---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2698: قدرت پنهان بال صفر؟ • ⏱ 13 دقیقه

چپتر 2698: قدرت پنهان بال صفر؟

0

با شنیدن سؤال هانگ شین‌یوان، کروی با عجله به‌خارجی​ تیان چنگ اشاره کرد تا موافقت کند. از این گذشته،‌می‌کردند​ این فرصتی عالی برای به هم زدن نقشه موشین بود.

تیان چنگ پنجمین فرد قدرتمند در میان ده شمشیرِ‌بی‌شک​ انجمن آسمان یخی بود. از بین تمام اعضای بال‌امروز​ صفر، تنها شعلۀ سیاه می‌توانست با او رقابت کند.

با وجود این،‌عنوان​ تیان چنگ در کمال‌صورتی​ تعجب بلافاصله پاسخ نداد.

تیان چنگ پرسید: «عمو‌می‌آمد​ هانگ، میشه توی مسابقه‌می‌کرد​ از تمام قدرتم استفاده کنم؟»

ده شمشیر با اعضای عادی آسمان یخی تفاوت داشتند. ضروری بود که قدرتشان‌اینکه​ را از افراد خارجی پنهان کنند. مگر اینکه دستورات صریحی از رده‌های بالا‌باعث​ دریافت می‌کردند، حتی به قیمت شکست هم نمی‌توانستند تمام قدرتشان را نشان دهند.

سؤال تیان چنگ باعث تعجب دوان هانشان نشد. از این گذشته، وضعیت در اتاق بازرگانی لاجورد نیز به همین منوال بود. تنها در طول رقابت سالانه گذشته بود که محدودیت‌های Solitary Frost و دیگران برداشته شد.

هانگ شین‌یوان پس از کمی‌جلو​ تأمل گفت: «هر جا لازم شد‌بی‌شک​ می‌تونی از تمام قدرتت استفاده کنی.»

شعلۀ سیاه از بال صفر، قدرت مقابله با بلعندگان قدیس دروغین در‌نتیجه‌ای​ رتبه اسطوره‌ای را داشت. اگر شعلۀ سیاه به عنوان نماینده بال صفر جلو‌شعله‌ور​ می‌آمد، در صورتی که تیان چنگ قدرتش را محدود می‌کرد، بی‌شک شکست می‌خورد.

چنین نتیجه‌ای چیزی نبود که هانگ شین‌یوان‌قدرتشان​ بخواهد ببیند. از این گذشته، هدف امروز‌دستورات​ او در اینجا تثبیت اعتبار آسمان یخی بود.

روحیه جنگندگی در چشمان‌می‌آمد​ تیان چنگ شعله‌ور شد:‌می‌کرد​ «پس من دیگه مشکلی ندارم.»

هانگ شین‌یوان با رضایت سر تکان داد: «خوبه.‌قدرتش​ پس می‌سپارمش به تو.» سپس رو به دوان‌نبود​ هانشان کرد و گفت: «شیطان یخی پیر، قبوله.»

در ابتدا، هانگ شین‌یوان پس از بازرسی مختصری از مقر بال صفر،‌نتیجه‌ای​ در این فکر بود که چگونه آن‌ها را از قدرت آسمان یخی‌چشمان​ آگاه کند. اما اکنون، به نظر می‌رسید که زحمتش کم شده است.

دوان هانشان با خنده‌ای کوتاه گفت: «پس قرارمون همین شد.»‌پنهان​ سپس رو به جوان مو آبیِ نزدیکش کرد و گفت:‌حتی​ «گو هان، فعلاً بکش کنار. بذار این بچه جات رو بگیره.»

پس از برانداز کردن جوانِ ساده‌ظاهری‌قدرتش​ که کنار دوان هانشان ایستاده بود،‌نتیجه‌ای​ گو هان با بی‌میلی پرسید: «این؟ مطمئنید؟»

بی‌درنگ، هم تیان چنگ‌نماینده​ و هم هانگ شین‌یوان احساس‌محدود​ کردند می‌خواهند خون بالا بیاورند.

