چپتر 200: غار خدای شعله
0«قلعه شعله سرخ» در وسط «دره سوزان» واقع شده بود و آتشفشان بزرگی پشت آن خودنمایی میکرد. زمین اطرافنداشت این منطقه در تمام طول سال به شدت گرم بود و هوا نیز به همان اندازه خشک و تاولزا بهنمیبرد نظر میرسید. وزش باد در اینجا حکم موجی از گرما را داشت و هیچ تسکینی برای کسی به همراه نمیآورد.
در همین حال، محیط اطراف دره تنها از خاکشکنجه و کوههای سوخته و بایر تشکیل شده بود. در همهمخفیِ جا، سطح زمین با ترکهایی تار عنکبوتی پوشیده شده بود.
تنها دیدن این منظرهدیگری کافی بود تا اشتهایدریاچه هر کسی کور شود.
از آنجا که این یک محیطسطح مجازی بود، بازیکنان میتوانستند گرمای سوزانمنظره را با تمام وجود حس کنند.
خشکی دهان و خیس عرق بودن تنها ناملایماتی جزئی به شمارآمدن میرفت، اما تاری دید؟ این معضلی بزرگتر بود. علاوه بر این،غیرفعال نبرد در چنین محیطی فشار سنگینی بر استقامت بازیکن وارد میکرد.
به خاطر چنین محیط بیرحمی، بسیارینیازی از بازیکنان تمایلی به کشتن هیولاهاخشنی یا انجام مأموریت در اینجا نداشتند.
علاوه بر این، دره سوزان تنها نقشه سطح ۲۰ تا ۲۵ نبود. بیش از ۲۰ نقشه مشابه در منطقه «شهر رودخانه سفید» وجودخشنی داشت. میلیونها بازیکن حاضر در منطقه شهر رودخانه سفید میتوانستند هر مکان دیگری را برای ارتقای سطح و انجام مأموریت انتخاب کنند. برای مثال،اکثر «دریاچه خنک»، «جنگل سایهدار» و امثال آن همگی مکانهای مناسبی بودند. هیچ نیازی نبود که با آمدن به دره سوزان خود را شکنجه دهند.
با این حال، برایتشکیل شی فنگ، چنین محیطتار خشنی تأثیر چندانی نداشت.
شی فنگ علاوه بر فعالسازی مهارت غیرفعال مخفیِ «تقویت بدن پایه»، ۲۰ امتیاز «مقاومت در برابر آتش» نیز داشت. در نتیجه، دمای بالای دره سوزان هیچ تأثیری بر او نمیگذاشت.آتش مبارزه در این محیط گرم نیز استقامت او را چندان تحلیل نمیبرد. علاوه بر این، اکثر هیولاهای دره سوزان آسیب از نوع آتش وارد میکردند، بنابراین این مکان برای بازیکنانیمییافت مانند شی فنگ که مقاومت در برابر آتش بالایی داشتند، جهت ارتقای سطح بسیار مناسب بود. بازدهی ارتقای سطح شی فنگ در مقایسه با سایر نقشهها حداقل ۲۰ درصد افزایش مییافت.
در «قلمرو خدا»، نیروی طبیعت بسیار قدرتمند بود. اگر بازیکنان میخواستند به سرعتتأثیر ارتقای سطح پیدا کنند، باید بر بسیاری از این محیطهای طبیعی غلبه میکردند.آتش همگام با پیشرفت بازیکنان در مسیرشان در قلمرو خدا، اهمیت مقاومتها نیز افزایش مییافت.
به همین دلیل بود که وقتی شی فنگ متوجه شدجنگل «شعله شیطانی آبی-یخی» هم مقاومت در برابر آتش و همشکنجه مقاومت در برابر یخ او را افزایش میدهد، هیجانزده شد.
پس از رسیدن به قلعه شعله سرخ، شی فنگ نقشهپوشیده سیستم را باز کرد. با تأیید موقعیت «غار خدای شعله»،میتوانستند از طریق جادهای خاکی و سرخرنگ به سمت آن پیشروی کرد.
اگرچه هیولاهای سطح ۲۰ و بالاترِ فراوانی مانند «گاو خشمگین آتشین» و «گرگ شعله بنفش» در مسیر غار خدای شعله وجود داشتند، شی فنگ از جاده اصلی عبور میکرد. معمولاً NPCهای سطح بالا در جادههای اصلی گشتزنی میکردند و این NPCها معمولاً ۱۵ سطح بالاتر از نقشهای بودند که اشغال کرده بودند. علاوه بر این، آنها به جای انفرادی، در گروههای کوچک گشت میزدند.
اگر هیولای نادانی جرئت میکرد به جاده اصلی نزدیک شود، این NPCهای سطح ۴۰ بلافاصله جانور متجاوز را از پای درمیآوردند. لحظهای که به فاصله ۴۰ یاردی جاده اصلی میرسیدند، NPCهای گشتی آنها را شناسایی کرده و نابود میکردند. از این رو، تمام هیولاهای اطراف اصلاً جرئت نمیکردند به فاصله ۴۰ یاردی جاده اصلی نزدیک شوند و این به بازیکنان اجازه میداد با امنیت از آن عبور کنند.
