---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3160: چپتر ۲۳۴ – دفع پادشاه ندر • ⏱ 11 دقیقه

چپتر 3160: چپتر ۲۳۴ – دفع پادشاه ندر

0

«مردن؟!»

«مگه نیزه‌های‌افسانه‌ایِ​ نابودی روح به‌داشتند​ روحش آسیب نزدن؟»

«نه! داشت نقش‌خیره​ بازی می‌کرد! روحش‌انسان‌های​ آسیب جدی ندیده!»

با دیدن حذف شدن سه تانک اصلی سطح‌آمادگی​ ۱۲۰ و پوزخندی که ناگهان بر چهره دیاکلو نقش‌می‌کنم​ بست، بازیکنان حاضر در میدان فوراً متوجه ماجرا شدند.

متخصصان مختلفِ قلمرو خدای ستاره متروک، با سه تانک اصلی که تازه کشته شده بودند غریبه نبودند. دلیلش این بود که هر سه تانک اصلی، متخصصانی در رده خدا بودند که دست‌کم یک آیتم‌معمولیافسانه‌ایِ شکسته در اختیار داشتند. با در نظر گرفتن نژادهای برترشان، اگر با هم همکاری می‌کردند، می‌توانستند حتی در برابر حملات هیولاهای میتیک برترِ هم‌سطح خود نیز دفاع کنند. هرچند حملات پادشاه ندر حتی با‌عروسک‌های​ وجود آسیب شدید به روحش، همچنان از یک میتیک برترِ هم‌سطحِ معمولی قوی‌تر بود، اما باز هم نباید توانایی آن را می‌داشت که آن سه تانک اصلی را تنها با یک حمله از پای درآورد.

تنها توضیح منطقی این‌اختیار​ بود که روح دیاکلو در‌برترشان​ واقع آسیب شدیدی ندیده است.

دیاکلو با چشمان درخشان و سرخش به فری خیره شد و با تمسخر‌دنیای​ گفت: «انسان‌های احمق! فکر کردید بدون آمادگی از دروازه دنیای زیرین رد می‌شم؟ همه‌تون‌محض​ رو تبدیل به عروسک‌های خیمه‌شب‌بازیم می‌کنم تا برای فتح این دنیا بهم کمک کنید!»

به محض اینکه صحبت‌های دیاکلو به پایان رسید، موجی از قدرت‌زیرین​ از نیزه سه‌شاخه‌اش در فضا پخش شد. بلافاصله پس از آن،‌کمک​ ده میتیک برترِ سطح ۱۲۰ از دروازه دنیای زیرین بیرون آمدند.

SYSTEM

کنترل‌کننده مردگان (مردگان، میتیک برتر)

سطح ۱۲۰

HP: ۶۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰

«لعنتی! چرا‌گفت​ باید کنترل‌کننده‌های‌احمق​ مردگان باشن؟!»

«کارمون تمومه... یه کنترل‌کننده مردگان هیچ‌اختیار​ فرقی با یه ارتش ده‌هزار نفری‌اگر​ نداره. حالا که ده تا ازشون هست...»

با دیدن ده کنترل‌کننده مردگان که از دروازه دنیای‌برترشان​ زیرین بیرون می‌آمدند، رنگ از رخسار همه پرید. حتی منگ‌هائو‌برترِ​ و فلاندرز نیز چهره‌هایی درهم و جدی به خود گرفتند.

کنترل‌کننده‌های مردگان شاید در میان هیولاهای میتیک برتر قدرت فردیِ کمتر از حد متوسطی داشتند، اما توانایی احضارشان بی‌نظیر‌خیمه‌شب‌بازیم​ بود. یک کنترل‌کننده مردگان می‌توانست به‌راحتی ارتشی از مردگان متحرک را برای نابودی یک شهر کامل احضار کند. ده کنترل‌کننده‌بیرون​ مردگان می‌توانستند ارتشی صد هزار نفری از مردگان را احضار کرده و یک پادشاهیِ کامل را با خاک یکسان کنند.