این روزها دیگران‌جلو​ چقدر آسمان یخی‌قدرتش​ را دست‌کم می‌گرفتند؟

با وجود این، هانگ شین‌یوان از کوره در نرفت. او صرفاً با چشمانش به‌دستورات​ تیان چنگ اشاره کرد، با این پیام که: «می‌دونی باید چی کار کنی.» آن‌ها از‌نشد​ طریق این دوئل به اتاق بازرگانی لاجورد نشان می‌دادند که آسمان یخی چقدر قدرتمند است.

پس از مدتی، نبرد آموزشی‌صورتی​ میان بال صفر و اتاق‌می‌خورد​ بازرگانی لاجورد رسماً آغاز شد.

در این زمان، افراد بیشتری در پلتفرم مبارزه‌قدرتش​ مجازی تجمع کردند. چه اعضای بال صفر و‌نبود​ چه اعضای لاجورد، همگی غرق در هیجان بودند.

«شنیدم یه تازه‌وارد از آسمان یخی قراره‌محدود​ جای گو هان رو بگیره. خدا می‌دونه‌نبود​ این تازه‌وارد چند ثانیه می‌تونه دووم بیاره.»

«شنیدم بهترین رکورد‌عادی​ تا الان فقط‌ضروری​ ۱۶ ثانیه بوده.»

«شونزده تا؟ با این‌می‌آمد​ حساب، تازه‌وارد آسمان یخی‌می‌کرد​ باید ده ثانیه دووم بیاره.»

«ده تا؟ چرت نگو!‌نماینده​ شرط می‌بندم بیشتر از‌قدرتش​ شیش هفت ثانیه دووم نمیاره!»

تعویض ناگهانی در نبرد آموزشی، بحث داغی را در میان تماشاچیان به راه انداخت. به ویژه،‌ببیند​ اعضای لاجورد تمام تمرکزشان را روی حدس زدن این موضوع گذاشته بودند که تیان چنگ چند ثانیه‌می‌سپارمش​ می‌تواند در این دوئل دوام بیاورد. این وضعیت باعث شد کروی دندان‌قروچه کند و موشین مبهوت بماند.

همان‌طور که موشین به بحث‌ها گوش می‌داد، احساس‌افراد​ کرد مشکلی وجود دارد: یعنی چون آسمان یخی اخیراً‌بالا​ هیچ حرکت بزرگی نکرده، همه ما رو دست‌کم می‌گیرن؟

رفتار اعضای لاجورد بسیار عجیب بود. هر یک از آن‌ها طوری صحبت می‌کردند‌چیزی​ که انگار تنها چند ثانیه دوام آوردن در برابر نماینده بال صفر، چیزی برای‌مشکلی​ افتخار کردن است. هیچ‌کدام از آن‌ها به هیچ وجه ذهنیت یک متخصص را نداشتند.

پس از آنکه تیان چنگ درون کابین مبارزه مجازی نشست، درِ سمت دیگر کابین‌نتیجه‌ای​ به آرامی باز شد. سپس دختری جوان و زیبا وارد شد، روی صندلی نبرد‌دیگه​ دقیقاً روبه‌روی تیان چنگ نشست و به آرامی کلاهخود اتصال را بر سر گذاشت.

با وجود این، برخلاف انتظارات تیان چنگ، حریفش اصلاً وقار و برندگیِ یک متخصص را‌بخواهد​ از خود ساطع نمی‌کرد؛ او صرفاً دختری معمولی و بی‌آلایش به نظر می‌رسید. دارید با‌تکان​ من شوخی می‌کنید؟ با دیدن این دختر، بلافاصله خشم در قلب تیان چنگ به جوش آمد.