حدود نیم ساعت بعد،تشکیل شی فنگ سرانجام بهتار غار خدای شعله رسید.
غار خدای شعله نزدیک به آتشفشانی در لبههای بیرونی دره سوزان واقع شده بود. تعداد زیادی هیولای نخبه و باسهای رتبه سردسته در داخل غار ساکن بودند. بامقاومت این حال، حتی وقتی بازیکنان این مکان را کشف میکردند، معمولاً ترجیح میدادند برگردند و آنجا را ترک کنند، زیرا هیولاهای اینجا بیش از حد قوی بودند. اگرنقشهها هیولاها آن گروه را تعقیب نکرده بودند، آنها به سمت غار خدای شعله فرار نمیکردند و تصادفاً راز آن تکاور برای کشتن باسها و هیولاهای نخبه را کشف نمیکردند.
با این حال، درمناسبی حال حاضر تنها شی فنگشکنجه از این راز خبر داشت.
هیولاهای داخل غار خدای شعله همگی سطح ۲۵ بودند و عموماً تنها بازیکنانی که به سطحبودند ۲۰ رسیده بودند در اینجا به کشتن هیولا میپرداختند. اما تجهیزات شی فنگ دارای «ویژگی نادیده گرفتنپایه سطح» بود، بنابراین او نیز میتوانست به سختی در اینجا مبارزه کند، هرچند با بازدهی بسیار پایینتر.
با این وجود، او همچنان مشغول کشتن هیولاهای سطح ۲۵پوشیده بود. حتی اگر سرعتش کمتر از یک بازیکن سطح ۲۰ بود،گرمای دستاوردهایش در مقایسه با کشتن هیولاهای سطح ۱۴ بسیار بیشتر میشد.
در مورد اینکه چرا هیولاهای غار خدای شعله تا این حد شگفتانگیز بودند، دلیل اصلی آسیب فوقالعاده بالای حملات آتشین آنها بود. حتی اگر فقط یک هیولای معمولی سطح ۲۵ بود، میتوانست یک «تانک اصلی» همسطح خود را تنها با دو یا سه حرکت از پایبازیکنانی درآورد. ناگفته نماند که هیولاهای غار خدای شعله همگی به صورت گروهی زندگی میکردند و معمولاً با پنج یا شش هیولا به طور همزمان برخورد میشد. حتی یک تانک اصلی با تجهیزات ردهبالا هم نمیتوانست از پس این همه هیولا به صورت همزمان بربیاید. همچنین تعدادموقعیت زیادی هیولای نخبه و نخبه ویژه در اینجا وجود داشت؛ آنها عملاً میتوانستند یک تانک اصلی همسطح را با یک ضربه بکشند. از این رو، حتی زمانی که بازیکنان از وجود غار خدای شعله مطلع بودند، هنوز کسی جرئت نداشت در این مکان به کشتن هیولا بپردازد.
با وجود این، وقتی پایبودند «متن مقدس خورشید سوزان» دردهند میان بود، ماجرا فرق میکرد.
متن مقدس خورشید سوزان میتوانست اثر «برکت خورشید سوزان» را به بازیکنان اعطا کند.مکانهای این اثر ارتباط تنگاتنگی با محیط اطراف داشت؛ هرچه تراکم مانای آتش در محیطمهارت بیشتر بود، تأثیر آن نیز افزایش مییافت. این اثر به مدت دو ساعت دوام داشت.
اما توضیحات متن مقدس خورشید سوزان به چنینتار اثری اشاره نکرده بود، بنابراین بازیکنان در گذشتهشود نتوانسته بودند کاربرد دقیق آن را کشف کنند.
غار خدای شعله را میشد یکی از مکانهای «دره سوزان» دانست که بیشترین تراکم مانای آتش راتأثیر داشت. در نتیجه، آسیب آتشین هیولاهای داخل آن بهطور غیرعادی سنگین بود. با این حال، دقیقاً بهتأثیری همین دلیل، غار خدای شعله مکانی بینقص برای استفاده از متن مقدس خورشید سوزان به شمار میرفت.
با وجود این، حتی با داشتن متن مقدس خورشید سوزان، شی فنگ باید در اینجا بینهایت مراقب میبود. هرچه باشد، غار خدای شعله لانه هیولاهای سطح ۲۵نتیجه بود. با اختلاف سطح ۱۱تایی، این هیولاها میتوانستند تنها با دو حرکت جان شی فنگ را بگیرند و او حتی فرصت مقاومت پیدا نمیکرد. علاوه بر این،درصد سطح شی فنگ بیش از حد پایین بود و این هیولاها بهراحتی میتوانستند او را شناسایی کنند. از این رو، او باید با احتیاطی شدید قدم برمیداشت.
لحظهای که شی فنگ با احتیاط پا به درون غار گذاشت، موجی ازهمگی هوای داغ از داخل غار به صورتش برخورد کرد. درست زمانی که حواس پنجگانهفعالسازی شی فنگ به حداکثر هوشیاری رسیده بود، ناگهان صدای زنگ ارتباط سیستم بلند شد.
