---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3338: اردوگاه قدیس • ⏱ 11 دقیقه

چپتر 3338: اردوگاه قدیس

0

«سنگ‌های ابدی؟»

پس از شنیدن حرف‌های آن سه نفر،‌وقتی​ شی فنگ به یاد ست ابدیت افتاد‌نجومی​ که در زندگی قبلی‌اش درباره آن شنیده بود.

شاید ست‌های الهی در قلمرو خدا به وفور‌آورده​ یافت نمی‌شدند، اما هنوز هم تعداد قابل‌توجهی از‌نجومی​ آن‌ها در طول تاریخ قلمرو خدا وجود داشتند.

تمام ست‌های الهی از قدرتی بی‌نظیر برخوردار بودند و حتی بیشتر یادگارهای خدایان که به‌طور‌می‌شدند​ طبیعی شکل گرفته بودند نیز به گرد پایشان هم نمی‌رسیدند. با پوشیدن یک ست الهی، بازیکنان‌انسان​ می‌توانستند در یک چشم به هم زدن به یکی از حاکمان مطلق قلمرو خدا تبدیل شوند.

از میان تمام ست‌های الهی موجود، شش مورد از بقیه متمایز بودند‌ویژه​ و این شش ست با عنوان شش ست الهی بزرگ شناخته می‌شدند.‌تکیه​ در این میان، ست ابدیت یکی از همین شش ست ویژه بود.

حتی در کتابخانه بزرگ تایتان‌مربوط​ در قلمرو خدای اعظم نیز سوابق‌حال​ اندکی درباره ابدیت در دسترس بود.

بر اساس افسانه‌ها، آخرین صاحب ابدیت با تکیه بر این ست الهی، به‌عنوان یک انسان فانی با‌عجیبی​ انبوهی از خدایان باستانی مبارزه کرد و در دوران خدایان باستانی، یک امپراتوری جاودانه بنا نهاد. در‌تلخ​ نهایت، خدایان باستانی صاحب ابدیت را به رسمیت شناختند و به او لقب قاتل خدایان باستانی را دادند.

اما بعدها، صاحب ابدیت به دلیلی نامعلوم جان خود را از دست داد و‌شناخته​ ست ابدیت نیز همراه با مرگ او ناپدید شد. همچنین شایعه شده بود که‌صاحب​ ست ابدیت نابود شده و قطعات آن در سراسر قلمروهای مختلف پراکنده شده است.

در طول زندگی قبلی‌اش، شی فنگ شنیده بود که ابرشرکت کهکشان سرنخ‌هایی مربوط به ست ابدیت به دست آورده است. وقتی‌افسانه‌ها​ این موضوع را با این واقعیت ترکیب کرد که ابرشرکت کهکشان در حال حاضر پیشنهاد نجومی و عجیبی به بازیکنان قلمرو نور‌بعدها​ ستاره داده تا برایش سنگ‌های ابدی جمع‌آوری کنند، نتوانست جلوی شک خود را بگیرد که سنگ‌های ابدی ربطی به ست ابدیت دارند.

یا دقیق‌تر بگوییم،‌کهکشان​ سنگ‌های ابدی همان‌آورده​ قطعات ست ابدیت بودند.

کراس با پوزخندی تلخ گفت: «من که دیگه بی‌خیال گرفتن سنگ‌های ابدی شدم.‌حال​ حالا این که فقط تو سیاه‌چال‌های تیمی حالت خدای ۲۰ نفره دراپ می‌شن‌بگیرد​ به کنار، همین که بتونیم تو قلمرو مقدس زنده بمونیم خودش کلی مکافاته.»