هرچند تمامی بازیکنان حاضر، متخصصانی در سطح اوج یا بالاتر بودند و تعدادشان از ده‌هزار نفر فراتر می‌رفت، اما حتی ضعیف‌ترین مرده متحرکی که توسط یک کنترل‌کننده احضار‌رسید​ می‌شد، یک گرند لرد بود. این بدان معنا بود که آن‌ها باید در برابر ارتشی از صد هزار گرند لرد سطح ۱۲۰ می‌ایستادند. بدتر از همه اینکه محیط‌ازشون​ رشته‌کوه مرزی نیز آن‌ها را محدود می‌کرد. تحت چنین محدودیت‌هایی، حتی ارتشی از ده‌هزار متخصصِ اوج در نبرد با صد هزار گرند لرد از فرط خستگی جان می‌دادند.

ناگفته نماند که کنترل‌کننده‌های مردگان می‌توانستند‌اختیار​ حتی پس از کشته شدنِ احضارهای‌اگر​ اولیه‌شان، به احضار مردگانِ بیشتر ادامه دهند...

فلاندرز پس از بررسی سریع وضعیت دستور داد: «گروه‌های اتحاد برج و‌می‌کردند​ اژدهای درخشان حواس پادشاه ندر رو پرت می‌کنن. بقیه، در سریع‌ترین زمان‌کنند​ ممکن کنترل‌کننده‌های مردگان رو از بین ببرید! نذارید محافظانشون رو احضار کنن!»

به محض پایان یافتن صحبت‌های فلاندرز،‌انسان‌های​ همه افراد حاضر در میدان به خود‌دنیای​ آمدند و طبق دستورات او عمل کردند.

شاید همه از کنترل‌کننده‌های مردگان می‌ترسیدند، اما دردسر اصلی در‌دنیای​ این نبرد، دیاکلو بود. اگر کسی نمی‌توانست دیاکلو را مهار کند،‌بهم​ نابودی همه افراد حاضر توسط پادشاه ندر تنها مسئله زمان بود.

با وجود این، تا زمانی که کسی‌داشتند​ می‌توانست حواس دیاکلو را پرت کند، تکمیل‌می‌کردند​ این مأموریت جنگ صلیبی افسانه‌ای کاملاً غیرممکن نبود.

بی‌درنگ، گروه‌های متعدد در میدان از هم جدا شدند و تحت رهبری متخصصان رده‌حتی​ خدای خود، ده کنترل‌کننده مردگان را هدف قرار دادند. آن‌ها باید پیش از آنکه‌وجود​ این میتیک‌های برتر موفق به احضار محافظان خود شوند، جادوی احضارشان را متوقف می‌کردند.

محافظان مردگان، قوی‌ترین برگ برنده کنترل‌کننده‌ها بودند. دلیل این امر تنها اسطوره‌ای بودنِ محافظان نبود. تا زمانی که‌عروسک‌های​ محافظان در میدان نبرد حضور داشتند، کنترل‌کننده‌ها از یک سد جادویی بهره‌مند می‌شدند که آن‌ها را در برابر‌فضا​ هرگونه آسیبی مصون نگه می‌داشت. مگر اینکه محافظان از بین می‌رفتند، وارد کردن آسیب به کنترل‌کننده‌ها غیرممکن بود.

در پی آن، گروه‌های متعددی که توسط متخصصان رده خدا رهبری می‌شدند، به میان ده‌ها هزار مرده متحرک در سطح گرند لرد یورش بردند و به‌سرعت مسیری به‌سوی کنترل‌کننده‌ها باز کردند. این صحنه چنان تماشایی بود که حتی متخصصان کارکشته‌ای مانند سو چیانلیو، Rampant Blade، Blackie، لین یائویوئه و ژوئو یالین را نیز شگفت‌زده کرد.

مردگانِ گرند لرد در دنیای بیرون چیزی به حساب نمی‌آمدند. با این حال، اینجا دومین سطح زیرزمینیِ رشته‌کوه‌حملات​ مرزی بود. در این مکان، استقامت و تمرکز بازیکنان هیچ تفاوتی با یک فرد عادی نداشت. در چنین‌اما​ شرایطی، حتی یک متخصص قلمرو پالایش نیز در نبردی تن‌به‌تن از یک مرده متحرکِ گرند لرد شکست می‌خورد.