در ابتدا، او فکر می‌کرد که بال صفر یک متخصص‌پنهان​ بزرگ را برای مبارزه با او می‌فرستد. او حتی از‌حتی​ هانگ شین‌یوان اجازه گرفته بود تا از تمام قدرتش استفاده کند.

اما، بال صفر نه‌تنها شعلۀ سیاه را برای رویارویی با او نفرستاد،‌نتیجه‌ای​ بلکه حتی دو معاون گیلد نیز ظاهر نشدند. در عوض، یک دختربچه را‌شعله‌ور​ به میدان فرستاده بود. بال صفر داشت آسمان یخی را کاملاً دست‌کم می‌گرفت.

هانگ شین‌یوان همان‌طور که Violet Cloud را برانداز می‌کرد، بی‌اختیار خندید: «شیطان یخی پیر، این همون گیلدیه که بهش امید زیادی داشتی؟»

پس از دیدن اعتمادبه‌نفس دوان هانشان، هانگ شین‌یوان تقریباً باور کرده بود که‌چیزی​ بال صفر قدرتی فراتر از آنچه به چشم می‌آید دارد. با وجود این،‌دیگه​ با توجه به شرایط فعلی، به نظر می‌رسید که او بی‌دلیل نگران بوده است.

اگرچه Violet Cloud به خاطر رسیدن به قلمرو تهی در چنین سن پایینی واقعاً بااستعداد بود، اما در مقایسه با تیان چنگ هنوز فاصله زیادی داشت. در واقع، تیان چنگ باید مبارزه را در عرض چند ثانیه به پایان می‌رساند.

با دیدن لبخند روی صورت هانگ شین‌یوان، دوان‌می‌کرد​ هانشان نیز متقابلاً لبخندی زد و پیشنهاد داد:‌ببیند​ «البته. پس نظرت چیه شرطمون رو سنگین‌تر کنیم؟»

هانگ شین‌یوان لبخند‌عنوان​ زد: «چیه؟ از‌می‌آمد​ تصمیمت پشیمون شدی؟»

دوان هانشان با خوشحالی پیشنهاد کرد: «نه.‌محدود​ نظرت چیه علاوه بر شرط قبلی، سر‌نبود​ ۱۰۰ هزار کریستال جادویی هم شرط ببندیم؟»

هانگ شین‌یوان‌شمشیر​ پرسید: «اگه‌تفاوت​ قبول نکنم چی؟»

به اعتقاد هانگ شین‌یوان، دوان هانشان صرفاً تلاش می‌کرد او را بترساند تا شرطشان را لغو کند. با به‌روزرسانی بزرگی که قلمرو خدا در حال گذراندن آن بود،‌ندارم​ قیمت کریستال‌های جادویی و مواد مختلف قطعاً افزایش می‌یافت. از این رو، ابرقدرت‌های مختلف در حال حاضر تمام تلاش خود را می‌کردند تا جای ممکن این منابع را‌جوان​ جمع‌آوری کنند؛ هیچ‌کس حاضر به فروش نبود. علاوه بر این، ۱۰۰ هزار کریستال جادویی مبلغ قابل‌توجهی بود، مبلغی که حتی هانگ شین‌یوان هم سرسری روی آن شرط نمی‌بست.

دوان هانشان با بی‌تفاوتی‌نماینده​ گفت: «مهم نیست اگه‌قدرتش​ رد کنی. میل خودته.»

پس از اینکه هانگ شین‌یوان دید‌قدرتش​ دوان هانشان به این راحتی تسلیم شد،‌چیزی​ موافقت کرد: «خیلی خب، باهات شرط می‌بندم.»

دوان هانشان با‌عادی​ خنده گفت: «خوبه.‌ضروری​ می‌دونستم آدم خوبی هستی.»

