چپتر 3338: اردوگاه قدیس
0«سنگهای ابدی؟»
پس از شنیدن حرفهای آن سه نفر،ناپدید شی فنگ به یاد ست ابدیت افتادقلمروهای که در زندگی قبلیاش درباره آن شنیده بود.
شاید ستهای الهی در قلمرو خدا به وفورسرنخهایی یافت نمیشدند، اما هنوز هم تعداد قابلتوجهی ازحاضر آنها در طول تاریخ قلمرو خدا وجود داشتند.
تمام ستهای الهی از قدرتی بینظیر برخوردار بودند و حتی بیشتر یادگارهای خدایان که بهطورسرنخهایی طبیعی شکل گرفته بودند نیز به گرد پایشان هم نمیرسیدند. با پوشیدن یک ست الهی، بازیکنانجمعآوری میتوانستند در یک چشم به هم زدن به یکی از حاکمان مطلق قلمرو خدا تبدیل شوند.
از میان تمام ستهای الهی موجود، شش مورد از بقیه متمایز بودندهمین و این شش ست با عنوان شش ست الهی بزرگ شناخته میشدند.صاحب در این میان، ست ابدیت یکی از همین شش ست ویژه بود.
حتی در کتابخانه بزرگ تایتانهمراه در قلمرو خدای اعظم نیز سوابقنابود اندکی درباره ابدیت در دسترس بود.
بر اساس افسانهها، آخرین صاحب ابدیت با تکیه بر این ست الهی، بهعنوان یک انسان فانی باپیشنهاد انبوهی از خدایان باستانی مبارزه کرد و در دوران خدایان باستانی، یک امپراتوری جاودانه بنا نهاد. درکراس نهایت، خدایان باستانی صاحب ابدیت را به رسمیت شناختند و به او لقب قاتل خدایان باستانی را دادند.
اما بعدها، صاحب ابدیت به دلیلی نامعلوم جان خود را از دست داد وکهکشان ست ابدیت نیز همراه با مرگ او ناپدید شد. همچنین شایعه شده بود کهستاره ست ابدیت نابود شده و قطعات آن در سراسر قلمروهای مختلف پراکنده شده است.
در طول زندگی قبلیاش، شی فنگ شنیده بود که ابرشرکت کهکشان سرنخهایی مربوط به ست ابدیت به دست آورده است. وقتیاساس این موضوع را با این واقعیت ترکیب کرد که ابرشرکت کهکشان در حال حاضر پیشنهاد نجومی و عجیبی به بازیکنان قلمرو نوردادند ستاره داده تا برایش سنگهای ابدی جمعآوری کنند، نتوانست جلوی شک خود را بگیرد که سنگهای ابدی ربطی به ست ابدیت دارند.
یا دقیقتر بگوییم،دست سنگهای ابدی همانمرگ قطعات ست ابدیت بودند.
کراس با پوزخندی تلخ گفت: «من که دیگه بیخیال گرفتن سنگهای ابدی شدم.واقعیت حالا این که فقط تو سیاهچالهای تیمی حالت خدای ۲۰ نفره دراپ میشننتوانست به کنار، همین که بتونیم تو قلمرو مقدس زنده بمونیم خودش کلی مکافاته.»
شی فنگ باهمچنین کنجکاوی پرسید: «زنده موندنقطعات اینجا مگه چقدر سخته؟»
با اینکه او هنوز قلمرو مقدس را کاوش نکرده بود، اما هیولاهایی که تا بهتایتان حال با آنها روبرو شده بود، قدرت غیرقابلغلبهای نداشتند. تنها مشکلی که به ذهنش میرسید ومبارزه میتوانست بقا را برای بازیکنانی مانند کراس در اینجا دشوار کند، حضور متخصصان سایر قلمروها بود.
با این حال، برای متخصصانی مانند کراس، لروجا و دزولیتشده فیوری، تا زمانی که با متخصصان طبقه پنجم مانند گوستسرنخهایی هند روبرو نمیشدند، فرار و نجات جانشان نباید کار سختی میبود.
دزولیت فیوری توضیح داد: «داداش شعلۀ سیاه، باید بدونی که تا وقتی تو قلمرو مقدسیم نمیتونیم ازپیشنهاد بازی لاگاوت کنیم. اگه زوری خارج بشیم، خطر اینکه بریم تو کما وجود داره. ابرشرکت کهکشان بهمونکراس گفت اگه میخوایم از قلمرو مقدس بریم بیرون، تنها راهش اینه که یه سنگ ابدی گیر بیاریم.»
