---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2464: سه شمشیر الهی • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 2464: سه شمشیر الهی

0

پس از پایان صحبت‌هایش، الیادی چشمانش را بست‌اولین​ و در سکوت منتظر پاسخ شی فنگ ماند.‌نیز​ او هیچ قصدی برای ادامه صحبت نشان نداد.

«بازیکنان واقعاً شانس دریافت راهنمایی میراث‌شوند​ را در یک دروازه طلایی دارند؟» توضیحات‌نمی‌گرفت​ الهه، شی فنگ را مبهوت کرده بود.

بر اساس دانسته‌هایش از گذشته، خالقان دروازه‌های میراث موجوداتی والامقام بودند. آن‌ها‌بیشتری​ تنها در آغاز آزمون میراث در برابر بازیکنان ظاهر می‌شدند تا قوانین‌روزهای​ را شرح دهند. پس از آن، بازیکنان دیگر نباید با آن‌ها روبه‌رو می‌شدند.

شی فنگ هرگز انتظار نداشت که الیادی نه تنها در نزدیکی اولین معبد کوهستان مقدس در برابرش ظاهر‌فعال‌سازی​ شود، بلکه دو انتخاب نیز پیش پایش بگذارد. افزون بر این، یکی از گزینه‌ها شانس کسب راهنمایی میراث را‌شانسی​ برایش فراهم می‌کرد. اگر متخصصان در زندگی قبلی‌اش از این ماجرا بویی می‌بردند، از شدت حسادت جانش را می‌گرفتند.

در قلمرو خدا، بازیکنان پس از رسیدن به رده ۳ هیچ‌گونه‌مقدس​ راهنمایی دریافت نمی‌کردند؛ آن‌ها برای افزایش قدرتشان باید به توانایی‌های خود‌یکی​ تکیه می‌کردند، به‌ویژه در زمان تلاش برای آزادسازی پتانسیل بدن مانای خود.

حتی در آزمون‌های میراث نیز بازیکنان برای یادگیری‌به‌راحتی​ و پیشرفت تنها می‌توانستند به مشاهداتشان متوسل شوند. هیچ‌چیز‌شمار​ به‌راحتی و حاضر و آماده در اختیارشان قرار نمی‌گرفت.

از این رو، دریافت‌شمار​ راهنمایی میراث رؤیای هر‌شرط​ بازیکن متخصصی به شمار می‌رفت.

آزادسازی پتانسیل کامل بدن مانا، تنها شرط پایه‌ای برای فعال‌سازی بدن‌متخصصی​ مانای رده ۳ بود. اگر بازیکنان می‌توانستند بخش بیشتری از پتانسیل‌کنند​ بدن مانای خود را آزاد کنند، از مزایای به‌مراتب بیشتری بهره‌مند می‌شدند.

با وجود این، آزادسازی پتانسیل فراتر از حد معمول در بدن مانا به‌طرز وحشتناکی دشوار بود.‌نیز​ اگر بازیکنان در روزهای ابتدایی خود مسیر اشتباهی را در پیش می‌گرفتند، تقریباً هیچ شانسی برای‌ماجرا​ عبور از مرز ۱۰۰ درصدی پتانسیل نداشتند و مجبور بودند به پیش‌پاافتاده‌ترین سطح بدن مانا بسنده کنند.

اگر فرصت دریافت راهنمایی از میراث‌های باستانی در اختیار همه بازیکنان قرار می‌گرفت، تعداد بسیار بیشتری از متخصصان اوج در گذشته می‌توانستند به‌فعال‌سازی​ رده ۵ دست یابند. هرچه بدن مانای بازیکن قدرتمندتر بود، تکمیل مأموریت‌های ارتقا در آینده برایش آسان‌تر می‌شد. به همین دلیل بود که برخی‌نداشتند​ متخصصان با بدن مانای نقره‌ای به رده ۵ رسیده بودند، در حالی که عده‌ای دیگر با بدن مانای طلایی در رده ۴ درجا می‌زدند.

هنگامی که الیادی دو گزینه را پیش روی‌شرط​ شی فنگ قرار داد، او احساس کرد که‌به‌مراتب​ گویی در خواب و رؤیا به سر می‌برد.

شی فنگ بی‌درنگ تصمیمش را‌آماده​ گرفت و گفت: «بانو الیادی،‌بازیکن​ من چالش شما رو انتخاب می‌کنم!»

به چالش کشیدن الیادی بی‌شک اقدامی بی‌پروا‌نزدیکی​ بود، اما اگر این فرصت را از‌بلکه​ دست می‌داد، تا آخر عمر حسرتش را می‌خورد.

