---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 1657: پاک‌سازی پی‌درپی • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 1657: پاک‌سازی پی‌درپی

0

صدای نبرد دره تاریک را پر کرده بود، اما‌تیم​ با رسیدن اعضای زیرو وینگ به بالاترین نقطه، قدرت‌های‌عملاً​ مختلفی که هنوز درگیر مبارزه بودند، در سکوت فرو رفتند.

«واقعاً همچین چیزی ممکنه؟»

همان‌طور که به اعضای زیرو‌همچنان​ وینگ خیره شده بودند، برای‌نگاهی​ لحظه‌ای زبان همه بند آمد.

آن‌ها در یورش‌های پیشینِ خود برای یافتن بهترین مسیرِ صعود از دره،‌موفق​ تلاش فراوانی کرده و تلفات بی‌شماری داده بودند، و با وجود این،‌می‌کرد​ پیش از رسیدن به منطقه امن در بالای آن، همچنان تلفات می‌دادند.

اما زیرو وینگ بدون آنکه حتی نگاهی به اطراف بیندازد، به سوی‌موفق​ بالای دره تاخته بود. تیم گیلد نه‌تنها موفق شده بود، بلکه تنها‌می‌کرد​ چند ده بازیکن تلفات داده بود که این رقم عملاً به چشم نمی‌آمد.

Praying Lotus همان‌طور که به شی فنگ، فرمانده تیم زیرو وینگ نگاه می‌کرد، پلک زد و زمزمه کرد: «همون‌طور که انتظار می‌رفت، زیرو وینگ فوق‌العاده‌ست.»

هیچ گیلد دیگری جرئت‌بالای​ نمی‌کرد تا این حد‌آنکه​ جسارت به خرج دهد.

دو مهارتی که گروه Cola به کار گرفته بودند، قدرت ویژه‌ای داشت. هرچند این‌ها مهارت‌های آسیب‌ناپذیری نبود، اما اثر ترکیبی‌شان تهدیدِ ارواح و کمان‌های پولادیِ سنگین را خنثی کرده بود.

Wild Ocean نوچی کرد و گفت: «اونا فقط به لطف ویژگی‌ها و مهارت‌های قوی‌شون تونستن رد بشن. طبقه‌های بعدی خیلی سخت‌تر میشه و ویژگی‌های پایه اهمیت کمتری پیدا می‌کنه. اگه بازم بخوان همچین شیرین‌کاری‌ای دربیارن، خودشون رو به کشتن می‌دن.»

این بار Praying Lotus حرف‌های Wild Ocean را رد نکرد و در تأیید گفت: «اوهوم.»

در هر حال، حرفی‌بالای​ که جوانِ جنگجوی سپردار‌آنکه​ زده بود حقیقت داشت.

هرچه بازیکنان بیشتر در عمق ویرانه‌های الهی اولیه پیش می‌رفتند، چالش‌های پیشِ رویشان دشوارتر‌تنها​ می‌شد. همچنین با تله‌های بیشتر و متنوع‌تری برخورد می‌کردند. در طبقات پایین‌تر، بازیکنان باید‌همون‌طور​ به جای تکیهِ صِرف بر قدرت خام، توانایی‌های تکنیکی خود را به کار می‌گرفتند.

روش مبتنی بر زورِ بازو که زیرو وینگ‌تاخته​ به کار برده بود، تنها در طبقه اول جواب‌رقم​ می‌داد. پاک‌سازی طبقات بعدی با این روش غیرممکن بود.

با وجود این، هرچه بازیکنان بیشتر در عمق کاوش می‌کردند، شانس رویارویی‌شان با فرصت‌ها و گنجینه‌ها نیز به همان نسبت‌اهمیت​ افزایش می‌یافت. در طبقه اول زیرزمینیِ ویرانه عملاً هیچ چیز دندان‌گیری یافت نمی‌شد. اگر کسی حتی به یک صندوق گنج برنزیسپردار​ برمی‌خورد، بی‌نهایت خوش‌شانس بود. هرچند امکان یافتن تکنیک‌های رزمی نیز در این طبقه وجود داشت، اما شانس آن به‌شدت ناچیز بود.

