهمی از پخش پاداش‌های این دفعه نداشتن. خدا‌امتیازی​ می‌دونه کی می‌تونم یه شرکت‌کننده رسمی بشم. اگه بتونم وارد گروه نبرد بال صفر بشم، منم می‌تونم مثل کلی بلید و پیس آنجل پول به جیب بزنم و بارمو ببندم.»

درست مانند کلی بلید و پیس‌لرد​ آنجل، آن مرد جوان و دختر زیبا‌همه​ نیز نوابغی از دنیای درخشش آبی بودند.

پیش از پیوستن به لژیون دریاچه ستاره، هر دوی آن‌ها فکر می‌کردند که به محض ورود به لژیون‌بارمو​ شهر، از موفقیت عظیمی برخوردار خواهند شد. با این حال، پس از راهیابی به لژیون، خیلی زود متوجه‌موفقیت​ شدند که زندگی پس از پیوستن به لژیون شهر، آن‌قدرها هم که فکر می‌کردند بی‌دردسر و راحت نیست.

درست بود که آن‌ها می‌توانستند پس از پیوستن به لژیون دریاچه ستاره، هر ماه مقدار ثابتی امتیاز مشارکت دریافت کنند. اما بسته به جایگاه هر فرد در‌زندگی​ لژیون، مقدار امتیازی که دریافت می‌کردند به طور قابل‌توجهی متفاوت بود. در مورد شرکت‌کنندگان ذخیره، آن‌ها تنها ۱۰۰۰ امتیاز مشارکت در ماه دریافت می‌کردند. این مقدار حتی برای‌شرایط​ برآورده کردن حداقل شرایط لازم جهت اجاره یک اتاق در انجمن قلمرو خدا هم کافی نبود. علاوه بر آن، آن‌ها باید چند مأموریت را نیز به پایان می‌رساندند.

بدتر از همه اینکه، اگر یک شرکت‌کننده ذخیره از حمایت یک شرکت یا خانواده‌ای قدرتمند برخوردار نبود، باید‌زیبا​ راهی پیدا می‌کرد تا سکه‌های ستاره کافی برای پرداخت هزینه اقامت خود در انجمن قلمرو خدا به دست‌حال​ آورد. در غیر این صورت، حتی با داشتن امتیاز مشارکت کافی، باز هم از اتاق‌هایشان بیرون انداخته می‌شدند.

به بیان ساده، زندگی به عنوان یک عضو ذخیره در لژیون دریاچه ستاره، هیچ شباهتی به آن زندگی بی‌دغدغه‌ای‌زیبایی​ که در ابتدا تصور می‌کردند نداشت. آن‌ها همچنان باید نگران تأمین مخارج زندگی خود می‌بودند و تجملِ بازدید از مکان‌های‌وگرنه​ سطح بالای شهر دریاچه ستاره، هنوز هم به همان اندازه که تازه وارد جهان بزرگ شده بودند، برایشان دست‌نیافتنی بود.

علاوه بر این، حتی اگر آن‌قدر خوش‌شانس بودند که بعدها به شرکت‌کنندگان رسمی‌پیس​ تبدیل شوند، مگر اینکه می‌توانستند توجه یک شرکت یا خانواده قدرتمند را جلب کنند،‌آبی​ باز هم باید برای تأمین منابع تمرینی و هزینه‌های زندگی خود سخت تلاش می‌کردند.

مرد جوان با اعتمادبه‌نفس گفت: «خیلی زود! وقتی ۳۰۰۰ امتیازمون رو به سه تا فرصت‌محض​ واسه استفاده از اتاق تمرین نیروی ذهنی تبدیل کنیم، قطعاً میشیم گرندمستر یک‌ستاره! اون موقع،‌راحت​ آزمون می‌دیم تا شرکت‌کننده رسمی بشیم و درخواست می‌دیم که بریم تو گروه نبرد بال صفر!»

