چپتر 3217: ارتقای شب ابدی
0سیستم: تبریک! شما شاهزاده اژدها کالیشا را بیدار کرده و مأموریت جهانی افسانهای «ظهور پناهگاه» را فعال کردهاید.
محتوای مأموریت: برای بازیابی قدرت شاهزاده اژدها کالیشا، ۱۰۰ کریستال خدا را در عرض ۱۰۰ روز جمعآوری کنید. پاداش نامشخص است.
…
اعلان سیستم سه بار تکرارآرامش شد و شی فنگ راحالت در بهت و حیرت فرو برد.
صد کریستالحالت خدا درقبلی صد روز؟
با خواندن اعلان سیستمِکمتر پیش رویش، چارهای جزمیشد شک کردن به چشمانش نداشت.
کریستال خدا تبلور قدرت یک خدا بود. اگرچهنظر شاید به اندازه یک آیتم افسانهای کمیاب نبود، اماصورت ارزش آن ذرهای از آیتمهای افسانهای ناقص کمتر نبود.
اغراق نبود اگر گفته میشد که با ۱۰۰ کریستال خدا میشد ۱۰۰ آیتم افسانهای ناقص را معاوضه کرد. علاوه برلبخندی این، این موضوع تنها زمانی صدق میکرد که شخصی پیشنهاد معاوضه کریستالهای خدا را با آیتمهای افسانهای ناقص میداد. اگربرات کسی میخواست آیتمهای افسانهای ناقص را برای به دست آوردن کریستالهای خدا معامله کند، این نسبت لزوماً یک به یک نبود.
حتی اگر تمامی قدرتهای سلطهگر در دنیای باستانی مینیاتوری باشادی هم متحد میشدند، باز هم لزوماً نمیتوانستند در عرض ۱۰۰حسابی روز، ۵۰ کریستال خدا فراهم کنند، چه برسد به ۱۰۰ کریستال.
این درآیتمهای اصل یککمتر مأموریت غیرممکن بود!
در حالی که شی فنگ در بهت فرو رفته بود، فیرنز ناگهانحسابی آرامش خود را بازیافت و دیگر اثری از آن حالت وحشتزدهی قبلی درمایه چهرهاش به چشم نمیخورد. اکنون حتی بارقهای از شادی در چشمانش دیده میشد.
فیرنز با لبخندی صمیمانه به کالیشا نگاه کرد و گفت: «به نظر میرسه گذرچشم زمان حسابی ضعیفت کرده، کالیشا. الان حتی تو رده ۵ هم نیستی. در این صورت،ضعیفت بهتره بذاری برای آخرین بار بدرقهت کنم. مردن به دست من برات مایه شرمساری نیست.»
پس از گفتن اینقبلی حرف، فیرنز بیدرنگ شروعاکنون به خواندن طلسمی کرد.
در پی آن، با هر هجایی که از دهان فیرنز خارج میشد،این نور معبد رفتهرفته تاریکتر میگشت. همزمان، مانای تاریک فضای معبد را دردست بر گرفت و تمامی عناصر دیگر مانا را از آنجا بیرون راند.
با دیدن این صحنه،لبخندی چهره شی فنگ درنظر هم رفت و جدی شد.
شی فنگ به خوبی آگاه بود که فیرنز در مبارزه قبلیشان حتی ذرهایچهرهاش هم جدی نشده بود. پادشاه شیاطین تنها داشت بازی میکرد و مشتی طلسم معمولیزمان رده ۵ را علیه او به کار میگرفت. اما اکنون، فیرنز کاملاً جدی بود.
موج تاریک.
این یک نفرین رده ۵ بود که توانایی رقابت با طلسمهای رده ۶ را داشت.زمانی همین یک طلسم میتوانست تمام حیات را در پایتختی سلطنتی با دهها میلیون جمعیت نابودحتی کند. طلسمی بود که نه میشد آن را دفاع کرد و نه از آن جاخالی داد.
اگر فیرنز موفق میشد این طلسم را کامل کند، شی فنگ دیگر نیازی نداشت نگران تکمیل مأموریت جهانی افسانهایبذاری خود باشد. چرا که در صورت برخورد این حمله به او، هیچ چیزی از روح جاودانه رده ۴ شخصیتشرفتهرفته باقی نمیماند. شخصیت او در قلمرو خدا از بین میرفت و چارهای جز شروع دوباره از صفر برایش باقی نمیماند...
در حالی که تراکم مانای تاریکخود در معبد پیوسته افزایش مییافت، کالیشاقبلی ناگهان جلوی شی فنگ ظاهر شد.
