---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3611: خزانه خداکش • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 3611: خزانه خداکش

0

«اسکورت؟»

با دیدن دخترک ریزنقشِ پیش‌آتشینی​ رویش، رگه‌ای از تعجب در‌آنچه​ چشمان شی فنگ نقش بست.

او در حال حاضر اطلاعات پایه‌اش را پنهان‌کنند​ نکرده بود، بنابراین هر بازیکنی می‌توانست او را‌بقا​ بررسی کند و بفهمد که یک خدای شمشیر است.

دخترک ریزنقش نیز به همین ترتیب اطلاعاتش را پنهان نکرده بود. نام دختر Fiery Heart بود و به نظر نمی‌رسید بیشتر از ۱۸ سال داشته باشد. با این حال، او یک جادوگر اعظمِ رده ۵ و سطح ۱۹۴ بود و چندین قطعه تجهیزاتِ افسانه‌ایِ شکسته به تن داشت. عصای آتشینی که در دست داشت نیز یک سلاح افسانه‌ایِ شکسته رده‌بالا بود. با وجود این، آنچه بیش از همه توجه شی فنگ را جلب کرد، نشان انجمنِ Fiery Heart بود.

نشان انجمن، تصویری از یک اژدها و ققنوس داشت‌کمی​ و انجمنی که به آن تعلق داشت، چیزی نبود‌اعضای​ جز «عمارت اژدها-ققنوس»، یک انجمن سوپر-درجه-یک در این قلمرو خدا.

به طور معمول، انجمن‌هایی در این سطح، گروه‌هایی را برای همراهی متخصصان جوان خود به مکان‌های خطرناک می‌فرستادند. آن‌ها اجازه نمی‌دادند استعدادهای جوانشان با غریبه‌ها گروه‌عمارت​ تشکیل دهند، چه رسد به اینکه به آن‌ها اجازه دهند از منطقه مرکزی رشته‌کوه ویران بازدید کنند. به هر حال، آنجا مکانی بود که حتی بازیکنان‌رسد​ رده ۵ کمتر از ۱۰ درصد شانس بقا داشتند. علاوه بر این، در صورت مرگ در منطقه مرکزی، احتمال کمی وجود داشت که دچار مرگ دائمی شوند.

ناگفته نماند، با توجه به سن و رده‌ی Fiery Heart، او بدون شک یکی از اعضای اصلی عمارت اژدها-ققنوس بود.

تنها تعداد کمی از متخصصان رده ۶ در این قلمرو خدا حضور داشتند. یک ابرقدرت اگر چهار یا پنج متخصص رده ۶ داشت، خوش‌شانس محسوب می‌شد. بنابراین، متخصصان رده ۵ همچنان قدرت مبارزاتی اصلی قدرت‌های مختلف به شمار می‌رفتند و از دست دادن حتی یک متخصص رده ۵، ضربه سنگینی بود. این چیزی بود که Fiery Heart باید درک می‌کرد.

با وجود این، Fiery Heart نه‌تنها در رشته‌کوه ویران ظاهر شده بود، بلکه حتی از شی فنگ، یک غریبه، می‌خواست تا او را به منطقه مرکزی اسکورت کند. این وضعیت شی فنگ را به‌شدت گیج کرده بود.

اگرچه هیولاهای منطقه مرکزی رشته‌کوه ویران ممکن بود غنائم خوبی داشته باشند، اما خطرات ناشی از کاوش در این منطقه، برای متخصصان رده ۵ اصلاً ارزشش را نداشت. به جای پذیرش چنین خطری، بهتر بود Fiery Heart مناطق داخلی و خارجی را کاوش کند.

وقتی Fiery Heart دید شی فنگ تمایلی به پذیرش پیشنهادش ندارد، با عجله گفت: «داداش، اگه حاضر بشی من و گروهم رو اسکورت کنی، حسابی جبران می‌کنیم. گروه ما ۴۵ نفر عضو داره و برای هر نفر ۲۵ واحد کریستال هفت رنگ می‌دیم. حتی اگه بعضیامون وسط راه تصادفی بمیرن، بازم برای هر نفر ۱۵ واحد پرداخت می‌کنیم.»

شی فنگ سر تکان داد و گفت: «پیشنهاد‌درصد​ خیلی سخاوتمندانه‌ایه.» سپس، از روی کنجکاوی پرسید: «اما‌کمی​ دخترجون، می‌تونی بگی چرا می‌خواید به منطقه مرکزی برید؟»

کریستال‌های هفت رنگ در همه‌جا به عنوان یک ارز معتبر شناخته می‌شدند. بسیاری از معاملات مربوط به تجهیزاتِ افسانه‌ایِ شکسته‌تنها​ و بالاتر، معمولاً با استفاده از کریستال‌های هفت رنگ انجام می‌شد. این موضوع به‌ویژه در این قلمرو خدا صادق بود،‌سنگینی​ جایی که کریستال‌های هفت رنگ همچنان بزرگ‌ترین مانع برای اکثر بازیکنان رده ۵ در مسیر ارتقا به رده ۶ محسوب می‌شد.