اگر کسی غنایم بهتری می‌خواست، باید خود را به طبقه سوم زیرزمینی در ویرانه‌های الهیتیم​ اولیه می‌رساند. تنها طبقات سوم به پایین، تجهیزاتِ درجه‌یکِ سطح ۵۰ به بالا را در خود‌پلک​ جای داده بودند. هم‌زمان، شانس یافتن تکنیک‌های رزمی و دیگر گنجینه‌ها نیز در آنجا بالاتر می‌رفت.

پس از رسیدن به بالای دره، شی فنگ‌تاخته​ برای پیشروی در ویرانه عجله نکرد. در عوض، به‌رقم​ همه دستور داد تا در منطقه امن استراحت کنند.

مصرف استقامت و تمرکز بازیکنان در ویرانه‌های الهی اولیه، بسیار شدیدتر از فضای بیرون بود. اگر استراحت نمی‌کردند، ممکن بود در چالش‌های ساده‌ای که به‌راحتی‌پلک​ قابل‌عبور بودند نیز شکست بخورند. از سوی دیگر، تنها مکان‌هایی در ویرانه‌های الهی اولیه که امکان استراحت در آن‌ها وجود داشت، مناطق امنِ تعیین‌شده توسط سیستم‌اثر​ بود. در سایر نقاط، تله‌ها و هیولاها همه‌جا به چشم می‌خوردند و اگر بازیکنان در آن مکان‌ها حتی برای لحظه‌ای غفلت می‌کردند، در دم جان می‌باختند.

پس از آنکه اعضای زیرو وینگ‌اونا​ مدتی استراحت کردند، تیم‌های ابرقدرت‌های مختلف یکی‌طبقه‌های​ پس از دیگری وارد منطقه امن شدند.

اما برخلاف زیرو وینگ، ابرقدرت‌های مختلف تنها حدود ۸۰ درصد از تیم‌های ۱۵۰۰ نفرهِ اولیه‌تیم​ خود را به همراه داشتند. مابقیِ بازیکنانشان باید منتظر زنده شدنِ دوباره توسط سیستم می‌ماندند تا‌پلک​ با تشکیل گروه‌هایی با سایر بازیکنان، در همان طبقه اول به جستجوی فرصت‌ها و گنجینه‌ها بپردازند.

پس از پایانِ استراحت،‌نگاهی​ همگی به سوی طبقه‌تاخته​ دوم زیرزمینی به راه افتادند.

طبقه دوم پوشیده از جنگلی باستانی بود. میدان دید در آنجا حتی از دره تاریک در طبقه اول نیز وضعیت بدتری داشت. حتی بازیکنان رده ۲ تنها تا فاصله‌انتظار​ ۸۰ یاردیِ خود را می‌دیدند. همان‌طور که بازیکنان از میان جنگل عبور می‌کردند، هر از گاهی از ناکجاآباد آماجِ انواع حملاتِ طلسم قرار می‌گرفتند. این طلسم‌ها قدرت تخریب بالایی‌خنثی​ داشتند؛ به‌طوری‌که حتی تانک‌های اصلی رده ۲ تنها می‌توانستند سه یا چهار ضربه مستقیم را تاب بیاورند. تانک‌های اصلی رده ۱ شانس می‌آوردند اگر حتی از پسِ دو ضربه برمی‌آمدند.

اگر بازیکنان می‌خواستند زنده به منطقه امن بعدی برسند، باید روی سرعت واکنش و تصمیم‌گیری فردیِ خود حساب می‌کردند. هنگامی که‌کمتری​ هدف قرار می‌گرفتند، باید بی‌درنگ حمله را جاخالی می‌دادند یا دفاع می‌کردند. تنها در این صورت بود که شفابخش‌ها فرصت می‌یافتند‌زده​ تا آن‌ها را درمان کنند. اگر طلسمی مستقیماً به آن‌ها برخورد می‌کرد، تمام درمان‌های دنیا هم نمی‌توانست جانشان را نجات دهد.

طبقه دومِ ویرانه بسیار پهناورتر از طبقه اول بود؛ موضوعی که خود گواهی بر ماهیت‌تیممنحصربه‌فردِ ویرانه‌های الهی اولیه به شمار می‌رفت. هرچه گروه‌ها بیشتر پیشروی می‌کردند، با نقشه‌های وسیع‌تری روبه‌رو‌پلک​ می‌شدند که بازیکنان را وادار می‌کرد مسافت‌های طولانی‌تری را بپیمایند و به دلِ خطرات بیشتری بزنند.