با این وجود، گروه‌های متعدد چنان از خطوط دفاعی ده‌ها هزار گرند لرد عبور کردند که گویی اصلاً وجود‌برترِ​ نداشتند و در عرض تنها پنج ثانیه به کنترل‌کننده‌ها رسیدند. در این میان، بیش از صد متخصص رده خدا تنها‌تنها​ در پنج ثانیه خود را به کنترل‌کننده‌ها رساندند؛ تسلط آن‌ها بر فضای اطراف و استقامتشان به سطحی باورنکردنی رسیده بود.

در سوی دیگر، عملکرد گروه‌های فلاندرز و منگ‌هائو به Galaxy Past و لیو ووشنگ فهماند که چه شکاف عظیمی میان قدرت‌های سلطه‌گر و ابرقدرت‌های مختلفِ دنیای خودشان وجود دارد. این دو به‌هیچ‌وجه قابل مقایسه نبودند.

فلاندرز با کمک یک آرایش جادویی که توسط ۱۶ متخصص رده خدا شکل گرفته بود، شبح غول‌پیکری از خودش‌فتح​ را برای مبارزه با دیاکلو احضار کرد. هرچند این شبح تنها ۲۰ متر ارتفاع داشت که در مقایسه با‌کنترل‌کننده​ قامت ۶۰ متری پادشاه ندر بسیار ناچیز بود، اما قدرتی فراتر از هیولاهای میتیک رده ۴ در اختیار داشت.

به محض شکل‌گیری شبح، فلاندرز نیزه‌اش را تاب داد و نه مار سایه‌ایِ غول‌پیکر را به‌سوی دیاکلو روانه کرد؛ حمله‌ای که‌برترِ​ پادشاه ندر را مجبور ساخت پیشروی‌اش را متوقف کرده و در برابر هر نه ضربه دفاع کند. هنگام دفع نهمین حمله، بدن‌پای​ دیاکلو حتی برای لحظه‌ای خشکش زد. کاملاً مشهود بود که قدرت حمله نهمِ فلاندرز از آستانه دفاعی پادشاه ندر فراتر رفته است.

در همین حین در طرف دیگر میدان، منگ‌هائو با همکاری متخصصان رده خدای گروهش، زنجیرهایی به رنگ بنفش و طلا را از فضای تهی احضار کرد. این زنجیرها نه‌تنها حرکات دیاکلو را محدود ساختند، بلکه سرعت واکنش پادشاه ندر را نیز به‌شدت کاهش دادند. این امر باعث شد دیاکلو در مقابله با حملات شبحِ Flanders بیش از پیش به دردسر بیفتد و بدین ترتیب، شوالیه الفی توانست حملاتی با بیش از بیست میلیون آسیب بر پیکر پادشاه ندر وارد کند.

با دیدن زمین‌گیر شدن دیاکلو، Gluttony در دل زبان به تحسین گشود: «از قدرت‌های سلطه‌گر جز این هم انتظار نمی‌رود. گستردگی بنیان آن‌ها بسیار فراتر از ابرقدرت‌های دیگر است.»

حتی در صورت اتحاد پنج سوپر گیلد بزرگ، آن‌ها باز هم هیچ راهی برای رویارویی با یک‌می‌کنم​ هیولای رده ۵ آن هم تنها با بازیکنان رده ۳ نداشتند. با وجود این، «اتحاد برج» و‌پخش​ «اژدهای درخشان» این شاهکار را رقم زده بودند. آن‌ها حتی پادشاه ندر را در موضع ضعف قرار دادند.

در این میان، تماشای درماندگی‌شکسته​ دیاکلو، اعتمادبه‌نفس بسیاری از گروه‌های‌نژادهای​ حاضر در میدان را دوچندان کرد.