آیا اوحالت واقعاً فقط درچهرهاش رده ۴ است؟
با ظاهر شدن ناگهانی کالیشا در برابرش، شی فنگ جا خورد. با وجود اینکه آمار کالیشاصدق نشان میداد که او در حال حاضر تنها در سطح ۱۳۰ و رده ۴ قرار دارد،قدرتهای اما سرعتش به قدری بالا بود که شی فنگ حتی نتوانست به حرکات او واکنشی نشان دهد.
در حالت عادی، حتی سرعت حرکت یک موجود رده ۵ نیز آنقدر بالا نبود که بتواند از درک شی فنگآخرین فرار کند. تنها توضیحی که به ذهنش میرسید این بود که کالیشا پرش فضایی را اجرا کرده است. این روشمیگشت حرکتی حتی از حرکت فضایی نیز برتر بود. معمولاً تنها خدایان رده ۶ میتوانستند از این روش حرکتی استفاده کنند.
کالیشا به شی فنگناگهان نگاه کرد و پرسید:دیگر «برگزیده آسمان، میخوای زنده بمونی؟»
شی فنگحالت سر تکانقبلی داد: «طبیعتاً.»
کالیشا گفت: «خوبه. پس یک قرارداد روح با من امضا کن.علاوه من قدرتم رو بهت قرض میدم. بعد از اون، باید راهیکسی پیدا کنی تا حواس فیرنز رو برای یک دقیقه پرت کنی.»
شی فنگشادی اخم کرد:لبخندی «قرارداد روح؟»
قرارداد روح یک قرارداد معمولی نبود. این روش اصلی خدایان شرور و خدایان شیطانی براینمیخورد جذب پیروان بود. بازیکنانی که قرارداد روح را امضا میکردند، باید برای به دست آوردنالان بخشی از قدرت پیمانکار، بخش کوچکی از روح خود را برای همیشه به او تقدیم میکردند.
در قلمرو خدای بزرگ، بسیاری از بازیکنانی که فاقد قدرت بودند، اغلب برای دستیابی به رشد بیشتر در این مسیر قدم میگذاشتند. با وجود این، چنین قدرتبذاری خارجیای میتوانست تنها افزایش بسیار محدودی در قدرت بازیکنان ایجاد کند. در حالت عادی، این کار تفاوتی با دریافت برکت یک خدا نداشت. در بهترین حالت، شخصعناصر دریافتکننده شاهد افزایشی در فیزیک و ویژگیهای پایه خود میبود. علاوه بر این، زمانی که بازیکنان به رده ۶ میرسیدند، این پاداشها کاملاً ناچیز و بیاهمیت میشد.
اگرچه دریافت افزایش کوچکی در قدرتاگر بهتر از هیچ بود، اما بهای بهموضوع دست آوردن این قدرت بسیار سنگین بود.
اول اینکه، بازیکنان برای همیشه بخشی از روح خود را از دست میدادند. این کار نه تنها مجازات مرگ آنها را چندین برابر میکرد، بلکه مقدار EXP مورد نیاز برای ارتقای سطح را نیز به دو برابر یا بیشتر افزایش میداد.
دوم و از همه مهمتر، باخود مرگِ صاحبِ قرارداد روح، طرف قرارداد نیزچهرهاش همراه او به کام مرگ کشیده میشد.
البته قراردادحالت روح کاملاًقبلی هم بیفایده نبود.
هرچه صاحب قرارداد قویتر بود، بازیکنان در ردههای پایین قدرت بیشتری بهاین دست میآوردند. دقیقاً به همین دلیل بود که بسیاری از بازیکنان با میلآوردن و رغبت برای خدمت به خدایان شیطانی و خدایان اهریمنیِ مختلف تلاش میکردند.
کالیـشا نگاهی به شی فنگ انداخت و در حالی که لبخند شیطنتآمیزی بر لبهای درخشانش نقشنیستی بسته بود، افزود: «البته، میتونی انتخاب کنی که با من قرارداد نبندی. ولی تو این حالت، همینجاهجایی با من میمیری. میبینم که راز کوچیکی هم با خودت نداری. واقعاً حاضری از صفر شروع کنی؟»
شی فنگ با اکراه گفت: «خیلیخود خب. شما بردید.» احساس میکرد سیستم خدایچهرهاش اصلی دارد او را به بازی میگیرد.
با وجود این، میراث خدای باستانی پرتگاه یکاکنون میراث پیشپاافتاده نبود. اگر آن را از دستنظر میداد، هیچ پشیمانیای نمیتوانست این خسارت را جبران کند.
کالیـشا لبخندی زد و سر تکان داد: «حالا شد. پس همین الان شروع میکنیم.» سپس، با دیدن اینکه فیرنز درکریستالهای آستانه تکمیل طلسمش بود، بهسرعت یک الگوی الهی باستانی پشت دست راست شی فنگ رسم کرد و گفت: «قدرت من کمیفراهم خاصه. نمیتونه بدنت رو مستقیماً تقویت کنه، فقط سلاحت رو ارتقا میده. خوشبختانه، به نظر میرسه سلاح خوبی با خودت داری.»