تنوع زیادی از منابع تمرین نیروی ذهنی در انجمن قلمرو خدا در دسترس بود و محبوب‌ترین آن‌ها، اتاق تمرین نیروی ذهنی‌دنیای​ بود که بازدهی تمرینات ذهنیِ افراد حاضر در آن را به شدت افزایش می‌داد. با این حال، اگرچه اتاق تمرین نیروی‌زندگی​ ذهنی یک امکانات تمرینی عالی بود، اما استفاده از آن هر بار ۱۰۰۰ امتیاز مشارکت شهر و ۱۰,۰۰۰ سکه ستاره هزینه داشت.

برای شرکت‌کنندگان متعلق به لژیون دریاچه ستاره، ۱۰,۰۰۰ سکه ستاره همچنان مبلغ قابل‌مدیریتی بود. اما در مورد‌بده​ امتیازات مشارکتِ مورد نیاز، داستان کاملاً متفاوت بود. به دلیل هزینه گزاف آن، بیشتر شرکت‌کنندگان رسمی تنها‌فرمانده​ می‌توانستند یک یا دو بار در ماه از پس هزینه ورود به اتاق تمرین نیروی ذهنی برآیند.

بنابراین، داشتن سه فرصت برای استفاده از‌بتونم​ اتاق تمرین نیروی ذهنی، برای شرکت‌کنندگان ذخیره‌ای‌آنجل​ مانند آن‌ها چیزی شبیه به یک رؤیا بود.

«پیس آنجل! فقط صبر‌نیز​ کن! منم خیلی زود میام‌پیش​ تو گروه نبرد بال صفر!»

دختر زیبا در تأیید حرف‌های مرد جوان سر تکان داد و‌پول​ نتوانست جلوی خودش را بگیرد و با چشمانی لبریز از روحیه جنگندگی،‌آبی​ به زن جوانی که کمی جلوتر در صف منتظر بود نگاه کرد.

هر دوی آن‌ها نوابغ سطح بالایی از یک دوره در دنیای درخشش آبی بودند. از نظر‌سه‌ماهه​ استعداد، او حتی از پیس آنجل هم برتر بود و بی‌راه نبود اگر می‌گفتیم که تنها‌کرد​ یک قدم کوچک با تبدیل شدن به یک شرکت‌کننده رسمی در لژیون دریاچه ستاره فاصله داشت.

...

شهر دریاچه‌مانند​ ستاره، مرکز‌نیز​ تمرین دریاچه ستاره:

از آنجایی که بیشتر شرکت‌کنندگان لژیون دریاچه ستاره برای تبادل منابع به انجمن قلمرو خدا رفته بودند، مرکز تمرین دریاچه‌نوابغی​ ستاره که معمولاً بیش از حد شلوغ بود، تا حدودی خلوت و متروک شده بود. در حال حاضر، تنها تعداد کمی‌شدند​ از جوانان متعلق به شرکت‌های مختلف و خانواده‌های قدرتمند دیده می‌شدند که در حال انجام تمرینات معمول خود در آنجا بودند.

در این لحظه، مرد و زنی دیده شدند که وارد‌واسه​ سالن اصلی مرکز تمرین می‌شدند؛ ورود این دو نفر بلافاصله‌پشت​ بحثی را میان نوجوانان در حال تمرین به راه انداخت.

«سریع بیاین ببینین!‌شرکت‌کننده​ اون معاون فرمانده‌اگه​ شی فنگ نیست؟»

«اینجا چیکار می‌کنه؟ فکر‌نیز​ می‌کردم الان تو انجمن قلمرو‌پیش​ خدا داره منابع معاوضه می‌کنه.»