شی فنگ با تعجبشایعه پرسید: «فقط وقتی سنگسراسر ابدی بگیریم میتونیم بریم؟»
با شنیدن توضیحات دزولیت فیوری،بقیه شی فنگ احساس کرد سردردشناخته خفیفی به سراغش آمده است.
اگر نمیتوانست در داخل قلمرو مقدس از بازی خارج شود، برایش مشکل بزرگی پیش میآمد. هرچه باشد، او هنوزکهکشان کارهای زیادی در دنیای واقعی داشت که باید به آنها رسیدگی میکرد. با این حال، به دست آوردن سنگهاینتوانست مقدس مسلماً کار سادهای نبود، زیرا برای یورش به سیاهچالهای تیمی حالت خدا، به یک تیم قدرتمند نیاز بود.
دزولیت فیوری با ناامیدی گفت: «ما دیگه قید خروج از قلمرو مقدس رو زدیم. خدا رو شکر یهنجومی راهی واسه لاگاوت امن هست، اونم خریدن طلسم بازگشته. هر طلسم بازگشت به بازیکنها یه فرصت میده تاتلخ آفلاین بشن. تنها مشکل قیمت نجومی و خونبهای این طلسمهاست. هر کدومشون ۱۰۰ قطعه کریستال خدا قیمت داره.»
او ادامه داد: «قطعات کریستال خدا فقط تو سیاهچالها دراپ میشن و نرخ دراپ تو سیاهچالهای گروهی افتضاحه. حتی بعد از دوحال روز کامل رید زدن تو سیاهچالهای گروهی، گروه ما فقط تونست حدود بیست و خوردهای قطعه جمع کنه. بعد از تقسیم کردنشون،گفت به هر کدوممون کمتر از انگشتای یه دست رسید. با این وضع، خدا میدونه چقدر طول میکشه تا ۱۰۰ تا قطعه گیر بیاریم...»
قلمرو مقدس واقعاً سرزمین فرصتها بود. با این حال، برای متخصصانی درهمین سطح آنها، حتی خروج از بازی هم به یک تجمل دستنیافتنی تبدیلصاحب شده بود، چه رسد به اینکه بخواهند فرصتهای بادآوردهای به دست آورند.
آنها همچنین نمیتوانستند بیخیال به دست آوردنناپدید قطعات کریستال خدا شوند. به هر حال،قلمروهای آنها در دنیای واقعی مسئولیتها و خانوادههایی داشتند.
در کمال ناامیدی، آنها حتی با افرادی روبرو شده بودند که دهها سال در قلمرو مقدس گیر افتادهنجومی بودند. تمام این افراد به فکر ساختن حسابهای کاربری جدید افتاده بودند. متأسفانه، سیستم خدای اصلی حتی این فرصتگفت را هم به آنها نداده بود. در عوض، سیستم خدای اصلی تنها دو گزینه پیش پای آنها گذاشته بود:
آنها میتوانستند به وارد شدن به حسابهای خود ادامه دهندمختلف و برای به دست آوردن یک سنگ ابدی تلاش کنند،واقعیت یا اینکه بهطور کامل بازی در قلمرو خدا را کنار بگذارند.
قلمرو خدا تنها راهی بود که مردم میتوانستند قدرت ذهنی خود راهمین بهطور مؤثر در دنیای واقعی توسعه دهند، بنابراین ترک قلمرو خدا اصلاًصاحب یک گزینه معقول نبود. بالاخره چه کسی دلش نمیخواست عمر طولانیتری داشته باشد؟
وقتی شی فنگ به توضیحاتهمراه دزولیت فیوری گوش داد، نتوانستشده جلوی تعجب خود را بگیرد.
اهمیت کریستالهای خدا نیازی به گفتن نداشت. بسیاری از آیتمهای افسانهایِ شکسته میتوانستند با استفاده از کریستالهای خدا تعمیرعجیبی شده و به آیتمهای افسانهای ارتقا یابند. در همین حال، در قلمرو خدای اعظم، ۱۰۰ قطعه کریستال خدا میتوانستدیگه برای ترکیب و ساخت یک کریستال خدا استفاده شود، بنابراین به راحتی میشد ارزش قطعات کریستال خدا را تصور کرد.