شی فنگ هیچ راهکار خاصی برای عبور از آزمون طبقه دوم نداشت. او تنها می‌توانست تیم‌بازیکن​ نور جادویی و گروه‌های فاتح را بفرستد تا جای ممکن ضربات را مهار کنند و تلفات تیم‌دیگری​ را به حداقل برسانند. در مجموع، عملکرد زیرو وینگ به هیچ وجه به خوبی ابرقدرت‌های مختلف نبود.

با رسیدن به طبقه‌نگاهی​ سوم زیرزمین، افزایش سختی‌تاخته​ به وضوح به چشم می‌خورد.

روش لازم برای پاکسازی طبقه سوم مانند دو طبقه اول نبود. حملات و تله‌های مختلفی که بازیکنان باید با آن‌ها روبرو‌کمتری​ می‌شدند نیز تغییر کرده بود. اکنون، بازیکنان برای رفتن به طبقه چهارم باید تعداد کافی از سنگ‌های تله‌پورت را جمع‌آوری می‌کردند. هر‌حقیقت​ سنگ تله‌پورت می‌توانست تنها ۱۰۰ بازیکن را منتقل کند و فقط هیولاهای رتبه لرد اعظم در طبقه سوم آن‌ها را دراپ می‌کردند.

به راحتی می‌شد تصور کرد که‌می‌دادند​ کشتن یک باس با رتبه لرد اعظم‌سوی​ در چنین محیط خطرناکی چقدر دشوار است.

جای تعجب نداشت که تا به حال تنها ابرقدرت‌های مختلف توانسته بودند از طبقه سوم عبور‌بازیکن​ کنند و اتحاد گیلدهای درجه یک را پشت سر بگذارند. همان‌طور که شی فنگ در نقطه‌هیچ​ شروع طبقه سوم ایستاده بود و به دشت بی‌آب‌وعلف پیش رویش نگاه می‌کرد، اخم بر چهره‌اش نشست.

تا جایی که چشم کار می‌کرد، ابرهای طوفانی‌تاخته​ آسمانِ بالای دشت را پوشانده بود. صاعقه پی‌درپی‌بازیکن​ فرود می‌آمد و زمین را با ردهای سوختگی می‌آراست.

ضربات صاعقه نه‌تنها قدرت زیادی داشت، بلکه‌فقط​ به شدت سریع بود و سرعتش به‌بعدی​ مراتب از حملات طلسم معمولی بیشتر بود.

هنگام مواجهه با یک حمله طلسم معمولی، بازیکنان متخصص می‌توانستند تا زمانی که طلسم از فاصله‌گیلد​ خاصی اجرا می‌شد، جاخالی دهند یا دفاع کنند، اما ضربات صاعقه از بالا فوق‌العاده سریع بود. افزایش‌کرد​ سختی این آزمون بسیار عظیم بود. علاوه بر این، بازیکنان باید لردهای اعظم سطح ۵۵ را می‌کشتند.

با وجود این، تیم‌های ابرقدرت‌های مختلف که تازه رسیده بودند، طوری واکنش نشان دادند که گویی بمباران دشت توسط صاعقه‌نمی‌آمد​ را نمی‌دیدند. آن‌ها به سرعت به دو گروه تقسیم شدند؛ یک گروه را در منطقه امن جا گذاشتند، در حالی که‌کار​ گروه دیگر جسورانه قدم به دشت بی‌آب‌وعلف گذاشت تا به دنبال جانوران تندر و عناصر تندر با رتبه لرد اعظم بگردد.

صاعقه همچنان از آسمان فرود می‌آمد، اما اعضای ابرقدرت‌ها به سرعت در میان ضربات مانور می‌دادند. به جز چند بازیکن بدشانس که هدف ضربات متعدد صاعقه قرار گرفته بودند، بیشترشان توانستند این حملات طبیعی را جاخالی دهند. حتی اگر نمی‌توانستند به موقع جاخالی دهند، شفابخشان تیمشان به سرعت HP از دست رفته آن‌ها را بازیابی می‌کردند.

