---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3679: آشوب در منطقه جنوبی • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 3679: آشوب در منطقه جنوبی

0

پس از آن فریاد بلند و ناگهانی، سکوت بر تمام خیابان اصلی حاکم شد. همزمان، بازیکنان بسیاری که‌آرام​ در خیابان حضور داشتند، چه انسان و چه از بازیکنان نژاد مقدس، به‌سرعت پراکنده شدند. حتی بازیکنانی که‌کند​ قصد خرید طومارهای آرایش نبرد نقره‌ای کوچک را از بساط محاصره‌شده داشتند، خودشان پیش‌قدم شدند و عقب نشستند.

«دروازه شیطان‌همچنین​ دیگه می‌خواد‌نفر​ چه غلطی بکنه؟»

«این حرومزاده‌های دروازه شیطان! بعد‌کنن​ از اینکه مدام نقشه‌ها رو قفل‌نمیاد​ می‌کنن، حالا می‌خوان دزدی هم بکنن؟!»

«بعید می‌دونم. طومارهای آرایش نبرد نقره‌ای کوچک گنج باارزشی نیستن. خیلی از هیولاهای‌بیست​ دریایی ممکنه دراپشون کنن. هیولاهای دریایی رده ۶ که اصلاً قطعا دراپشون می‌کنن.‌صدای​ تازه، اصلاً به نظر نمیاد که اونا هیچ علاقه‌ای به این طومارها داشته باشن.»

«پس یعنی‌نسبت​ چشمشون دنبال اون‌کنند​ سه تا زیباروئه؟»

«اگه این‌طور باشه، اون سه تا‌می‌کردند​ تو دردسر افتادن. دروازه شیطان پر‌پچ‌پچ‌هایی​ از یه مشت روانیِ عشق بازیکن‌کشیه.»

تماشاچیان حاضر در خیابان با دیدن تیم ۲۰ نفره دروازه شیطان که بساط Frost Raven، Seven Melody و Aqua Rose را محاصره کرده بودند، نتوانستند خشم خود را نسبت به این انجمن پنهان کنند. آن‌ها همچنین عمیقاً با این سه نفر همدردی می‌کردند.

با وجود این احساسات، تماشاچیان تنها جرئت داشتند نظراتشان را در پچ‌پچ‌هایی آرام بیان کنند.‌تشکیل​ با اینکه تیم دروازه شیطان تنها از بیست بازیکن تشکیل می‌شد و تعدادشان بسیار کمتر از‌نیز​ چند صد تماشاچی حاضر بود، هیچ‌کس واقعاً جرئت نداشت با صدای بلند یا عادی صحبت کند.

در واقع، حتی تماشاچیان رده ۶‌آن‌ها​ نیز که تعدادشان از تیم دروازه‌وجود​ شیطان بیشتر بود، جرئت ابراز عقیده نداشتند.

دلیلش این بود که آن‌ها از یک موضوع آگاه بودند؛‌جرئت​ اگر جرئت می‌کردند دروازه شیطان را تحریک کنند، باید قید‌بسیار​ زنده ماندن در منطقه جنوبی قلمرو ابدی را برای همیشه می‌زدند.

در واقع، شانس آورده بودند اگر تنها از منطقه جنوبی بیرون رانده می‌شدند یا تا سطح ۰‌باشن​ به قتل می‌رسیدند. آنچه احتمال وقوعش بیشتر بود، گرفتاری به نابودی روح بود. به هر حال، این‌دیدن​ سرنوشت پیش از این گریبانگیر بسیاری از تیم‌هایی شده بود که جرئت تحریک دروازه شیطان را داشتند...

در حال حاضر، اگرچه انجمن‌های کوچک و بزرگ بسیاری در دریای جنوب قاره ابدی فعالیت می‌کردند، تقریباً‌تعدادشان​ همگی پیش‌تر خود را تسلیم دروازه شیطان یا قدرت سلطنتیِ فعال در این منطقه کرده بودند. آن‌هایی‌عقیده​ هم که از تسلیم شدن سر باز زده بودند، توسط هر دو طرف از میان برداشته شده بودند.