«چقدر خوش‌تیپه! یعنی‌بتونم​ معاون فرمانده شی شاگرد‌کلی​ دختر هم قبول می‌کنه؟»

از آنجا که شهر دریاچه ستاره در نبرد شهری به پیروزی رسیده بود،‌پیس​ کل شهر در حال و هوای جشن و سرور به سر می‌برد. این‌درخشش​ موضوع هم برای شرکت‌کنندگان لژیون شهر و هم برای ساکنان آن صدق می‌کرد.

در این میان، شی فنگ به عنوان یکی از بزرگترین عوامل پیروزی شهر، مقدار نجومی و خیره‌کننده‌ای امتیاز مشارکت دریافت‌خواهند​ کرد. با این حال، شی فنگ به جای اینکه به فکر نحوه خرج کردن این امتیازات در انجمن قلمرو خدا‌اما​ باشد، به مرکز تمرین دریاچه ستاره آمده بود. این وضعیت برای جوانان حاضر در مرکز تمرین تا حدودی غافلگیرکننده بود.

هیدن سول با هیجان گفت: «رئیس انجمن، یه شرکت دیگه هم‌پول​ تازه باهامون تماس گرفت. امیدوارن بتونیم یکم امتیاز بهشون بفروشیم، حاضرن‌درخشش​ با نسبت ۱ به ۲۵ و با سکه‌های ستاره‌ای ازمون بخرن.»

به دست آوردن سکه‌های ستاره‌ای در جهان بزرگ کار آسانی نبود. با این حال، از منابع تمرینی گرفته تا هزینه‌های زندگی، همگی به مقدار زیادی سکه ستاره‌ای نیاز داشتند. این‌جلوتر​ موضوع مخصوصاً زمانی که فرد به دنبال توسعه قدرت ذهنی خود با بیشترین بازدهی ممکن بود، بیشتر به چشم می‌آمد. برای مثال، اقامتگاه‌های موجود در طبقه ۵۰۰ به بالای انجمن‌پیس​ قلمرو خدا، روزانه چندین هزار سکه ستاره‌ای هزینه داشتند. برای افرادی مانند آن‌ها که با کمبود سکه ستاره‌ای مواجه بودند، این یک فرصت عالی برای کسب درآمد به شمار می‌رفت.

شی فنگ سرش را تکان داد و گفت:‌وارد​ «نرخ بدی نیست، اما تو این مقطع زمانی،‌جیب​ معاوضه امتیاز مشارکت با سکه ستاره‌ای اصلاً نمی‌ارزه.»

در شرایط عادی، افراد از معامله امتیازات مشارکت با یکدیگر منع می‌شدند. با این حال، شرکت‌کنندگان لژیون‌موفقیت​ شهر این حق را داشتند که ماهی یک بار امتیازات مشارکت خود را به دیگران اهدا کنند. این‌ثابتی​ روش همچنین کانال پیش‌فرضی برای شرکت‌های مختلف و خانواده‌های قدرتمند شهر جهت به دست آوردن امتیازات مشارکت بود.

معمولاً، شرکت‌های مختلف و خانواده‌های قدرتمند هنگام خرید با سکه ستاره‌ای، تنها نرخ ۱ به ۲۰ را پیشنهاد می‌دادند. به عبارت دیگر، یک‌آبی​ امتیاز مشارکت معادل بیست سکه ستاره‌ای ارزش داشت. حتی اگر یک سازمان یا خانواده قدرتمند تصمیم می‌گرفت دست‌ودلبازی به خرج دهد، در بهترین‌نیست​ حالت نرخ ۱ به ۲۲ یا ۱ به ۲۳ را پیشنهاد می‌داد. به ندرت پیش می‌آمد کسی نرخ ۱ به ۲۵ را پیشنهاد دهد.