شی فنگ با‌مطلق​ کنجکاوی پرسید: «زنده موندن‌موجود​ این‌جا مگه چقدر سخته؟»

با این‌که او هنوز قلمرو مقدس را کاوش نکرده بود، اما هیولاهایی که تا به‌خدای​ حال با آن‌ها روبرو شده بود، قدرت غیرقابل‌غلبه‌ای نداشتند. تنها مشکلی که به ذهنش می‌رسید و‌کرد​ می‌توانست بقا را برای بازیکنانی مانند کراس در اینجا دشوار کند، حضور متخصصان سایر قلمروها بود.

با این حال، برای متخصصانی مانند کراس، لروجا و دزولیت‌ترکیب​ فیوری، تا زمانی که با متخصصان طبقه پنجم مانند گوست‌جمع‌آوری​ هند روبرو نمی‌شدند، فرار و نجات جانشان نباید کار سختی می‌بود.

دزولیت فیوری توضیح داد: «داداش شعلۀ سیاه، باید بدونی که تا وقتی تو قلمرو مقدسیم نمی‌تونیم از‌عجیبی​ بازی لاگ‌اوت کنیم. اگه زوری خارج بشیم، خطر این‌که بریم تو کما وجود داره. ابرشرکت کهکشان بهمون‌تلخ​ گفت اگه می‌خوایم از قلمرو مقدس بریم بیرون، تنها راهش اینه که یه سنگ ابدی گیر بیاریم.»

شی فنگ با تعجب‌تبدیل​ پرسید: «فقط وقتی سنگ‌مورد​ ابدی بگیریم می‌تونیم بریم؟»

با شنیدن توضیحات دزولیت فیوری،‌متمایز​ شی فنگ احساس کرد سردرد‌می‌شدند​ خفیفی به سراغش آمده است.

اگر نمی‌توانست در داخل قلمرو مقدس از بازی خارج شود، برایش مشکل بزرگی پیش می‌آمد. هرچه باشد، او هنوز‌برایش​ کارهای زیادی در دنیای واقعی داشت که باید به آن‌ها رسیدگی می‌کرد. با این حال، به دست آوردن سنگ‌های‌حالا​ مقدس مسلماً کار ساده‌ای نبود، زیرا برای یورش به سیاه‌چال‌های تیمی حالت خدا، به یک تیم قدرتمند نیاز بود.

دزولیت فیوری با ناامیدی گفت: «ما دیگه قید خروج از قلمرو مقدس رو زدیم. خدا رو شکر یه‌نور​ راهی واسه لاگ‌اوت امن هست، اونم خریدن طلسم بازگشته. هر طلسم بازگشت به بازیکن‌ها یه فرصت میده تا‌دیگه​ آفلاین بشن. تنها مشکل قیمت نجومی و خون‌بهای این طلسم‌هاست. هر کدومشون ۱۰۰ قطعه کریستال خدا قیمت داره.»

او ادامه داد: «قطعات کریستال خدا فقط تو سیاه‌چال‌ها دراپ می‌شن و نرخ دراپ تو سیاه‌چال‌های گروهی افتضاحه. حتی بعد از دو‌سوابق​ روز کامل رید زدن تو سیاه‌چال‌های گروهی، گروه ما فقط تونست حدود بیست و خورده‌ای قطعه جمع کنه. بعد از تقسیم کردنشون،‌شناختند​ به هر کدوممون کمتر از انگشتای یه دست رسید. با این وضع، خدا می‌دونه چقدر طول می‌کشه تا ۱۰۰ تا قطعه گیر بیاریم...»

قلمرو مقدس واقعاً سرزمین فرصت‌ها بود. با این حال، برای متخصصانی در‌ویژه​ سطح آن‌ها، حتی خروج از بازی هم به یک تجمل دست‌نیافتنی تبدیل‌تکیه​ شده بود، چه رسد به این‌که بخواهند فرصت‌های بادآورده‌ای به دست آورند.

آن‌ها همچنین نمی‌توانستند بی‌خیال به دست آوردن‌وقتی​ قطعات کریستال خدا شوند. به هر حال،‌نجومی​ آن‌ها در دنیای واقعی مسئولیت‌ها و خانواده‌هایی داشتند.