اما پیش از آنکه کسی فرصت شادی پیدا کند، تنها ده ثانیه پس از درگیریِ «اتحاد برج» و «اژدهای درخشان» با دیاکلو، پادشاه ندر‌کنند​ با خشمی سوزان نیزه سه‌شاخ خود را بالا برد و آسمان را به رنگ زرشکی درآورد. بی‌درنگ پس از آن، تمام مانای موجود در‌چشمان​ شعاع هزار یاردی دیاکلو منجمد شد و در نتیجه، تمامی بازیکنانِ حاضر در آن محدوده، کنترل خود را بر مانای محیط از دست دادند.

در پی این اتفاق، شبحِ Flanders که با استفاده از یک آرایه جادویی خلق شده بود، به‌سرعت از نظر اندازه و قدرت تحلیل رفت. زنجیرهای مانای احضارشده توسط گروه‌های «اژدهای درخشان» نیز چنان شکننده شدند که پادشاه ندر به‌سادگی آن‌ها را از هم گسست.

در پی آن، دستان دیاکلو ناگهان غرق در شعله‌های سیاه‌دنیای​ شد. در همان لحظه‌ی پیدایش این شعله‌ها، تمامی بازیکنانِ حاضر در‌بهم​ میدان، بی‌قراری و التهاب را در اعماق روح خود احساس کردند.

پیش از آنکه کسی مجالی برای واکنش داشته باشد، دیاکلو شعله‌های سیاه را به‌طور تصادفی به سوی گروهی چندصدنفره از بازیکنان روانه‌هم‌سطح​ کرد؛ شعله‌هایی که آن‌ها را در بر گرفت و در دم به کام مرگ کشاند. با وجود این، کاملاً پیدا بود که این‌توضیح​ مرگی عادی نیست؛ چرا که همه با چشمان خود می‌دیدند که چگونه روح آن بازیکنان در میان شعله‌های سیاه می‌سوزد و محو می‌شود.

«گندش بزنن!‌افسانه‌ایِ​ این آتیش‌اختیار​ روحه! فرار کنید!»

مشخص نبود این فریاد از سوی کدام بازیکن سر داده‌بدون​ شد؛ اما با شنیدن آن، بسیاری از بازیکنان بی‌درنگ پا به‌برای​ فرار گذاشتند و هیچ‌کس جرئت نکرد حتی لحظه‌ای بیشتر درنگ کند.

آتش روح!

این یکی از معدود قدرت‌هایی بود که می‌توانست روح یک بازیکن را نابود سازد.‌می‌کردند​ اگر بازیکنی به دست آتش روح کشته می‌شد، روحش به‌طور کامل از بین می‌رفت و‌ندر​ مجبور بود تمام مسیر پیشرفت خود در قلمرو خدا را از نقطه صفر آغاز کند.

البته، در صورتی که رده‌ی بازیکن به‌اندازه کافی بالا و روحش به‌اندازه کافی قدرتمند بود، شاید‌حملات​ تنها چند سطح از دست می‌داد یا برای مدتی معین از ورود به قلمرو خدا محروم می‌شد.‌قوی‌تر​ اما اگر یک بازیکن رده ۳ اسیر آتش روح می‌شد، بدون شک چیزی از او باقی نمی‌ماند...

پاداش پیشنهادیِ فری هرچند وسوسه‌انگیز بود، اما ارزش آن را نداشت‌آمادگی​ که تمام دستاوردهایشان را بر سر آن قمار کنند. از سوی‌فتح​ دیگر، در جزئیات مأموریت هیچ اشاره‌ای به چنین خطرات مرگباری نشده بود.

در چشم‌برهم‌زدنی، بیش از نیمی‌فکر​ از گروه‌های حاضر در میدان،‌دنیای​ از عرصه نبرد عقب نشستند.

منگ‌هائو رو به فری کرد و گفت: «بانو فری، این اصلاً شبیه چیزی‌همکاری​ نیست که توافق کرده بودیم. ما نمی‌تونیم سر جون کل گروهمون فقط به‌کنند​ خاطر چند تا سکه ستاره قمار کنیم. پس بی‌زحمت ما رو معاف کنید.»