در این میان، هر زمان که یک نبرد شهری به پایان می‌رسید، گروه‌های نبرد مختلف بر اساس عملکردشان مقدار مشخصی امتیاز مشارکت دریافت می‌کردند. دقیق‌تر اینکه، هر امتیازی‌حسرت​ که در طول نبرد شهری به دست می‌آوردند، به ۵۰ هزار امتیاز مشارکت تبدیل می‌شد و در صورتی که شهر در این نبرد پیروز می‌شد، این مقدار دو‌صفر​ برابر می‌گشت. سپس، پس از محاسبه درآمدهای یک گروه نبرد، سیستم خدای اصلی به طور خودکار امتیازات را بر اساس عملکرد فردی هر شخص بین اعضای گروه توزیع می‌کرد.

گروه نبرد بال صفر در طول مسابقه رده ۴ نبرد شهری، نُه نقطه تسخیر را اشغال کرده بود‌بارمو​ و در مجموع ۴۵ امتیاز برای شهر دریاچه ستاره به دست آورده بود. به عبارت دیگر، گروه نبرد بال‌عظیمی​ صفر ۴.۵ میلیون امتیاز مشارکت دریافت کرد که بالاترین میزان در میان تمام گروه‌های نبرد لژیون دریاچه ستاره بود.

از ۴.۵ میلیون امتیاز مشارکت، شی فنگ چهار‌آبی​ میلیون دریافت کرد، در حالی که نیم میلیون امتیاز‌موفقیت​ باقیمانده بین چهار عضو دیگر گروه نبرد تقسیم شد.[1]

یک شرکت‌کننده معمولی معمولاً تنها بین ۱۰ هزار تا ۱۰۰ هزار امتیاز مشارکت برای‌بارمو​ فروش داشت. در مقابل، شی فنگ چهار میلیون امتیاز مشارکت در اختیار داشت. بنابراین،‌فکر​ کاملاً طبیعی بود که شرکت‌های مختلف و خانواده‌های قدرتمند پیشنهاد بهتری به او ارائه دهند.

در همین حال، اگر شی فنگ تصمیم می‌گرفت چهار میلیون امتیاز مشارکت خود‌همه​ را با نرخ ۱ به ۲۵ بفروشد، صد میلیون سکه ستاره‌ای دریافت می‌کرد. این‌سپس​ مبلغ به تنهایی معادل دارایی‌های نقدی یک شرکت معمولی در شهر دریاچه ستاره بود.

با این حال، شی فنگ قصد نداشت امتیازات‌وارد​ مشارکت را با سکه ستاره‌ای معاوضه کند، زیرا انجام‌بزنم​ این کار در این زمان به شدت غیرعاقلانه بود.

دستیابی شهر به یک مجموعه اضافی از انرژی کوره قدرت، به این معنا بود که ساختار شهر دستخوش یک بازسازی کامل خواهد شد. شهر قادر می‌شد جمعیت بیشتری را‌بی‌دردسر​ در خود جای دهد و ارزش املاک و مستغلات آن افزایش می‌یافت. در این میان، اگر کسی می‌خواست املاک شهر را اجاره کند، باید با استفاده از امتیازات مشارکت‌اجاره​ شهر برای آن مزایده می‌داد. اگر شخصی امتیاز مشارکت کافی نداشت، حتی نباید به اجاره هیچ ملکی فکر می‌کرد، حتی اگر سکه‌های ستاره‌ای لازم برای پرداخت آن را داشت.

در میان گفتگوی‌شان، شی فنگ و هیدن سول به‌پیس​ بالاترین طبقه مرکز تمرین دریاچه ستاره رسیدند. اینجا همان مکانی‌نیز​ بود که مرکز املاک دریاچه ستاره در آن قرار داشت.

یادداشت مترجم:

[1] نیم میلیون امتیاز‌نیز​ باقیمانده بین چهار عضو‌آبی​ دیگر گروه نبرد تقسیم شد:

لروجا و بقیه عضوی از لژیون‌منم​ دریاچه ستاره یا شهر دریاچه ستاره‌جیب​ نیستند، بنابراین هیچ امتیاز مشارکتی دریافت نمی‌کنند.

ناولها | novelha.net