با این حال، قلمرو مقدس از بازیکنان میخواست تا ۱۰۰ قطعه کریستالاست خدا را فقط برای به دست آوردن یک فرصت جهت آفلاین شدن خرجنجومی کنند. حتی یک شاهزاده ثروتمند مانند دیرا نیز این قیمت را گزاف میدانست.
لروجا گفت: «حرف زدن رو بذارید واسه بعد.عنوان اول باید سریع برگردیم کمپ. اگه بازیکنای قلمروخدای کوهستان اژدها برگردن، هیچکدوممون نباید به فکر فرار باشیم.»
کراس و دسولیتدست فیوری به نشانهمرگ تأیید سر تکان دادند.
گوست هند واقعاً یکی از معدود متخصصان طبقه پنجم در میان نسل جوانواقعیت قلمرو کوهستان اژدها بود. با این حال، قلمرو کوهستان اژدها فقط متخصصان نسل جوانجلوی را در قلمرو مقدس نداشت. متخصصان نسل قدیمی این قلمرو نیز اینجا حضور داشتند.
هر یک از این متخصصان نسل قدیمی سالهای زیادی را در قلمرو مقدس گذرانده بودند. قدرت و پایهای که برای خود ساختهحال بودند، بسیار برتر از چیزی بود که گوست هند در اختیار داشت. اگر آن متخصصان نسل قدیمی وارد عمل میشدند، حتی ۳۰۰گفت متخصص برتر فهرست افتخار درخشان هم نمیتوانستند با آنها برابری کنند، چه برسد به کسی که در انتهای این فهرست قرار داشت.
بنابراین، اولویت فعلی آنها باید بازگشتمتمایز به یک شهرک میبود. تنها پسهمین از ورود به شهرک در امان بودند.
شی فنگ طبیعتاً نظری نداشت. او در قلمروهمچنین مقدس تازهوارد بود، بنابراین بهترین کار در حال حاضراست پیدا کردن یک پناهگاه امن و جمعآوری اطلاعات بود.
پس از آن، کراس، لروجا و دسولیت فیوری پیش ازآورده رسیدن به بیرون شهرکی که با یک سد جادویی احاطه شدهستاره بود، شی فنگ را در یک دویدن پنج ساعته رهبری کردند.
شهرک کوچک بود، حتی کوچکتر از یک شهرکسراسر انجمن. ساختمانهای شهرک نیز ساده و ابتدایی به نظرآورده میرسیدند و بلندترین ساختمان از شش طبقه تجاوز نمیکرد.
با این حال، با وجود ظاهرمتمایز محقر شهرک، اینجا یکی از امنترینهمین مکانها در کل قلمرو مقدس بود.
طبق گفته این سه نفر، شهرکهای موجود در قلمرو مقدسشده به عنوان کمپهای قدیس شناخته میشدند. دلیل این نامگذاری همسرنخهایی این بود که هر شهرک توسط یک قدیس مدیریت میشد.
دقیقاً!
یک قدیس واقعی!
اگرچه قدیسهایی که بر این شهرکها نظارت داشتند فقط در رده ۴همین بودند، اما از آنجا که موجوداتی بودند که در یک قانون جهانی خاصتکیه به اوج رسیده بودند، قدرتشان بسیار بیشتر از نخبگان فهرست افتخار درخشان بود.
اغراق نبود اگر میگفتیم که به محض خروج این قدیسها از قلمرو مقدس، آنها فوراًمختلف به مرکز توجه قلمرو خدای اعظم تبدیل میشدند. تنها دلیلی که این قدیسها ماندن در قلمروعجیبی مقدس را انتخاب میکردند این بود که بتوانند به فرصتهای طلایی این قلمرو دست پیدا کنند.
علاوه بر این، پشت هر یک از این قدیسها یک اتحادیه تجاری میانقلمرویی قرارترکیب داشت. بنابراین، چه از نظر قدرت فردی و چه گروهی، این قدیسها حریفانی نبودندبگیرد که یک بازیکن یا اتحادیه تجاری بتواند امیدی به مقابله با آنها داشته باشد.
لحظهای که شی فنگ قدم بهنابود کمپ قدیسِ کمجمعیت گذاشت، فوراً فهمید چهابرشرکت چیزی قلمرو مقدس را خارقالعاده کرده است.