هانگ شین‌یوان حرف‌های‌جلو​ دوان هانشان را‌قدرتش​ عجیب یافت: «آدم خوب؟»

در همین حین، در طول گفتگوی آن‌ها، صفحه هولوگرافیک بیرونِ کابین مبارزه نیز میدان نبردی را که Violet Cloud و تیان چنگ در آن ایستاده بودند، به نمایش درآورد.

میدان نبرد بیابانی بایر بود و دو بازیکن در فاصله‌می‌خورد​ ۱۰۰ یاردی از یکدیگر قرار داشتند. هر دو نفر ویژگی‌ها، سطح‌اعتبار​ و تجهیزات زمان خروجشان از قلمرو خدا را حفظ کرده بودند.

در آن لحظه، تیان چنگ شش قطعه تجهیزات حماسی به تن داشت. نیزه‌ای که در دست داشت، هاله‌ای تاریک‌می‌کردند​ از خود ساطع می‌کرد و حتی در حالت سکون نیز باعث می‌شد فضای اطرافش اندکی به لرزه درآید. با‌سالانه​ یک نگاه می‌شد فهمید که آن نیزه، سلاح جادویی خارق‌العاده‌ای است که ویژگی‌هایش قطعاً از سلاح‌های حماسیِ معمولی فراتر می‌رود.

تیان چنگ نیز پیش از این به سطح‌می‌کرد​ ۱۱۹ رسیده بود. سطح او حتی در کل‌ببیند​ قلمرو خدا نیز جزو برترین‌ها به شمار می‌رفت.

کروی زیر لب گفت:‌نماینده​ «هه هه، حالا می‌فهمی‌قدرتش​ گیلد ما چقدر قویه.»

با وجود این، برخلاف انتظار کروی، جمعیت بیرون‌می‌کرد​ کابین مبارزه هیچ نشانه‌ای از تعجب یا شگفتی‌ببیند​ بروز ندادند و در کمال ناباوری آرام ماندند.

از سوی دیگر، همان‌طور که مو شین به‌افراد​ صفحه هولوگرافیک نگاه می‌کرد، احساسات پیچیده‌ای در چشمانش موج‌بالا​ می‌زد. گویی با صحنه‌ای غیرقابل باور روبه‌رو شده بود.

کروی رد‌نماینده​ نگاه خواهر بزرگ‌ترش‌صورتی​ را دنبال کرد.

Violet Cloud، سطح ۱۲۱.

Violet Cloud دو سطح بالاتر از تیان چنگ بود.

«سطح ۱۲۱؟»

کروی مات و مبهوت ماند. گیلد آسمان یخبندان تمام منابعش را به‌نتیجه‌ای​ کار گرفته بود تا تیان چنگ را به سطح ۱۱۹ برساند. اما‌چشمان​ حالا یک روحانی از زیرو وینگ، دو سطح از او بالاتر بود.

در فضای مبارزه مجازی، تیان چنگ نیز غافلگیر شده‌محدود​ بود. او هرگز تصور نمی‌کرد کسی از نظر سطح‌ببیند​ از او پیشی بگیرد، آن هم با اختلاف دو سطح.

تیان چنگ نگاهی به Violet Cloud انداخت و گفت: «انگار خیلی ماهری. ولی این اختلاف سطح هیچ برتری‌ای بهت نمی‌ده. از طرفی، مبارزه تو یه بیابونِ به این باز و وسیعی، برای کلاس جادویی مثل تو یه نقطه ضعف بزرگه. هیچ جایی واسه جاخالی دادن نداری.»

Violet Cloud در مخالفت با نظر تیان چنگ سرش را تکان داد و گفت: «شاید این‌طور نباشه!»

«واقعاً؟ پس بذار‌جلو​ ببینم حق با‌قدرتش​ توئه یا نه!»

تیان چنگ پس از گفتن این حرف، ناگهان به سمت Violet Cloud یورش برد و تنها سایه‌ای محو در جایگاه قبلی‌اش بر جای گذاشت.

مهارت رده ۳، خار سایه!