بنابراین، دروازه شیطان اساساً حاکم منطقه جنوبی‌همچنین​ به شمار می‌رفت و تنها قدرت سلطنتی‌تنها​ نژاد مقدس توان مقابله با آن را داشت.

در همین حین، پس از محاصره شدن بساط توسط اعضای دروازه شیطان، مرد جوانی که ژاکت چرمی‌تشکیل​ سیاه‌وسفیدی به تن داشت و داسی را بر پشتش حمل می‌کرد، به بساط نزدیک شد. او با‌بیشتر​ موهای کاملاً سفید و مردمک‌های شکاف‌دارش، هاله‌ای از تهدید ساطع می‌کرد که لرزه بر اندام تمام تماشاچیان می‌انداخت.

«White Ghost!»

«داس مرگ اینجا چیکار می‌کنه؟»

بسیاری از متخصصان حاضر با‌کنند​ دیدن این مرد جوانِ تهدیدآمیز،‌همدردی​ به شدت به لرزه افتادند.

در میان نسل جوان دروازه شیطان، سه برگزیده بزرگ و شش اسوه بزرگ حضور داشتند و انجمن، تک‌تک آن‌ها را قادر به تبدیل شدن به قدرت‌های برتر در آینده می‌دانست. در این میان، White Ghost ملقب به داس مرگ، یکی از شش اسوه بزرگ بود.

در ابتدا، دروازه شیطان White Ghost را به منطقه جنوبی فرستاده بود تا با درگیری با متخصصان قدرت سلطنتی، خود را آبدیده کند. با وجود این، به دلیل ذات شرورانه‌اش، کار White Ghost بسیار فراتر از صیقل دادن مهارت‌هایش با استفاده از متخصصان نژاد مقدس رفت. او علاوه بر از بین بردن هر متخصص نژاد مقدسی که با آن روبه‌رو می‌شد، هر بازیکن انسانی را هم که جرئت ابراز عقیده درباره رفتار دروازه شیطان داشت، به قتل می‌رساند.

تا به امروز، دست‌کم هزار متخصص طبقه پنجم در منطقه جنوبی به دست White Ghost هلاک شده بودند. او همچنین چندین نفر از نامزدهای ذخیره فهرست متعالیِ قدرت سلطنتی را از پای درآورده بود که این امر، جایگاهی در فهرست متعالی نژاد مقدس برایش به ارمغان آورد. همین اواخر، او حتی یک موجودیت سطح تابو از اتحاد تاجران اسکارلت را نابود کرده بود. در این مقطع، نامیدن او به عنوان هیولایی در پوست انسان، دست‌کم گرفتن ماجرا بود.

در این میان، زیر نگاه خیره همه، White Ghost آرام‌آرام به سمت Frost Raven، Seven Melody و Aqua Rose رفت.

با لبخندی محو بر لب، White Ghost رو به Aqua Rose کرد و گفت: «دو تا انتخاب داری، Aqua. یا همین الان اون آیتم رو دوستی‌دستی تقدیم ما می‌کنی، یا هیچ‌کدومتون قرار نیست زنده از شهر آسمان درخشان بیرون برید.»

پس از مکثی کوتاه، White Ghost نگاهش را به Frost Raven دوخت و ادامه داد: «معاون گیلد حرف آخر رو زده. اگه اون آیتم رو تسلیم کنید، نه‌تنها می‌تونید وارد دروازه شیطان بشید، بلکه خانم Raven هم شانس اینو پیدا می‌کنه که یکی از اعضای اصلی ما بشه.»

با وجود دعوت ظاهراً دوستانه White Ghost، همه حاضران می‌توانستند اقتدار بی‌چون‌وچرای کلماتش را حس کنند. حتی متخصصان رده ۶ که نظاره‌گر ماجرا بودند، نتوانستند از فضای خفقان‌آوری که او ایجاد کرده بود، بر خود نلرزند.