با دیدن رنگ‌پریدگی و چهره‌ی درهم‌رفته‌ی فری، دریافت که حتی خود او‌می‌کردند​ نیز انتظار نداشت پادشاه ندر به آتش روح مجهز باشد. از این رو،‌هرچند​ پس از آوردن این بهانه، بی‌درنگ همراه با گروهش میدان را ترک کرد.

«بکشید عقب!»

اعضای «گل هفت گناه» و معدود گروه‌های باقی‌مانده نیز با مشاهده‌ی‌زیرین​ عقب‌نشینی «اژدهای درخشان»، راه گریز را در پیش گرفتند. هرچند در مسیر‌کنید​ فرار تلفاتی می‌دادند، اما این کار به‌مراتب بهتر از نابودی مطلق بود.

تنها چند ثانیه پس از آغاز حملاتِ آتش‌نظر​ روحِ دیاکلو، اکثریت گروه‌ها از میدان گریختند و اکنون،‌برابر​ شمار بازیکنانِ باقی‌مانده به کمتر از ۳۰۰۰ نفر می‌رسید.

با دیدن شبحِ Flanders که در آستانه‌ی فروپاشی بود، ماریا با دستپاچگی رو به او کرد و گفت: «معاون گیلد، ما هم باید سریع بکشیم عقب!»

هرچند «اتحاد برج» به عنوان ناظر این مأموریت، سهم بسیار بیشتری نسبت به سایر‌زیرین​ گروه‌ها می‌برد، اما این سود هرگز ارزش قربانی کردن یک گروه کامل را نداشت. مضاف‌صحبت‌های​ بر اینکه در وضعیت کنونی، هیچ امیدی به شکست دادن پادشاه ندر به چشم نمی‌خورد.

«اتحاد برج» با ایستادگی تا همین لحظه نیز،‌آمادگی​ دین خود را به بانو فری و سایر‌خیمه‌شب‌بازیم​ قدرت‌ها به بهترین شکل ممکن ادا کرده بود.

در حالی که Flanders برای تصمیم‌گیری مردد بود، دیاکلو ناگهان با نیزه سه‌شاخش به سوی فری یورش برد؛ حمله‌ی پادشاه ندر چنان برق‌آسا بود که Flanders را کاملاً غافلگیر کرد.

اگر فری دقایقی پیش از هفت نیزه نابودی روح به‌طور هم‌زمان استفاده نکرده بود، اکنون انرژی‌حملات​ کافی برای جاخالی دادن از حمله‌ی پادشاه ندر را در اختیار داشت. اما با بدن تحلیل‌رفته‌معمولی​ و خسته‌ی فعلی‌اش، کاری جز تماشای فرود آمدنِ نیزه سه‌شاخ بر سرش از دست او برنمی‌آمد.

درست در لحظه‌ای که نیزه سه‌شاخ غول‌پیکر در آستانه‌ی برخورد با فری بود، ناگهان شمشیر بزرگ و عظیمی‌عروسک‌های​ در مسیر آن پدیدار شد و ضربه را مهار کرد. هرچند شدت برخورد این دو سلاح عظیم، فضای اطراف‌پخش​ را به خلأیی مطلق بدل ساخت، اما شمشیر بزرگ موفق شد نیزه سه‌شاخ را در میانه‌ی راه متوقف کند.

«لیدر گیلد... Black Flame؟»

وقتی Flanders ردِ مانای به‌کاررفته برای شکل‌دهی و کنترل این شمشیر غول‌پیکر را گرفت، متوجه شد شخصی که آن را هدایت می‌کند، کسی نیست جز لیدر گیلدِ زیرو وینگ.

...

یادداشت مترجم:

[۱] دروازه دنیای مردگان: این اصطلاح به احتمال زیاد به «دروازه مردگان» اشاره دارد که در‌می‌توانستند​ چپتر قبلی ذکر شده بود. با این حال، مشخص نیست که آیا نویسنده فراموش کرده که‌شدید​ در چپتر ۲۳۳ از نام «دروازه مردگان» استفاده کرده یا این نامِ دیگری برای همان مهارت است.

ناولها | novelha.net