در کمال ناامیدی، آن‌ها حتی با افرادی روبرو شده بودند که ده‌ها سال در قلمرو مقدس گیر افتاده‌نور​ بودند. تمام این افراد به فکر ساختن حساب‌های کاربری جدید افتاده بودند. متأسفانه، سیستم خدای اصلی حتی این فرصت‌بی‌خیال​ را هم به آن‌ها نداده بود. در عوض، سیستم خدای اصلی تنها دو گزینه پیش پای آن‌ها گذاشته بود:

آن‌ها می‌توانستند به وارد شدن به حساب‌های خود ادامه دهند‌متمایز​ و برای به دست آوردن یک سنگ ابدی تلاش کنند،‌خدای​ یا این‌که به‌طور کامل بازی در قلمرو خدا را کنار بگذارند.

قلمرو خدا تنها راهی بود که مردم می‌توانستند قدرت ذهنی خود را‌ویژه​ به‌طور مؤثر در دنیای واقعی توسعه دهند، بنابراین ترک قلمرو خدا اصلاً‌تکیه​ یک گزینه معقول نبود. بالاخره چه کسی دلش نمی‌خواست عمر طولانی‌تری داشته باشد؟

وقتی شی فنگ به توضیحات‌مربوط​ دزولیت فیوری گوش داد، نتوانست‌ترکیب​ جلوی تعجب خود را بگیرد.

اهمیت کریستال‌های خدا نیازی به گفتن نداشت. بسیاری از آیتم‌های افسانه‌ایِ شکسته می‌توانستند با استفاده از کریستال‌های خدا تعمیر‌ستاره​ شده و به آیتم‌های افسانه‌ای ارتقا یابند. در همین حال، در قلمرو خدای اعظم، ۱۰۰ قطعه کریستال خدا می‌توانست‌گرفتن​ برای ترکیب و ساخت یک کریستال خدا استفاده شود، بنابراین به راحتی می‌شد ارزش قطعات کریستال خدا را تصور کرد.

با این حال، قلمرو مقدس از بازیکنان می‌خواست تا ۱۰۰ قطعه کریستال‌عنوان​ خدا را فقط برای به دست آوردن یک فرصت جهت آفلاین شدن خرج‌اساس​ کنند. حتی یک شاهزاده ثروتمند مانند دیرا نیز این قیمت را گزاف می‌دانست.

لروجا گفت: «حرف زدن رو بذارید واسه بعد.‌بزرگ​ اول باید سریع برگردیم کمپ. اگه بازیکنای قلمرو‌اعظم​ کوهستان اژدها برگردن، هیچ‌کدوممون نباید به فکر فرار باشیم.»

کراس و دسولیت‌کهکشان​ فیوری به نشانه‌آورده​ تأیید سر تکان دادند.

گوست هند واقعاً یکی از معدود متخصصان طبقه پنجم در میان نسل جوان‌حال​ قلمرو کوهستان اژدها بود. با این حال، قلمرو کوهستان اژدها فقط متخصصان نسل جوان‌ربطی​ را در قلمرو مقدس نداشت. متخصصان نسل قدیمی این قلمرو نیز اینجا حضور داشتند.

هر یک از این متخصصان نسل قدیمی سال‌های زیادی را در قلمرو مقدس گذرانده بودند. قدرت و پایه‌ای که برای خود ساخته‌سوابق​ بودند، بسیار برتر از چیزی بود که گوست هند در اختیار داشت. اگر آن متخصصان نسل قدیمی وارد عمل می‌شدند، حتی ۳۰۰‌شناختند​ متخصص برتر فهرست افتخار درخشان هم نمی‌توانستند با آن‌ها برابری کنند، چه برسد به کسی که در انتهای این فهرست قرار داشت.

بنابراین، اولویت فعلی آن‌ها باید بازگشت‌این​ به یک شهرک می‌بود. تنها پس‌ویژه​ از ورود به شهرک در امان بودند.