در همین حال، پیشنهاد Fiery Heart مبنی بر پرداخت ۱,۱۲۵ واحد کریستال هفت رنگ تنها برای اسکورت ۴۵ بازیکن به منطقه مرکزی رشته‌کوه ویران، پیشنهاد پرسودی بود که حتی بازیکنان رده ۶ نیز به‌سختی می‌توانستند آن را رد کنند. ناگفته نماند که او حتی پیشنهاد پرداخت ۱۵ واحد برای کسانی که در میانه راه می‌مردند را نیز داده بود.

با وجود این، شی فنگ بیش از آنکه‌کنند​ به دستمزد اهمیت دهد، مشتاق بود بفهمد چرا‌بقا​ این‌همه بازیکن سعی دارند به منطقه مرکزی برسند.

Fiery Heart که نتوانست جلوی تعجبش را بگیرد، با بهت به شی فنگ نگاه کرد و پرسید: «نمی‌دونی؟»

او فکر نمی‌کرد کسی وجود‌علاوه​ داشته باشد که هنوز از ماجرای‌دائمی​ منطقه مرکزی رشته‌کوه ویران بی‌خبر باشد.

در پاسخ به سؤال Fiery Heart، شی فنگ که از قبل بهانه‌ای برای این موضوع تراشیده بود، با آرامش گفت: «تعجب نکن. چند وقت پیش افتادم توی یه دنیای مینیاتوری و یه کم طول کشید تا برگردم.»

Fiery Heart که تازه متوجه ماجرا شده بود، گفت: «پس واسه همینه که علاقه‌ای نشون ندادی... یه لحظه فکر کردم فقط قصد داری دوستا و متحدای خودت رو اسکورت کنی...»

سپس توضیح داد: «خب، ماجرای منطقه مرکزی خیلی هم راز نیست. چند روز پیش،‌مرگ​ یه خرابه باستانی به اسم معبد ویران توی منطقه مرکزی ظاهر شد، برای همین‌تعداد​ خیلی‌ها دارن می‌رن اونجا تا کاوشش کنن، به این امید که غنائم بزرگی گیرشون بیاد.»

Fiery Heart به دلیل شی فنگ شک نکرد. به هر حال، بسیاری از بازیکنان هر از گاهی به‌طور ناگهانی در قلمرو خدا ناپدید می‌شدند و بیشتر این ناپدید شدن‌ها به دلیل ورود بازیکنان به دنیاهای مینیاتوری مختلف بود. همچنین گرفتار شدن بازیکنان در این دنیاهای مینیاتوری برای ماه‌ها و حتی سال‌ها، اتفاق بسیار رایجی بود.

«معبد ویران؟» با شنیدن‌عصای​ این نام، شی فنگ‌رده‌بالا​ در بهت فرو رفت.

در زندگی قبلی‌اش، معبد ویران موج عظیمی هم در قلمرو خدای خودش و هم در‌شانس​ قلمرو خدای اعظم به راه انداخته بود. دلیلش این بود که معبد ویران صرفاً یک‌یکی​ ویرانه باستانی معمولی نبود، بلکه خزانه‌ای بود که از قاتل خدا به جا مانده بود.

برای بازیکنان قلمرو خدای خودش، قاتل خدا چندان شناخته‌شده نبود. چرا‌داشتند​ که او تنها دستاوردهای معدودی در این قلمرو خدا داشت. خدایان‌رده‌ی​ باستانی که قاتل خدا از پای درآورده بود نیز نسبتاً معمولی بودند.

با وجود این،‌بقا​ ماجرا در قلمرو خدای‌مرگ​ اعظم کاملاً متفاوت بود.

بر اساس سوابق تاریخی قلمرو خدای اعظم،‌سلاح​ قاتل خدا مسبب مرگ آخرین خدای شیطانی باستانی‌کرد​ بود؛ موجودی که با خدایان نخستین برابری می‌کرد!

در این میان، ناگفته نماند که خزانه‌بازدید​ به‌جامانده از چنین موجود ترسناکی، وسوسه بزرگی برای‌شانس​ قدرت‌های مختلف قلمرو خدای اعظم به شمار می‌رفت.

با این حال، زمان پیدایش معبد ویران در این خط زمانی متفاوت بود. در زندگی قبلی او، معبد ویران تنها یک سال پس از‌یکی​ باز شدن کامل دروازه جهان ظاهر شد. البته پس از پیدایش آن، بازیکنان بسیاری به منطقه مرکزی رشته‌کوه ویران سرازیر شدند، در حالی که‌باید​ همگی امیدوار بودند میراث قاتل خدا را به دست آورند و به موجودی تبدیل شوند که توانایی رقابت با خدایان نخستین را داشته باشد.