به محض اینکه صحبت کالیـشاصمیمانه تمام شد، اعلان جدیدی پیشگذر روی شی فنگ پدیدار گشت.
…
سیستم: شما یک قرارداد روح با شاهزاده اژدها کالیـشا امضا کردید. شما قدرت اژدهای باستانی را به دست آوردید. با فعال شدن قدرت اژدهای باستانی، میتوانید رتبه یک سلاح را به طور موقت ارتقا دهید. از آنجا که شاهزاده اژدها کالیـشا در حال حاضر در رده ۴ قرار دارد، سلاح انتخابشده تنها میتواند برای ۱۰ دقیقه تا رتبه افسانهای ارتقا یابد. (اولین استفاده از قدرت اژدهای باستانی هزینهای نخواهد داشت. هر استفاده بعدی به یک کریستال خدا نیاز دارد.)
…
چه قدرت باورنکردنیای! شی فنگ از اطلاعاتی که اعلان سیستم منتقل کردهقبلی بود، مات و مبهوت ماند. اگرچه از مدتها پیش انتظار داشت قدرتنظر شاهزاده اژدها کالیـشا خارقالعاده باشد، اما فکر نمیکرد تا این حد شگفتانگیز باشد.
با وجود این، پس از دیدن آنچه قدرت شاهزاده اژدها میتوانست ارائه دهد، شینگاه فنگ فهمید چرا کالیـشا در زندگی قبلیاش توانسته بود به تنها حاکم پناهگاه اژدهایآخرین باستانی تبدیل شود و یک قدرت سلطهگر ردهبالا را به یک قدرت برتر ارتقا دهد.
با وجود اینکه کالیـشا در حال حاضر تنها در رده ۴ بود، قدرتی که به او اعطا کرد از همین حالا میتوانستکسی یک سلاح را تا رتبه افسانهای ارتقا دهد. اگر کالیـشا به رده ۵ یا رده ۶ صعود میکرد، قدرت اژدهای باستانی کهاصل به او میداد نیز طبیعتاً بهبود مییافت. در آن زمان، شاید حتی میتوانست یک سلاح را به یک آرتیفکت الهی تبدیل کند.
یک آرتیفکت الهی!
این سلاحی بود که متخصصان بیشماری رویای به دست آوردنش را در سر میپروراندند. تنها یک قطعه از تجهیزاتدیده الهی کافی بود تا به یک متخصص رده ۶ در سطح خدا اجازه دهد با خدایان باستانی رقابت کند. اگرمردن یک متخصص رده ۶ در سطح خدا یک سلاح الهی در دست میگرفت، شاهد افزایش چشمگیرتری در قدرت خود میبود.
با وجود این، استفاده از قدرت اژدهای باستانی نیز هزینه شگفتانگیزی در پی داشت. حتی در حالتمیرسه فعلیاش، هر بار استفاده از قدرت اژدهای باستانی یک کریستال خدا هزینه داشت. این معادل مصرف یک آیتمنیست افسانهای ناقص برای ده دقیقه افتخار بود. حتی قدرتهای سلطهگر نیز از این قیمت چهره در هم میکشیدند.
اما پیش از آنکه شی فنگ بتواندگفته از تعجب خود بیرون بیاید، فیرنز سرانجامتنها خواندن آخرین هجای وردش را به پایان رساند.
فیرنز در حالی که [موج تاریک]نگاه خود را به سمت شی فنگحسابی و کالیـشا رها میکرد، غرید: «بمیرید!»
بیدرنگ، با پدیدار شدن موجی از تاریکی کهدیگر تهدید میکرد همهچیز را در معبد ببلعد، بهاکنون نظر میرسید نور درون معبد محو شده است.
قدرت اژدهای باستانی!
شی فنگ جرات نکرد در این لحظه حساس خودداری کند. بیدرنگ، اواین قدرت اژدهای باستانی را روی [زمستان شب ابدی] به کار گرفت ودست شمشیر بلند را به سمت موج تاریکی که نزدیک میشد تاب داد.
[شب درخشان]!
…
یادداشت مترجم:
من از «سلاحهای الهی» و «تجهیزات الهی» برای اشاره به سلاحها و تجهیزاتوحشتزدهی در رتبه آرتیفکت الهی استفاده خواهم کرد. (زمانی که زمینه به اندازه کافینظر واضح نباشد، همچنان از سلاحها و تجهیزات در رتبه آرتیفکت الهی استفاده خواهم کرد.)