شی فنگ طبیعتاً نظری نداشت. او در قلمرو‌موضوع​ مقدس تازه‌وارد بود، بنابراین بهترین کار در حال حاضر‌ستاره​ پیدا کردن یک پناهگاه امن و جمع‌آوری اطلاعات بود.

پس از آن، کراس، لروجا و دسولیت فیوری پیش از‌موضوع​ رسیدن به بیرون شهرکی که با یک سد جادویی احاطه شده‌برایش​ بود، شی فنگ را در یک دویدن پنج ساعته رهبری کردند.

شهرک کوچک بود، حتی کوچک‌تر از یک شهرک‌مورد​ انجمن. ساختمان‌های شهرک نیز ساده و ابتدایی به نظر‌ویژه​ می‌رسیدند و بلندترین ساختمان از شش طبقه تجاوز نمی‌کرد.

با این حال، با وجود ظاهر‌این​ محقر شهرک، اینجا یکی از امن‌ترین‌ویژه​ مکان‌ها در کل قلمرو مقدس بود.

طبق گفته این سه نفر، شهرک‌های موجود در قلمرو مقدس‌ترکیب​ به عنوان کمپ‌های قدیس شناخته می‌شدند. دلیل این نام‌گذاری هم‌جمع‌آوری​ این بود که هر شهرک توسط یک قدیس مدیریت می‌شد.

دقیقاً!

یک قدیس واقعی!

اگرچه قدیس‌هایی که بر این شهرک‌ها نظارت داشتند فقط در رده ۴‌ویژه​ بودند، اما از آنجا که موجوداتی بودند که در یک قانون جهانی خاص‌به‌عنوان​ به اوج رسیده بودند، قدرتشان بسیار بیشتر از نخبگان فهرست افتخار درخشان بود.

اغراق نبود اگر می‌گفتیم که به محض خروج این قدیس‌ها از قلمرو مقدس، آن‌ها فوراً‌عجیبی​ به مرکز توجه قلمرو خدای اعظم تبدیل می‌شدند. تنها دلیلی که این قدیس‌ها ماندن در قلمرو‌پوزخندی​ مقدس را انتخاب می‌کردند این بود که بتوانند به فرصت‌های طلایی این قلمرو دست پیدا کنند.

علاوه بر این، پشت هر یک از این قدیس‌ها یک اتحادیه تجاری میان‌قلمرویی قرار‌حاضر​ داشت. بنابراین، چه از نظر قدرت فردی و چه گروهی، این قدیس‌ها حریفانی نبودند‌دارند​ که یک بازیکن یا اتحادیه تجاری بتواند امیدی به مقابله با آن‌ها داشته باشد.

لحظه‌ای که شی فنگ قدم به‌میان​ کمپ قدیسِ کم‌جمعیت گذاشت، فوراً فهمید چه‌بزرگ​ چیزی قلمرو مقدس را خارق‌العاده کرده است.

حتی ضعیف‌ترین بازیکنی که در خیابان‌های کمپ قدیس قدم می‌زد، یک متخصص لقب‌دار بود و بسیاری از متخصصان در‌دسترس​ سطح استانداردهای کراس و لروجا بودند. علاوه بر این، تعداد قابل توجهی از این متخصصان به سلاح‌ها و تجهیزات‌رسمیتافسانه‌ای مجهز بودند. هنگام قدم زدن در میان این بازیکنان، کراس، لروجا و دسولیت فیوری اصلاً به چشم نمی‌آمدند.

ارز اصلی مورد استفاده در کمپ، قطعات کریستال خدا بود. در همین حال، نه تنها می‌شد آیتم‌های‌ستارهافسانه‌ایِ شکسته را در هر مغازه‌ای از کمپ پیدا کرد، بلکه حتی ۹۹ تکنیک مطلقِ باورنکردنی نیز برای‌بی‌خیال​ فروش وجود داشتند. فقط قیمت این تکنیک‌های مطلق می‌توانست بین ۱٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ قطعه کریستال خدا متغیر باشد.