وقتی Fiery Heart نگاه علاقه‌مند شی فنگ را دید، ادامه داد: «داداش، گنج‌های زیادی توی معبد ویران هست. تا جایی که من شنیدم، چند تا تیم موقت همین الانشم تونستن تیکه‌های پراکنده‌ای از ست‌های تجهیزات افسانه‌ای ناقص رو اونجا پیدا کنن. با رده‌ای که شما دارید، اگه پاتون به اونجا برسه، نیروی اصلی قدرت‌های مختلف قطعا سعی می‌کنن جذبتون کنن. حتی اگه هیچی هم از معبد ویران گیرتون نیاد، پولی که می‌تونید از اون قدرت‌ها بگیرید اون‌قدر هست که ارزش وقت گذاشتن رو داشته باشه.»

پس از کمی تأمل، شی فنگ پاسخ‌سلاح​ داد: «خیلی خب، همه‌تون رو می‌برم اونجا. به‌کرد​ تیمت بگو آماده بشن. همین الان راه می‌افتیم.»

معبد ویران فرصتی بود که نمی‌توانست از دست بدهد. به‌ویژه از آنجایی که پاداش اکتشاف آن را تنها یک‌صورت​ بار می‌شد دریافت کرد. در زندگی قبلی‌اش، چون درگیر مقابله با دشمنان در قلمرو خدای اعظم بود، هرگز فرصت‌چهار​ نکرد خودش معبد ویران را کاوش کند. حال که معبد ویران ظاهر شده بود، طبیعتاً آن را از دست نمی‌داد.

علاوه بر این، طبق گفته‌های Fiery Heart، قدرت‌های مختلف این قلمرو خدا به دلیل پیدایش معبد ویران در منطقه مرکزی رشته‌کوه ویران گرد هم آمده بودند. از آنجا که کاخ صد گل و دیگران انجمن‌های درجه یک بودند، به احتمال زیاد نیروهای اصلی خود را برای کاوش این ویرانه باستانی فرستاده بودند. این موضوع جمع کردن همه آن‌ها را برای او بسیار آسان‌تر می‌کرد.

در همین حال، Fiery Heart پس از شنیدن پاسخ شی فنگ، به‌سرعت رفت تا هم‌تیمی‌های در حال استراحتش را مطلع کند.

...

مرد جوانی به نام Crying Blade پرسید: «مطمئنی اون عمو قابل اعتماده، Heart؟»

او یک برزرکر رده ۵ سطح ۲۰۰ بود و همان‌طور که به شخصی که Fiery Heart برای اسکورتشان پیدا کرده بود نگاه می‌کرد، نتوانست جلوی نگرانی‌اش را بگیرد.

«جدای از اینکه تا حالا حتی اسمشم نشنیدم، سطحش فقط ۱۷۸ـه. با این سطح‌نماند​ پایین، خیلی بعید می‌دونم بتونه همه‌مون رو صحیح و سالم تا معبد ویران اسکورت کنه.‌محسوب​ چرا یکم دیگه صبر نمی‌کنیم تا یه متخصص رده ۶ با سطح بالاتر پیدا کنیم؟»

دیگر اعضای تیم‌داشت​ نیز در تأیید حرف‌سلاح​ او سر تکان دادند.

سطح یک بازیکن به اندازه رده او اهمیت داشت. منطقه‌مکانی​ مرکزی رشته‌کوه ویران مملو از هیولاهای سطح ۲۰۰ بود. قدرت‌مرگ​ یک بازیکن رده ۶ سطح ۱۷۸ در آنجا به‌شدت محدود می‌شد.

لحظه‌ای پس از پایان صحبت‌های Crying Blade، چند بازیکن از محوطه بیرونی وارد غار شدند. در جلوی آن‌ها زنی با موهای زرشکی تا روی شانه راه می‌رفت؛ او یک خدای شمشیر رده ۶ سطح ۲۰۲ بود که دو شمشیر بلند بر پشت خود حمل می‌کرد.

«خدای من! نگاه کنید! اون Crimson Mistـه، خدای شمشیر تازه‌ارتقایافته‌ی تیم ماجراجوی شکوه ابدی!»

یادداشت مترجم:

[۱] تیم ماجراجوی شکوه ابدی:

جهت اطلاع، این همان تیم ماجراجویی است‌آنچه​ که جی لوورونگ، خواهر کوچک‌تر فونیکس رین،‌انجمنِ​ در این خط زمانی عضو آن است.

[۲]

[با این حال، زمان پیدایش معبد ویران در این خط‌دچار​ زمانی متفاوت بود. در زندگی قبلی او، معبد ویران تنها‌تنها​ یک سال پس از باز شدن کامل دروازه جهان ظاهر شد.]

با توجه به این دو جمله، نظریه من این است که قلمرو خدای شی فنگ هم‌زمان‌کمی​ با این خط زمانی، به‌طور کامل به قلمرو خدای اعظم متصل شده است. به عبارت دیگر،‌چهار​ احتمالاً تنها ۱۰ تا ۱۱ سال پس از انتشار بازی، این اتصال کامل رخ داده است.

...

ناولها | novelha.net