حتی اگر اکنون نمی‌توانست کنترل عمارت ارباب دژ در دژ نور ستاره را به دست بگیرد،‌متخصصی​ می‌توانست پس از پایان زمان بازیابی نشان، دوباره شانس خود را امتحان کند. با وجود این،‌فراتر​ اگر فرصت مبارزه با الیادی را نادیده می‌گرفت، شاید دیگر هرگز شانس دریافت راهنمایی میراث نصیبش نمی‌شد.

او بدن مانای حماسی داشت و آزادسازی پتانسیل آن به‌مراتب دشوارتر از‌بیشتری​ بدن مانای طلایی بود. صرفاً تلاش برای آزادسازی ۱۰۰ درصد از پتانسیل آن‌ابتدایی​ چالشی بی‌نهایت دشوار محسوب می‌شد، چه رسد به آزادسازی مقداری فراتر از آن.

الیادی چشمانش را گشود و گفت: «عالیه. تصمیم عاقلانه‌ای گرفتی. دیگه مهم نیست‌می‌رفت​ چند بار پات به اینجا برسه، چون هیچ‌وقت فرصت دیگه‌ای برای مبارزه با من‌فراتر​ بهت داده نمیشه، چه برسه به اینکه بخوای راهنمایی میراث رو به دست بیاری.»

همان‌طور که به شی فنگ نگاه می‌کرد، جرقه‌ای از شناخت در چشمانش درخشید و ادامه داد: «اما با خودت خیال‌افزون​ نکن که می‌تونی در برابر سه تا از حملاتم دووم بیاری. حتی اگه قدرتم رو تا رده ۳ پایین بیارم،‌خدا​ با اون بدن مانای حماسیِ مهروموم‌شده‌ت، کمتر از ۱۰ درصد شانس داری که از این چالش جون سالم به در ببری.»

سپس الیادی شمشیر بزرگ و آبی‌رنگی را‌هیچ‌چیز​ که نوک آن در زمینِ پیش رویش فرو‌بازیکن​ رفته بود، بیرون کشید و بالای سرش برد.

ناگهان حجم ترسناکی از مانا او را احاطه کرد و‌فعال‌سازی​ طوفانی از مانا پیرامون شمشیر الیادی شکل گرفت. این طوفان‌معمول​ به‌قدری قدرتمند بود که حتی می‌توانست فضا را از هم بشکافد.

شی فنگ حس می‌کرد که این پدیده ناشی از مهارت‌بازیکن​ یا طلسمی خاص نیست. الیادی صرفاً داشت حمله‌ای معمولی را‌بیشتری​ اجرا می‌کرد. «حالا با من روبه‌رو شو! شمشیر اول، سایه نور!»

با گفتن این کلمات، الیادی شمشیر بزرگش‌نزدیکی​ را به سمت شی فنگ که در فاصله‌انتخاب​ بیش از ۴۰ یاردی ایستاده بود، پایین آورد.

تیغه عظیمی از مانا در دستان الهه‌هیچ‌چیز​ پدیدار گشت و در حالی که فضا‌رؤیای​ را می‌شکافت، بر سر شی فنگ فرود آمد.

با نزدیک شدن تیغه، شی‌می‌رفت​ فنگ مبهوت ماند: یعنی روش واقعی‌بخش​ استفاده از بدن مانا این است؟

او NPCهای رده ۵ زیادی را دیده بود، اما هرگز با کسی که چنین تسلطی بر بدن مانای خود داشته باشد، روبه‌رو نشده بود.

با اینکه الیادی قدرت خود را تا‌نزدیکی​ رده ۳ محدود کرده بود، اما حملات معمولی‌اش‌انتخاب​ همچنان قدرت یک مهارت رده ۴ را داشت...

شی فنگ بی‌درنگ‌می‌توانستند​ قدرت اژدهای آسمانی‌شوند​ را فعال کرد.

آزمون میراث در قلمرو دیگری قرار داشت. با وجود اینکه بازیکنان از به کارگیری مهارت‌های‌مزایای​ آسیب‌ناپذیری منع شده بودند، می‌توانستند از هر مهارت یا طلسم دیگری که در اختیار داشتند‌عبور​ استفاده کنند. به همین دلیل بود که شی فنگ جرئت کرد چالش الیادی را بپذیرد.

رون‌های الهی بلافاصله دور بدن شی فنگ پدیدار گشتند و ویژگی‌متخصصی​ قدرت او را به شدت افزایش دادند. سپس او شمشیرهایش را‌کنند​ به سمت سلاح مانا که در حال فرود بود، تاب داد.