با وجود این دعوت تهدیدآمیز، بسیاری از بازیکنانِ حاضر نتوانستند حسادت خود را نسبت به Aqua Rose و Frost Raven پنهان کنند.

باید در نظر داشت که «دروازه شیطان» یک قدرت اوجِ تمام‌عیار بود. به جز اعضایی که در درون خودِ انجمن پرورش می‌یافتند، هر شخص دیگری که آرزوی پیوستن‌صدای​ به دروازه شیطان را داشت، ابتدا باید شرایط ورودیِ فوق‌العاده سخت‌گیرانه‌ی آن‌ها را برآورده می‌کرد. رسیدن به جایگاه عضو هسته‌ای در دروازه شیطان نیز امتیازی بود که اعضا‌بیرون​ معمولاً تنها پس از گرفتن جان‌های بی‌شمار به دست می‌آوردند. بسیار نادر بود که دروازه شیطان از بازیکنی دعوت کند تا مستقیماً به یک عضو هسته‌ای تبدیل شود.

با وجود این، به محض اینکه فردی با موفقیت به عضویت هسته‌ای دروازه‌هیچ​ شیطان درمی‌آمد، از جایگاهی والا برخوردار می‌شد. حتی اعضای قدرت‌های سلطنتیِ فعال در‌دردسر​ منطقه جنوبی نیز برای کشتن یکی از اعضای هسته‌ای دروازه شیطان تردید می‌کردند.

دلیل این امر آن بود که دروازه شیطان از مشتی دیوانه تشکیل‌بیان​ شده بود. هر کسی که جرئت می‌کرد جان یکی از اعضای هسته‌ای‌واقعاً​ دروازه شیطان را بگیرد، با انتقام بی‌امانِ این قدرت اوج روبه‌رو می‌شد.

البته، این بدان معنا نبود که قدرت سلطنتیِ منطقه جنوبی از دروازه شیطان ضعیف‌تر است. برعکس، قدرت سلطنتیِ مذکور می‌توانست در‌بازیکن​ یک رویارویی مستقیم، دروازه شیطان را به راحتی در هم بکوبد. مشکل اینجا بود که اعضای دروازه شیطان همچون قاتلان عمل‌نداشتند​ می‌کردند و با به کارگیری انواع تاکتیک‌های پنهانی، دشمنان خود را غافلگیر می‌ساختند. آن‌ها هرگز تن به یک مبارزه عادلانه نمی‌دادند.

در حالی که همه فکر می‌کردند Aqua Rose پیشنهاد White Ghost را می‌پذیرد، Frost Raven که به نظر می‌رسید رهبر این گروه سه‌نفره باشد، ناگهان با لحنی که نه متواضعانه بود و نه مغرورانه، به حرف آمد: «اجازه بدید پیشنهاد دروازه شیطان رو رد کنیم. اگه فقط واسه همین کار اومدید، لطفاً تشریف ببرید و مزاحم کاسبی ما نشید.»

Aqua Rose نیز در تأیید حرف او سر تکان داد.

با وجود این، با قطع شدن صدای Frost Raven، فضایی یخبندان بر خیابان حاکم شد. نیت قتلی خفه‌کننده نیز در شعاع هزار یاردی پخش شد و بسیاری از متخصصان رده ۵ حاضر در صحنه را فلج کرد.

White Ghost پرسید: «دارید حسن نیت دروازه شیطان رو رد می‌کنید؟» هرچند همچنان لبخند محوی بر لب داشت، اما برقی سرد در چشمانش درخشید. «می‌دونید رد کردن حسن نیت دروازه شیطان چه عواقبی داره؟»

به محض اینکه حرف White Ghost تمام شد، اعضای دروازه شیطان که پشت سرش بودند، یک قدم جلو گذاشتند و نگاه‌های تهدیدآمیز و نیت قتل خود را به سمت گروه Frost Raven نشانه رفتند. کافی بود گروه Frost Raven جرئت کند و یک کلمه دیگر در رد این پیشنهاد به زبان بیاورد، یا White Ghost فرمان دهد، تا آن‌ها بی‌درنگ برای نابودی این سه زن وارد عمل شوند.