در مقابل، گیلدهای درجه یک‌گفت​ و تیم‌های ماجراجو مطمئن نبودند‌قوی‌شون​ که چگونه باید ادامه دهند.

اگر فقط باید ضربات صاعقه را جاخالی می‌دادند، بیشتر اعضایشان‌نگاهی​ موفق می‌شدند، اما با اضافه شدن هیولاها، هرج‌ومرج به پا‌تنها​ می‌شد. آن‌ها یا تسلیم صاعقه می‌شدند یا هیولاها قتل‌عامشان می‌کردند.

Wild Ocean پوزخند تمسخرآمیزی به تیم زیرو وینگ که هنوز در نقطه شروع مستقر بود، زد و گفت: «حالا که چی این‌همه بازیکن رو تا اینجا آوردن؟ بازم نمی‌تونن طبقه سوم رو رد کنن.»

هنگامی که به طبقه سوم زیرزمین می‌رسیدند، دیگر ویژگی‌های پایه بازیکنان کلید پاکسازی آزمون نبود. در‌بازیکن​ اینجا، استانداردهای مبارزه فردی اهمیت بیشتری داشت. اگر تیمی نمی‌توانست در زیر بارش ضربات صاعقه باس‌های‌هیچ​ رتبه لرد اعظم را شکست دهد، نمی‌توانست بیشتر از این در ویرانه الهی اولیه پیشروی کند.

Aqua Rose پیشنهاد داد: «لیدر گیلد، سرعت و تعداد حملات صاعقه خیلی زیاده. می‌ترسم بیشتر از ۵۰ نفر از اعضامون نتونن هم‌زمان هم جاخالی بدن هم بجنگن. به نظرتون با یه تیم ۵۰ نفره باس‌ها رو واسه به دست آوردن سنگ‌های تله‌پورت بکشیم؟ هرچند سرعتمون رو کم می‌کنه، اما نباید برای جمع کردن سنگ‌های تله‌پورتِ لازم مشکلی داشته باشیم.»

اگر گیلد دیگری، به جز ابرقدرت‌ها، با چنین وضعیتی روبرو می‌شد، احتمالاً در همین‌جا گیر می‌کرد. حتی زیرو وینگ هم تنها چند متخصص داشت که می‌توانستند در این‌فرمانده​ منطقه صاعقه‌خیز مبارزه کنند. حتی آرایش‌های جنگی زره فاتح هم کارایی چندانی نداشتند. در همین حال، تلاش برای شکار لردهای اعظم با این تعداد کم از متخصصان غیرممکن‌نبود​ بود. به همین دلیل بود که گیلدهای درجه یک مختلفی که پیش از این به طبقه سوم زیرزمین ویرانه رسیده بودند، هرگز نتوانسته بودند آن را پاکسازی کنند.

با وجود این، زیرو وینگ متفاوت بود. تیم آن بیش از ده بازیکن رده ۲ داشت و نباید برای تشکیل یک تیم‌فرمانده​ شکار ۵۰ نفره که بتواند در حین مبارزه با باس‌ها صاعقه را جاخالی دهد، مشکلی می‌داشت. متأسفانه، شکار لردهای اعظم سطح ۵۵‌ویژه‌ای​ با تنها ۵۰ عضو زمان زیادی می‌برد، زمانی بسیار بیشتر از تیم‌های شکار ابرقدرت‌های مختلف که هر کدام حدود ۳۰۰ عضو داشتند.

شی فنگ سرش را تکان‌اطراف​ داد، لبخندی زد و گفت:‌گیلد​ «نیازی نیست؛ همه‌مون با هم می‌ریم!»

برای لحظه‌ای، Aqua Rose فکر کرد حرف شی فنگ را اشتباه شنیده است و پرسید: «همه؟»

شی فنگ گفت: «آروم باش. اگه هر تله دیگه‌ای بود، شاید راهی‌بیندازد​ براش نداشتیم، اما اگه فقط قراره با صاعقه طرف بشیم، جای نگرانی‌عملاً​ نیست.» سپس یک کتاب قطور و باستانی را از کیفش بیرون آورد.

این آیتم‌آنکه​ چیزی نبود جز‌اطراف​ کتاب آب‌وهوای باستانی!

ناولها | novelha.net