در میان تمام تکنیک‌هایی که شی فنگ‌مربوط​ برای فروش دید، گران‌ترین آن‌ها ستاره تاریک بود؛‌پیشنهاد​ تکنیک مطلقی که در رتبه پنجم قرار داشت.

در خارج از قلمرو مقدس، بازیکنان نمی‌توانستند این تکنیک مطلق را یاد بگیرند مگر اینکه‌می‌شدند​ به یک قدرت اوج تعلق داشتند. با این حال، در قلمرو مقدس، بازیکنان تا زمانی‌به‌عنوان​ که ۱۰٬۰۰۰ قطعه کریستال خدا پرداخت می‌کردند، می‌توانستند یک فرصت یادگیری کامل به دست آورند.

جدای از آیتم‌های قلمرو خدا، مغازه‌های کمپ معجون‌های گران‌بهایی از جهان اعظم را نیز می‌فروختند؛ مانند شبنم ستاره گران‌بها که‌اساس​ شهرهای مختلف به شدت خواهان آن بودند. یک قطره شبنم ستاره فقط ۵٬۰۰۰ قطعه کریستال خدا قیمت داشت. به محض‌لقب​ اینکه بازیکنان پول را پرداخت می‌کردند، فروشنده فوراً شبنم ستاره را از طریق انجمن قلمرو خدا درب منزلشان تحویل می‌داد.

کل کمپ قدیس در اصل به یک قطب تجاری برای‌ترکیب​ قلمروهای مختلف تبدیل شده بود. فرصت‌های موجود در اینجا بسیار فراتر‌کنند​ از چیزی بود که در خارج از قلمرو مقدس وجود داشت.

تا زمانی که یک نفر قطعات کریستال خدا را در اختیار داشت، قلمرو‌حال​ مقدس هیچ تفاوتی با بهشت نداشت. با تمام فرصت‌های موجود در اینجا، حتی‌بگیرد​ اگر بازیکنان می‌توانستند قلمرو مقدس را ترک کنند، لزوماً رفتن را انتخاب نمی‌کردند.

در واقع، این موضوع برای برخی از متخصصان دقیقاً همین‌طور بود. با وجود داشتن توانایی ترک‌همین​ قلمرو مقدس در هر زمان، برخی از متخصصان داوطلبانه ماندن را انتخاب می‌کردند. برخی از این‌فانی​ متخصصان حتی نیروهای خود را در قلمرو مقدس توسعه داده بودند تا در دنیای واقعی ثروت‌اندوزی کنند.

...

هنگام عصر...

پس از گشت‌وگذار در کل کمپ قدیس، شی فنگ قرار گذاشت تا فردا اعماق شهر مخروبه را با این سه نفر کاوش‌جمع‌آوری​ کند. سپس، با کمک این سه نفر، اتاقی را در یک هتل نه‌چندان جلب‌توجه‌کننده با قیمت گزاف یک قطعه کریستال خدا برای‌حالت​ هر شب اجاره کرد. با قیمت‌هایی که هتل‌های کمپ قدیس می‌گرفتند، اداره یک هتل حتی از غارت کردن بازیکنان هم سودآورتر بود.

پس از ورود به اتاقش، شی فنگ کار بهتری‌بقیه​ برای انجام دادن نداشت، بنابراین تصمیم گرفت نگاه دقیق‌تری‌کتابخانه​ به کیسه چرمی پاره‌پاره‌ای که گوست هند انداخته بود بیندازد.

...

یادداشت مترجم:

جهت یادآوری-

فهرست افتخار درخشان‌است​ فقط بازیکنان زیر ۳۵‌مربوط​ سال را ثبت می‌کند.

ناولها | novelha.net