تکنیک مخفی، آذرخش آنی!

بوووم!

با برخورد سلاح‌ها، این ضربه موج شوک قدرتمندی ایجاد کرد که‌بخش​ محیط اطراف را به لرزه درآورد. حتی زمین نیز از این‌وحشتناکی​ قدرت لرزید. صدای مهیب برخورد در سراسر کوهستان مقدس طنین‌انداز شد.

سپس پیکری از میان ابر غباری که‌قرار​ میدان نبرد را فرا گرفته بود، به بیرون‌مانا​ پرتاب گشت؛ او کسی نبود جز شی فنگ.

او نه‌تنها یک‌پنجم HP خود را از دست داده بود، بلکه پس از فرود نیز نتوانست تعادلش را حفظ کند و روی زمین غلتید...

با وجود این، پیش از آنکه شی فنگ بتواند روی پاهایش‌اختیارشان​ بایستد، الهه از قبل آماده حمله مجدد بود. اما این بار، شمشیرش‌فعال‌سازی​ را در کنار خود قرار داد تا برشی افقی را اجرا کند.

«شمشیر دوم، بلع مقدس!»

طوفان مانای دیگری در اطراف او شکل گرفت که می‌رفت تا هرچه در مسیرش بود‌مانا​ را ببلعد. این بار، شی فنگ احساس می‌کرد که طوفان دارد مانای درونش را بیرون می‌کشد‌دشوار​ و فشاری که بر او وارد می‌شد، حرکت کردن را برایش تا حدودی دشوار کرده بود.

پیش از آنکه الیادی شمشیر‌انتظار​ بزرگش را تاب دهد، شی فنگ‌مقدس​ هیچ فرصتی برای واکنش مناسب نداشت.

سیلابی از آتش در برابر شی فنگ پدیدار گشت و فضای‌اختیارشان​ اطرافش را بی‌ثبات کرد. این شعله‌ها چنان زبانه می‌کشیدند که گویی‌پایه‌ای​ می‌خواستند هرچه را لمس می‌کنند، از جمله خود فضا را ببلعند.

این شعله‌ها بیش از‌شمار​ دو برابر قدرتمندتر از‌شرط​ شمشیر مانای قبلی بودند...

شوخیت گرفته؟ همان‌طور که شی فنگ به‌قرار​ سیلاب آتشی که به سمتش هجوم می‌آورد‌کامل​ نگاه می‌کرد، حیرتش به سطحی بی‌سابقه رسید.

در حالت عادی، حتی قهرمانان هم نمی‌توانستند با حملات معمولی رده ۳، قدرت رده ۴ پایه را‌پیش​ به نمایش بگذارند. اما برش افقی الهه نه‌تنها قدرت رده ۴ را در خود داشت، بلکه در‌می‌بردند​ سطح متوسط نیز بود. اگر او این ماجرا را برای کسی تعریف می‌کرد، هیچ‌کس حرفش را باور نمی‌کرد.

با وجود این حیرت، شی فنگ درنگ نکرد. با درک اینکه‌اختیارشان​ دیگر نمی‌تواند قدرت خود را پنهان کند، رهایی شمشیر را فعال‌پایه‌ای​ کرد و یک بار دیگر آذرخش آنی را به کار گرفت.

بوووم!

در لحظه برخورد‌به‌راحتی​ سلاح‌های این دو‌اختیارشان​ مبارز، فضا منفجر شد.

مانند قبل، حمله الیادی شی فنگ را به عقب پرت کرد و این بار، کمتر از ۵۰٪ از HP برای او باقی ماند. با این حال، پیش از آنکه شی فنگ بتواند از جا بلند شود، صدای الیادی را شنید.

«شمشیر سوم، نابودی مقدس!»

الیادی هیچ قصدی برای کاهش سرعت حملاتش نشان نداد.‌پایه‌ای​ با جهشی به هوا، بر فراز شی فنگ قرار‌وجود​ گرفت و شمشیر بزرگش را رو به پایین تاب داد.

این بار، حمله الهه هیچ‌گونه نوسانات مانایی به همراه نداشت، اما شی فنگ‌می‌رفت​ متوجه شد که نمی‌تواند حرکت کند. احساس می‌کرد در محاصره دشمنان قرار گرفته است‌فراتر​ و می‌توانست تنها فرود آمدن شمشیر بزرگ الیادی به سمت خود را تماشا کند.

این حمله چندین برابر‌هرگز​ قوی‌تر از برش دوم او‌معبد​ بود... «قدرت تخریب، فعال شو!»

ناولها | novelha.net