به دلیل محدودیت‌های کابین مبارزه مجازی، او نمی‌توانست صددرصدِ قدرتش در قلمرو خدا را پیاده‌سازی کند؛ با‌بالا​ وجود این، فیزیک بدنی و ویژگی‌های پایه‌اش دقیقاً مشابه بازی بود. عبور از فاصله ۱۰۰ یاردی برای بازیکنان‌همین​ معمولی رده ۳ کمی زمان می‌برد، اما تیان چنگ از کلاس مخفی رده ۳ جنگجوی نیزه‌اژدها بهره‌مند بود.

در یک چشم‌به‌هم‌زدن جلوی Violet Cloud ظاهر شد و با نیزه‌اش به او ضربه زد.

سیلی از سایه‌های نیزه بر سر آن روحانی بارید که هر کدام از‌چنین​ آن‌ها فضا را در هم می‌پیچید. این حمله بهترین تکنیک تیان چنگ محسوب‌چشمان​ می‌شد؛ حرکتی که حتی متخصصان قلمرو دامنه نیز در دفع آن به مشکل برمی‌خوردند.

«ترکیبی از‌نماینده​ جادو و‌می‌آمد​ هنرهای رزمی؟»

دوان هانشان بلافاصله به اصول پایه‌ایِ تکنیک تیان چنگ پی برد و باید اعتراف می‌کرد که این جوان واقعاً استعداد بالایی دارد. هرچند تکنیک‌نشان​ تیان چنگ در ظاهر تنها مجموعه‌ای از ضربات ساده به نظر می‌رسید، اما این حملات در حقیقت یک آرایه جادویی را شکل می‌دادند که‌کنی​ باعث یکپارچگی آن‌ها می‌شد. توانایی تیان چنگ در کنترل مانا فراتر از حد انسانی بود. قدرت حمله‌اش قطعاً با هیولاهای اسطوره‌ایِ هم‌سطح برابری می‌کرد.

اگر این حمله به بازیکنی‌صورتی​ از کلاس جادویی برخورد می‌کرد، نتیجه‌ای‌چنین​ جز مرگ درجا در پی نداشت.

درست در لحظه‌ای که کروی‌جلو​ به عملکرد تیان چنگ افتخار‌می‌کرد​ می‌کرد، صدای آهی به گوشش رسید.

«یارو خیلی شجاعه.‌جلو​ واقعاً وارد محدوده مبارزه‌محدود​ تن‌به‌تن شد. کارش تمومه.»

کروی فوراً این حرف‌ها را نادیده گرفت. گذشته از این،‌پنهان​ اگر یک بازیکنِ کلاس مبارزه نزدیک وارد درگیری تن‌به‌تن نشود،‌حتی​ چطور باید با یک بازیکن کلاس جادویی بجنگد؟ از راه دور؟

حتی یک‌نماینده​ تازه‌کار هم‌می‌آمد​ چنین مزخرفاتی نمی‌گفت!

برخلاف انتظار کروی و دیگران که فکر می‌کردند Violet Cloud سریعاً عقب‌نشینی می‌کند تا پس از اتمام حملات تیان چنگ ضدحمله بزند، او در جای خود ثابت ماند. افزون بر این، او حتی برای مقابله با حمله تیان چنگ پیش‌قدم شد.

درست زمانی که باران نیزه‌ها در آستانه برخورد بود، Violet Cloud عصایش را به صورت افقی تاب داد و دست آزادش را برای دفع این یورش وحشیانه بالا آورد.

این صحنه نه‌تنها تماشاگران بیرون کابین را مات و مبهوت کرد، بلکه خود تیان‌دستورات​ چنگ را نیز در بهت فرو برد. اینکه یک بازیکن کلاس جادویی بخواهد حمله‌هانشان​ یک بازیکن مبارزه نزدیک را بدون استفاده از طلسم دفع کند، چیزی جز خودکشی نبود!