شی فنگ که غافلگیر شده بود، ازترکهایی جا پرید و گفت: «لعنتی! نزدیک بوداشتهای سکته کنم!» سپس نگاهی به اعلان سیستم انداخت.
خوشبختانه هیولاها نمیتوانستند صدای اعلانهای سیستم را بشنوند.مناسبی درست مانند چت گروهی، تنها بازیکنان مشخصشده قادرخشنی به شنیدن آن بودند و دیگران متوجه چیزی نمیشدند.
شی فنگ با دیدن شناسه تماسگیرنده که جلوی چشمانش چشمک میزد، اخم کرد: «Flying Dragon؟ اون چرا داره God’s Domain بازی میکنه؟»
این Flying Dragon کسی نبود جز همکلاسی شی فنگ و نفر نهم مسابقات مبارزه «دانشگاه جینهای»، لینگ فیلونگ. اما در زندگی قبلی شی فنگ، لینگ فیلونگ مدتها پس از انتشار بازی به God’s Domain پیوسته بود. در آن زمان، شی فنگ دیگر لیدر گیلد سایه شده بود.
اینکه لینگ فیلونگ زودتر به God’s Domain ملحق شده بود، میتوانست نتیجه اثر پروانهای باشد؟ شی فنگ سرش را پایین انداخت و به فکر فرو رفت. اما خیلی زود پوزخندی زد. در این زندگی، او شناسه شخصیتش را برای کسی فاش نکرده بود. در مورد Blackie هم، شی فنگ از مدتها پیش به او سپرده بود که چیزی بروز ندهد. بنابراین، هیچکس در دانشگاه جینهای نمیدانست که شی فنگ همان یه فنگ است. به همین ترتیب، کس دیگری نمیدانست که Blackie همان Black Cloud در God’s Domain است. دوستان Blackie فقط میدانستند که او وضع نسبتاً خوبی در بازی دارد.
شی فنگ با لحنی سرد و پرصلابت، گویی خداییبودند است که به مورچهای نگاه میکند، تماس را پاسخچندانی داد: «تو کی هستی؟ چه کاری با من داری؟»
با شنیدن صدای شی فنگ، لینگ فیلونگ بلافاصله لرزه بر اندامش افتادخشنی و فشار سنگینی را احساس کرد. حس میکرد تازه از استخر آب سردبرابر بیرون آمده است. ضربان قلبش در لحظه به ۱۸۰ تپش در دقیقه رسید.
«این یه فنگ، همون متخصص خداگونهایه که باعث شد حتی اتحادیه رزمی تسلیم بشه؟ فقط صداش اینقدر پرصلابت و تهدیدآمیزه...شکنجه فشاری که وارد میکنه حتی از داداش ژانگ هم سنگینتره! از یه متخصص در حد خدا همین انتظار میره. تعجبی ندارهتأثیری که داداش ژانگ میخواست جذبش کنم.» لینگ فیلونگ در دل شوکه شده بود و احترامش نسبت به شی فنگ بیشتر شد.
در اصل، ژو یوهو باید با این متخصص خداگونه تماس میگرفت. اما ژوکافی یوهو قبلاً با او درگیر شده بود، بنابراین این مسئولیت به گردن او، لینگعرق فیلونگ، افتاده بود. لینگ فیلونگ احساس میکرد که فرصت درخشش او فرا رسیده است.
تا زمانی که میتوانست این موضوع را بهدرستی مدیریت کند و نظر چنین متخصص قدرتمندی را جلب نماید،چندانی جایگاهش در سایه در آینده بهسرعت بالا میرفت؛ او قطعاً از ژو یوهو پیشی میگرفت. هرچه باشد، ژو یوهوچندان زمانی با این متخصص درگیر شده بود. در آینده، ژو یوهو قطعاً برای ماندن در سایه به مشکل میخورد.
پیش از آنکه لینگ فیلونگ شخصاً ابهت یه فنگ را حس کند، همیشه فکر میکرد هیچکس نمیتواند به قدرتمندیمخفیِ داداش ژانگ باشد. اما حالا کاملاً مطمئن بود که اگر این متخصص خداگونه به سایه بپیوندد، حتی ژانگ لوووی همنوع باید در برابر قدرت او سر تعظیم فرود میآورد. در همین حال، سایه نیز تحت کنترل این متخصص قرار میگرفت.
لینگ فیلونگ با لحنی که هم ملایم و هم محترمانه بود، گفت: «سلام متخصص بزرگوار، وقتتون بخیر. من Flying Dragon، نماینده انجمن سایه هستم. ما صمیمانه میخوایم متخصصی در سطح خدا مثل شما رو به سایه دعوت کنیم. در مورد مزایا و شرایط هم خیالتون راحت باشه. ما تو سایه قطعاً براتون کم نمیذاریم.»
هرچه باشد، متخصص خداگونهای که اکنون پیش رویش بود، کسی بوددیدن که او در آینده بهشدت نیاز داشت خودش را برایش شیرینوجود کند. او واقعاً میترسید که این متخصص بلافاصله تماس را قطع کند.