حتی ضعیفترین بازیکنی که در خیابانهای کمپ قدیس قدم میزد، یک متخصص لقبدار بود و بسیاری از متخصصان دراندکی سطح استانداردهای کراس و لروجا بودند. علاوه بر این، تعداد قابل توجهی از این متخصصان به سلاحها و تجهیزاتنهایت افسانهای مجهز بودند. هنگام قدم زدن در میان این بازیکنان، کراس، لروجا و دسولیت فیوری اصلاً به چشم نمیآمدند.
ارز اصلی مورد استفاده در کمپ، قطعات کریستال خدا بود. در همین حال، نه تنها میشد آیتمهایاست افسانهایِ شکسته را در هر مغازهای از کمپ پیدا کرد، بلکه حتی ۹۹ تکنیک مطلقِ باورنکردنی نیز برایبرایش فروش وجود داشتند. فقط قیمت این تکنیکهای مطلق میتوانست بین ۱٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ قطعه کریستال خدا متغیر باشد.
در میان تمام تکنیکهایی که شی فنگکهکشان برای فروش دید، گرانترین آنها ستاره تاریک بود؛حال تکنیک مطلقی که در رتبه پنجم قرار داشت.
در خارج از قلمرو مقدس، بازیکنان نمیتوانستند این تکنیک مطلق را یاد بگیرند مگر اینکهسرنخهایی به یک قدرت اوج تعلق داشتند. با این حال، در قلمرو مقدس، بازیکنان تا زمانیبرایش که ۱۰٬۰۰۰ قطعه کریستال خدا پرداخت میکردند، میتوانستند یک فرصت یادگیری کامل به دست آورند.
جدای از آیتمهای قلمرو خدا، مغازههای کمپ معجونهای گرانبهایی از جهان اعظم را نیز میفروختند؛ مانند شبنم ستاره گرانبها کهدسترس شهرهای مختلف به شدت خواهان آن بودند. یک قطره شبنم ستاره فقط ۵٬۰۰۰ قطعه کریستال خدا قیمت داشت. به محضشناختند اینکه بازیکنان پول را پرداخت میکردند، فروشنده فوراً شبنم ستاره را از طریق انجمن قلمرو خدا درب منزلشان تحویل میداد.
کل کمپ قدیس در اصل به یک قطب تجاری برایشده قلمروهای مختلف تبدیل شده بود. فرصتهای موجود در اینجا بسیار فراترمربوط از چیزی بود که در خارج از قلمرو مقدس وجود داشت.
تا زمانی که یک نفر قطعات کریستال خدا را در اختیار داشت، قلمروواقعیت مقدس هیچ تفاوتی با بهشت نداشت. با تمام فرصتهای موجود در اینجا، حتینتوانست اگر بازیکنان میتوانستند قلمرو مقدس را ترک کنند، لزوماً رفتن را انتخاب نمیکردند.
در واقع، این موضوع برای برخی از متخصصان دقیقاً همینطور بود. با وجود داشتن توانایی ترکمربوط قلمرو مقدس در هر زمان، برخی از متخصصان داوطلبانه ماندن را انتخاب میکردند. برخی از اینکنند متخصصان حتی نیروهای خود را در قلمرو مقدس توسعه داده بودند تا در دنیای واقعی ثروتاندوزی کنند.
...
هنگام عصر...
پس از گشتوگذار در کل کمپ قدیس، شی فنگ قرار گذاشت تا فردا اعماق شهر مخروبه را با این سه نفر کاوشداده کند. سپس، با کمک این سه نفر، اتاقی را در یک هتل نهچندان جلبتوجهکننده با قیمت گزاف یک قطعه کریستال خدا برایسیاهچالهای هر شب اجاره کرد. با قیمتهایی که هتلهای کمپ قدیس میگرفتند، اداره یک هتل حتی از غارت کردن بازیکنان هم سودآورتر بود.
پس از ورود به اتاقش، شی فنگ کار بهتریقلمروهای برای انجام دادن نداشت، بنابراین تصمیم گرفت نگاه دقیقتریوقتی به کیسه چرمی پارهپارهای که گوست هند انداخته بود بیندازد.
...
یادداشت مترجم:
جهت یادآوری-
فهرست افتخار درخشانمختلف فقط بازیکنان زیر ۳۵کهکشان سال را ثبت میکند.