با وجود این، درست در لحظه‌ای که دست Violet Cloud در آستانه برخورد با سایه‌های نیزه قرار داشت، ناگهان یک آرایه جادویی دوگانه روی کف دستش پدیدار گشت.

طلسم دفاعی‌اگر​ رده ۳،‌نماینده​ حصار آمتیست!

Violet Cloud پس از احضار حصار آمتیست، بار دیگر دستش را تکان داد و این حصار کریستالی را به جلو راند. لحظه‌ای بعد، سایه‌های نیزه با برخورد به حصار آمتیست در هم شکستند و حصار همچنان به پیشروی خود به سمت تیان چنگ ادامه داد و او را مجبور به جاخالی دادن کرد.

کروی با دیدن خنثی شدن حمله تیان چنگ توسط Violet Cloud، با حیرت پرسید: «طلسم‌های دفاعی رده ۳ رو می‌شه این‌طوری استفاده کرد؟»

طلسم‌های دفاعی در قلمرو خدا معمولاً ثابت بودند؛ به این معنا که پس از اجرا قابلیت جابه‌جایی نداشتند. دلیل اصلی این محدودیت، نیاز به سطح غیرانسانی از کنترل مانا برای اجرای چنین حرکت پیچیده‌ای بود. این کار حتی از توانِ متخصصان قلمرو دامنه نیز خارج بود، اما Violet Cloud موفق به انجامش شده بود.

در همین حین، درست زمانی که تیان چنگ حصار آمتیست را‌بی‌شک​ جاخالی داد و قصد داشت حمله دیگری به سمت آن روحانی‌تثبیت​ روانه کند، ناگهان از شدت شوک در جای خود خشکش زد.

بیش از ۳۰۰ تیغه جادویی در اطراف Violet Cloud پدیدار شده و مانند پریان به دور او می‌رقصیدند. هر کدام از آن‌ها قدرتی در خود نهفته داشتند که برای نابودی زمین و زمان کافی بود. این پریان جادویی بدون اینکه فرصتی برای نفس کشیدن به تیان چنگ بدهند، بی‌درنگ به سمت او شلیک شدند.

اجرای سریع دوگانه؟

تیان چنگ باشتاب یک تکنیک مبارزه دفاعی را به کار گرفت و هم‌زمان یک‌نبود​ مهارت دفاعی رده ۳ را نیز فعال کرد. لحظه‌ای بعد، شبحی قیرگون از بدن‌ندارم​ تیان چنگ بیرون جهید و به سمت تیغه‌های جادوییِ در حال نزدیک شدن گسترش یافت.

گرومب... گرومب... گرومب...

رشته‌ای از انفجارها در هوا رخ داد و صدای آن در‌چنین​ سراسر میدان نبرد طنین‌انداز شد. نوسانات فضاییِ ناشی از آن، حتی‌روحیه​ روی صفحه هولوگرافیکِ پلتفرم مبارزه مجازی نیز به وضوح قابل مشاهده بود.

می‌توان گفت دفاع تیان چنگ بی‌نقص بود. او پیش از این به تسلطی‌اینکه​ بی‌نظیر بر دامنه خود دست یافته بود. هر یک از حرکاتش تا جای‌باعث​ ممکن ساده و بهینه‌سازی شده بود و دیواری آهنین در برابرش ایجاد می‌کرد.

سه ثانیه بعد، سایه شخصی از میان گرد‌می‌کرد​ و غباری که میدان نبرد را پوشانده بود به‌هدف​ بیرون پرتاب شد و محکم به زمین برخورد کرد.

«چطور ممکنه؟!»

کروی با تشخیص هویت این سایه،‌قدرتش​ مات و مبهوت ماند. چرا که‌نتیجه‌ای​ این شخص، کسی جز تیان چنگ نبود.

یادداشت مترجم: گو هان (Gu Han) نام واقعی Solitary Frost در دنیای واقعی است.

ناولها | novelha.net