«این سه تا احمقن؟ چطور جرئت می‌کنن‌اصلاً​ دست رد به سینه دروازه شیطان بزنن؟‌علاقه‌ای​ از زندگی تو قلمرو خدا خسته شدن؟»

«حالا که داس مرگ شخصاً اومده‌احساسات​ سراغشون، واقعاً فکر می‌کنن دروازه شیطان‌بیان​ جرئت نداره تو شهر بهشون حمله کنه؟»

بسیاری از تماشاچیان با ناباوری به Frost Raven، Aqua Rose و Seven Melody خیره شده بودند. آن‌ها هرگز فکر نمی‌کردند کسی در منطقه جنوبی پیدا شود که جرئت رد کردن شروط دروازه شیطان را داشته باشد. باید در نظر داشت که دروازه شیطان حتی از کشتن افراد برگزیده در قدرت‌های سلطنتی نژاد مقدس نیز ابایی نداشت. افزون بر این، قدرت‌های سلطنتی حتی پس از تحمل چنین توهینی، هیچ کاری از دستشان برنمی‌آمد.

اگر دروازه شیطان تصمیم می‌گرفت گروهی از‌وجود​ بازیکنان مستقل را هدف قرار دهد، این‌بیان​ کار برایشان از آب خوردن هم راحت‌تر بود.

در این لحظه، Frost Raven، Aqua Rose و Seven Melody نیز رفته‌رفته فشار را احساس می‌کردند.

آن‌ها هیچ شکی نداشتند که اگر بار دیگر پیشنهاد دروازه شیطان را رد کنند، تیم White Ghost برای حمله به آن‌ها در شهر آسمان درخشان درنگ نخواهد کرد. افزون بر این، با توجه به مهارت اعضای دروازه شیطان، اگر این دیوانه‌ها بی‌گدار به آب می‌زدند، احتمال زیادی وجود داشت که این سه نفر نتوانند تا زمان رسیدن نگهبانان NPC جان سالم به در ببرند. اگر پای White Ghost هم به مبارزه باز می‌شد، اوضاع از این هم وخیم‌تر می‌گشت.

در حالی که Frost Raven، Seven Melody و Aqua Rose در این فکر بودند که چطور از این مخمصه جان سالم به در ببرند، ناگهان صدای بمی از همان حوالی به گوش رسید.

«دروازه شیطان تا حالا نشنیده که میگن هر‌احساسات​ کی زودتر اومد، حق تقدم با اونه؟ میشه‌بازیکن​ بذارید خریدم رو تموم کنم بعد دعوا راه بندازید؟»

با طنین‌انداز شدن این کلمات در خیابان، آن فضای سنگین اولیه به طرز چشمگیری در‌طومارها​ هم شکست. سپس، تمام افراد حاضر بی‌اختیار توجه خود را به سمت منبع صدا معطوف‌عشق​ کردند؛ همه می‌خواستند ببینند کدام احمقی جرئت کرده در چنین لحظه حساسی دردسر درست کند.

در این لحظه، مردی شنل‌پوش در حالی که دو شمشیر بلند به کمر‌بیست​ بسته بود، به سمت غرفه این سه نفر قدم برداشت. این مرد با‌صدای​ چهره‌ای بی‌تفاوت به غرفه نزدیک شد، گویی اعضای دروازه شیطان اصلاً وجود خارجی نداشتند.

«لیدر گیلد شعلۀ سیاه؟»

یادداشت مترجم:

[۱] منطقه جنوبی: این‌همچنین​ عبارت به قاره جنوبی‌می‌کردند​ اشاره ندارد. جهت یادآوری:

قاره ابدی =‌ممکنه​ قاره شمالی =‌رده​ قاره نژاد انسان

قاره غربی‌می‌کردند​ = قاره‌احساسات​ نژاد مقدس

ناولها | novelha.net